به مناسبت فرا رسیدن سالروز ولادت مولای متقیان امیر مؤمنان سلام الله علیه، استاد منصور جعفرزاده از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «دوازده قطره از دریا» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ادای حق مولا علیه السلام برای بیان فضایلشان در این چند دقیقه که امکان پذیر نیست؛ چه اینکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «فضایل علی علیه السلام قابل شمارش نیستند»؛ اما به خاطر تطهیر قلوب به برخی از فضایل حضرت علیه السلام اشاره می شود؛ چه اینکه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بازگو کردن، نوشتن، نگاه کردن یا گوش دادن به فضایل حضرت امیر علیه السلام نوعی عبادت است و باعث آمرزش گناهان می شود.
وی افزود: برخی از فضایل علی بن ابی طالب سلام الله علیه، همانند آیه ولایت، آیه غدیر، آیه انفاق، حدیث منزلت، مولود کعبه، خاتم بخشی، حدیث طیر مشوی و .... اختصاصی است؛ و برخی از فضایل مولا علیه السلام با دیگر اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین همانند آیه تطهیر، آیه ذکر، آیه مودت و غیره مشترک است. گرچه «کلّهم نورٌ واحدٌ» و در زیارت جامعه کبیره همه را به یک نام می خوانیم.
استاد جعفرزاده خاطرنشان کرد: در ادامه به دوازده فضیلت حضرت امیر علیه السلام اشاره می کنیم؛ امیرالمؤمنین درهیچ جنگی شرکت نکردند، مگر آنکه پیروز برگشتند.
وی اضافه نمود: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود:«عَلِیٌّ أَشْجَعُ النّاسِ قَلْباً وَأَحْلَمُ النّاسِ حِلْماً»«علی شجاع ترین و بردبارترین مردم است». (امالی صدوق، ص 439؛ بشارة المصطفی، ص 174؛ مناقب آل ابی طالب، 2، ص 35.)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: علی علیه السلام حریف را تنها با یک ضربه می کشت. «کانت ضرباته وترا»؛ در صبحگاه لیلة الهریر کشته شدگان به دست حضرت امیر علیه السلام را از نحوه ضربت های حضرت باز می شناختند؛ زیرا ضربت ها همه یکنواخت بود.اگر شمشیر را از بالا فرود می آورد، دو نیم می کرد و اگر از پهلو می زد، قطع می کرد. و محل ضربه شمشیر گویی با آهن گداخته داغ شده بود. «...و عرفوا قتلاه-قتلی علی علیه السلام فی لیلة الهریر-بضرباته التی کانت علی و تیرة واحدة، ان ضرب طولا قد و ان ضرب عرضا قط و کانت کانها مکواة.» (ارشاد القلوب:248)
وی افزود: همه ضربت های علی علیه السلام همین دو نوع بوده وقتی از حریف بلندتر قرار می گرفت، از بالا می زد؛ و دو نیم می کرد و هنگامی که برابر بود از پهلو می زد و قطع می نمود و گفته اند: بر حریف خود بیش از یک ضربه نمی زد. «کانت لعلی علیه السلام:ضربتان:اذا تطاول قد و اذا تقاصر قط.قالوا:و کانت ضرباته ابکارا اذا اعتلی قد و اذا اعترض قط.» (المناقب 2:83)
استاد جعفرزاده خاطرنشان کرد: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: علی شمشیر خدا است که بر دشمنان کشیده می شود. «علی سیف الله المسلول»
وی اضافه نمود: مولا علیه السلام بیشتر پیاده می جنگیدند؛ و اگر سوار اسبی ضعیف هم می شدند، برای حضرت آنچنان مهم نبود؛ چرا که می فرمود: اسب قوی برای آن است که اگر حریف از میدان بگریزد، او را تعقیب کنیم؛ و یا اگر دشمن حمله کرد، از میدان فرار کنیم. من نه دشمن را که فرار می کند، تعقیب می کنم؛ و اگر دشمن حمله کند، از میدان می گریزم. پس به اسبی قوی نیاز ندارم. (مناقب آل ابی طالب ابن شهرآشوب: جلد 3، صفحه 298)
این استاد حوزه علمیه در ادامه بیان کرد: زره حضرت علیه السلام تنها سینه او را می پوشاند و پشت نداشت؛ علت را پرسیدند؛ حضرت فرمود: من هرگز به دشمن پشت نمی کنم و هرگز نمی گریزم. و خدا هرگز آن روز را نخواهد آورد.
