حضرت آیت الله جوادی آملی ابراز داشتند: اگر بیان نورانی «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» را در کنار آیه سوره مبارکه اِسراء بگذارید نتیجه این میشود که انسان باید از گوش، چشم، قلب و هم نوع خود مواظبت کند «کل اولئک کان عنه مسئولا» همان طوری که ما از گوش، چشم، قلب خودمان محافظت میکنیم، از هم نوع خودمان نیز باید مواظبت کنیم، این به اعتیاد نیفتد، این بیکار نشود، این وامدار نشود.
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دورهای اساتید، جلسه درس اخلاق حضرت آیت الله جوادی آملی در مسجد بنیاد اِسراء پنجشنبه 29 آبان با حضور جمعی از فرماندهان و پرسنل نیروی انتظامی قم، طلاب و فضلای حوزه و عدهای از خواهران و برادران دانشگاهی برگزار شد.
متن کامل درس اخلاق حضرت آیت الله جوادی آملی به شرح زیر است:
مقدم شما بزرگوران حوزوی و دانشگاهی، عزیزان نیروی انتظامی و سایر برادران و خواهران را گرامی میداریم.
ایام سوگ و ماتم سالار شهیدان و اهل بیت علیهم السلام از یک سو و شهادت و رحلت وجود مبارک امام سجاد علیه السلام از سویی دیگر را به پیشگاه ولی عصر اروحناه فداه تسلیت و تعزیت عرض میکنیم و اجر همه شما عزادران را از ذات اقدس الله مسألت میکنیم.
امام سجاد علیه السلام مانند سایر ائمه علیهم السلام گاهی با خدا سخن و گاهی با مردم سخن میگفتند، سخن آنها با خدا هم برای تحکیم رابطه عبد و مولی و هم برای تعظیم نفوس دیگران بود، سخن آنها با مردم نیز بدین شرح بود، همین دو عنصر را داشت، همانطوری که شما با رساله حقوق و صحیفه سجادیه حضرت آشنا هستید و همانطوری که با نهج البلاغه مأنوس هستید.
مستحضرید که سطح خطبه غیر از سطح خطابه است، وجود مبارک حضرت امیر علیه السلام اول که خطبه میخواند با خدای خود سخن میگوید، ادراک آن معارف کار آسانی نیست، وقتی خطابه دارد با مردم حرف میزند ادراک آن خیلی دشوار نیست، نهج البلاغه باید در دو سطح شرح شود، آن خطبههایی که واقعا برای کسانی که سالیان متوالی درس حوزوی خواندند درسی است، این طور نیست که کسی بخواهد خطبههای حضرت را مطالعه کند و بفهمد، خطابههای آن حضرت خیلی دشوار نیست.
صحیفه سجادیه نیز به همین شرح است، صحیفه سجادیه با رساله حقوق آن حضرت در یک سطح نیستند، در صحیفه سجادیه وجود مبارک حضرت با خدای خود سخن میگوید، طرزی با خدا، با ملائکه خدا، با عرش الهی، با جریان بهشت و قیامت و ازل و ابد سخن میگوید فی الواقع نیاز به بحث دارد، اما این «رسالة الحقوق» طرز سخن حضرت با جامعه است، اگر فرصتی شد به یک مناسبتی درباره بعضی از فرازهای صحیفه سجادیه ممکن است سخن به میان آید.
اما آنچه به مناسبت شهادت آن حضرت محور بحث است و برای همه ما هم نافع است آن «رسالة الحقوق» حضرت است، «رسالة الحقوق» حضرت پنجاه ماده از مسائل حقوقی را به همراه دارد، شاید قبلاً نیز این بحث گذشت که این حقوقی که در جهان کنونی مطرح است چه سازمان بین الملل و چه مجامع حقوقی دیگر اینها هیچ سبقه علمی ندارد، یک رساله حقوق یک مبادی حقوقی مادامی علمی هست که این سه عنصر محوری را دارا باشد، آنچه در سازمان ملل گذشت و میگذرد این ابتر است این سه عنصر را ندارد فقط دو عنصر را دارد.
