استاد طباطبایی مطرح کرد؛

علم به خاطر خدا؛ علم به خاطر غیر خدا

به مناسبت آغاز سال تحصیلی حوزه های علمیه استاد سید علی طباطبایی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «علم به خاطر خدا و علم به خاطر غیر خدا» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد حوزه علمیه قم در ابتدی گفتگو خاطرنشان کرد: از وجود مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است: «اَلاَرواحُ طُیُورٌ سَماوِیَّةٌ فِی اَقفاصِ البَشَریَّةِ اِذَا التَفَتَ بِالعِلمِ صارَت مَلائِکَة وَ اِذَا التَفَتَ بِالجَهلِ صارَت حَشَراتُ الاَرضِ» ارواح آدمیان، پرندگان آسمانی اند در قفس های بشری! اگر به آگاهی روی آورند، ملائکه اند؛ و اگر به ناآگاهی روی آورند، حشرات زمین اند! (فصوص الحکم بر فصوص الحکم ص ۲۹۵)

 

وی افزود: کسی که در مسیر تحصیل علم و معرفت باشد، از ملائک می گردد؛ و اگر در جهل و گمراهی غوطه ور شد، حشرات زمین می شود. در مبحث کسب علم و تحصیل معارف، این نکته اهمیت بالایی دارد؛ که اگر علم به انسان اشتداد وجودی می دهد، اگر انسان با کسب معرفت، سعه ذاتی پیدا می کند، اگر تحصیل علم، انسان را از مرحله قوه به فعلیت می رساند، اگر انسانیت انسان به دانش و آگاهی و روشنایی و معرفت اوست؛ و اگر انسان، یعنی علم، مراد آن است که حقایق اشیاء برای او کشف بشود. حقایق عالم را درک کند و انسان، تا ثبوت برزخی و فوق آن را تحصیل نکرد، حقایق برای او مکشوف نمی گردد.

 

استاد طباطبایی خاطرنشان کرد: تا زمانی که انسان، در طبیعت غوطه ور است، معارف و علوم، همچنان برای او در حجاب است. هرگز انباشتن مفاهیم و اصطلاحات، حقایق عالم را برای انسان، مکشوف نمی گرداند؛ بلکه خود حجابی است، ظلمانی. و هر چه این مفاهیم و اصطلاحات، بیشتر، حجاب ظلمت هم ضخیم تر خواهد بود. اگر قلب انسان، کانون نور و فروغ بود، علم و معارف و حقایق از عالم غیب برای او مکشوف می گردد؛ اما اگر درون و باطن انسان ظلمتکده بود، مفاهیم و اصطلاحات، هر چه بیشتر باشد، زوال و وبال آن هم بیشتر خواهد بود.

 

وی اضافه نمود: وجود مبارک امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه افضل صلوات المصلّین جمله ای در ذیل خطبه ای دارند؛ که قسمت هایی از آن خطبه را سید رضی رحمت الله علیه در نهج البلاغه ذکر کردند؛ اما این قسمت پایانی از خطبه را نقل نکردند؛ «فَإِنَ‏ رُوَاةَ الْعِلْمِ‏ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيل‏» ناقلان علم، از کتابی به گوش  و از زبانی به گوش منتقل کردن، فراوان هستند؛ «و کثرة العلم فی غیر طاعة الله مادة الذنوب»؛ اگر علم در حد جمع آوری اصلاحات بود و آن نورانیت و صفا را به انسان ها نداد، این علم منشأ گناه و ذنوب می شود.

 

استاد طباطبایی در ادامه بیان کرد: از کشاف حقایق، امام به حق ناطق، حضرت امام جعفر صادق سلام الله علیهم اجمعین نقل کردند: هر كه براى خدا علم بياموزد و براى خدا [به آن] عمل كند و براى خدا به ديگران آموزش دهد، در ملكوت آسمان ها از او به بزرگى ياد شود و گفته شود: براى خدا آموخت، براى خدا عمل كرد و براى خدا آموزش داد!

