به مناسبت اربعین حسینی علیه السلام، استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «شرح روایتی اربعینی» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: حادثه باعظمت پیاده روی اربعین، یادگار امام حسن عسگری علیه السلام است که فرمود: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ» البته منظور از علامات مؤمن، شعار ظاهری است؛ و نه صفات باطنی مؤمن؛ که در روایات دیگر به آن اشاره شده است.
وی افزود: یکی از علامات مؤمن، «صَلَاةُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ» است؛ که شامل 17 رکعت، نماز فرائض، و 34 رکعت، نوافل می شود؛
یکی دیگر از علامات مؤمن، زیارت اربعین است. «وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ»؛ و به این ترتیب، عظمت و اخلاق و فکر شیعه را به بهترین صورت، به جهان نشان می دهد.
علامت دیگر آن است که انگشتر را در دست راست خود، قرار می دهند. «وَ التَّخَتُّمُ بِالْیَمِینِ»؛ این علامت، در مقابل «تختم بالیسار» است که معاویه و اصحاب معاویه بعد از جریان حکمیت باب کردند.
یکی دیگر از علامات مؤمن آن است که در سجده شکر، گونه های خود را به خاک می گذارند. «وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ»؛ متأسفانه بسیاری از افراد، این عبارت را به درستی معنا نکردند و گفته اند نشانه مؤمن آن است که پیشانی خود را به خاک می نهد؛ معنای «جبین» پیشانی نیست؛ بلکه معنای پیشانی، «جبهه» است. جبین، سفیدی دو طرف پیشانی است؛ و این، در سجده شکر است که از شعارها و علائم شیعه است؛ چون غیر شیعه، تعفیر، و گونه به خاک گذاشتن را حرام می داند.
یکی دیگر از علائم مؤمن آن است که «وَ الْجَهْرُ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.» در قرائت حمد و سوره، بسم الله را بلند بیان می کنند؛ چون شیعه بسم الله را جزء قرآن می داند؛ نه آنکه از بیان بسم الله در ابتدای 113 سوره از سوره های قرآن را به عنوان صرف تبرک قلمداد کرده باشد. بسم الله را که طبق روایات، «أعظم آیة فی کتاب الله» است، جزء کتاب الله و سوره فاتحة الکتاب می دانند.
استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی در بخش دیگر از گفتگو خاطرنشان کرد: اربعین، دنیا را متوجه حقیقت اسلام، حقیقت توحید، حقیقت قرآن، حقیقت اهل بیت عصمت و طهارت می کند. در گذشته مقاله ای در فضای مجازی تحت این عنوان نوشته ام: «تقلیل ابعاد عاطفی حماسه عاشورا»؛ در آن مقاله اشاره کردم که اگر چه واقعه عاشورا و کربلا جنگ بود، اما جنگی همانند بدر و احد و صفین نبود؛ بلگه جنگی بود که از یک سو حماسی بود و در آن، مردان نقش داشتند؛ اما از طرفی هم جنگ عاطفی بود. اباعبدالله الحسین علیه السلام، علاوه بر مردان جنگی، زن و بچه را به همراه خود آوردند. وقتی در مقابل این سؤال قرار می گرفت که چرا به سمت کوفه ای حرکت می کنید که قبل از شما با پدر و برادران آن کار را کردند، پاسخ می دهد: «جدّم رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب دیدم که فرمود: «یا حسین اخرج الی العراق فإنّ الله شاء أن یراک قتیلا»
وی افزود: معمولا هدف از جنگ، پیروزی نظامی و پیروزی ظاهری است؛ اما بر طبق این حدیث، از همان ابتدا به امام حسین اعلام کردند که پیروزی نظامی در کار نیست. بعضی تصور می کنند که امام حسین هدف محدودی داشت؛ یعنی می خواست به جنگ برود و قدرت و حکومت را به دست بیاورد؛ بلکه باید به این تفکر، پاسخ داد که حضرت از همان ابتدا می دانستند در این جنگ، پیروزی در کار نیست.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سائل پرسید: شما که می روید، اگر چه مردان جنگی را می برید؛ اما فرزندان کوچک و اهل بیت شما چه نقشی دارند؟ حضرت پاسخ دادند: ان الله شاء ان یراهنّ سبایا»
وی اضافه نمود: حادثه عاشورا حادثه ای حماسی و عاطفی است؛ خیمه هدایت سیدالشهداء علیه السلام، عمودهایی دارد؛ عمودهایی از این خیمه را ابالفضل العباس علیه السلام، علی اکبر علیه السلام، و دیگر شهدای کربلا برافراشته اند که تا ابدیت در تاریخ می درخشند. اما این خیمه هدایت، عمودهایی از جنس عاطفه دارد؛ یکی از اصلی ترین عمودهای این خیمه، علی اصغر علیه السلام است؛ کار او را هیچ جوانمردی و هیچ شجاعی و هیچ شمشیرزنی نمی تواند انجام بدهد؛ یکی از عمودهای این خیمه را رقیه، با ناله های دخترانه اش است؛ یکی از عمودها را ام لیلا مادر علی اکبر نگاه می دارد.
استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی خاطرنشان کرد: پس این خیمه که خیمه ای حماسی و عاطفی است، رسیدن به اهداف آن متوقف بر حفظ عمودهای حماسی و عاطفی است. همان طور که اگر شخصیت های رزمی و جنگی این میدان، انکار بشود، عظمت این حادثه کم می شود و درخشش آن در تاریخ کم فروغ می گردد، همچنین، زدنِ عمودهای عاطفی این حادثه ابعاد هدایت گر این خیمه را کم خواهد کرد. از این رو از جمله نقش های دشمنان شیعه و نواصف، همانند ابن تیمیه، آن است که حضور این شخصیت های تأثیرگزار در واقعه کربلا را مورد تشکیک قرار بدهند.
می گویند: «اصلا معلوم نیست حضرت رقیه ای دختر امام حسین باشد» یا می گویند: «حضرت ام لیلا یا وجود خارجی ندارد؛ یا اگر باشد، در کربلا نبوده است»؛ از کسانی که تشکیک ایجاد می کنند و این بیانات را دارند، می پرسم که درباره یک قضیه خبریه سالبه، آن هم قضیه ای تاریخی، حداکثر کلامی که می توانیم بیان کنیم، آن است که «نمی دانم آیا این شخص در آن واقعه بوده است یا خیر»؛ از کجا بیان می کنند که به عدم آن علم دارید؟ چگونه به طور قطعی می گویید ام لیلا در کربلا نبود؟
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: می توان بر اساس این روایت شریفه که می فرماید: «ان الله شاء ان یراهنّ سبایا»، به اصالة الحضور، تمسک نمود و هر کسی که اهلیت او نسبت به امام حسین علیه السلام ثابت باشد، حضور او را نیز در کربلا می توان ثابت نمود.همان طور که در عمومات، ما به اصاله العموم تمسک می کنیم، در اینجا می گوییم هر یک از خانواده امام حسین علیه السلام که اهلیت ایشان ثابت بشود، بر اساس روایت مذکور و «اصالة الحضور»، اصل بر این است که در کربلا حضور داشته است؛ الّا ما خرج بالدلیل؛ محمد حنفیه نبوده است و دلیل هم داریم که نبود؛ اما درباره کسی که شک در حضور او داریم، می توانیم با تمسک به روایت و اصالة الحضور، بگوییم در کربلا حضور دارد؛ یا لااقل انکار قطعی نکنیم.
استاد صلواتی گلستانی خاطرنشان کرد: حضور ام لیلا در کربلا را حتی اگر ثابت ندانیم، لااقل انکار نکنیم؛ صحنه وداع ام لیلا و فرزندش، علی اکبر، از یک سو یکی از صحنه های دلخراش کربلا است؛ از سوی دیگر، از صحنه هایی است که عشق و عاطفه را نشان می دهد و از سوی دیگر، فداکاری یک مادر را نمایش می دهد.
