به مناسبت اغتشاشات اخیر و اهانت ها به مقدسات اسلامی و حجاب، استاد سعید عبداللهی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «اهمیت حجاب و تحلیل وقایع روز» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید خاطرنشان کرد: دین، شامل اصول و فروعی می شود. در اصول دین، شخص باید با عقلانیت خودش آن را بپذیرد؛ اما د فرع، عکس در اصول دین است و جای تحلیل عقل نیست. گاه این دو با هم خلط می شود و بگویند آیا این بحث، عقلانی هست یا نیست. اگر کسی مشکل چشم دارد، باید به دکتر مراجعه کند و نباید به بقالی رجوع کند. بلکه باید تحقیق کند که برای درمان چشم به نزد چه کسی و به نزد کدام پزشک برود. در اینجا جای عقل و بررسی است که به متخصص رجوع کند و مشکل چشم، حل بشود. در اینجا است که جای تحلیل های عقلی است. اگر به متخصص رسیدیم، در آنجا جای تحلیل عقل نیست؛ بلکه خود را واگذار می کنیم و جای تعبد است. این بیان به این معنا نیست که اگر متخصص برای ما نسخه می پیچد، عقلانی نیست؛ بلکه من هستم که عقلم نمی رسد. در دین هم همین است؛ ما می گوییم «لا اکراه فی الدین» چرا که دین، یک مسأله قلبی است و در مسأله قلبی نمی توانیم فشار بیاوریم و اجبار کنیم؛ دین اجبار بردار نیست؛ اصل دین؛ نمی گوید احکام و جزئیات دین. اصل دین، اجبار بردار نیست؛ البته درست است که اجباری نیست؛ اما «قد تبیّن الرشد من الغی» و باید تبعات آن را بپذیرید. اگرچه اصل دین اجبار بردار نیست؛ اما اگر پذیرفتم، نمی توانم بگویم جزئیاتش را قبول نمی کنم؛ همان گونه که وقتی یک مدرسه را انتخاب کردم، نمی توانم بگویم قوانین آن را قبول ندارم.
وی افزود: اگر اسلام را پذیرفتیم، احکام آن را هم باید بپذیریم. این بیان باید به خوبی تبیین بشود و جا بیفتد که در احکام الهی کجا را تحلیل می کنیم و بحث عقلی می آوریم و کجا اختیار داریم. ما در اصل دین است که اختیار داریم؛ اما در جزئیات اینچنین نیست. در ممالک هم اینچنین است؛ وقتی می خواهیم اقامت در فرانسه را دریافت کنیم، بیان می کنند که ما شما را با این شرایط، می پذیریم و اجازه اقامت می دهیم؛ اگر راضی هستی، اجازه بدهیم؛ و الا نه. نمی تواند بگوید من می خواهم فلان مملکت اقامت کنم؛ اما قوانینش را نپذیرم. اما اگر قبول کردیم، باید قوانینش را هم بپذیریم.
استاد سعید عبداللهی در ادامه بیان کرد: وظیفه ولی فقیه آن است که نظام و جامعه اسلامی را به سمت خدا ببرد. اصلی ترین وظیفه این امر است. در این راه باید اولویت ها را بسنجد که چه امری اهمّ و چه امری مهم است. دشمن شناسی در این امر بسیار مهم است که دانسته بشود با چه راهی می خواهد در مسیر، اخلال گری کند و جامعه اسلامی را از مسیر منحرف نماید. مقابله با راه های مختلف تهاجم، مختلف است و پاسخ های همسانی می طلبد. مقابله با بمب های شیمیایی آن است که به ارتفاع برویم و هوای سالم را دریافت کنیم؛ در حالی که مقابله با بمب های خوشه ای آن است که به زیر زمین برویم. از این رو باید راه های مقابله با هر تهاجم را ولی فقیه بداند و اعمال کند.
وی اضافه نمود: جامعه ما با مشکلات اقتصادی روبرو است؛ این حدیث نبوی را شنیدیم که فقر باعث کفر می شود. ما نباید خودمان را با طلبه های دیگر مقایسه کنیم؛ کسانی که اصول دین برای ما حل شده است؛ اما جامعه ای که عوام هستند، یا بچه ای که تازه به سنّ تکلیف رسیده است، پدر باید مراقبت کند. نباید با سختی های بیش از حد، به عنوان مثال، نماز را از چشم او بیندازد. اگر از حضرت آقا نقل می کنند حجاب در اولویت چندم امر به معروف و نهی از منکر است، یعنی بحث فرهنگ و ازدواج و اقتصاد باید حل بشود تا من بتوانم از حجاب بگویم. اما اگر کسی اخلاق و دین و اقتصاد برای او حل نشده است، نمی توان به او این امر را گفت؛ چون در اولیات غریزه اش مانده است. علمای عرفان هم همین را می گویند که اگر برای نماز شب هم بیدار شدی، یک چای بخور که بفهمی در نماز چه می گویی. اگر حضرت آقا می فرماید امر به معروف در زمینه حجاب اولویت دهم است، از این قبیل است. اما دشمن سال ها کار کرد و بعضی سیاسیون و شخصیت های ما و بعضی متدینین ما از روی دلسوزی بحث حجاب را پیش کشیده اند. اگر حضرت آقا در زمانی فرموده باشند حجاب در اولویت دهم امر به معروف است، اما اکنون با این هجمه ها دیگر زمان عادی نیست.
