استاد ناصر ابراهیمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «تحلیلی از طرح استحاله در فرایند نفوذ» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کردک وقوع انقلاب اسلامی در ایران سرآغاز دوره ای جدید از تاریخ جهان است. انقلاب در نقطه ای از جهان حادث شد که کمترین احتمالات برای وقوع آن درذهن ناظران سیاسی وجود نداشت. کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا، کمتر از یک سال پیش از وقوع انقلاب اسلامی، حکومت خودکامه پهلوی را با ثبات تصور می نمود. رخداد چنین انقلابی، با ریشه های عمیق فکری و فرهنگی اسلامی، بدون برخورداری ازعقبه های نظامی یا سیاسی وسیع، گسترده و پرقدرت و عدم وابستگی به قدرت های خارجی، و ارائه الگوی حکومتی مبتنی بر آموزه های دینی، از زمان تثبیت و ترسیم چشم اندازهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و با تقابل جدی با هر نوع نگرش سلطه طلبانه و... از ویژگی های اختصاصی و متمایزی با انقلاب های مشابه معاصر بود که برای دشمنان انقلاب اسلامی، طراحی و اجرای راهکارهای متناسب کنترلی و مقابله ای را دشوار ساخت.
وی افزود: انقلاب اسلامی مدل حکومتی مبتنی بر جهان بینی خاصی را ایجاد کرد که ارزش ها و ایده آل های نظام سلطه را در همه ابعاد و زمینه ها به چالش کشید و براین اساس مسیری کاملا متفاوت و متمایز از روندهای جهانی را برگزید. باعدم تبعیت از مکاتب کمونیستی، لیبرالیستی و... خواهان ترویج رویکردی جدید و متفاوت و البته متضاد با این مکاتب و نظام های سیاسی مبتنی بر آنان شد.
استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: نکته ای که در دستگاه فکری و عملیاتی نظام سلطه قابل قبول نبود و آنها را بر آن داشت تا با توسل به هر ابزار و سیاستی انقلاب اسلامی ایران را دچار چالشی راهبردی کنند. در واقع، وجود حکومتی دینی با تاکید بر صدور پیام انقلاب خویش درضدیت با نظام سرمایه داری و ارزش های سکولاریستی، خطری جدی برای امروز و فردا و آینده اهداف و آرمان های نظام های سیاسی غرب ایجاد کرد؛ از این رو در طول بیش ازچهار دهه، مبارزه نافرجام خود با این انقلاب و ارکان نظام سیاسی و اجرای عملیات نفوذ سیاسی، اجرای طرح های متعدد ترور و کودتا، اجرای جنگ عریان نظامی و تهدیدات دائمی سنتی و تحریم اقتصادی ، و با توسل به راهبردهای متفاوت و متعدد و تا امروزهمواره سعی داشته تا انقلاب اسلامی را به سمت زوال و فروپاشی و نظام جمهوری اسلامی ایران را به سمت استحاله سوق دهند. بر این اساس، راهکارها و روش های فرهنگی، اجتماعی و... که از آن به جنگ نرم و یا تهدید نرم یا دمی شود، در دستور کار نظام سلطه قرار گرفته است.
وی اضافه نمود: گفتنی است اعمال قدرت نرم عبارتست از وادار نمودن حریف به تمکین از اراده مهاجم، دراثر بکارگیری کمترین میزان قدرت سخت! هر چند در چهارچوب جنگ نرم، به کارگیری مؤلفه های قدرت سخت اولویت مستقیم ندارند؛ لیکن در دید دشمنان و در سناریوهای ترکیب قدرت نرم، طراحی نمایش ها و قدرت نمایی های نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز مفید و گاه ضروری ارزیابی می شوند. البته تا امروز فلش کلی و جهت تلاش های دشمن به سمت درهم کوبیدن مبانی شکل گیری وحدوث انقلاب اسلامی بوده است.