وی افزود: البته باید بیان کرد برخی از کسانی که بیان می کنند ام لیلا در کربلا حضور داشته است، یک سری داستان های دروغ و خرافاتی را اضافه نمودند؛ به گونه ای که این قضیه را در چشم خوانندگان لوث کردند. به عنوان نمونه می گویند «ام لیلا نذر کرد که اگر علی اکبر سالم برگردد، چقدر خرما در راه خدا انفاق می دهد!ً» اگر چه این خرافات، باید کنار گذاشته شود، اما به چه دلیل اصل حضور را انکار می کنید. باید ابعاد عاطفی عاشورا را حفظ کنیم. نمی خواهیم افرادی را بدون دلیل اضافه کنیم؛ اما حد اقل افرادی را که در افواه است و در تاریخ ذکر شده است را رد نکنیم. در قضایای تاریخی نیاز نیست که همانند قضایای فقهی به سند اعلایی تمسک کنیم. همین که مورخین بیان کرده باشند، کافی است؛ مخصوصا اینکه قرائن و شواهد، به حضور یک شخص دلالت کند.
استاد ابوالقاسم صلواتی گلستانی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در بخش دیگری از گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید که به مناسبت ایام اربعین حسینی علیه السلام انجام گرفت، تأکید کرد: ما زیارت اباعبدالله الحسین و اربعین و گریه های بر آن حضرت را از روایات معصومین علیهم السلام داریم؛ و البته در این عرصه، ابن قولویه با تألیف کتاب شریف کامل الزیارات، نقش مهمی را ایفا کرده است.
وی اضافه نمود: ابن قولویه در باب 40 از این کتاب شریف در حدیث 2، به سند صحیح از امام صادق علیه السلام نقل کرده است.
«2- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ حَسَّانَ الْبَصْرِيِّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقِيلَ لِي ادْخُلْ فَدَخَلْتُ فَوَجَدْتُهُ فِي مُصَلَّاهُ فِي بَيْتِهِ فَجَلَسْتُ حَتَّى قَضَى صَلَاتَهُ فَسَمِعْتُهُ يُنَاجِي رَبَّهُ وَ هُوَ يَقُولُ:
اللَّهُمَّ يَا مَنْ خَصَّنَا بِالْكَرَامَةِ وَ وَعَدَنَا بِالشَّفَاعَةِ وَ خَصَّنَا بِالْوَصِيَّةِ وَ أَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَ عِلْمَ مَا بَقِيَ- وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْنَا اغْفِرْ لِي وَ لِإِخْوَانِي وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِيَ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا أَبْدَانَهُمْ رَغْبَةً فِي بِرِّنَا وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَكَ فِي صِلَتِنَا وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِيِّكَ وَ إِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا وَ غَيْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا- أَرَادُوا بِذَلِكَ رِضَاكَ فَكَافِهِمْ عَنَّا بِالرِّضْوَانِ وَ اكْلَأْهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ اخْلُفْ عَلَى أَهَالِيهِمْ وَ أَوْلَادِهِمُ الَّذِينَ خُلِّفُوا بِأَحْسَنِ الْخَلَفِ وَ اصْحَبْهُمْ وَ اكْفِهِمْ شَرَّ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَ كُلِّ ضَعِيفٍ مِنْ خَلْقِكَ وَ شَدِيدٍ وَ شَرَّ شَيَاطِينِ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ وَ أَعْطِهِمْ أَفْضَلَ مَا أَمَّلُوا مِنْكَ فِي غُرْبَتِهِمْ عَنْ أَوْطَانِهِمْ وَ مَا آثَرُونَا بِهِ عَلَى أَبْنَائِهِمْ وَ أَهَالِيهِمْ وَ قَرَابَاتِهِمْ
اللَّهُمَّ إِنَّ أَعْدَاءَنَا عَابُوا عَلَيْهِمْ بِخُرُوجِهِمْ فَلَمْ يَنْهَهُمْ ذَلِكَ عَنِ الشُّخُوصِ إِلَيْنَا- خِلَافاً مِنْهُمْ عَلَى مَنْ خَالَفَنَا
فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِي غَيَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِي تَتَقَلَّبُ عَلَى حَضْرَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ علیه السلام
وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْأَعْيُنَ الَّتِي جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا
وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتِي جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا
وَ ارْحَمْ تِلْكَ الصَّرْخَةَ الَّتِي كَانَتْ لَنَا
