استاد مهدی طالبی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «بررسی شخصیت معاویه» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: پیرو صحبت یکی از از علمای اهل سنت که درباره معاویه داشته و او را از مقدسات اهل سنت دانسته است، لازم است به چند نکته اشاره شود.
وی افزود: نکته اول آن است که مقدس یعنی چه؟ ما چه چیزی را و بر اساس چه ضابطه ای می توانیم امر مقدس معرفی کنیم و آیا با رأی و نظر خودمان هر چیزی و هر کسی را به عنوان مصداق مقدس معرفی کنیم؟ بعد از روشن شدن این نکته، وارد این بحث می شویم که آیا معاویه مصداق امر مقدس است؟ آیا این شخص به عنوان رفتاری و اعتقادی به نحوی بوده است که به عنوان یک شخص قابل احترام مطرح بشود یا خیر.
استاد مهدی طالبی در ادامه بیان کرد: در معنای لغوی مقدس به کلام راغب در مفردات اشاره می کنیم: «التَّقْدِيسُ: التّطهير الإلهيّ المذكور في قوله: وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً [الأحزاب/ 33]، دون التّطهير الذي هو إزالة النّجاسة المحسوسة، و قوله: وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ [البقرة/ 30]، أي: نطهّر الأشياء ارتساما لك. و قيل: نُقَدِّسُكَ، أي: نَصِفُكَ بالتّقديس. و قوله: قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ [النحل/ 102]، يعني به جبريل من حيث إنه ينزل بِالْقُدْسِ من اللّه، أي: بما يطهّر به نفوسنا من القرآن و الحكمة و الفيض الإلهيّ، و البيتُ الْمُقَدَّسُ هو المطهّر من النّجاسة، أي: الشّرك، و كذلك الأرض الْمُقَدَّسَةُ. قال تعالى: يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ [المائدة/ 21]، و حظيرة الْقُدْسِ. قيل: الجنّة. و قيل: الشّريعة. و كلاهما صحيح، فالشّريعة حظيرة منها يستفاد القُدْسُ، أي: الطّهارة.» (مفردات ألفاظ القرآن ؛ ص660)
وی افزود: ابن اثیر در النهایه بیان می کند: «فى أسماء اللّه تعالى «الْقُدُّوسُ» هو الطاهر المنزّه عن العيوب.» (النهاية في غريب الحديث و الأثر؛ ج 4؛ ص 23)
صاحب تاج العروس می نویسد: «و القُدْسُ: البَيْتُ المُقَدَّسَ، لأَنَّه يُتَطَهَّر فيه من الذُّنُوب، أَو للبَرَكَةِ الَّتي فيه ...» (تاج العروس ؛ ج 8؛ ص 407)
استاد مهدی طالبی خاطرنشان کرد: اهل بیت علیهم السلام به عنوان کسانی که آیه تطهیر برای آنها نازل شده است و از عصمت برخوردار هستند، مقدس هستند؛ آنها کسانی هستند تطهیر الهی شامل آنها شده است؛ قرآن، جنّة و فیض الهی از مواردی است که مقدس برشمرده شده است. این موارد طهارت خودشان را از خدا دریافت می کنند؛ خدایی که یکی از اسماء آن، «قدوس» است. اینگونه نیست که هر کسی هر چیزی را که اراده کرد، به عنوان مصداقی در دایره مقدسات قلمداد کند؛ امروز، معاویه را مقدس می دانند؛ و شاید فردا یزید بن معاویه را هم مقدس می پندارند. در حالی که این شخص اصلا می تواند فردی قابل احترام و مقدس شناخته شود؟ یعنی بهشت، جبرئیل، کعبه و مواردی اینچنین هم مقدس باشند؛ معاویه هم در عداد مقدسات شمرده شود؟! عجیب است و انسان نمی داند این دردها را به کجا ببرد.
وی اضافه نمود: آیا معاویة واجد فضیلتی هست یا خیر؟ بر اساس مکتبه شامله، ابن تیمیه می نویسد: «وَ طَائِفَةٌ وَضَعُوا لِمُعَاوِيَةَ فَضَائِلَ وَ رَوَوْا أَحَادِيثَ عَنِ النَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ - فِي ذَلِكَ كُلُّهَا كَذِبٌ، وَ لَهُمْ [فِي ذَلِكَ].حُجَجٌ طَوِيلَةٌ لَيْسَ هَذَا مَوْضِعَهَا.» (منهاج السنة النبویة، لإبن تیمیة، ص400)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بحث کاتب وحی بودن نیز به تصریح خود علمای اهل سنت ثابت نبوده و معاویه نهایتا کاتب برخی از نامه های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده است.