یک توضیحی در مسأله حقوق نویسی به عرضتان برسانم تا روشن بشود حقوق وقتی کامل است که عناصر سه گانه، این مثلث مبارک را داشته باشد، حقوق مانند فقه یک مواد حقوقی دارد که قابل ادراک است، قابل عمل است، عملیاتی و اجرایی است مثل فقه، فقه یک سلسله مواد فقهی دارد به نام رساله عملیه که این عملیاتی و قابل اجرا است.
مجالس هم همین طور است کشورها هم وقتی قانون دارند ماده حقوقیشان را مجلس تصویب میکند که عملیاتی است، این مواد حقوقی را از مبانی میگیرند مثلاً در فقه کسی مبنایش این است که با شک در مقتضی میشود استصحاب کرد یا در اطراف علم اجمالی موافقت قطعیه لازم نیست و مانند آن؛ اینها مبانی است که در اصول تبیین میشود، فقیه به استناد این مبانی مطالب فقهی و مواد را استخراج می کند از نظر حقوق بشر نیز همین طور است، مواد حقوقی را از مبانی می گیرند، مبانی حقوقی مثل استقلال، آزادی، امنیت، امانت، عدم دخالت بیگانه، زندگی مسالمت آمیز، هوای پاک و مانند آن مبانی حقوقیاند که آن مواد را از این مبانی می گیرند و کلید همه این مبانی عدل است.
یعنی اگر استقلال هست، امنیت هست، امانت است، عدم دخالت است، روابط مسالمت آمیز است همه اینها در محور عدل باشد عدل مبنی المبانی است، یعنی همه آن مبانی حقوقی به استناد عدل سامان میپذیرد، وقتی مبانی سامان پذیرفت آن مواد را از این مبانی استنباط می کنند، مبانی به منزله قانون اساسی یک کشور است، کشور مجلسش مادامی موفق است که مواد حقوقی و قانونی آماده تدوین و تصویب کند که دارای قانون اساسی باشد لذا هیچ کشوری بدون قانون اساسی مجلس ندارد.
تا اینجا مشترک مابین ما و دیگران است یعنی مواد حقوقی ما متصل است به یک سری مبانی، آن سلسله مبانی کلید همه آنها عدل است تا اینجا مشترک است، عدل هم که یک کلمهای است آشنا مفهوم شفاف و روشنی دارد، عدل یعنی «وضع کل شئ فی موضعه» هر چیزی را در جای خودش قرار دهید این معنا را هم ما میفهمیم هم آنها میفهمند، هم ما باور داریم هم آنها باور دارند، تا این دو عنصر مشترک است اما تمام اختلاف بین ما و آنها این عنصر سوم است.
ما می گوییم که عدل که معنایش «وضع کل شئ فی موضعه» هست جای اشیاء و اشخاص کجاست، معتقدیم که جای اشیاء را اشیاء آفرین باید معین کند، جای اشخاص را اشخاص آفرین باید معین کند، آنها می گویند جای اشیاء را خودمان معین می کنیم ما می گوییم زن و مرد در ارث یکسانند، دختر و پسر در ارث یکسانند، در حجاب یکسانند، خوب شما آفریدید یا نیافریدید شما که اشخاص را نیافریدید اشیاء را نیآفریدید، چگونه درباره آنها فتوا می دهید این است که قرآن کریم فرمود شما در باب ارث دخالت نکنید «لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً» وضع ارث بگذارید همین طور باشد شما که از آینده خبری ندارید.
شما فکر میکنید آنچه از انگور عمل میآید چه رب انگور چه شراب انگور هر دو حلال است، شما انگور آفریدید تا از عصاره آن باخبر باشید از نتیجه آن باخبر باشید عدل «وضع کل شئ فی موضعه» کسی که خالق اشیاء و اشخاص است جای آن را معین می کند، آنها این ضلع سوم را ندارند، منبع ندارند مواد دارند مبانی دارند اما این مبانی را خودشان استخراج می کنند، استقلال آن است که ما می گوییم، امنیت آن است که ما می فهمیم، عدل آن است که ما می فهمیم.
