آیت الله العظمی وحید خراسانی:

باید فهمید چه اسراری است که کلمه فلک در قرآن مجید حدود سی مورد آمده است

حضرت آیت الله وحید خراسانی با اشاره به آیه «لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون» فرمودند: همه این ها مبین آن حقیقت است ـ که فقاهت این است ـ که هم آیه، هم مبدا و هم منتها را بشناسی، منتهی چیست؟ «لتبتغوا من فضله»، آن فضل چیست که بر بحر مترتب است و فلک وسیله رسیدن به آن بحر است؟ بحث عمیقی دارد، بعد غایت او چیست؟ شکر است.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره‌ای اساتید، حضرت آیت الله حسین وحید خراسانی چهارشنبه در مسجد اعظم قم به ادامه درس تفسیر خود پیرامون آیه ۴۱ سوره مبارکه یس پرداختند.

 

متن درس تفسیر این مرجع تقلید به این شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بحث در این آیه کریمه بود:

«وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ (41) وَ خَلَقْنا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ ما يَرْكَبُونَ (42) وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ فَلا صَريخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ (43) إِلاَّ رَحْمَةً مِنَّا وَ مَتاعاً إِلى‏ حينٍ (44)»(یس)

 

شناخت آیات خدا متوقف بر سه امر، شناختن خودمان، شناختمان ریشه و اصلمان و معرفت مایترتب علیه و ما یتفرع بر این اصل است. لذا هر بحثی بسیار عمیق است. کلمه فلک در قرآن مجید در حدود سی مورد آمده است. باید فهمید که در این حقیقت چه اسراری است، بعد پی برد به آن نظم و ناظم و مبدا و منتهای وجود. خداوند هم دریا آفرید هم صحرا،  فضل خودش را نسبت به بشر در بر و بحر منتشر کرد، برای رسیدن انسان به این نعمت ها هم در صحرا هم در دریا مرکب تهیه کرد، خود این نظم کافی است. بعد مرکبی که او تعلیم کرد در دریا سفینه شد، مرکبی که در صحرا آفرید انعام شد که هم انسان بر آن سوار بشود و هم از گوشتش و هم از شیرش استفاده کند. همه وجود او را نعمت قرار داد، تامل در آیات قرآن هدایت به این مطلب می کند، ما قسمتی از آیات ذات قدوس حق متعال را ذکر می کنیم.

 

«اللَّهُ الَّذي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فيهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(12)» (جاثیه)

 

دو جا در قرآن کلمه سخر نسبت به بحر و هم نسبت به فلک آمده است، هم دریا را مسخر کرد هم کشتی را مسخر کرد، اما دریا را مسخر کرد تا این انسان ضعیف، اقیانوس را و امواجش را به وسیله فلک ببرد  و سفینه این طور بحر را مسخر کرد، آن دریایی که اگر تلاطم کند چه قدرتی است که در مقابل بایستد، اگر در زمینش تزلزلی به وجود آید، چه قدرتی است که کار می کند، هم جلوی این را گرفت و هم جلوی آن را، هم امواج بحر را مسخر کرد برای کشتی انسان تا به حوائجش برسد آن را هم در خود قرآن بیان کرد:

 

«اللَّهُ الَّذي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فيهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(12)» (جاثیه)

 

برای آن دو غایت آورد (لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون) همه این ها مبین آن حقیقت است که فقاهت این است، فهم فقه این است، تفقه این است که هم آیه را بشناسی هم مبدا را و هم منتها را بشناسی.

 

منتهی چیست؟ «لتبتغوا من فضله»

 

آن فضل چیست که بر بحر مترتب است و فلک وسیله رسیدن به آن بحر است؟ بحث عمیقی دارد. بعد غایت او چیست؟ شکر است.

 

پس همه آنها معنای حرفی هستند، فقط معنای اسمی کلمه آخر است.

