استاد ملک زاده مطرح کرد؛

نگاهی اجتماعی به حکمتی از حکمت های نهج البلاغه

استاد محمد حسین ملک زاده از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار نشست دوره ای اساتید به موضوع «نگاهی اجتماعی به حکمتی از حکمت های نهج البلاغه» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه علمیه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در حکمت دوم از حکمت های امیر بیان علیه السلام می خوانیم: «و قال علیه السلام أزری بنفسه من استشعر الطمع و رضِی بالذّل من کشف عن ضُرِّه و هانت علیه نفسه من أمّر علیها لسانه»

 

وی افزود: حضرت علیه السلام در فقره اول می فرماید: در نهج البلاغه صبحی صالح در بیان معنای «أزری بها» بیان می کند «حقرها» یعنی خودش را کوچک کرده است. حضرت می فرماید کسی که طمع را استشعار کند، خود را حقیر کرده است. در بیان معنای «استشعره» آورده است: «تبطّنه و تخلّق به»؛ به عبارت دیگر، یعنی خودش را متخلّق به طمع بکند و طمع ورز باشد. برخی از بزرگان، بر روی «استشعار»، تأکید و بیان کردند: «جعل شعاره». شعار خودش را این قرار داده است. کسی شعار خودش را طمع قرار داده است، یعنی روش خودش را طمع ورزی انتخاب کرده است. کسی که چنین باشد، خودش را خوار کرده است.

 

استاد ملک زاده در ادامه بیان کرد: در فقره دیگر می خوانیم: «و رضی بالذل من کشف عن ضرّه» برای انسان، مشکلاتی پیش می آید؛ این مشکل و این عیب و نقصی که برایش پیش آمده است را برای دیگران بازگو می کند. گاهی بیان مشکل به خاطر آن است که طرف مقابل به شما مشورتی بدهد و یا اساسا درمان درد به دست اوست؛ این کار، مشکلی ندارد که انسان از دیگری کمک بخواهد و راهنمایی بخواهد. اما گاهی هیچ یک از این موارد نیست و طرف مقابل، صرفا کنجکاوی می کند و شما هم می خواهید صرفا درد دل کنید. انسان در نگاه دیگران خوار و ذلیل می شود. لزومی ندارد که انسان، مسائل و مشکلات خودش را با دیگران در میان بگذارد، اگر اثر عقلایی بر او مترتب نمی شود.

 

وی اضافه نمود: روشی که در بین مسیحیت باب شده است که به نزد کشیش می روند و در اتاقک اعتراف، به گناهانشان اعتراف می کنند، تا به نظر آنها از گناهان، آمرزیده بشود، از دید شیعه مردود است. افرادی حتی در محضر اهل بیت علیهم السلام می آمدند تا به گناهشان اعتراف کنند؛ معصومین علیهم السلام مانع از بیان می شدند و می فرمودند برو و گناهانت را جبران کن و توبه کن. اینکه بیان می شود «حرمت مؤمن از خانه کعبه بالاتر است، اولین کسی که باید نسبت به این قضیه اهتمام بورزد، خودِ مؤمن است. نباید آبروی خود را پیش هر کسی ببرد.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در فقره سوم می خوانیم: «و هانت علیه نفسه من أمّر علیها لسانه» این شخص، تن به ذلت داده است کسی که زبانش را امیر خود قرار داده باشد. «من أمّره: أی جعله أمیره» این انسان، انسان بی ارج و قربی می شود و مقامش پایین می آید. چگونه می شود انسان، زبانش را امیر خود قرار بدهد؟ اگر چه زبان، از هفت عضو رئیسه بدن است، اما تحت اختیار خود انسان است و انسان از او استفاده می کند. سخن گفتن از مواهب شگفت انگیز الهی است که خداوند به انسان، نعمت «نطق» داده است و چه آثار خیری بر سخن گفتن، می تواند مترتب باشد؛ اما سخن گفتن، یک حالت ارضاء هم می تواند ایجاد کند. انسان از سخن گفتن لذت می برد؛ چرا که شهوتی برای سخن گفتن دارد؛ همین که انسان به ارضاء این شهوت اقدام می کند، خودش را گاهی نمی تواند کنترل کند و هر چه بر زبانش بیاید، می گوید.

 

وی افزود: اگر انسان بتواند قوه عاقله خود را بر اعضای بدن مسلط بدارد، و این را به کنترل در بیاورد، طبیعتا امارت و ریاست را از زبان گرفته است؛ یعنی امارت را از غریزه و شهوت و هوای نفس گرفته است. هوای نفس اگر به سخن گفتن گرایش دارد، عقل، جلوگیری می کند.

 

استاد محمد حسین ملک زاده خاطرنشان کرد: هم طمع، هم بازگو نکردن مسائل داخلی برای بیرونی ها و هم سخن گفتن امیر نشود، هم جنبه شخصی در زندگی انسان دارد، هم جنبه اجتماعی و سیاسی هم دارد. یک جامعه هم اگر قناعت را پیشه خود قرار بدهد و از طمع ورزی دست بردارد، طبیعتا جایگاه بالایی پید می کند. برخی کشورهای بعد از جنگ جهانی که به پیشرفت چشمگیر دست یابند، به علت همین قناعت بر زندگی آنها بوده است. سخت تلاش کردند و به تولیدات داخلی قناعت نمودند. به کمتر خوردن و به کمتر استفاده کردن، قناعت کردند؛ اما به رشد مادی دنیایی دست یافتند. البته نمی گوییم از لحاظ معنوی هم پیش رفته اند؛ بلکه عکس آن است؛ از لحاظ زنای با محارم، ژاپن، در دنیا رتبه دار است. اما این فساد عجیب اخلاقی که در ژاپن وجود دارد، پشت پیشرفت های مادی پنهان شده است؛ به گونه ای که تا نام ژاپن شنیده می شود، به یاد تکنولوژی و این مسائل می افتند.

 

وی اضافه نمود: قناعت بر جامعه تأثیر گزار است. بازگو نکردن مشکلات داخلی برای خارجی ها هم از نکاتی است که جنبه اجتماعی می تواند داشته باشد. مسئولی در کشور، اگر خارجی ها را از داخلی ها محرم تر بداند و با شبکه های خارجی بیشتر در تماس باشد، حرف های پشت پرده با خارجی ها داشته باشد که داخلی ها را در این زمینه نامحرم بداند، حرف هایی که سبب بشود خارجی ها دست بالاتر پیدا کنند، از آثار بی توجهی به این کلام امیرالمؤمنین علیه السلام است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: فقره پایانی کلام امیر مؤمنان علیه السلام را هم می توان در جنبه اجتماعی دنبال کرد. لسان را امیر خود قرار دهد، بسیار مبتلا به است؛ یک وزیر می تواند کلامی را به زبان بیاورد که ارزش و توان مالی مردم کم یا زیاد بشود. با این نگاه کلان باید گفت اگر خسارت بر مال مردم به خاطر کلامی از مسئولی ایجاد بشود، به گونه ای ایجاد مسئولیت می کند.

 

 

ج, 08/20/1401 - 15:54