وی افزود: در این بخش لازم وضروری است به پارادایم ها و سرخط هایی که برای در هم کوبیدن این مبانی از گذشته تعقیب شده و تا اکنون نیز ادامه یافته است؛ اشاره ای اجمالی بنمایم: مبارزه با اسلام گرایی فردی و اجتماعی و سیاسی، ترویج اباحه گری سیاسی، اخلاقی و اجتماعی، تقدس زدایی از دین و مؤلفه های دینی، عادی سازی حرمت شکنی ها و توهین به مقدسات و ضروریات دین، تکذیب مبانی عقلی یا دینی حکومت دینی، ناکارامد معرفی نمودن حکومت دینی و رهبری نظام اسلامی در اداره جامعه، تلاش برای تغییر سبک زندگی، تغییرباورهای اجتماعی، تحول در روابط اجتماعی، ایجاد شکاف و فاصله اجتماعی و ساختاری میان مردم و انقلاب، مشروعیت زدایی از رهبران انقلاب اسلامی و نهایتا ایجاد تعارض ارزشی ملت؛ حاکمیت و ایجاد تحولات زیر بنایی در جامعه برای تقابل مؤثر با انقلاب اسلامی و استحاله بنیادین آن به لحاظ هستی شناسی و معرفت شناسی؛ که از این نکته در نگاه راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی (حفظه الله تعالی) به عنوان "اختلال در معرفت های انقلابی و دینی" یاد شده است. معظم له در تشریح سیاست ها و اهداف زیربنایی نظام سلطه برای ایجاد تغییرات دامنه دار و تحول در ارزش هاوباورهای جامعه با اشاره به این سیاست بنیادین دشمن،می فرمایند:"آمریکا در تلاش است تا با شبکه سازی و فعالیت در داخل ملت و با جذب عناصر و نیروهای مؤثر، جامعه را به سمتی هدایت کند که مطلوب آنهاست. تغییر باورها، تغییر آرمان ها، تغییر نگاه ها، و تغییر سبک زندگی، اهداف مهمی هستند که دشمن با استفاده از ابزارها و امکانات مختلف خود در تلاش است به آنها دست یابد تا از این طریق شیوه تفکر خود رادر جامعه ایران نهادینه سازد".
استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: آنچه از این فرآیند حاصل می شود حرکت واقدام بر اساس الگویی است که برای طراحان راهبردهای مؤثر و ویژه در ترکیب قدرت نرم استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی با عنوان سیاست نفوذ اجتماعی نیز قابل تعریف است، که در این زمینه طرح های خطرناک و تهدید آفرینی به منظور ایجاد گسست اجتماعی بر مبنای فاصله گیری از آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی انجام می شود.
دلایل استفاده از جنگ نرم:
بخش اول:
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: انتشار مقاله مشهور «جوزف نای» نظریه پرداز آمریکایی تحت عنوان «قدرت نرم» power Soft در فصلنامه آمریکایی foreign policy در سال ۱۹۹۰ دیدگاه جدیدی را به مخاطبان ارائه کرد که بر اساس آن ایالات متحده به جای آنکه از طریق بکارگیری آنچه که قدرت سخت می نامند، به انجام کودتای نظامی در کشورهای رقیب اقدام کند؛ تلاش خود را بر ایجاد تغییرات در کشورهای هدف از طریق تأثیرگذاری بر نخبگان جامعه متمرکز می کند. بر این اساس آمریکا می توانست بجای سرمایه گذاری میلیارد دلاری بر تئوری جنگ ستارگان به منظور مقابله با آنچه تهدید شوروی خوانده می شد، به سرمایه گذاری بر نخبگان جامعه شوروی از طرق مختلف اقدام کند.
وی افزود: پس از فروپاشی شوروی جوزف نای مقاله دیگری تحت عنوان «کاربرد قدرت نرم» در فصلنامه فارن پالسی در سال ۲۰۰۴ منتشر ساخت که تکمیل کننده نظرات قبلی او متناسب با تغییرات جهان در سالهای پس از فروپاشی شوروی و بویژه تحولات ناشی از واقعه یازده سپتامبر در روابط بین الملل بود.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در مقاله مذکور جوزف نای دیدگاه خود را درباره ایجاد تغییرات از طریق به کارگیری دیپلماسی عمومی در کنار بکارگیری قدرت نرم در میان نخبگان جامعه هدف مطرح کرد. بعدها نظرات او تکمیل تر شد و به عنوان دستورالعمل سیاست خارجی آمریکا تحت عنوان بکارگیری «قدرت هوشمند» Smart power به مورد اجرا گذارده شد. بر اساس این نظریه آمریکا با استفاده از دیپلماسی عمومی و قدرت هوشمند به برقراری نفوذ در بدنه جامعه هدف کمک می کند. این دیدگاه با دستورالعملهای اجرایی که توسط کارشناسان اطلاعاتی آمریکا نظیر دکتر «جین شارپ» تهیه شد، در سطح رسانههای گروهی به مفهوم «انقلاب نرم» معروف شد. بنابراین جنگ نرم، امروزه مؤثرترین، کارآمدترین و کم هزینهترین و درعین حال خطرناکترین و پیچیدهترین نوع جنگ علیه امنیت ملی یک کشور است، چون میتوان با کمترین هزینه با حذف تهاجم خود قرار میدهد.