 

اگر آدم برسد و بفهمد که شکر چیست؟ خود شکر حقیقتا، علما، عملا. بعد آن وقت خواهد فهمید که وقتی خدا پیغمبرانش را معرفی می کند، عبد شکور می نامد، من و تو کجا رسیدیم، حرفی شنیدیم «و لعلکم تشکرون»

 

آیه بعد در این سوره:

«و من آیاته »

 

خوب بفهمیدکه چه جور قرآن هم خود حقیقت را، هم مبدا را،  هم منتها را شرح می دهد. «وَمِنْ آيَاتِهِ أَن يُرْسِلَ الرِّيَاحَ» این یکی از مبادی است، که اگر باد نباشد، کجا کار تمام می شود؟

«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ مُبَشِّراتٍ وَ لِيُذيقَكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (46)»(روم)

 

بادها را می فرستد مبشرات، این تبشیرها باز بحث مفصلی دارد. «وَلِيُذِيقَكُم مِّن رَّحْمَتِهِ» تا باد ازاله کند به شما از رحمت او این باد چه می کند، از یک طرف سحاب را متراکم می کند،

تراکم سحاب منشا تقطیر باران رحمت او شده است، کار دوم تلقیح است، گیاهانی که آفریده نر و ماده دارد، این باد است که نطفه را از آن درخت به این درخت منتقل می کند، اشجار و نباتات را آبستن می کند، باد هوا را متومج می کند، مایه حیات در تنفس به من و تو می دهد.

 

مبشرات، تبشیرش و تفسیرش یکی و دو تا نیست. یکی از مبشرات جریان فلک است در بحر، به وسیله باد کشتی ها حرکت می کند، وقتی کشتی را ساختند آن علمی که بر فراز کشتی بود با آن پارچه برای وزش باد بود، که کشتی حرکت کند بعد چه شد که باد به صنایع رسید، آن بحث دیگری است.

 

پس اگر باد نبود، سفن، فلک ها و کشتی ها در بحر جریان نداشت، بعد نتیجه اینجاست «لتبتغوا من فضله» این برای آن است که ابتغاء کنیم از فضل او.

 

نهایت امر چیست؟ «لعلکم تشکرون» هم در آن آیه و هم در این آیه، منتهی بیان عوض شد، نتیجه یکی اما اصل مثبت دو تا است.

 

مورد سوم: «وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقيكُمْ مِمَّا في‏ بُطُونِها وَ لَكُمْ فيها مَنافِعُ كَثيرَةٌ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ (21) وَ عَلَيْها وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ (22)»(مومنون)

 

این جا باز بیان می کند که اگر این مرکب دریایی و صحرایی نبود کجا شما به آن نعمات منشره در بر و بحر می رسیدید؟ اما در بر و صحرا «وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقيكُمْ مِمَّا في‏ بُطُونِها وَ لَكُمْ فيها مَنافِعُ كَثيرَةٌ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ (21) وَ عَلَيْها وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ (22)»

 

هم بر اینها در صحرا، هم بر فلک در دریا حمل می شوید، تا به آن نعمات و آلاء منتشره در بر و بحر برسید. بعد باز در جای دیگر شرح می دهد که در بحر چه ساختیم، که کشتی باز وسیله رسیدن به او است.

 

«وَ هُوَ الَّذي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ مَواخِرَ فيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (14)» (نحل)

 

دریا را او مسخر کرد برای چه «لتاکلوا منهم لحما طریا» تا آن لحم طری که در دریا است، شما بخورید. بعد امروز رسیده اند به فواید ماهی، که گوشت این حیوان برای انسان، چه آثاری دارد.

«سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ» نه تنها این که اصل است، هم اصل را هم فرع را، اصل مواد بدن شما از گوشت ماهیان دریا تامین شود. اما فرع و «تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها»به علاوه حلیه ای که بپوشید، در دریا قرار دادیم که آن هم زینت شما باشد.

 

«مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ (19) َيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ (20) َبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ (21) يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)» (الرحمن)

 

هم لحم طری آماده کردیم، هم لولو و مرجان برای شما ساختیم.

 

«وَ تَرَى الْفُلْكَ فيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (12)» (فاطر)

 

باز رسیده اند به اینها و «یصنع» باز فلک را به شما تعلیم کردیم تا به وسیله فلک و کشتی هم به لحم طری و هم به حلیه نائل بشوید، آخر این است که باید قرآن خواند و تدبر کرد، همه جا مساله منتهی می شود به این دو کلمه «لتبتغوا من فضله و لعلکم تشکرون»

بعد غوغا در آن لام در ابتغاء و در آن لعل در شکر که اگر فرصت شد خواهیم گفت.

والسلام

 

 /240/31/20

 

ي, 09/09/1393 - 20:38

دیدگاه جدیدی بگذارید