خوب این جریان انرژی هسته ای همین است دیگر این عزیزان این همه زحمت می کشند تا به اینها بفهمانند این حق مسلم ماست، ما نه بیراهه رفتیم نه راه کسی را می بندیم، این حق مسلم ماست و امثال ذلک سایر مسائل حقوقی که چندین سال است که انسان گرفتار اینها است، بنابراین این حقوق بشر به هیچ وجه مایه علمی ندارد به چه مناسبت شما یک چیز را حرام می دانید یک چیز را حلال می کنید، تحریم می کنید این تحریم جاهلی است.
بنابراین مواد حقوق و فقه این طور است، اخلاق هم همین طور است، رساله های عملیه ما سه عنصر دارد یعنی فقهای ما فروع را از مبانی استنباط می کنند، در فن اصول مبانی حقوق را از منابع که کتاب و سنت است استخراج می کنند، دستشان پر هست، اخلاق، حقوق و قوانین نیز به این شرح میباشد.
این قانون اساسی ما مدت ها با کوشش علما و متخصصان از آیات و روایات استخراج شده شده قانون اساسی اگر چه بر حسب ظاهر یک دفترچه ای بیش نیست اما سه ماه، چهل مجتهد و دیگران رویش کار کردند، اگر کسی از پشت صحنه باخبر باشد آن بحثهای عمیق فکری و حِکمی و فقهی که در آنجا بود باخبر می شود، در مقدمه قانون اساسی کنونی بعضی از این اصول مخصوصاً آیه های 7و8 سوره ممتحنه آمده است، آن می شود منبع، این می شود مبانی، آن میشود مواد.
وجود مبارک امام سجاد علیه السلام روی همین عناصر سه گانه و این مثلث میمون و مبارک آن «رسالة الحقوق» را تدوین کرده است این «رسالة الحقوق» پنجاه ماده حقوقی دارد و مثل خود قرآن کریم یک تابلو است و قرآن کریم و آیات و روایات که مورد اِسناد اهل بیت علیهم السلام است مثل کل نظام یک تابلو است اگر جهان را شما موحدانه نگاه کنید یک تابلو است آن قدر زیباست «مَّا تَرَى فِي خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ» هیچ نقصی در عالم نیست یک خدا است که «علی العرش الاستوی» سماوات و ارض و ازل و ابد را آفرید و دارد اداره میکند.
اگر کسی با آن کتاب الهی مأنوس باشد تعبیر استاد مرحوم علامه طباطبائی نیز همین است که محورترین بحث علمی قرآن کریم توحید است و بعد همه مباحث در ذیل و دامنه توحید سامان میپذیرد، وجود مبارک امام سجاد علیه السلام این رساله حقوق پنجاه مادهای را با یک مقدمه شروع کرده است، در طلیعه این رساله میفرماید به اینکه حقوق هست فراوان هم هست اما سامانه اصلی اینها در ذیل است اول حق الله است که مسأله توحید است، نه مشرکانه بیندیشیم نه مشرکانه عمل کنیم موحدانه بیندیشیم موحدانه عمل کنیم، از توحید با جلال و شکوه یاد میکند آنگاه وارد مواد پنج گانه میشود، در پایان هم جمع بندی میکند، میفرماید که این پنجاه ماده حقوقی است.
آقایان فضلا و طلبهها و همچنین عزیزان دانشجوی دانشگاهها یک مباحثهای را روی این رساله بگذارند درست است که مباحث اخلاقی سهم تعیین کنندهای دارد، ولی رساله حقوق حضرت نیز سبقه علمی، حقوقی، فقهی و اخلاقی دارد و همه سبقه توحیدی دارد همه این پنجاه ماده را مثل یک تابلو در چهره صفحه توحید ترسیم میکند.
