به مناسبت فرا رسیدن اربعین سید و سالار شهیدان کربلا، اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایش، استاد محمد مهدی بحرینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «احساس در عاشورا، معرفت، در اربعین» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: عاشورا یک روز زنده است و حیات در آن وجود دارد؛ بزرگان که این روز را به حقیقت، درک می کنند، برایشان روز طاقت فرسایی است؛ چنانچه در سیره امام کاظم علیه السلام اینچنین بیان شده است. در عاشورا انسان مؤمن در مقابل داستان غمگین کربلا خضوع می کند و دلش را به کربلا می سپارد؛ در اربعین، بازگشت به کربلا است.
وی افزود: زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام در طول سال مستحب است؛ چه اینکه در روزهای خاص، همانند شب های جمعه از استحباب اکید برخوردار است؛ حدود 87 مناسبت در طول سال، برای زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام بیان شده است که نشان دهنده تأثیر فراوان این زیارت بر زندگانی افراد است.
استاد بحرینی در ادامه بیان کرد: زیارت اباعبدالله الحسین در روز عاشورا، یک زیارت سراسر، احساسی است؛ احساسی که البته پیشینه منطقی و معرفتی دارد؛ در این زیارت، احساس، اوج می گیرد و سراسر سلام است و لعن. اما چهل روز بعد از عاشورا، آرامش، برقرار می گردد و احساسات فروکش می کند؛ دستور است که دوباره به زیارت بیایید. اما زیارت اربعین، زیارتی احساسی نیست؛ بلکه نگاهی منطقی به داستان کربلا بر آن حاکم است. زیارت اربعین، زیارتی منحصر به فرد است؛ اگر چه نمونه ای دیگر هم بشود برای آن یافت. عموما ادبیات زیارت، ادبیات اعتراف به عظمت مقام اهل بیت علیهم السلام است؛ یا نسبت به تمام اهل بیت علیهم السلام به صورت جمعی خطاب می گیرند، یا امامی خاصی که به زیارتش مشرف شدیم، مخاطب قرار می گیرد. امام رضا علیه السلام فرمود: زیارت ما تجدید عهد و پیمان است؛ من به زیارت می روم، تا تسلیم در برابر امام بودن را مرور کنم؛ از این رو در قالب زیارت، اعترافاتی شکل می گیرد. اما زیارت اربعین، جدای از این قسمت ها، مروری دوباره بر داستان عاشورا است؛ اما با نگاه معرفتی و نگاه منطقی.
وی اضافه نمود: به متن زیارت اربعین اگر نگاه کنید، ساختار شکل گیری حرکت اباعبدالله در زیارت اربعین است؛ ساختار دشمنان اباعبدالله بیان شده است که دو علت اساسی در مورد ظلم نسبت به حقّ محض را بیان می کند. ابعاد منطق شکل گیری داستان کربلا را مورد بررسی قرار می دهد؛ اهل بیت از ما توقع دارند که در اربعین به زیارت حضرت مشرف بشویم و این متن را بخواهیم و به مفاهیمش درک عمیق پیدا کنیم. دو مشکل اساسی، «گرایش به حرام» و «گرایش به امیر باطل» بوده است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ادبیات زیارت اربعین، منحصر به فرد است؛ البته اگر زیارت غدیریه امیر مؤمنان علیه السلام را که امام هادی علیه السلام تعلیم دادند را هم نگاه کنید، ادبیات منحصر به فردی دارد؛ که نگاه به مولا در قالب اتفاقاتی بیان می شود که در زمان حضرت رخ داده است.