وی افزود: حضرت علیه السلام را هرکس در جنگ می دیدند، به همدیگر وصیت می کردند؛ گویی که «مرگ» را در چشم خود می دیدند.
استاد جعفرزاده خاطرنشان کرد: هرگاه دو صف برای جنگ ردیف می شدند، می گفتند ملک الموت آنجایی است که علی علیه السلام در آن صف است.و صف مقابل، خواهی نخواهی باید خود را برای مرگ آماده کند.
وی اضافه نمود: روزی یکی از سرداران سپاه حضرت به ایشان عرض کرد: اگر اسب ها آشفتند و ما از شما فاصله گرفتیم؛ شما را کجا یدا کنیم. حضرت مولا سلام الله علیه فرمود: همان جایی که از من دور شدید.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در جنگ جمل پرچم را به دست محمد حنفیه دادند و فرمودند: اگر کوه ها هم از هم پاشیدند، تو از هم نپاش. دندان هایت را به هم بفشار؛ کاسه سرت را به خدا بسپار؛ پاهایت را چون میخ به زمین بکوب و انتهای سپاه دشمن را چشم بدوز. از تنگ نظری و بی همتی چشم بپوش و بدان پیروزی بی گمان از آنِ خدای سبحان است.
وی افزود: مولا سلام الله علیه از نان دنیا به نان جو غنیمت کرده بودند و از نان گندم نمی خوردند؛ تا آنجا که در نامه شان به عثمان بن حنیف می نویسند:
«وَ کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یَقُولُ إِذَا کَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَةِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّیَّةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْیَةَ أَقْوَى وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً.» انگار گوینده ای از شما مى گوید: «اگر خوراک فرزند ابى طالب این است؛ پس ضعف و سستى او را از جنگ با هماوردان و معارضه با شجاعان مانع مى گردد،» بدانید درختان بیابانى چوبشان سخت تر، و درختان سرسبز پوستشان نازکتر، و گیاهان صحرایى آتششان قوى تر، و خاموشى آنها دیرتر است.
«فَوَاللَّهِ لَا أَذِلُّ لَکِ فَتَسْتَذِلِّینِی وَ لَا أَسْلَسُ لَکِ فَتَقُودِینِی وَ ایْمُ اللَّهِ یَمِیناً أَسْتَثْنِی فِیهَا بِمَشِیئَةِ اللَّهِ لَأَرُوضَنَّ نَفْسِی رِیَاضَةً تَهِشُّ مَعَهَا إِلَى الْقُرْصِ إِذَا قَدَرْتُ عَلَیْهِ مَطْعُوماً وَ تَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدُوماً وَ لَأَدَعَنَّ مُقْلَتِی کَعَیْنِ مَاءٍ نَضَبَ مَعِینُهَا مُسْتَفْرِغَةً دُمُوعَهَا» قسم به خداوند، قسمى که فقط اراده حق را از آن استثنا مى کنم، آنچنان نفس خویش را به ریاضت وادارم که به یک قرص نان زمانى که براى خوردن یابد شاد شود، و به جاى خورش به نمک قناعت کند، و کاسه چشمم را در گریه هاى شب و روز قرار دهم تا چون چشمه اى که آبش فرو رفته اشکى در آن نماند. ( نامه 45 و من کتاب له ع إلى عثمان بن حنیف الأنصاری)
وی اضافه نمود: حضرت امیر علیه السلام در همان نامه 45 فرمود: «وَاللّهِ لَوْ تَظاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلى قِتالى لَما وَلَّيْتُ عَنْها.» به خدا سوگند اگر عرب جملگى با هم به پيكار من درآيند بدان پشت نمى كنم.»