استاد عباسی خراسانی مطرح کرد؛

انواع هدایت ها بر اساس آیات 38 و 39 سوره بقره

استاد هادی عباسی خراسانی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «انواع هدایت، با توجه به آیات 38 و 39 سوره بقره» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در سوره مبارکه بقره می خوانیم: ﴿قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (38) وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ﴾ (39) (بقره: 38-39)

 

1- انواع هدایت

استاد عباسی خراسانی در ادامه بیان کرد: در آیه کریمه سی و هشتم سوره مبارکه بقره، امر به هبوط، جمعی است. در ادامه آیه که قضیه شرطیه است؛ «فامّا یأتینّکم منّی هدیً»، تنویع در هدایت و انواع هدایت است. از هدایت حسی با حواسّ ظاهری و با خصوصیاتی آن شامل می ‌شود - که «من فقد حسّا فقد فقد علما»؛ تا هدایت عقلی و هدایت بیرونی توسط انبیای الهی و هدایت به وحی که قویترین هدایت است. «هدیً»، دارای انواع و اقسام مختلف است: حسی، عقلی و وحیانی.

 

2- هدایت، ملازم تبعیت است

این مفسر قرآن کریم افزود: کسی که پیرو هدایت من باشد، قضیه شرطیه‌ دوم است. معنای قضیه شرطیه متصله، بیان علت و معلول است. از این کریمه استفاده می ‌شود که هدایت، تبعیت لازم دارد. هدایت بدون تبعیت، نتیجه ندارد. هدایت، مضافٌ ‌إلیه آن، یای نسبت به حضرت حق است. معلوم می ‌شود که هدایت ویژه است. تنویع در هدایت و تکثیر در هدایت در جمله اول است و در جمله دوم، خصوصیت در هدایت است. همان هدایتی که در آیات دیگر قرآن است که ﴿وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ﴾ (الرحمن: 46)

 

وی افزود: این دو جنت که در آیه است، جنت صفت و فعل است و جنت ذات. همانکه در سوره فجر در آخرین آیات آن است؛ ﴿يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً*فَادْخُلِي فِي عِبَادِي*وَادْخُلِي جَنَّتِي﴾. (فجر: 27-30) خوف و حزن، یکی نسبت به آینده و دیگری گذشته است. اولیای الهی در مقام اعتدال و هدایت و متابعت هستند؛ نه اهل خوف هستند و نه اهل حزن. منافاتی ندارد که اهل خشیت باشند. خشیت، غیر از خوف و حزن است. خشیت، آن حالت دهشت و عظمتی است که نسبت به خالق دارند. به یک جهت اگر بگوییم اضافه به حضرت حق شود، شاید همان خشیت الهی باشد. ﴿وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ﴾ (احزاب: 39) خشیت‌ آنها فقط از خداوند است.

 

3- تکفیر و تکذیب در آیه مطلق است

استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: در آیه بعدی دارد: «و الذین کفروا...» کسانی که کافر شوند و تکذیب آیات ما را کنند. آیه، مطلق است. از تکذیب آیات قرآن تا معجزات پیامبران و خود آنان را شامل می ‌شود. به تبع انواع هدایت، تکذیب آیات هم همان چند نوع است؛ به خصوص تکذیب انبیاء و کلام الهی مراد است.

 

4- مراد از اصحاب چیست؟

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اصحاب، جمع «صاحب» است. باید دانست که «صاحب» را به کسی می‌گویند که مراوده کامل و همیشگی داشته باشد. با یکی دو بار، اطلاق صاحب نمی ‌شود؛ بلکه به استمرار است. عرب به مرد می‌ گوید: «صاحب» و به همسرش می ‌گوید: «صاحبة»؛ چون انس با هم دارند و بیشتر اوقات همراه همند. کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، اصحاب آتش هستند و در آتش خالد و همیشگی‌ هستند. این دو آیه هم تبشیر است و هم وعده و هم انذار و وعید. بشارت در آیه اولی و وعید در این آیه است.

 

5- وعد و وعید در آیه

این شاگرد برجسته علامه حسن زاده آملی رضوان الله علیه افزود: در این دو آیه، هماهنگی برهان و قرآن است. به عبارتی آنجا فرمود: «فمن تبع هدای» و اینجا فرمود: «و الذین کفروا و کذبوا بآیاتنا» آمده است. هدایت الهی، بهترین برهان است. خدای نخواسته تکذیب به آیات الهی، بهترین مصداق وعید است. در آیه شریفه هم وعد است و هم وعید. وحی هم در اینجا معلوم به برهان عقلی و معلوم به برهان غیر عقلی، یعنی آیات دیگر است. برهان عقلی، هدایت درونی است و برهان غیر عقلی، هدایت بیرونی است. در آیات هم داریم که ﴿خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى﴾ (طه: 50) آفرید و بعد هدایت به آن تعلق گرفت. اینجا هم بحث وعده است و هم بحث وعید.

 

وی اضافه نمود: در آیه شریفه، هم صحبت علم و هدایت است و هم عنوان اعتقاد است. علم با اعتقاد تفاوت دارد. «أصحاب النار هم فیها خالدون»؛ کسانی هستند که مصاحبت‌شان در تکذیب با افراد کامل شده است. اینها اهل باور شده‌اند؛ باور کفری دارند.

