به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، حضرت آیت الله مظاهری در جلسات درس اخلاق خود به بحث مهم «فضیلت ها و رذیلت های اخلاقی» پرداخته است و نکات ارزشمندی را به مردم یادآور شدند.
رذیلت پانزدهم: خود کمبینی
از جمله صفات رذیله، خودکمبینی است. در اثر این ملکۀ ناپسند، آدمی از استعدادهای خود غافل شده، خویشتن را در ترقی و پیشرفت، ناتوان میپندارد.
باید توجه داشت که خودکمبینی، صفت تواضع نیست که مطلوب باشد، بلکه مرحلۀ تفریطی تکبُّر و عُجب است و یک رذیلت به حساب می آید؛ چراکه افراد متکبّر و خودشیفته، عظمت و شوکتی غیر واقعی برای خود و اعمال خود قائلند و از سوی دیگر، اشخاص خودکم بین، خویش را در جایگاهی بسیار نازل تر از جایگاه حقیقی فرض می کنند.
این رذیلۀ اخلاقی نیز مراتبی دارد؛ اوّلین مرتبۀ آن، غفلت از تواناییهای شخصی است. پذیرش ذلّت و فرمانبرداری بی چون و چرا از افراد گوناگون نیز در شمار مراتب این رذیلت است. آخرین و شدیدترینِ مراتب که برای این صفت ناپسند ذکر شده، در آیۀ ذیل ترسیم گردیده است:
«وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ»[1]
بر این اساس، انسان خودکمبین، فهم و بصیرت خویش را از دست میدهد و به حیوان و حتی کمتر از آن مبدّل میشود. او هرگز در صدد خروج از عالَم حیوانی و در پی رسیدن به مراتب کمال انسانی نیست؛ از اینرو استعدادهای خود را به فعلیت نمیرساند و عاقبتی جز جهنّم نخواهد داشت.
مستکبرانِ تاریخ با سوء استفاده از رسوخ همین ملکۀ ناشایست در برخی ملّتها، بر آنان مسلّط گشتهاند. از بین بردن نسلها توسط مستکبران: «یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ»[2] و نیز ذبح پسران و باقیگذاردن دختران و زنان: «یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیی نِساءَهُم»[3]، به خشکانیدن ریشۀ غیرت در مردان و حیا در زنان اشاره دارد. مستکبران با این دسیسه، افراد و ملّتها را به رذیلۀ خودکم بینی دچار ساخته، توان رشد و کمال را در آنان سوزانده و در نتیجه آنها را به استضعاف کشیده و محتاج خود کرده و میکنند.
از جمله پیامدها و تبعات خود کمبینی، این است که انسان نسبت به قدر و منزلت خود و جایگاه ملکوتی و معنوی خویشتن غفلت میورزد، فراموش میکند که مسجود فرشتگان است[4]، نمیبیند که خداوند متعال، عالم وجود را تسخیر و رام او کرده است[5]؛ از یاد میبرد که حق تعالی او را خلیفه و جانشین خود در زمین قرار داده است[6]؛ در نتیجه، خود را به دنیای پست میفروشد، بندگی شیطان، هوای نفس و دیگر بتها را میپذیرد و ناگزیر مقامات بلند معنوی و عرفانی و در پی آن بهشت و لقای حق را ترک گفته، بهسوی جهنّم میشتابد.
راهکار رفع این صفت رذیله، توجه به استعدادها و تواناییهای شخصی و بهکارگرفتن صحیح آنهاست. انسان باید جایگاه حقیقی معنوی و مادی خود را بشناسد و در راستای کمال و تقرّب اخروی و نیز موفقیت در امور دنیوی گام بردارد. البته باید دقت شود که خروج از حالت تفریطی خود کمبینی، به ورود به ورطۀ افراطی تکبّر و عُجب منجر نگردد.
[1]. الأعراف، 179: «و در حقیقت، بسیاری از جنّیان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم. [چرا که] دلهایی دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمی کنند، و چشمانی دارند که با آنها نمی بینند، و گوشهایی دارند که با آنها نمی شنوند. آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه ترند. [آری،] آنها همان غافل ماندگانند.»
[2]. البقره، 205: «کشت و نسل را نابود سازد.»
[3]. القصص، 4: «پسرانشان را سر می برید، و زنانشان را [برای بهره کشی] زنده بر جای می گذاشت.»
[4]. حجر، 30.
[5]. لقمان، 20.
[6]. البقره، 30.