مطلب دیگر این است که بشر کنونی فقط با طبیعت آشنا است، نه با ماورای طبیعت و نه با خودش انسی دارد، هم با خودش و هم با ماورای طبیعت بیگانه است، فقط زمین و زمان و خوردن و آشامیدن و دیگر هیچ، اما وجود مبارک امام سجاد علیه السلام در این پنجاه ماده حقوقی انسان را با خودش آشنا میکند، با ماورای طبیعت آشنا میکند، با خود طبیبعت مأنوس میکند، خیلی هنرمندانه و تابلو گونه این پنجاه ماده را ترسیم میکند اما در جریان حقوق بشر شما هیچ اصلی، مادهای و فرعی میبینید که انسان در برابر چشم، گوش و دست و پایش مسئول است؟ این را نمیبینید.
وجود مبارک امام سجاد علیه السلام اولین کاری که کرده ما را با اعضاء و جوارحمان آشنا کرده است، فرمود چشم شما امانت الهی است حقی دارد بر شما این چشم را به هر چیزی مینداز، این صفحه علمی است، این کتاب است تا میبینی کتاب تا می شنوی علم، خوب ابوریحان بیرونی را اینها تربیت کردند، این ابوریحان بیرونی چندین مسأله علمی با ابن سینا اختلاف نظر داشت این سؤال و جوابشان مکتوب است، شما وصیت نامه ابوریحان بیرونی را ببینید اینکه میبینید اینان هزار سال میمانند چه در بین ما مسلمانان و چه در بین دیگران باید دید طرز کار ابوریحان بیرونی چیست؟
ابوریحان بیرونی وصیت کرده بود، آن روزها که آب گرم فراوان و در همه جا نبود، آن روزها با هیزم آب را گرم میکردند وصیت کرد، وقتی من مردم زمانیکه خواستید آب را گرم کنید که بدن مرا بشویید، با این برادههایی که من در اینجا جمع کردهام با این برادهها زیر دیگ بگذارید و آب را گرم کنید، این برادهها چیست؟ این برادهها آن وقت که قلم فلزی نبود قلم نی بود، من در تمام عمر قلمهای زیادی را تراشیدم و با آن مطلب نوشتم این برادهها برای من مبارک بود، اینها را جمع کردم یک جا نگه داشتم که این برادهها را زیر دیگ بگذارید و با آن آتش روشن کنید و آب را گرم کنید تا من با آبی غسل داده شوم که محصول قلم زنی عمر من است، این از ابوریحان بیرونی تنها هوش نبود گوش هم بود، در چه راهی عمر را صرف کنند اینها را وجود مبارک امام سجاد علیه السلام تربیت کرد.
گوش و چشم تو حقی دارد انسان هر چیزی را نباید نگاه کند، همانطور که هر چیزی را نمی خورد اگر هر چیزی را خورد دستگاه گوارش به هم می ریزد، برمیگرداند، بالا میآورد این گوش بیچاره هر حرفی را که نباید بشنود بخش اولش درباره اینکه اعضا و جوارح ما حقی دارند بر گردن ما در قیامت علیه ما اعتراض میکنند، اینکه در بخشی از آیات دارد که «يوم تشهد عليهم ألسنتهم وأيديهم وأرجلهم» یا «و قالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا أنطقنا الله الذى أنطق کل شىء» اینها غیر از ماست، گوش ما غیر از ما هست، نزد ما امانت الهی است.
