استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «گوشه هایی از زندگانی حضرت سلام الله علیه» پرداخت.
/270/260/20/
علت نامیدن امام علیه السلام به «سجاد»
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: سؤال می شود که چرا حضرت علیّ بن الحسین علیه السلام را با لقبِ سَجّاد یاد می کنیم؟ در علل الشرائع آمده است: حضرت باقر علیه السلام فرمودند: پدرم على بن الحسين عليه السّلام هیچ نعمتى را به یاد نمی آورد، مگر آن كه برایش سجده می کرد؛ آيه اى از قرآن كه در آن بحث سجده بود، قرائت نمى كرد، مگر آن كه برای آن سجده مى نمود، و خداوند از آن حضرت، اَمرِ بَد و مَخُوف، يا كيد و حيله حيله گرى را دفع نمى فرمود، مگر آن كه برایش سجده مى کرد؛ از نمازش فارغ نمی شد، مگر آن که سجده می نمود؛ به اصلاح بین دو نفر ، توفیق نمی یافت، مگر آن که سجده می کرد، اثر سجده در تمام مواضع سجودِ ایشان، آشكار بود، لذا آن حضرت، به لقبِ سَجّاد موسوم گشت.
«قالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ علیه السلام: إِنَّ أَبِي عَلِيَ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السلام مَا ذَكَرَ نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِلَّا سَجَدَ، وَ لَا قَرَأَ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا سُجُودٌ إِلَّا سَجَدَ، وَ لَا دَفَعَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ سُوءً يَخْشَاهُ أَوْ كَيْدَ كَائِدٍ إِلَّا سَجَدَ، وَ لَا فَرَغَ مِنْ صَلَاةٍ مَفْرُوضَةٍ إِلَّا سَجَدَ، وَ لَا وُفِّقَ لِإِصْلَاحٍ بَيْنَ اثْنَيْنِ إِلَّا سَجَدَ، وَ كَانَ أَثَرُ السُّجُودِ فِي جَمِيعِ مَوَاضِعِ سُجُودِهِ، فَسُمِّيَ السَّجَّادَ لِذَلِك» (علل الشرائع، ج ۱، ص ۲۳۳)
سیره اخلاقی امام سجاد علیه السلام
استاد ناصر ابراهیمی در ادامه بیان کرد: سؤال می شود که سیره اخلاقی امام سجاد (علیه السلام) قبل و بعد از امامت بخصوص در واقعه کربلا چگونه بوده است؛ در پاسخ باید گفت پیشواى چهارم، انسانى کامل و برگزیده حق و در همه جهات اخلاقى، عبادى و علمى به اوج کمال رسیده و نمونه مجسم و عینى قرآن و رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) بود. در دوران سیاه حکومت اموى که ارزش هاى انسانى و فضائل اخلاقى به فراموشى سپرده شده بود؛ آن امام همام، چون خورشیدى فروزنده درخشید و وجودش مجمع همه فضائل و ارزش هاى فراموش شده گردید.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: در این مجال، جلوه ها و نمونه هایی از فضائل، سیره و مکارم اخلاقى آن حضرت را که الگویی بی بدیل برای جوامع بشری است به تصویر می کشیم:
1- فزونى عبادت و نیایش امام چهارم (علیه السلام) در پیشگاه خدا به حدى بود که آن حضرت سرور و زینت بخش عبادت کنندگان (سیّد العابدین، زین العابدین) و بسیار سجده کننده (سجّاد) لقب یافت.
2- عفو و گذشت و پاسخ بدى را به نیکى دادن از دیگر خصلت هاى پیشواى چهارم (علیه السلام) بود.
3- بخشش به نیازمندان و رسیدگى به مشکلات آنان، خصلت فراگیر همه امامان معصوم (علیهم السّلام) و از جمله فضیلت های امام سجاد (علیه السلام) بود.
4- امام چهارم همچون سایر امامان (علیهم السلام)، شجاع، دلیر و ظلم ستیز بود. موضع سخت و سخنان کوبنده آن حضرت در برابر ستمگران خودکامه اى همچون (عبید الله)، (یزید) و (عبد الملک) بهترین گواه قوّت روحى و شجاعت آن بزرگوار در جریان های بعد از واقعه کربلا و دوران امامت آن امام همام است.
وی افزود: نتیجه آنکه سیره اخلاقی و فضایل و کرامات اهل بیت (علیهم السلام) کامل ترین و بی بدیل ترین سیره و فضایل اخلاقی است و منحصر به یک دوره یا مرحله ای از زندگی پُر بار ایشان نمی شود و در لحظه لحظه زندگی ایشان ساری و جاری است. اما این روحیات و کمالات بسته به شرایط زمانی و مکانی و در برابر افراد و جریان ها متفاوت است.