وی افزود: نکته اربعین، بازگشت دوباره به کربلا، برای تدبر در داستان کربلا است. پیدا کردن رمز و رازهای نیروهای مثبت و نیروهای منفی است. این نکته را باید در زندگی مان پیدا کنیم. زیارت اربعین، زیارت زندگی انسان است. حماسه و احساس، همه زندگی انسان نیست. اگر چه در مدتی احساسی می شود، اما انسان در زندگی به دنبال منطق می گردد. در ناحیه اباعبدالله الحسین و سپاهش و هم در ناحیه عمر سعد و عبیدالله و یزید و معاویه و سقیفه و تمام بدهای عالم، زیارت اربعین، سخن دارد. امام از ما توقع دارد که این را پیدا کنیم و در بدنه زندگی مان قرار بدهیم.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نام اباعبدالله همیشه حماسه دارد؛ «ان للحسین حرارة فی قلوب المؤمنین»؛ نام اباعبدالله الحسین حماسه دارد؛ حضور در راهپیمایی اربعین، چه پیاده چه سواره، اصل حضور، یک داستان است؛ حماسه حسینی طرف دیگر داستان است. وقتی حماسه ای شکل می گیرد و این حماسه به عنوان یک رفتار اجتماعی پذیرفته می شود، اگر ابعاد معرفتی مورد کم توجهی قرار بگیرد، خطر حماسه را تهدید می کند. ما باید به دنبال معرفت در ماجرای کربلا باشیم.
وی اضافه نمود: اگر چه اربعین، حماسه وار هم می تواند باشد، اما بعد معرفت نباید مورد اغفال قرار بگیرد. ما در عاشورا به دنبال حماسه هستیم؛ هر کس به هر شکلی می آید و با امام حسین ارتباط برقرار می کند. اربعین هم بیاید؛ اما اربعین مانند عاشورا نباید در نظر گرفته بشود؛ آسیب ها باید شناخته شود؛ آسیب هایی که از عدم معرفت و باور است. زیارت اربعین اصرار دارد که تقویت معرفت داشته باشد. ما در اربعین، حماسه نمی خواهیم؛ معرفت می خواهیم. در طول زندگی مان باید زندگی شکل بگیرد که روز عاشورا روز احساس باشد؛ اما غیر عاشورا باید روز تقویت معرفت باشد. وقتی داستان کربلا شکل می گیرد، با تمام پیشینه ذهنی که از اباعبدالله و یزید و امثال یزید دارند، باز از کنار داستان می گذرند؛ اگر ابعاد معرفتی ما قوی نباشد، این خطر ما را تهدید می کند.
استاد محمد مهدی بحرینی در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: چرا اصرار در بعد معرفتی داستان کربلا وجود دارد؟ علتش این است که داستان کربلا و تاریخ، تکرار شدنی است؛ یک نفر خواهد آمد مانند اباعبدالله؛ «هل من ناصر ینصرنی» خواهد گفت؛ «هل من ذابّ یذبّ عن حرم رسول الله» خواهد گفت؛ دستش خالی خواهد بود؛ ما در آن بیان در چه گروهی هستیم؟ چپ، راست یا بی تفاوت؟
وی افزود: در روایتی می خوانیم: امام صادق علیه السلام) فرمودند: «اذا توالت ثلاثة اسماء : محمد و على و الحسن، فالرابع القائم» «هنگامى كه سه اسم محمد و على و حسن دنبال هم آمدند، پس چهارمين آنان قائم است.» (كمال الدين، ج2، ص 333، ص 334)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: تعبیر زیبایی است؛ توالی سه اسم، تکراری است؛ در ناحیه معصومین سلام الله علیهم آغاز سلسله معصومین با این سه اسم است؛ پایان معصومین هم با این سه اسم است. محمد صلی الله علیه و آله و سلم؛ علی علیه السلام، حسن مجتبی علیه السلام؛ این سه اسم که اول است، در آخر هم تکرار می شود. ظرافت در اینجا است که وقتی در ابتدا این سه اسم تکرار شد، چهارمینش وجود مقدس اباعبدالله است؛ در آخر سلسله معصومین هم سه اسم تکرار بشود، چهارمین آن، امام زمان علیه السلام است؛ امام زمان مثل اباعبدالله است. خدا معرفت امام زمانی به ما عطا کند و ندای جبرائیل را به ما برساند که مانند علی اکبر و حضرت عباس علیه السلام یاور امام خود باشیم.