مستحضرید اگر مجرم و متهم در دادگاه خودش حرف بزند می گویند اقرار کرده اگر دیگری درباره او حرف بزند میگویند شهادت داده است، در قرآن یک بخشش مربوط به این است که «فاعترفوا بذنبهم فسحقا لأصحاب السعير» اما در بخشهای دیگر قرآن کریم دارد که «يوم تشهد عليهم ألسنتهم وأيديهم» معلوم می شود دست غیر از ما است، اگر ما همین دست و پا بودیم وقتی که این دست حرف می زند باید اقرار باشد نه شهادت، ما اعتراض میکنیم «و قالوا لجلودهم لم شهدتم علینا قالوا أنطقنا الله الذى أنطق کل شىء» شهادت یک مطلب است اقرار یک مطلب دیگر است.
این دستی که زیر میزی یا رو میزی گرفته این دست نگرفته این مائیم که گرفتیم این دست بیچاره را بیراهه بردیم، لذا روز قیامت علیه ما شهادت میدهد اقرار نیست آنجا که خود ما اعتراف می کنیم «فاعترفوا بذنبهم» آنجا که دست حرف می زند می گویند شهادت داد، معلوم میشود این دست غیر از ما است این ابزاری است در اختیار ما، چون این چنین است خوب اینها تفسیر آیات قرآن کریم است فرمود دست شما غیر از شما است، چشم شما غیر از شما است.
به دلیل اینکه اگر در قیامت این چشم برابر «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ» عمل نکردی این چشم علیه شما شهادت می دهد معلوم میشود چشم گناه نکرده این شخص است که گناه میکند. این بیان نورانی امام سجاد علیه السلام تفسیر عمیق این آیات است فرمود دست، گوش و چشم شما غیر از شما است اینها نعمت های الهی اند اینها امانتهای الهیاند خداوند اینها را به شما داد تا از آن بهره صحیح ببرید این بخش اول از حقوقی است که مربوط به اعضا و جوارح است که در حقوق بشر جهانی این حرفها بیگانه است.
بخش دوم مربوط به حقوق افعال است، فرمود افعال خداوند که اینها اصلاً ندارند، فرمود نماز تو حقی دارد، روزه، حج و عمره حقی دارد اینها افعالی است که باید اینها را صحیح انجام بدهی چرا که همین ها در قیامت بر علیه شما شهادت می دهند که ما را ضایع کردی، خوب این نماز زنده است این ستون دین است حج زنده است زکات، روزه زنده است، اینها اصلاً در مجامع عمومی مطرح نیست، چون ما در واقع از خودمان بیگانهایم، اینها ما را آشنا کردند، پس حقوق اعضا و جوارح از یکسو حقوق افعال، اذکار از سوی دیگر بعد ما را به طبیعتی که در دامنه ماورای طبیعت است آشنا می کند امثال و اشکال ماورای طبیعت را ذکر می کند، بعد از همه اینها می فرماید که همه اینها امانت های الهی اند، ذات اقدس اله اینها را به شما داده است و شما در برابر اینها مسئول هستید.
آیه مبارکه «ثُمَّ لَتُسْـَلُنَّ يَؤْمَئذٍ عَنِ النَّعِيمِ» با این بیانات نورانی حضرت تبیین و شرح می شود، آنگاه فرمود «فهذه خمسون حقه» این پنجاه حق است که من برای شما افاضه کردم، این طرز حقوق نویسی با حقوقی که دیگران نوشتند کاملاً فرق دارد، ما را از خودمان بیگانه کردند اهل بیت علیهم السلام ما را با خودمان آشنا کردند، به ما فرمودند اعضا و جوارحتان را دوست داشته باشید جامعه را نیز مانند اعضا و جوارحتان دوست داشته باشید، چشم و گوش ما چقدر پیش ما عزیز است اینکه ما این همه اینان را میبوسیم و به نام اینها قرآن به سر میگیریم برای همین است نگاه کنید چقدر شیرین حرف میزنند.
