به مناسبت ایام اربعین و عزای سید و سالار شهیدان، استاد سید محمد شفیعی دارابی مازندرانی از اسااتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به بیان شمه ای از فضایل ام البنین علیها اسلام در قالب شعر پرداخت.
/270/260/22/
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در کلامی شریف از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می خوانیم: «قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اَللَّهُمَّ لاَ تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً عَنْ قَتَادَةَ» (نور الثقلين؛ جلد ۳؛ صفحه ۱۹۹)؛ از این رو دعای همیشگی ما است:
گلم را با جنانت دار یا رب
مرا بر گلشنم مسپار یا رب
اگر یک لحظه دستم، وا گذاری
شوم بیچاره، بد کردار یا رب
استاد شفیعی دارابی مازندرانی در بخش دیگری از گفتگو به شخصیت والای حضرت ام البنین پرداخت: نام مبارک آن حضرت، "فاطمه" کلابیه، و کنیه شریفش، "ام البنین" است. پدر آن حضرت، "خرام بن خالد" و مادرش، "لیلی" دختر " ابن ابیعامر" است.
وی افزود: امیرالؤمنین سلام الله علیه آن خانم را به خاطر شجاعت و دیگر صفات والای اخلاقی خاندانش به همسری برگزید. خدای مهربان در پرتو این ازدواج مبارک، 4 پسر به او عنایت کرد: قمر بنی هاشم حضرت "ابوالفضل العباس" علیه السلام، "عبدالله"، "جعفر" و "عثمان" که جملگی در کربلا به شهادت رسیدند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: وقتی که "بشیر"، خبر شهادت فرزندان "ام البنین" را در مدینه به او داد، آن حضرت جمله نورانی فوق را فرمود: «أخبِرنی عَن أبِی عَبدالله الحُسَین، …أولادی وَ مَن تَحتَ الخَضراء کُلُّهُم فداءُ لأبی عَبدِاللهِ الحُسین...» فرزندانم و تمام کسانی که زیر آسمان کبودند، همه به فدای ابا عبدالله الحسین علیه السلام باد! (منتهی المقال، ج 2، ص 70؛ تذکره الشهداء، ص 443)
وی اضافه نمود: آن حضرت همه روزه به قبرستان بقیع می رفت و چنان جانسوز مرثیه می خواند که همه گریان می شدند؛ در حالی از سوی حکومت یزیدی، این چنین کار ممنوع بود؛ حتی "مروان" با آن قساوت قلبش در مرثیه خوانی "امالبنین" می گریست. بیش از دو روز از ورود اسراء کربلا به مدینه نگذشته بود که ام البنین علیها السلام به زینب سلام الله علیها پیغام داد که به دیدنت می رسم؛ زینب به قاصدش فرمود: «او مادر داغدیده ما است؛ باید من به دیدارش بشتابم»؛ و فورا با جمعیتی از بانوان به منرل ام البنین رفت؛ وقتی این دو داغ دار بهم رسیدند، محشری به پا شد؛ زینب با سوز و آه جگر سوز فریاد زد: یا «عباس» و ام البنین خونین جگر فریاد زد: «یا حسین» (منتهی المقال، ج 2، ص 70؛ تذکره الشهداء، ص 443)
استاد سید محمد شفیعی دارابی مازندرانی خاطرنشان کرد: استادم مرحوم آیه الله دارابکلائی می فرمود: ام البنین علیها السلام در بقیع چهار صورت قبر، برای چهار پسر شهیدش درست می کرد؛ ولی در کنارشان به یاد حسین سلام الله علیه می گریست و می فرمود: پسران من، مادر دارند؛ ولی حسین من مادر ندارد؛ لذا بیشتر برای او اشک می ریزم.
حَبّذا ای مام دل بیدار یا ام البنین گریه ات بر خصم، دل آزار، یا ام البنین
خفقان ها را شکستی، مادرا، با اشک ها ناله هایت بود، پُر اسرار یا ام البنین
ضَّجه های سوز ناکت، خفتگان بیدار کرد ضدِ کوفه، ضد شام تار یا ام البنین
جرأت مردم به بالا خواست بهر انتقام کرده ای رسوا، دد ِغّدار یا ام البنین
مادر شیران دشت کربلای پر بلا مادر عباس حق سالار یا ام البنین
مادر عثمان و عبدالله و جعفر در جهان جمله، بی فرزند در این دار یا ام البنین
چهار تیرِ غم ترا بر سینه آمداز خسان پنجمی داغ حسین و یار یا ام البنین
بر شهیدان، نوحه می کردی، ولی بیش از همه بر حسین، آن برترین صّبار یا ام البنین
زینب غمدیده با صد غم چو آمد در وطن داده ای پیغام یک دیدار یا ام البنین
داد پاسخ مادرا، من خود رَسَم خدمت ترا اشک باران خانه ات یکبار یا ام البنین
محشری شد در کنارت، آن دمی زینب رسید در بر جمعیت بسیار یا ام البنین
بانگ «یا عباس» او قلب دو عالم را شکست «یا حسین» تو بسی خونبار یا ام البنین
آفرین بر سوز و آه و ناله و فریاد تو گو شفیعی اشک حق، مینار یا ام البنین
قاصدی با یک پیام دل غمین پیش زینب آمد از ام البنین
فیض دیدار ترا شیدا منم جام قلبت را یکی صهبا منم
گفت زینب قاصدا گو مادرم . من به خدمت آیمت با خواهرم
همره جمع زنان داغدار رفت، زينب پيش مام اشکبار
بانگ «یاعباس» زینب، اوج داشت «یا حسین» مام هم، صد، موج داشت
این یکی داغ چهار رعنا پسر هفت برادر داغ، زینب را ببَر