وی اضافه نمود: جنگ نرم به روحیه، به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد، مقاومت و دفاع از آرمان و سیاست های نظام را تضعیف می کند، فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی - امنیتی و ساختارهای آن باشد.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: جوزف نای قدرت نرم را شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیرمستقیم رسیدن به نتایج مطلوب قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد مورد نظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تأثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند. در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستورالعملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین جنگ نرم از یکسو توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن نه از طریق اجبار و یا پاداش است. و از سوی دیگر نشان دهنده، تفاوت های عمده آن با جنگ سخت است.
تفاوتهای جنگ نرم و جنگ سخت:
استاد ناصر ابراهیمی در بخش دیگری از گفتگو به تفاوت های جنگ نرم و سخت پرداخت:
۱- حوزه تهدید نرم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است، در حالی که حوزه تهدید سخت امنیتی و نظامی است.
۲- تهدیدهای نرم پیچده و محصول پردازش ذهنی نخبگان و بنابراین اندازه گیری آن مشکل است، در حالی که تهدیدهای سخت، عینی، واقعی و محسوس است و می توان آن را با ارائه برخی از معیارها اندازه گیری کرد.
۳- روش اعمال تهدیدهای سخت، استفاده از زور و اجبار است، در حالی که در نرم، از روش القاء و اقناع بهره گیری می شود. و تصرف و اشغال سرزمین است؛ در حالی که در تهدید نرم، هدف تاثیرگذاری بر انتخاب ها، فرآیند تصمیم گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت های فرهنگی است.
۴- مفهوم امنیت در رویکردهای نرم شامل امنیت ارزش ها و هویت های اجتماعی می شود. در حالی که این مفهوم در رویکردهای سخت به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می گردد.
۵- تهدیدهای سخت، محسوس و همراه با واکنش برانگیختن است، در حالی که تهدیدهای نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، اغلب فاقد عکسالعمل است.
۶- مرجع امنیت در حوزه تهدیدهای سخت، به طور عمده دولت ها هستند، در حالی که مرجع امنیت در تهدیدهای نرم محیط فروملی و فراملی (هویت های فروملی و جهانی) است.
۷- کاربرد تهدید سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتاً مترادف با فروپاشی نظامهای سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد تهدید نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظامهای سیاسی مخالف یا معارض، مترادف با فرهنگ سازی و نهادسازی در چارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام های لیبرال و دموکراسی تلقی می شود.
وی افزود: جنگ نرم نیز همانند جنگ سخت اهداف مختلفی دارد و قاعدتا هدف غایی هر دو آنها تغییر کامل نظام سیاسی یک کشور است که البته با اهداف محدودتر هم انجام می گیرد. در حقیقت جنگ نرم و جنگ سخت یک هدف را دنبال می کنند و این وجه مشترک آنهاست، در هر صورت هدف اصلی این جنگ، اعمال فشار برای ایجاد تغییر در اصول و رفتار یک نظام و یا به طور خاص تغییر خود نظام است.
اهداف جنگ نرم:
استاد ناصر ابراهیمی در بخش دیگری از گفتگو به اهداف جنگ نرم پرداخت:
۱- استحاله فرهنگی در جهت تأثیرگذاری شدید بر افکار عمومی جامعه مورد هدف با ابزار خبر و اطلاع رسانی هدفمند و کنترل شده که نظام سلطه همواره از این روش برای پیشبرد اهداف خود سود جسته است.
۲- استحاله سیاسی به منظور ناکارآمد جلوه دادن نظام مورد هدف و تخریب و سیاه نمایی ارکان آن نظام.
۳- ایجاد رعب و وحشت از مسائلی همچون فقر، جنگ یا قدرت خارجی سرکوبگر و پس از آن دعوت به تسلیم از راه پخش شایعات و دامن زدن به آن برای ایجاد جو بیاعتمادی و ناامنی روانی.
۴- اختلاف افکنی در صفوف مردم و برانگیختن اختلاف میان مقام های نظامی و سیاسی کشور مورد نظر در راستای تجزیه سیاسی کشور.
۵- ترویج روحیه یاس و ناامیدی به جای نشاط اجتماعی و احساس بالندگی از پیشرفت های کشور.
۶- بیتفاوت کردن نسل جوان به مسائل مهم کشور.
۷- کاهش روحیه و کارآیی در میان نظامیان و ایجاد اختلاف میان شاخههای مختلف نظامی و امنیتی.
۸- ایجاد اختلاف در سامانههای کنترلی و ارتباطی کشور هدف.
۹- تبلیغات سیاه (با هدف براندازی و آشوب) به وسیله شایعه پراکنی، پخش تصاویر مستهجن، جوسازی از راه پخش شب نامهها و...