استاد عبداللهی خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام در آن زمان که می فرماید من آب و نان و خانه مردم را تأمین کردم، در آن دوران، اصولا مشکلی از باب حجاب مطرح نبوده است؛ در مناطق جنوب کشور بابت ماجرای خانم مهسا امینی اتفاق خاصی نیفتاد؛ چون مردم حجاب را دوست دارند. فرهنگشان این است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: وقتی می گوییم نماز ستون دین است، وقتی می توانیم نماز خوب بخوانیم که قوه خیال در نماز کنترل بشود؛ اصولا عرفا می گویند عارف کسی است که بتواند قوه خیالش را کنترل بکند. من در جامعه سوار تاکسی می شوم؛ یا در صف نانوایی بگو مگو می شود؛ اگر در نماز بتوانم خود را کنترل کنم و نگذارم خیالات آن وارد نمازم بشود، من صد در صد عارف هستم. پس قوه خیال بسیار مهم است. جوانی که شهوت جنسی دارد و خانم هایی با آن وضعیت بیایند، اصلا نمی تواند کنترل داشته باشد. یک شخص می گوید من صحنه ای را دیدم؛ ده سال طول کشید که در نماز آن تصویر را در ذهن نیاورم. جامعه باید به گونه ای باشد که وقتی وارد جامعه شدم، قوه تخیل من تحریک نشود.
وی اضافه نمود: حضرت امام و مقام معظم رهبری بر اولویت ها تأکید داشتند. حضرت امام در دوران جنگ، تأکید می کردند که اولویت باید جنگ باشد. قانون، مشی، رفتار سیاسی باید دید که به جنگ کمک می کند یا خیر. در دوران اخیر هم باید در نظر داشته باشیم که حجاب، در اولویت است؛ اگر مقام معظم رهبری در سال های اخیر بر اقتصاد، تأکید داشتند و سال ها را بر اساس مسائل اقتصادی نامگذاری می کردند، برای این بود که این مشکلات الآن پیش نیاید و به عنوان مثال، غریزه ها عود نکند. اگر غریزه جنسی عود کرد، نمونه اش آن است که جوان می گوید من عقد کردم؛ ولی خانه ندارم.
استاد سعید عبداللهی خاطرنشان کرد: ما بر اساس باورمان است که زندگی می کنیم؛ ما طلبه ها این روایت را به خوبی درک می کنیم که امام علیه السلام در پاسخ به ابراز فقر یکی از یارانش می فرماید: «برو ازدواج کن»؛ و اگر با تعجب آن سؤال کننده روبرو شود، باز تأکید می کند که ازدواج کند. ما طلبه ها این امر را باور داریم؛ و خداوند با هر کس به اندازه باور او حساب می کند. اگر ظنّ انسان به خدا آن باشد که بر اساس فرمایش و امر خدا حرکت کند، خدا یقینا کمک می کند، یقینا خدا کمک می کند. اما اگر بد گمان به خدا باشد، خداوند هم بر همان اساس با او رفتار می کند. آیا واقعا همه خانواده ها نسبت به کمک خدا حسن ظن دارند؟ آیا امروزه خانواده ها به راحتی دختر را به خانه شوهر می فرستند؟ دختری که این روزها با چندین پسر رابطه دارد، آیا نمی تواند به خدا باور داشته باشد که خدا می رساند؟ آیا نمی تواند به خدا باور داشته باشد که اگر حیایش را حفظ کند، خدا یک همسر خوب را برای او می رساند؟ رابطه اش با یک شوهر را حفظ کند؟!
وی افزود: با وجود همه این مسائل، منِ ولی فقیه وظیفه دارم که اقتصاد را اولویت خودم قرار بدهم که او هم به سمت خدا برود. تا غریزه کنترل نشود، به روح اجازه پرواز داده نمی شود. برخی از افراد جامعه همانند فرزند کوچکی شده اند که وقتی در بازار، خوراکی را می بینند، دست دراز می کند و آن را بر می دارد، به گمان اینکه برای اوست. و می گوید اگر برای این نیست که من بردارم، چرا در دسترس گذاشته اند؟ برخی جوانان هم می گویند اگر قرار باشد به نامحرم نگاه نکنم، چرا دختران اینگونه به خیابان می آیند. یعنی هنوز به آن عقلانیت نرسیده است که نگاه نکند و آن خانم هم به عقلانیت نرسیده است که آنگونه به خیابان نرسیده است؛ ولی فقیه باید مسیر هدایت را برای جوانان باز کند و زمینه اصلاح را ایجاد فرماید.