 

استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کردک در آیه شریفه چند هدایت و چند هشدار وجود دارد. بالاترین هدایت، «فمن تبع هدای» است. هدایتی که مضافٌ‌إلیه آن حضرت حق است. هدایت هم متابعت نیاز دارد. چند هشدار: یکی «اولئک اصحاب النار». هر وعده‌ای، وعیدی و هر هدایتی، هشداری دارد. بالاترین تقوا، تقوای الهی است که ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾. (تغابن: 16) در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: ﴿اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾. (آل عمران: 102) ظاهراً بالاترین مراحل تقوای الهی، «حق تقاته» است. این قابل اهمیت است.

 

6- هدایت یافتگان الهی خوف و حزنی ندارند

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: بر اساس این آیه شریفه کسانی که در هدایت باشند؛ به خصوص در بالاترین قسم هدایت، اینها خوف و حزنی ندارند و از آنها نفی شده است. هدایت یافتگان به هدایت الهی، مساوی با این است که خوف و حزن ندارند. نفی خوف و حزن، منافاتی با اثبات خشیت ندارد. نگران گذشته و دلهره از آینده ندارند؛ ولی تعظیم و دهشتی نسبت به حضرت حق دارند. ﴿ادْعُواْ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً﴾ (اعراف: 55) به صورت پنهان و اضطراری خدا را بخوانید. در سوره زخرف است که: ﴿يَا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ﴾ (زخرف: 68) در آیه دیگری دارد که: ﴿وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ﴾. (آل عمران:139)؛ هدایت الهی، انسان ‌ها را به مقامی امن می ‌رساند. مقام امین و امنیت است. ﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقَامٍ أَمِينٍ﴾.(دخان: 51) آنها در مقام امان هستند.

 

7- انواع خوف و حزن

استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: با توجه به آیات دیگر ما یک خوف و حزن ممدوح داریم و یک خوف و حزن مذموم. اگر خوف و حزن، ما را به خدا برساند، ممدوح است؛ مثل اینکه عده‌ای به خاطر ترس حضرت حق، خدا را عبادت می ‌کنند، یا شوق به بهشت. ﴿وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ﴾ (بقره: 155) اینها خوف ممدوح است که باعث تبدیل سیئات به حسنات می‌ شود؛ ولی عده‌ ای می ‌گویند: ﴿إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ* نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ﴾؛ (فصلت:30-31) کسانی که استقامت داشته باشند، فرشته‌ ها بر آنها نازل می ‌شوند و می‌ گویند: خوفی نداشته باشید، ما اولیای شما هستیم.

 

وی افزود: نتیجه پذیرش هدایت الهی، سکینه و آرامش است؛ ﴿فَهُوَ فِي عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ﴾.(قارعه: 7) اگر هدایت الهی نباشد، معیشت ضنک است و در سختی و ناراحتی. از این آیات هم استفاده می ‌شود هبوطی که رخ داد، گرچه در مرحله اول هبوط، تنزیل درجات بود؛ یعنی از مقام بهشتی فرود آمدند، ولی معلوم می ‌شود که با سکونت در زمین می‌ توانند هدایت‌شان را به دست آورند. با تمتع و بهره‌وری و استفاده از نعمت‌ های الهی، حتی نعمت هدایت، می ‌توانند جبران ما فات را داشته باشند. شیطان که هبوط کرد، درکات داشت، ولی هبوط انسان، هبوط درجاتی بود. انسان می ‌تواند به درکات کفر و تکذیب آیات برسد که «اولئک اصحاب النار» بشود و می‌ تواند به درجات ایمان برسد که «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون». یا در حال هدایت هستند و شاکریت. در این مرحله به یقین می ‌رسند.

 

8- روایات پیرامون آیه

استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: در روایت می خوانیم: «عَنْ جَابِرٍ،قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(عَلَيْهِ السَّلاَمُ)عَنْ تَفْسِيرِ هَذِهِ الْآيَةِ فِي بَاطِنِ الْقُرْآنِ: فَإِمّٰا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدٰايَ فَلاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ .قَالَ:«تَفْسِيرُ الْهُدَى عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ)، قَالَ اللَّهُ فِيهِ: فَمَنْ تَبِعَ هُدٰايَ فَلاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاٰ هُمْ يَحْزَنُونَ» (البرهان في تفسير القرآن، البحراني، السيد هاشم، ج 1، ص 198) بالاترین مصداق هدایت، ثقل اکبر و غیر اکبر است که مصداق آن است.

 

وی اضافه نمود: از امام عسکری (علیه‌ السلام)، راجع به «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا» پرسیدند، ایشان فرمودند: «الدَّالاَّتِ عَلَى صِدْقِ مُحَمَّدٍ عَلَى مَا جَاءَ بِهِ مِنْ أَخْبَارِ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ،وَ عَلَى مَا أَدَّاهُ إِلَى عِبَادِ اللَّهِ مِنْ ذِكْرِ تَفْضِيلِهِ لِعَلِيٍّ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ خَيْرِ الْفَاضِلِينَ وَ الْفَاضِلاَتِ،بَعْدَ مُحَمَّدٍ سَيِّدِ الْبَرِيَّاتِ أُولٰئِكَ الدَّافِعُونَ لِصِدْقِ مُحَمَّدٍ فِي إِنْبَائِهِ، وَ الْمُكَذِّبُونَ لَهُ فِي نَصْبِ أَوْلِيَائِهِ:عَلِيٍّ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ،وَ الْمُنْتَجَبِينَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ الطَّاهِرِينَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ». (همان)

 

س, 08/17/1401 - 21:53