استاد غلامی مطرح کرد؛

نامه 53 نهج البلاغه با نگاه اخلاق فردی اجتماعی

استاد محمد صادق غلامی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «نامه 53 نهج البلاغه، با نگاهی اخلاقی» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: امیرالمؤمنین علیه السلام زمانی که سردار بزرگ خود، مالک اشتر نخعی را راهی مصر می کردند، نامه ای برایشان می نویسند که نامه 53 نهج البلاغه است. با توجه به جنبه های مختلفی که می توان به آن نگریست، ما در این گفتگو با دید اخلاقی به بررسی آن می پردازیم.

 

اخلاق فردی

وی افزود: حضرت علیه السلام از همان ابتدا مالک اشتر را نصیحت به تقوا می کنند و می فرمایند: یکی از جنبه های تقوا، تقوای فردی است. حضرت به مالک ترس از خدا را فرمان می دهد و اینکه فرمان خدا را مقدم بدارد و پیروی از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشته باشد.

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اللهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ الْحَارِثِ الْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلَّاهُ مِصْرَ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ جِهَادَ عَدُوِّهَا وَ اسْتِصْلَاحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلَادِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ إِيْثَارِ طَاعَتِهِ وَ اتِّبَاعِ مَا أَمَرَ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ الَّتِي لَا يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلَّا بِاتِّبَاعِهَا وَ لَا يَشْقَى إِلَّا مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ يَنْصُرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ تَكَفَّلَ بِنَصْرِ مَنْ نَصَرَهُ وَ إِعْزَازِ مَنْ أَعَزَّهُ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَكْسِرَ نَفْسَهُ مِنَ الشَّهَوَاتِ وَ يَزَعَهَا عِنْدَ الْجَمَحَاتِ فَإِنَّ النَّفْسَ أَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ اللَّهُ ثُمَّ اعْلَمْ يَا مَالِكُ أَنِّي قَدْ وَجَّهْتُكَ إِلَى بِلَادٍ قَدْ جَرَتْ عَلَيْهَا دُوَلٌ قَبْلَكَ مِنْ عَدْلٍ وَ جَوْرٍ وَ أَنَّ النَّاسَ يَنْظُرُونَ مِنْ أُمُورِكَ فِي مِثْلِ مَا كُنْتَ تَنْظُرُ فِيهِ مِنْ أُمُورِ الْوُلَاةِ قَبْلَكَ وَ يَقُولُونَ فِيكَ مَا كُنْتَ تَقُولُ فِيهِمْ وَ إِنَّمَا يُسْتَدَلُّ عَلَى الصَّالِحِينَ بِمَا يُجْرِي اللَّهُ لَهُمْ عَلَى أَلْسُنِ عِبَادِهِ فَلْيَكُنْ أَحَبَّ الذَّخَائِرِ إِلَيْكَ ذَخِيرَةُ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَامْلِكْ هَوَاكَ وَ شُحَّ بِنَفْسِكَ عَمَّا لَا يَحِلُّ لَكَ فَإِنَّ الشُّحَّ بِالنَّفْسِ الْإِنْصَافُ مِنْهَا فِيمَا أَحَبَّتْ أَوْ كَرِهَت.»

 

استاد غلامی در ادامه بیان کرد: در ادامه، حضرت، بار دیگر مبارزه با شهوات را به مالک توصیه می کند و می فرماید نفس خودش را از پیروی خواسته های نفسانی باز بدارد؛ و ساعتی را به عبادت و خلوت اختصاص بدهد و اینگونه نباشد مشغله کاری او را از عبادت باز بدارد؛ بلکه نیکوترین وقت ها و بهترین ساعات شب و روز را به عبادت خدا اختصاص دهد. حضرت مالک را به پرهیز از تکبر، و انجام عمل صالح سفارش می کند؛ و اینکه از خداوند استمداد بطلبد.

 

وی اضافه نمود: از خودپسندی دوری کن و به خوبی های خود، اطمینان نکن. اینگونه نباشد که تعریف کردن را دوست داشته باشی. خودپسندی از زمان هایی است که شیطان می تواند راحت تر بر انسان مسلط بشود. حضرت به تسلط بر نفس سفارش می کند. و اینکه نفس را در اختیار بگیرد و غرور و خشم و دست و تندی زبان را مواظبت کند.

 

اخلاق اجتماعی

استاد محمد صادق غلامی خاطرنشان کرد: حضرت علیه السلام در ادامه فرمایشاتشان به مالک اشتر به اخلاق اجتماعی توجه می دهند و در این زمینه نیز به تقوای الهی سفارش می دهند؛ تقوای اجتماعی، که شامل تقوای کاری هم می شود؛ شخصی را به کار بگمارد که کاربلد باشد. حضرت می فرماید: هیچ امتی اختیار حکومت را به دست کسی نمی سپارد، در حالی که عالم تر از او در میانشان باشد؛ مگر آنکه کارشان را همچنان رو به پایین می برد. اگر به کسی که غیر متخصص است، اعتماد کنید، شما را به گمراهی می برد. از این رو در حکومت اسلامی باید به متخصصین بها داده شود. مبارزه با شهوات، از دیگر سفارشات حضرت است؛ امری که جنبه اجتماعی هم می تواند داشته باشد. حضرت می فرماید قضاوت مردم را هم باید در نظر گرفت. حضرت می فرماید من تو را به سمت سرزمینی می فرستم که حاکمان عادل و ستمگری بر آن حکم راندند و مردم به کار تو آنچنان می نگرند که تو به حاکمان پیش از خود می نگری. از این رو انسان باید به قضاوت مردم هم توجه کند.