«مَن تَعَلَّمَ للّه‏ وعَمِلَ للّه وعَلَّمَ للّه‏ دُعِيَ في مَلَكوتِ السَّماواتِ عَظيما، فقيلَ: تَعَلَّمَ للّه‏، وعَمِلَ للّه‏، وعَلَّمَ للّه‏» (امالی طوسی: ص 168، ح 280)

 

وی افزود: انسان باید برای خدا درس بخواند. اثر درس برای خدا آن است که در بعد از هر درس و بحث احساس کند که نسبت به خدای سبحان خضوع او زیادتر شده است. نشانه خضوع نسبت به خدای سبحان آن است که تواضعش به خلق او زیادتر بشود و آنها را از خود بالاتر بداند و انتظار القاب از کسی نداشته باشد. و از اقبال مردم لذت نبرد؛ و از ادبار آنها نگران نباشد؛ و از این لذت نبرد که مردم حرف او را بشوند و سخن او را بپذیرند؛ و در جامعه مطرح باشد و برای خدا آن علم را عمل کند. چون علم بدون عمل هیچ ارزش و بهایی ندارد. و اصلا علم بدون عمل نمی ماند.

 

وی افزود: مرحوم کلینی از امام صادق علیه السلام نقل کردند: «العلم مقرون الی العمل فمن علم عمل و من عمل علم و العلم یحتف بالعمل فإن اجابه و الا ارتحل عنه» علم باعث و برانگیزاننده عمل است و عمل سبب بقاء علم است؛ عمل عالم به مقتضای علمش موجب دوام علم در قلب او می شود؛ و الا اگر عمل نباشد، نور علم هم باقی نخواهد ماند. تا انسان منور به نور علم نباشد، علم او منشأ اثر نیست.  انسان با دانستی هایش معطر و منور نمی شود. انسان با عمل به علم است که  منور و معطر می شود.

 

وی اضافه نمود: برای خدا به دیگران تعلیم بدهد؛ وقتی علم با عمل تثبیت شد، و عالم با نور عمل منور گردید، این علم قابل عرضه کردن به دیگران است.  حال در این مرتبه هم برای خدا علمش را به دیگر مستعدان تعلیم داد؛ چنین انسانی در ملکوت از او به عظمت یاد می کنند. ملکوت باطن دنیا است؛ اگر کسی در باطن دنیا عظیم بود، یقینا آن عظمت در ظاهر عالم هم ظهور می کند. این عظمت واقعی انسان است؛ که ملکوتیان از او به بزرگی یاد می کنند؛ این انسان در باطن عالم عظیم است.

 

استاد طباطبایی خاطرنشان کرد: راه رسیدن به این عظمت را هم امام صادق علیه السلام بیان فرمودند؛ اما اگر علم برای خدا نباشد، در باطن عالم از آنها با حقارت یاد می کنند. مرحوم شیخ حرّ عاملی رضوان الله علیه در وسائل الشیعه، کتاب جهاد نفس این حدیث شریف را از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در علامت قیامت آمده است: از علائم آخر الزمان آن است که حق نماز ضایع می شود؛ عده ای قرآن را برای غیر خدا و به صورت ترانه و آهنگ می خوانند؛ عده ای برای غیر خدا درس می خوانند؛ در باطن عالم از اینها با حقارت و نکوهش یاد می کنند؛ از باطن عالم به اینها خطاب می شود: ای پلیدها، ای نجس ها