۱۰- تقویت نارضایتیهای ملت به دلیل مسائل مذهبی، قومی، سیاسی و اجتماعی نسبت به دولت خود به طوری که در مواقع حساس این نارضایتیها زمینه تجزیه کشور را فراهم کند.
۱۱- تلاش برای بحرانی و حاد نشان دادن اوضاع کشور از راه ارائه اخبار نادرست و نیز تحلیلهای نادرست و اغراق آمیز.
ابزارهای جنگ نرم:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: جنگ نرم به ابزارها و امکاناتی نیازدارد تا بتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند. جنگ نرم با پشتوانه قدرت نرم انجام می گیرد. بنابراین تمامی ابزارهای حامل قدرت نرم را باید به عنوان ابزارهای جنگ نرم مورد توجه و شناسایی قرار داد. این ابزارها انتقال دهنده پیامها با اهداف خاص هستند. در عصر ارتباطات با تنوع ابزاری برای انتقال پیام از یک نقطه به نقطه دیگر هستیم. رسانه ها شامل رادیو، تلویزیون و مطبوعات، عرصه های هنر شامل سینما، تئاتر، نقاشی، گرافیک و موسیقی، انواع سازمانهای مردم نهاد و شبکه های انسانی در زمره ابزار جنگ نرم به شمار می آیند. با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزار مختلفی استفاده میشود میتوان گفت که به همان نسبت نیز گروههای مختلفی را مورد هدف و مبارزه قرار می دهد.
بخش سوم:
چه افراد و تشکلهایی هدف جنگ نرم هستند؟
چه افراد و تشکلهایی هدف جنگ نرم هستند؟
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: همه افراد جامعه می توانند بخش های مشخصی باشند که مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته این موضوع وابسته به هدفی است که بانی جنگ نرم آن را دنبال می کند. اقشار مورد نظر بانیان جنگ نرم بستگی به هدف آنها دارد که میان مدت است یا عمومی و با توجه به هدف اقشار را تحت نظر می گیرند؛ اما در حالت کلی می توان گفت که گروه های هدف در جنگ نرم، رهبران، نخبگان و توده های مردم هستند. نخبگان نیروهای میانی را تشکیل می دهند و می توانند به عنوان تصمیم گیران و تصمیم سازان یک حکومت مطرح باشند. نخبگان جامعه مدنی مانند رهبران احزاب و... هم با آشفتگی ذهنی خود، می توانند ترس را به ذهن مردم انتقال دهند، وحشت ایجاد کنند و روحیه ملت را درهم بشکنند. در بعضی موارد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود گروهها و اشخاص خاص و تأثیرگذار را مورد هدف قرار میدهند و از آن گروه یا فرد برای رسیدن به اهداف خود استفاده میکنند. مانند استفاده از قومیتهای مختلف یا خواص و نخبگان فرهنگی و علمی.
وی افزود: با توجه به اینکه در جنگ نرم از ابزارهای رسانه ای، فرهنگی و علمی استفاده می شود؛ پوشش آن برای طبقات مختلف بیشتر و متفاوت تر است. جنگ رسانهای می تواند تودههای مردم را تحت تأثیر قرار بدهد و به همین شکل در جنگ علمی نخبگان را مورد هدف قرار دهد. افراد مورد نظر جنگ های نرم وابسته به هدف جنگهای نرم نیستند بلکه به دلیل اینکه در جنگ نرم ابزارهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد؛ در نتیجه افراد بیشتری درگیر می شوند؛ اما در جنگ سخت که تنها ابزار مورد استفاده ابزار نظامی است تنها گروههای نظامی (و در موارد معدودی غیر نظامیان) در طرف مقابله قرار می گیرند.
تاکتیک های جنگ نرم:
استاد ابراهیمی در ادامه بیان کرد: در جنگ نرم علاوه بر استفاده از ابزارهای رسانههای، فرهنگی و علمی برای نفوذ در طبقات و اقشار مختلف از تاکتیکهای متنوعی مختلفی استفاده می شود.
۱- برچسب زدن: بر اساس این تاکتیک، رسانهها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند.
۲- تلطیف و تنویر: از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمهای پر فضیلت) استفاده میشود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم.
۳- انتقال: انتقال یعنی اینکه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر کردن آن منتقل شود.
۴. تصدیق: تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور است بگوید فکر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.
۵- شایعه: شایعه در فضایی تولید میشود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امکان پذیر نباشد.
۶- کلی گویی: محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد کنکاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند که بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینهای مشخص بکار گرفته می شوند.
۷- دروغ بزرگ: این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می گیرد.