شهادت حضرت امام زین العابدین ع (95ق) بنا به قولى
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: از کثرت از دنیا رفتنِ فقها و علما، سال نود و پنجم را (سنة الفقهاء) مى گفتند. حضرت على بن الحسین (علیه السلام) از دنیا رحلت کرد و قاتل آن حضرت را ولید بن عبدالملک گفته اند. روایت شده که در شب وفاتش آب وضو طلبید، چون آب برایش آوردند، فرمود: در این آب میته است؛ چون نزدیک چراغ بردند، موش مرده اى در آن بود، آن را ریختند و آب دیگر برایش آوردند. پس خبر فوت خود را داد و هم در آن شب مدهوش شد، چون به هوش آمد سوره (واقعه) و (انا فتحنا) خواند و فرمود: «الحمدلله الذى صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبوء من الجنه حیث نشآء فنعم اجر العاملین» (کافی، ج 1، ص 468)
وی افزود: آن حضرت در وقت وفات، حضرت باقر (ع) را به سینه چسبانید و این وصیت را که پدر در وقت شهادت به او کرده بود، به پسر کرد که: زنهار! ستم مکنید بر کسى که یاورى بر تو به غیر از خدا نداشته باشد.
پس به روایت راوندى این کلمات را مکرر نمود تا وفات فرمود:
«اللهم ارحمنى فانک کریم اللهم ارحمنى فانک رحیم». (مستدرک الوسایل، ج 2، ص 134)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بعد از وفات، تمامى مردم به جز سعید بن المسیب بر جنازه آن جناب حاضر شدند و آن حضرت را به بقیع بردند و در نزد عمّش حضرت مجتبى (علیه السلام) دفن نمودند.
وی اضافه نمود: روایت شده که چون جسد مبارکش را از براى غسل برهنه کردند و بر مغتسل نهادند، بر پشت مبارکش از آن انبان هاى طعام و سایر چیزها که بر دوش کشیده بود، براى فقرا وارامل و ایتام ، اثرها دیدند که مانند زانوى شتر پینه بسته بود و آن جناب را ناقه اى بود که بیست و دو حج بر آن گذارده بود و یک تازیانه بر او نزده بود.
بعد از دفن آن حضرت، آن ناقه از حظیره خود بیرون آمد و به نزدیک قبر آن جناب رفت بى آنکه آن قبر را دیده باشد و سینه خود را بر آن قبر گذاشت و فریاد و ناله کرد و آب از دیدگان خود ریخت. خبر به حضرت باقر (ع ) دادند. تشریف آورد و به ناقه فرمود: ساکت شو و بر گرد، خدا برکت دهد براى تو. ناقه به جاى خود برگشت و بعد از اندک زمانى، به نزد قبر آمد و باز شروع به ناله و اضطراب کرد و تا سه روز، چنین بود تا هلاک شد.
بالجمله حضرت سید سجاد (ع) به سنّ پنجاه و هفت بود که وفات کرد. (شجره طوبی، ج 1، ص 165 با اندکی تفاوت)
وی افزود: بعد از واقعه کربلا، قریب و سى و پنج سال زندگى کرد و این قطعه از زمان شدت استیلاى بنى امیه بوده که اهل بیت نبوت را تمکن از ارشاد و دعوت و هدایت عباد نبوده، به این ملاحظه، از معاشرت مردم به زهد و عبادت پرداخته و عبادات شاقه براى خود مقرر فرموده بود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بعد از شهادت پدرش ، چند سالى در بادیه اقامت کرد و خانه اى از مویى که سیاه چادر باشد؛ براى خود اتخاذ کرد و در آن اوقات گاه گاهى به زیارت جد و پدرش به جانب عراق مى رفت و از صدمات و مشقّت هاى سفر کربلا، خیلى ضعیف و ناتوان شده بود به نحوى که به اندک سردى هوا متأثر مى شد و باید پوستین و لباس هاى پشمینه بپوشد و با این ضعف بدن، در شبانه روزى هزار رکعت نماز مى گذاشت و کفالت مى نمود اهل بیت صد خانه از فقراى مدینه را و یکى از عبادت موظفه آن مظلوم، گریستن بر پدر بزرگوارش بود. کثرت گریستن آن حضرت بر پدر، خصوص در وقت دیدن طعام و آب و کلمات غلام آن جناب با وى و بیان کردن آن حضرت حال یعقوب را در فراق یوسف و بیان حال خود، معروف است. در این روز سنه 354ه، محسن بن على قاضى تنوخى امامى وفات کرد و او همان کس است که قصیده ابن معتز را در مفاخر بنى عباس رد کرده است.
روضه شهادت امام سجاد علیه السلام :
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: امام سجّاد عليه السلام روز شنبه ۱۲ محرّم الحرام سال ۹۵ هجرت در سنّ ۵۷ سالگی وفات کرد. و نیز شیخ مفید و شیخ طوسی (ره) گفته اند: آن حضرت در روز ۲۵ محرّم سال ۹۴ هجرت وفات نمود؛ و هشام بن عبد الملک در عصر خلافت ولید بن عبد الملک (ششمین خلیفه اموی) آن حضرت را با زهر، مسموم کرد.