«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مُسْلِمٍ الْخَشَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَرِيحٍ عَنْ عَطَاءِ بْنِ أَبِي رِيَاحٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ‏- إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ الْقِيَامَةِ إِضَاعَةَ الصَّلَاةِ وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ وَ الْمَيْلَ مَعَ الْأَهْوَاءِ وَ تَعْظِيمَ الْمَالِ وَ بَيْعَ الدُّنْيَا بِالدِّينِ فَعِنْدَهَا يُذَابُ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ فِي جَوْفِهِ كَمَا يُذَابُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ مِمَّا يَرَى مِنَ الْمُنْكَرِ فَلَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُغَيِّرَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَهَا يَكُونُ الْمُنْكَرُ مَعْرُوفاً وَ الْمَعْرُوفُ مُنْكَراً وَ يُؤْتَمَنُ الْخَائِنُ وَ يُخَوَّنُ الْأَمِينُ وَ يُصَدَّقُ الْكَاذِبُ وَ يُكَذَّبُ الصَّادِقُ ثُمَّ قَالَ فَعِنْدَهَا إِمَارَةُ النِّسَاءِ وَ مُشَاوَرَةُ الْإِمَاءِ وَ قُعُودُ الصِّبْيَانِ عَلَى الْمَنَابِرِ وَ يَكُونُ الْكَذِبُ ظَرْفاً وَ الزَّكَاةُ مَغْرَماً وَ الْفَيْ‏ءُ مَغْنَماً وَ يَجْفُو الرَّجُلُ وَالِدَيْهِ وَ يَبَرُّ صَدِيقَهُ ثُمَّ قَالَ فَعِنْدَهَا يَكْتَفِي الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ وَ النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ وَ يُغَارُ عَلَى الْغِلْمَانِ كَمَا يُغَارُ عَلَى الْجَارِيَةِ فِي بَيْتِ أَهْلِهَا وَ يَشَّبَّهُ الرِّجَالُ بِالنِّسَاءِ وَ النِّسَاءُ بِالرِّجَالِ وَ يَرْكَبْنَ ذَوَاتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ فَعَلَيْهِمْ مِنْ أُمَّتِي لَعْنَةُ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ عِنْدَهَا تُزَخْرَفُ الْمَسَاجِدُ كَمَا تُزَخْرَفُ الْبِيَعُ وَ الْكَنَائِسُ وَ تُحَلَّى الْمَصَاحِفُ وَ تَطُولُ‏ الْمَنَارَاتُ وَ تَكْثُرُ الصُّفُوفُ وَ الْقُلُوبُ مُتَبَاغِضَةٌ وَ الْأَلْسُنُ مُخْتَلِفَةٌ ثُمَّ قَالَ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَحَلَّى ذُكُورُ أُمَّتِي بِالذَّهَبِ وَ يَلْبَسُونَ الْحَرِيرَ وَ الدِّيبَاجَ وَ يَتَّخِذُونَ جُلُودَ النَّمِرِ صِفَافاً ثُمَّ قَالَ فَعِنْدَهَا يَظْهَرُ الرِّبَا وَ يَتَعَامَلُونَ بِالْغِيبَةِ وَ الرِّشَا وَ يُوضَعُ الدِّينُ وَ تُرْفَعُ الدُّنْيَا ثُمَّ قَالَ وَ عِنْدَهَا يَكْثُرُ الطَّلَاقُ فَلَا يُقَامُ لِلَّهِ حَدٌّ وَ لَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً ثُمَّ قَالَ وَ عِنْدَهَا تَظْهَرُ الْقَيْنَاتُ وَ الْمَعَازِفُ وَ تَلِيهِمْ شِرَارُ أُمَّتِي ثُمَّ قَالَ وَ عِنْدَهَا حَجُّ أَغْنِيَاءِ أُمَّتِي لِلنُّزْهَةِ وَ يَحُجُّ أَوْسَاطُهَا لِلتِّجَارَةِ وَ يَحُجُّ فُقَرَاؤُهُمْ لِلرِّيَاءِ وَ السُّمْعَةِ فَعِنْدَهَا يَكُونُ أَقْوَامٌ يَتَعَلَّمُونَ‏ الْقُرْآنَ‏ لِغَيْرِ اللَّهِ‏ فَيَتَّخِذُونَهُ مَزَامِيرَ وَ يَكُونُ أَقْوَامٌ يَتَفَقَّهُونَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَ يَكْثُرُ أَوْلَادُ الزِّنَا يَتَغَنَّوْنَ بِالْقُرْآنِ وَ يَتَهَافَتُونَ بِالدُّنْيَا ثُمَّ قَالَ وَ ذَلِكَ إِذَا انْتُهِكَتِ الْمَحَارِمُ وَ اكْتُسِبَ الْمَآثِمُ وَ تَسَلَّطُ الْأَشْرَارُ عَلَى الْأَخْيَارِ وَ يَفْشُو الْكَذِبُ وَ تَظْهَرُ الْحَاجَةُ وَ تَفْشُو الْفَاقَةُ وَ يَتَبَاهَوْنَ فِي النَّاسِ وَ يَسْتَحْسِنُونَ الْكُوبَةَ وَ الْمَعَازِفَ وَ يُنْكَرُ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ إِلَى أَنْ قَالَ فَأُولَئِكَ يُدْعَوْنَ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاءِ الْأَرْجَاسَ الْأَنْجَاسَ الْحَدِيثَ» (وسائل الشيعة؛ ج‏ 15؛ ص 348)

 

وی افزوأ: اگر انسان برای خدا درس بخواند و برای خدا عمل کرد و برای خدا به دیگران یاد داد، در باطن عالم از آنها با عظمت یاد می کنند؛ به فرموده وجود مبارک امام صادق علیه السلام «دعی فی ملکوت السموات عظیما»؛ در مقابل، کسی که درس را برای دنیا و خودخواهی خودش مفاهیم و اصطلاحاتی را یاد بگیرد، «یدعون فی ملکوت السماء الانجاس ... »

 

 

ج, 06/25/1401 - 15:17