۸- پاره حقیقت گویی: گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود که از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.
۹- انسانیت زدایی و اهریمن سازی: یکی از مؤثرترین شیوههای توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت زدایی» است. چه اینکه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، میتوان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه کرد.
۱۰- ارائه پیشگویی های فاجعه آمیز: در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوههای جنگ روانی (از جمله کلی گویی، پاره حقیقت گویی، اهریمن سازی و...) به ارائه پیشگویی های مصیبت بار می پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند.
اصول و روشهای مقابله با جنگ نرم:
بخش پنجم و پایانی:
استاد ناصر ابراهیمی خاطرنشان کرد: اما چه کار کنیم تا بتوانیم با بهره گیری از ساز و کارهای مختلف از اعمال تهدیدات نرم پیشگیری کنیم و یا از دامنه اثرات اجتماعی فرهنگی و سیاسی آنها را کاست و یا از میان برد.
وی افزود: برای مقابله با جنگ نرم، نخست باید ویژگیهای این نوع جنگ را آنالیز کرده و خوب بشناسیم و بدانیم که جنگ نرم با جنگ سخت، چه تفاوتهایی دارد. آنچه در جنگ سخت مورد هدف قرار میگیرد، جان انسانها، تجهیزات، امکانات و بناهاست که معمولا در این مواقع با استفاده از همین مسائلی که مورد هدف قرار گرفته است، افکار عمومی علیه دشمن فعال میشود، در حالی که در جنگ نرم آنچه هدف قرار میگیرد، افکار عمومی است.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برای دستیابی به این هدف، باید بیش از گذشته رسانهها را مورد توجه قرار دهیم و افکار عمومی داخلی و جهانی را نسبت به دروغپردازی رسانههای خارجی، آگاه کنیم.
وی اضافه نمود: این دو مهم فقط با تقویت رسانههای خودی و تلاش برای بینالمللی کردن این رسانهها، میسر است. دیپلماسی رسانهای در سیاست خارجی هر کشور به دو صورت تحقق مییابد؛ یکی مدیریت رسانهها توسط سازمانهای دیپلماتیک رسمی کشور و دیگری به صورت خودجوش و در راستای سیاستهای کلان کشورها.
استاد ابراهیمی خاطرنشان کرد: هر ملتی و کشوری دارای منابع قدرت نرم است که شناسایی و تقویت و سازماندهی آنها میتواند بر اساس یک طرح جامع تبدیل به یک فرصت و هجوم به دشمنان طراح جنگ نرم شود. به عنوان مثال، منابع قدرت نرم در ایران را میتوانیم «ایدئولوژی اسلامی»، «قدرت نفوذ رهبری»، «حماسهآفرینیها» و «درجه بالای وفاداری ملت به حکومت» برشمریم.
برخی راه های مقابله با جنگ نرم:
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه به برخی از راه های مقابله با جنگ نرم پرداخت:
۱. گسترش دامنه و شمول فعالیتهای فرهنگی.
۲. افزایش محصولات فرهنگی تأثیرگذار بر جامعه و جوانان.
۳. ایجاد راههای مشروع برای ارضاء نیازهای مردم.
۴. استفاده از دیپلماسی عمومی.
۵. استفاده از راهبردهای ویژه در مورد اقوام و اقلیتها: اقلیتهای جامعه اغلب به سبب داشتن احساس نابرابری، مستعد مخالفت ورزی علیه نظام حاکم هستند و دشمنان فرامنطقه ای یکی از میدان های فعالیت خود را در کشورهایی که دارای تنوع قومیت هاست، قرار می دهند. اما زمانی که نظام مستقر با انجام راهبردهای مناسب در مناطق محروم و دور از مرکز و اختصاص بودجههای لازم در قالب طرحهای توسعه همه جانبه خصوصا طرحهای اشتغال زا و به کارگیری مدیریتهای توانمند در این مناطق و با روحیه جهادی و بسیجی مشغول خدمت به مردم شدند، میتوانند آن احساس را کم کنند یا از میان بردارند.
۶. عملیات روانی متقابل: در مقابله با جنگ نرم نبایستی منفعلانه عمل کرد. عاملان تهدید نرم از انواع تبلیغات، فنون مجاب سازی روشهای نفوذ اجتماعی و عملیات روانی به منزله روشهای تغییر نگرشها، باورها و ارزشهای جامعه هدف استفاده می کنند. انجام تبلیغات هوشمندانه، سریع با قدرت منطق و اندیشه و احاطه ذهنی بر مخاطبان جنگ نرم میتواند یکی از روشهای مقابله باشد.
۷. آگاهی بخشی عمومی.