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ تِلْكَ الْأَبْدَانَ وَ تِلْكَ الْأَنْفُسَ حَتَّى تُوَفِّيَهُمْ عَلَى الْحَوْضِ يَوْمَ الْعَطَشِ الْأَكْبَرِ فَمَا زَالَ يَدْعُو وَ هُوَ سَاجِدٌ بِهَذَا الدُّعَاءِ
فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَوْ أَنَّ هَذَا الَّذِي سَمِعْتُ مِنْكَ كَانَ لِمَنْ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَظَنَنْتُ أَنَّ النَّارَ لَا تَطْعَمُ مِنْهُ شَيْئاً أَبَداً وَ اللَّهِ لَقَدْ تَمَنَّيْتُ أَنِّي كُنْتُ زُرْتُهُ وَ لَمْ أَحُجَّ فَقَالَ لِي مَا أَقْرَبَكَ مِنْهُ فَمَا الَّذِي يَمْنَعُكَ مِنْ زِيَارَتِهِ ثُمَّ قَالَ يَا مُعَاوِيَةُ لِمَ تَدَعُ ذَلِكَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَمْ أَرَ أَنَّ الْأَمْرَ يَبْلُغُ هَذَا كُلَّهُ فَقَالَ يَا مُعَاوِيَةُ مَنْ يَدْعُو لِزُوَّارِهِ فِي السَّمَاءِ أَكْثَرُ مِمَّنْ يَدْعُو لَهُمْ فِي الْأَرْضِ-
وَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ ذَكَرَ مِثْلَهُ»
این استاد حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: این دعاهای بلند بالا از یک سو در محضر خداوند علی اعلی است؛ و از سویی در حضور شاگردی از شاگردان حضرت بیان می شود؛ اما شاگردی که توان درک این کلمات را داشته باشد؛ چرا که ائمه علیهم السلام همه حرف هایشان را در حضور هر کسی بیان نمی کردند؛ و ظرفیت شنونده را در نظر می گرفتند.
استاد گلستانی خاطرنشان کرد: حضرت می فرماید: «وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْنَا» خدا امور را به گونه ای قرار داد که دل های مردم عالم به سوی ما اهل بیت پر می زند. اربعین زمینه این امر را فراهم می کند و بسیاری از رسانه های بین المللی این پیاده روی را پوشش می دهند. ما به برکت معارف اهل بیت علیهم السلام و لطفی که خدا بر پدر و مادر ما داشته است، در خاندان شیعه به دنیا آمدیم؛ اما مردم دنیا از یک سو شکوه این پیاده روی را می بینند و از سوی دیگر پذیرایی های خالصانه ای که در این مسیر انجام می شود، انقلابی در دنیا ایجاد کرده است.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی می خواهند در این راهپیمایی عظیم اربعین تشکیک ایجاد کنند و می گویند: این اربعین در سنت نیامده است؛ اما باید گفت آیا سنت را امثال ابن تیمیه می فهمند؟! سنت را نه از امثال ابن تیمیه، بلکه از ثقلین باید گرفت.
استاد صلواتی گلستانی خاطرنشان کرد: حضرت علیه السلام در قسمتی از بیان خود می فرماید: « اللَّهُمَّ إِنَّ أَعْدَاءَنَا عَابُوا عَلَيْهِمْ بِخُرُوجِهِمْ فَلَمْ يَنْهَهُمْ ذَلِكَ عَنِ الشُّخُوصِ إِلَيْنَا- خِلَافاً مِنْهُمْ عَلَى مَنْ خَالَفَنَا»؛ برخی شبهه روشنفکری بیان می کنند که بجای خرج برای اربعین، به تهیه بیمارستان و کمک به فقیران بپردازند. متأسفانه در روزهای قبل شاهد بودیم که بحثی بین یک روحانی بزرگوار و یک فوتبالیست شکل گرفت که ای کاش به این وصیت قرآنی، هر دو عمل می کردند؛ فوتبالیست در کاری که تخصص نداشت، دخالت نمی کرد. آن شخص محترم گفت بجای هزینه برای مراسم اباعبدالله الحسین علیه السلام برای هزینه درمان بیماران محتاج، کمک کنند. اما باید گفت آن کمک کردن جای خودش، مراسم سیدالشهداء علیه السلام هم جای خودش است. و اصولا به برکت همین مراسم است که کمک ها برای بیماران و محتاجان حاصل می شود. عزاداران در همین مراسم است که انگیزه برای کمک به محتاجان ایجاد شده است. این فوتبالیست افراط کرده است و در کاری که تخصص نداشت، دخالت کرد؛ اما آن روحانی بزرگوار هم در پاسخ، کمی زیاده روی کرد؛ و باید به ایشان گفت توصیه قرآن در این موارد آن است:
«وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا» (اسراء: 53)
تعبیری که در پاسخ شبهه کننده بیان شد، خیلی تند بود؛ آن شخص هم شخص فهمیده ای بود؛ اگر در خصوصی به ایشان تذکر داده می شد، حتما قبول و عذرخواهی می کرد؛ به هر حال امیدوارم که با هم تماس بگیرند و از یکدیگر عذرخواهی کنند؛ تا دشمنان، سوء استفاده نکنند.