 

وی افزود: عمل صالح هم یکی از جنبه های تقوای اجتماعی است که مورد سفارش حضرت است. رحمت و محبت و لطف با مردم مورد سفارش حضرت علیه السلام است. و اینکه در جلب خشنودی مردم، گسترده ترین باش. از خشم عمومی مردم دوری کن و اینگونه نباش که تنها بخواهی خشنودی خواصّ را جلب کنی. خشنودی خواص را خشم عمومی مردم از بین می برد؛ اما خشم خواص را خشنودی عموم مردم از بین می برد. اگر خواص از شما ناراضی باشند، خشنودی عموم مردم، آن نارضایتی را از بین می برد.

 

حضرت در همین زمینه توضیح می دهند که خواص جامعه همواره بار سنگینی را بر حکومت تحمیل می کنند. خواص جامعه در روزگار سختی، یاری شان کمتر است. در اجرای عدالت هم از همه ناراضی تر هستند. اگر خواسته ای داشته باشند، اینها از همه طلبکارتر هستند.

«وَلْيَکُنْ أَحَبَّ الاْمُورِ إِلَيْکَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ، وَأَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ، وَأَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّةِ، فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ، وَإِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّةِ. وَلَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الرَّعِيَّةِ أَثْقَلَ عَلَى الْوَالِي مَؤُونَةً فِي الرَّخَاءِ، وَأَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِي الْبَلاَءِ، وَأَکْرَهَ لِلاْنْصَافِ، وَأَسْأَلَ بِالاْلْحَافِ، وَأَقَلَّ شُکْراً عِنْدَ الاْعْطَاءِ، وَأَبْطَأَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ، وَأَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّةِ. وَإِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ، وَجِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ، وَالْعُدَّةُ لِلاْعْدَاءِ، الْعَامَّةُ مِنَ الاُْمَّةِ، فَلْيَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ، وَمَيْلُکَ مَعَهُمْ.» دوست داشتنى ‏ترين چيزها در نزد تو، در حق ميانه‏ ترين، و در عدل فراگيرترين، و در جلب خشنودى مردم گسترده ‏ترين باشد، كه همانا خشم عمومى مردم، خشنودى خواص (نزديكان) را از بين مى ‏برد، امّا خشم خواص را خشنودى همگان بى ‏أثر مى‏ كند.  خواصّ جامعه، همواره بار سنگينى را بر حكومت تحميل مى‏ كنند؛ زيرا در روزگار سختى ياريشان كمتر، و در اجراى عدالت از همه ناراضى ‏تر، و در خواسته‏ هايشان پافشارتر، و در عطا و بخشش‏ها كم سپاس‏تر، و به هنگام منع خواسته‏ ها دير عذر پذيرتر، و در برابر مشكلات كم استقامت ‏تر مى ‏باشند.  در صورتى كه ستون‏هاى استوار دين، و اجتماعات پرشور مسلمين، و نيروهاى ذخيره دفاعى، عموم مردم مى ‏باشند، پس به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.

 

استاد محمد صادق غلامی خاطرنشان کرد: این کلام حضرت علیه السلام را می توان با کلام امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بهتر درک کرد که امام فرمود: «این انقلاب، برای مستضعفین است» مردم مستضعفین است که ما را روی کار آوردند؛ و الا غالبا اینگونه است که خواص جامعه این گونه نیستند.

 

وی اضافه نمود: گفته می شود تربیت خواص هم جایگاه مهمی دارد؛ به عنوان نمونه، برای ارزیابی یک ماشین، اگر چه موتور ماشین مهم است؛ اما مهمتر از آن، فرمان است که به این حرکت موتور، می تواند جهت بدهد و هدایت نماید؛ چه اینکه خواصّ جامعه هم به حرکت جامعه که ناشی از انرژی موتور مردمی است، می توانند هدایت دهند؛ حضرت امیر علیه السلام در صفین، از کنبود خواصی رنج بردند که جامعه را به همراهی حضرت علیه السلام جلب نمایند. در پاسخ باید گفت این کلام، در جای خود، درست است؛ اما این کلام حضرت از نگاهی حاکمی است که می خواهد یک والی را گسیل بدارد؛ اگر جامعه اصلاح بشود، خواص خوبی را تربیت کند. این نکته مهم است که خواص خوب، از جامعه خوب رویش پیدا می کند. حضرت سلام الله علیه می فرماید: ستون های استوار دین، اجتماعات پرشور مسلمین و نیروهای ذخیره دفاعی، عموم مردم هستند. حضرت، این نگاه را تبیین می کند.

به عبارت دیگر، حضرت بفرمایند سیاست های احزاب را زیاد اعتنا نکن و توده مردم را نگاه کن. آنچنان پی آن نباش که سیاست های احزاب را پی بگیری که در مجلس و یا جای دیگر، به کلام شمای حاکم توجه کنند؛ بلکه بهتر آن است که در صدا و سیما بیشتر حضور داشته باشی و توده مردم را با خود، همراه نمایی. اگر به کلام مقام معظم رهبری حفظه الله هم نگاه کنید، تعداد کلمات «مردم» فراوان است. «مردم ما دیندار هستند» «مردم ما با بصیرت هستند.» حضرت امیر علیه السلام هم می فرماید بیشتر به مردم گرایش داشته باش. اگر چه خواص هم در جای خود مهم هستند. حضرت امیر با خواص جلسه دارند؛ نامه می نگارند؛ تشویق می کنند؛ عقاب می دهند. یعنی با خواص، رفتارهای گوناگونی دارند؛ اما در یک حکومت اسلامی، بیشتر باید به توده مردم توجه بشود.

 

ج, 08/20/1401 - 15:47