وی افزود: نه تنها فضیلتی ندارد بلکه خلاف آن تصریحاتی از خود علمای اهل سنت را داریم؛ مثلا به این کلام دقت کنید: «حدثني أحمد بن زكير الحضرمي، حدثنا محمد بن إسحاق بن يزيد البصري، سمعت مخلدا الشعيرى يقول: كنت عند عبد الرزاق فذكر رجل معاوية، فقال: لا تقذّر مجلسنا بذكر ولد أبي سفيان» (میزان الاعتدال، 2/610)
استاد مهدی طالبی خاطرنشان کرد: چگونه می توان شخصی که بر طبق منابع اهل سنت، به «تفسیق»، «حکم به الحاد» و «حکم به جهنمی بودن او» اشاره شده، مقدس قلمداد بشود؟
1ـ تفسیق
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: به برخی از موارد تفسیق معاویه از سوی علمای اهل سنت اشاره می کنیم:
ـ «و أما أفعاله المجانبة للعدالة الظاهرة من لبسه الحرير و شربه في آنية الذهب و الفضة حتى أنكر عليه ذلك أبو الدرداء فقال له إني سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم يقول إن الشارب فيها ليجرجر في جوفه نار جهنم (آتش جهنم را در شکم خودش دارد) و قال معاوية أما أنا فلا أرى بذلك بأسا فقال أبو الدرداء من عذيري من معاوية (یکی من رو از دست معاویه نجات بدهد) أنا أخبره عن الرسول صلی و آله و سلم و هو يخبرني عن رأيه لا أساكنك بأرض أبدا
نقل هذا الخبر المحدثون و الفقهاء في كتبهم في باب الاحتجاج على أن خبر الواحد معمول به في الشرع و هذا الخبر يقدح في عدالته كما يقدح أيضا في عقيدته لأن من قال في مقابلة خبر قد روى عن رسول الله ص أما أنا فلا أرى بأسا فيما حرمه رسول الله ص ليس بصحيح العقيدة ....» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد؛ ج 5؛ ص 130)
ـ «و أما معاوية فكان فاسقا مشهورا بقلة الدين و الانحراف عن الإسلام و كذلك ناصره و مظاهره على أمره عمرو بن العاص و من اتبعهما من طغام أهل الشام و أجلافهم و جهال الأعراب فلم يكن أمرهم خافيا في جواز محاربتهم و استحلال قتالهم بخلاف حال من تقدم ذكره.» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد؛ ج 7؛ ص 58)
ـ فأما القول في سياسة معاوية و أن شنأة علي علیه السلام و مبغضيه زعموا أنها خير من سياسة أمير المؤمنين فيكفينا في الكلام على ذلك ما قاله شيخنا أبو عثمان و نحن نحكيه بألفاظه. قال أبو عثمان و ربما رأيت بعض من يظن بنفسه العقل و التحصيل و الفهم و التمييز و هو من العامة و يظن أنه من الخاصة يزعم أن معاوية كان أبعد غورا و أصح فكرا و أجود روية و أبعد غاية و أدق مسلكا و ليس الأمر كذلك و سأرمي إليك بجملة تعرف بها موضع غلطه و المكان الذي دخل عليه الخطأ من قبله.
كان علي علیه السلام لا يستعمل في حربه إلا ما وافق الكتاب و السنة و كان معاوية يستعمل خلاف الكتاب و السنة كما يستعمل الكتاب و السنة و يستعمل جميع المكايد حلالها و حرامها ....» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد؛ ج 10؛ ص 227)
2 ـ حکم به الحاد
استاد طالبی خاطرنشان کرد: نسبت به حکم به الحاد معاویه، ابن ابی الحدید آورده است: «و قد طعن كثير من أصحابنا في دين معاوية و لم يقتصروا على تفسيقه و قالوا عنه إنه كان ملحدا لا يعتقد النبوة و نقلوا عنه في فلتات كلامه و سقطات ألفاظه ما يدل على ذلك.» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد؛ ج 5؛ ص 129)
3 ـ حکم به من اهل النار بودن
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ابن ابی الحدید آورده است: «فقال (النقيب أبي جعفر رحمه الله) كلا إن معاوية من أهل النار لا لمخالفته عليا و لا بمحاربته إياه و لكن عقيدته لم تكن صحيحة و لا إيمانه حقا و كان من رءوس المنافقين هو و أبوه و لم يسلم قلبه قط و إنما أسلم لسانه و كان يذكر من حديث معاوية و من فلتات قوله و ما حفظ عنه من كلام يقتضي فساد العقيدة شيئا كثيرا ليس هذا موضعه فأذكره.» (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد؛ ج 10؛ ص 226)
خوب است که انسان اهل مطالعه باشد؛ اگر هم اهل مطالعه است، خوب است تا اهل انصاف باشد. چنین شخصیتی را نمی توان مقدس شمرد؛ برای خود قائل هم خوب نیست و زشت است؛ کسی که علمای سلف با او مرزبندی می کنند را نباید جزء مقدسات شمرد. دائره مقدسات به گونه ای نیست که هر کسی را با هر شرایطی مقدس برشمرد؛ و مخاطبین خود قائل هم این را نخواهد پذیرفت.