وی افزود: ملحدان و برخی از روشنفکران، و همچنین برخی از ناآگاهان شبهه می کنند که خرج اربعین را صرف امور دیگر کنند؛ اما باید گفت خرج برای اربعین، هیچ جایگزینی ندارد؛ و این امر از افضل قربات است. حضرت می فرماید: « اللَّهُمَّ إِنَّ أَعْدَاءَنَا عَابُوا عَلَيْهِمْ بِخُرُوجِهِمْ فَلَمْ يَنْهَهُمْ ذَلِكَ عَنِ الشُّخُوصِ إِلَيْنَا- خِلَافاً مِنْهُمْ عَلَى مَنْ خَالَفَنَا»
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام صادق علیه السلام می فرماید: «فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِي غَيَّرَتْهَا الشَّمْسُ»؛ مسیر اصلی پیاده روی اربعین، از نجف تا کربلا است؛ که حدود 80 کیلومتر است و تقریبا در 3 روز طی می شود؛ اما عده ای هم از بصره می آیند که 20 روز طول می کشد؛ در زیر آفتاب، در طی این مسیر، چهره ها سیاه می شود؛ امام صادق علیه السلام اشاره می کند به همین افرادی که در طی این پیاده روی چهره هایشان سیاد می شود.
استاد صلواتی گلستانی خاطرنشان کرد: امام صادق علیه السلام می فرماید: «وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِي تَتَقَلَّبُ عَلَى حَضْرَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ علیه السلام»؛ خداوندا ترحم کند بر صورت هایی که بر گودال اباعبدالله الحسین علیه السلام قرار می گیرد.
وی اضافه نمود: «وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْأَعْيُنَ الَّتِي جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا»؛ دموع اشک هایی است که از روی محبت و شوق و عشق ریخته می شود.
این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام صادق علیه السلام می فرماید: «وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتِي جَزِعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنَا» در اینجا باید این حدیث شریف را بیان کرد: «ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد أبدا» می بینید که هر چه انسان روضه می خواند، آرام نمی شود؛ هر چه بیشتر گریه می کنیم، عطش ما بیشتر می شود. مصیبت اباعبدالله الحسین علیه السلام را اگر صد بار هم بخوانیم، باز اشک ما جاری می شود. امام صادق علیه السلام می فرماید: بر دل هایی که آتش می گیرد، به خاطر مصائب ما، بر آنها ترحم کن.
استاد صلواتی خاطرنشان کرد: اوج کلام امام صادق علیه السلام در این فقره است: «وَ ارْحَمْ تِلْكَ الصَّرْخَةَ الَّتِي كَانَتْ لَنَا» صرخه آن ناله بلند است که انسان، بی اختیار داد می زد؛ و ناله می زند. از روایات استفاده می شود مصیبت اباعبدالله اینگونه است و باید بیدار کننده باشد. برای روشن شدن برخی افراد، با صیحه نمی شود بیدار کرد. گاه مصیبت کارد به استخوان می رسد و انسان جیغ می کشد؛ البته ما قصد نداریم که حالت افراطی را تشویق کنیم؛ اما لطفی در مجلس است که اگر کسی واقعا آتش می گیرد و از مصیبت، سوخت، نه به تظاهر، جیغ می زند. امام صادق علیه السلام بر همین نقطه توجه می دهد؛ البته باز تأکید می شود که تظاهر نباشد. استاد بزرگوارمان بر «صرخه» تأکید می کرد خدایا ترحم کن بر ناله های فریاد گونه ای که برای مصائب ما است.