استاد عبداللهی خاطرنشان کرد: باید کاری کرد که جامعه دغدغه غریزه را نداشته باشد و بتواند کنترل کند تا به مسیر کمال خود برسد و طی نماید؛ کار بسیار است. دنیا همانند پیاده روی اربعین است که موکب های آن به انسان خدمت می کند؛ شربت و بالش و غذا به انسان می دهند؛ اما آن انسان احمق است که بگوید این موکب بسیار خوب است و همینجا می مانم. همه موکب ها بهانه ای هستند که تو مسیر تا اباعبدالله الحسین علیه السلام را طی کنی و تحت قبه برسی. یک جا خوب می خوابیم و یک جا بد می خوابیم و یک جا غذا به کفایت هست و یک جا نیست. اما حرکت کن و به سوی هدفت حرکت کن.
وی اضافه نمود: ما گلایه داریم که برخی از بزرگان به جامعه، به خوبی خط نمی دهند. اگر یک خانواده را می بینیم که داغدار شده است، چرا برای کشیدن چادر از سر برخی از زن ها داغدار نمی شوند؟ چاقو زیر گلوی بچه های مذهبی گرفته اند. چرا بیانیه ای می دهیم که از آن سوء استفاده بشود؟ اینها گلایه مندی دارد. علما و روحانیت باید خط دهی بدهند و هدایت کنند. انبیاء و اولیای الهی دین را آوردند که مردم را به سعادت برسانند؛ اما سعادت واقعی در آخرت است و صرف خورد و خوراک امروز جامعه نیست. نباید به گونه ای موضع بگیریم که موجب خوشحالی دشمن بشویم؛ به یاد داشته باشیم کلام امام را که فرمود اگر موضعی گرفتید که دشمن به واسطه آن خوشحال شد، بدانید که اشتباه موضع گرفتید و از آن حرف خودتان برگردید. دشمن از برخی سخنان بزرگان ما خوشحالی می کند. اما آن بزرگان هنوز از حرف خودشان بر نگشتند. دشمن شناسی بسیار مهم است. امیرالمؤمنین علیه السلام بر اسب زکات بست؛ چون در زمان ایشان اسب زیاد بود و برای اداره جامعه نیاز به این امر بود. نمی توان گفت وا اسلاما که علی علیه السلام بر خلاف سنت پیامبر عمل کرده است! اقتضای دوران حکومت علی علیه السلام اینگونه بوده است. مقام معظم رهبری در روزهای اخیر یک سخنرانی داشتند و یک بیانیه صادر کردند؛ اما در هیچ کدام، مستقیما به اتفاقات اخیر اشاره نکردند و صرفا سفارش به «مقاومت» کردند.
وی افزود: هیچ یک از مردم ما به این راضی نیست که به خاطر امر حجاب، یا به اصطلاح، «حجاب اجباری»، چاقو بر زیر گلوی یک جوان حزب اللهی گذاشته بشود. مشخص است که این افراد، از مردم نیستند؛ گروهی را از این شهر به شهر دیگر، به نیت آشوب راهی می کنند. مردم ما متین هستند و هیچ وقت راضی به این مسائل نمی شوند. خانم های ما هم عفیفه هستند؛ البته نکته ای وجود دارد و آن، اینکه یک خانم دوست دارد تا زیبا جلوه شود. این خانم دین را بد فهمیده است؛ مصداق همان کلام حضرت آقا است که می فرمود خانم هایی در عرف متدینین، بد حجاب است؛ اما در استقبال از ورود حضرت آقا به شهر، شرکت می کند و گریه هم می کند. و در حقیقت در این جبهه است که دارای نقصی است. دین را بد فهمیده است؛ فکر کرده است که اگر آرایش کند، برای او خوب است. بسیاری از خانواده ها در این وادی هستند و در پی ایجاد شهوت در جوانان نیستند. نمی دانند و متوجه نیستند؛ و باید آنها را متوجه کرد. دشمن کاری می کند که در جامعه ایجاد کینه بشود و در مقابل نظام قرار بگیرند. دشمن سال ها کار کرده است و این روزها می خواهد ثمر تلاش های خود را بچیند.
استاد عبداللهی خاطرنشان کرد: برخی می خواهند اولویت ها را جا به جا کنند؛ در این راه به فرمایش آیت الله العظمی خویی اشاره می کنند که حجاب، واجب است و اگر کسی بد حجابی را دید، باید تذکر زبانی بدهد و اگر تأثیر نداشت، می تواند در صورت نبود ریبه، نگاه کند. اما باید گفت چرا حرف ایشان را امروز و با مقتضیات امروز بیان می کنید؟ ثانیا امثال شیخ مفیدها و شیخ مقدس اردبیلی ها به خدا پناه می بردند از اینکه در اتاقی با نامحرمی تنها باشند؛ حال در این دوران، با زنانی که آرایش های آنچنانی می کنند، آیا می توان این کلام آیت الله العظمی خویی رضوان الله علیه را برای آن استناد داد؟ از این رو متأسفانه شاهد آن هستیم که مغالطه ها می کنند و اولویت ها را جا به جا می کنند. نظام اسلامی ما بر اساس اندیشه های امام خمینی رضوان الله علیه تشکیل شده است. نمی توان با نظرات مختلف اداره بشود.