ما چشم و گوشمان را چقدر دوست داریم تمام تلاش ما این است که چشم و گوشمان سالم باشد، آن وقت یک بیان نورانی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم یک بیانی هم در سوره مبارکه اِسراء است اینها را با هم جمع کردند به ما گفتند وظیفه مسئولین نسبت به مردم چیست؟ وظیفه آحاد ملت نسبت به هم چیست؟ وظیفه آحاد مردم نسبت به مسئولین چیست؟
در سوره اِسراء فرمود که « وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا » یعنی انسان مسئول است، چشم و گوش مسئول هستند، ما در فارسی یک تعبیری داریم که این فارسی ما هرگز نمی تواند ترجمان آن عربی لطیف باشد، ما در فارسی کلمه «از» را روی شخص به کار می بریم می گوییم «از آقا بپرس» ولی در عربی این کلمه «از» را روی مطلب به کار می برند نه روی شخص «یسئلونک عن ائمه، یسئلونک عن المریض» اما «یسئلونک عنک» که نمی گویند فارسی آن هنر و قدرت را ندارد که ترجمه عربی را به عهده بگیرد.
لذا بعضی خواستند بگویند ترجمه عربی اگر متعذر نباشد یقیناً متعسر و دشوار است ما در عربی این آیه مبارکه اِسراء را میفهمیم که فرمود « إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا » میفهمیم در قیامت از ما سوال میکنند که چشم، گوش، دل را چه کار کردی چرا اینها را حفظ نکردی همین معنای لطیف و دقیق را وجود مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیان کرده است، فرمود «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» شما به عنوان امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه متقابلی دارید، به عنوان رابط بین مسئول و توده مردم رابطه متقابلی دارید، مسئولین نسبت به هم رابطه متقابلی دارند، فرمود همه شما مسئول هستید، همه شما از رعیت هستید و مسئولید، هیچکدام بیمسئولیت نیستید رعیت پرور هستید.
شما این بیان نورانی حضرت را در کنار آیه سوره مبارکه اِسراء بگذارید نتیجه این میشود که انسان باید از گوش، چشم، قلب، هم نوع خود مواظبت کند «کل اولئک کان عنه مسئولا» بعد فرمود «کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته» همانطوریکه ما از گوش، چشم، قلب خودمان محافظت میکنیم، از هم نوع خودمان نیز باید مواظبت کنیم این به اعتیاد نیفتد، این بیکار نشود، این وامدار نشود.
خوب این پیام پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم «کلکم راع وکلکم مسؤول عن رعیته» یعنی تنها از چشم و گوش سوال نمیکنند آنها هم که به منزله چشم و گوش شما هستند از آنها هم از شما سوال می کنند، از ما سوال می کنند چشم و گوشت را چکار کردی از آنها سوال می پرسند همسایه، شاگردانت، اساتیدت را چه کار کردی مسئولین، مردم را چه کار کردی، این میشود توحید اگر شما این فرمایش نورانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در کنار آیه مبارکه سوره اِسراء بگذارید آنگاه معنای وحدت، اتحاد بین مردم و مسئولین روشن می شود، هماهنگی، امنیت، امانت روشن می شود.
ابن ابیالحدید نقل میکند که حضرت امیر علیه السلام هر هفته یکبار بیت المال را شخصاً جارو میکرد و دو رکعت نماز میخواند که خدا را شکر این همه اموال آمد و رفت و دست من آلوده نشد، اما هر جا را شما میبینید سخن از اختلاس است، این با آن تشیع و قرآن و عترت ما سازگار نیست وجود مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود مردم چشم و گوش شمایند از این تعبیر ظریف تر، اگر در قیامت از شما سوال میکنند که چرا چشم و گوشت را حفظ نکردی، از ما هم سوال میکنند که چرا مردم را حفظ نکردی «کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته».
امیدواریم که ذات اقدس اله این توفیق را عطا کند که از ایام سوگ سالار شهیدان و ماتم شهادت امام سجاد علیه السلام حداکثر بهره را ببریم، از خدا بخواهیم هیچکدام ما را به حال خودمان رها نکند تا بتوانیم این نظام را صحیح و سالم به دست صاحب اصلیش برگردانیم./220/30/20
دیدگاه جدیدی بگذارید