وی افزود: سبط بن جوزی در کتاب «تذکره» می نویسد: «امام سجّاد عليه السلام سیّد فقیهان، در آغاز سال (۹۴ یا ۹۵ ه ق) وفات کرد، و فقهای دیگر بعد از او یکی بعد از دیگری وفات کردند؛ مانند: سعید بن مسیّب، عروة بن زبیر، سعید بن جبیر، و عموم فقهای مدینه.»
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دوره حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بنی هاشم و به خصوص امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بیرحمانه بود.
وی اضافه نمود: والی مدینه «هشام بن اسماعیل» گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد: "الله اعلم حیث یجعل رسالته" «خدا میداند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد.» و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت می کنیم.
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. (بحارالانوار،ج ۴۶، ص ۱۵۲، حدیث ۱۲ و ص ۱۵۳ و ۱۵۴)
وی افزود: خبر شهادت حضرت زین العابدین علیه السلام که با عملکرد انسانی و الهی خود، همگان را مجذوب خود کرده و با مجاهدت سی و پنج ساله خود، تصویری منور و متعالی از امامت در ذهن جامعه اسلامی ترسیم کرده بود، به سرعت در شهر پیچید و همه برای تشییع جنازه او حاضر شدند.
اين استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سعید بن مسیب چنین روایت می کند: "وقتی امام به شهادت رسید، همه مردم، از نیکوکاران گرفته تا بدکاران، برای تشییع جنازهاش حاضر شدند. همه زبان به ستایش او گشوده بودند و سیل اشک از دیدگان همگان جاری بود. در تشییع جنازهی امام همه مردم شرکت کرده بودند و حتی یک نفر در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله باقی نمانده بود» (بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۱۵۰)
وی افزود: امام سجّاد عليه السّلام شترى داشت كه 22 بار با آن از مدينه به مكّه براى انجام حجّ رفته بود، و در اين مدت حتّى يك بار تازيانه به آن شتر نزد. «ما قرعها بمقرعة قطّ». براستى قابل توجّه و دقّت است كه امام سجّاد عليه السّلام تا آنجا رعايت مى كرد كه حتّى 22 بار با آن شتر به مكّه رفت، ولى يك تازيانه به او نزد، اگر هر سفر او را (با توجّه به 80 فرسخ فاصلۀ بين مكّه و مدينه) در نظر بگيريم، آن حضرت در اين 22 بار رفت و بر گشت، 3520 فرسخ با آن شتر، مسافرت به مكّه نموده است، در تمام طول اين مسافت، حتّى يك تازيانه به آن شتر نزده است.
وی اضافه نمود: مطابق بعضى از روايات، هرگاه مى خواست شتر، تندتر حركت كند، فقط تازيانه را به طرف بالا بلند مى كرد، وقتى كه به آن حضرت گفتند: «چرا تازيانه را به او نمى زنى؟» در پاسخ مى فرمود: «از قصاص الهى مى ترسم». «لو لا خوف القصاص لفعلت» : «اگر ترس قصاص نبود، مى زدم» . (اعيان الشّيعه، ط جديد، ج 1، ص 634 مترجم)
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: پس از خاکسپاری جنازه امام سجّاد عليه السلام ، آن شتر کنار قبر آن حضرت آمد، و گردن و گلوی خود را بر زمین قبر زد، و بر خاک غلطید و نعره کشید، و اشک از چشمانش روان گردید.
به امام باقر عليه السلام خبر دادند، امام باقر عليهالسلام به آنجا آمد، و به شتر فرمود: «اکنون بس است، برخیز، خدا تو را برکت دهد».
شتر برخاست و به جایگاه خود رفت، ولی پس از لحظهای بار دیگر کنار قبر آمد و گردن و گلویش را بر زمین قبر زد، و به خاک غلطید و صیحه کشید و اشک ریخت.
به امام باقر عليهالسلام خبر دادند که شتر، بار دیگر، کنار قبر رفته است، امام باقر عليهالسلام نزد او آمد و فرمود: «اکنون بس است، برخیز»، ولی این بار، شتر برنخاست.
امام باقر عليهالسلام فرمود: «شتر را به حال خود واگذارید که در حال نزع و وداع با دنیا است»، از این جریان بیشتر از سه روز نگذشت تا اینکه آن شتر مرد. (بحارالانوار، ج ۴۶، ص۱۴۷ و ۱۴۸، حدیث ۲ و ۳ و ۴ به نقل از بصائر الدرجات و اختصاص و اصول کافی ج ۱، ص ۴۶۷، حدیث ۲ و ۳ و۴ ، برگرفته از کتاب نگاهی بر زندگی چهارده معصوم علیهم السلام: ترجمه أنوار البهیة.)