استاد احسان زاهری کاشانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «تفسیر آیاتی از سوره ناس» پرداخت.
/270/260/21/
این مفسر قرآن کریم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: دشمن داریم و باید به خدای محمد و آل محمد صلوات الله علیهم پناه ببریم تا از شیاطین جنی و انسی محفوظ بمانیم. پیامبر عظیم الشأن اسلام می فرماید: «من قرأ هذه السورة علی ألم سکن بإذن الله و هی شفاء لمن قرأها» در قرآن آمده است: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنین» نازل شده است از قرآن مواردی که برای شفای انسان ها است و شفا بخش روح و جان انسان ها است.
وی افزود: ممکن است کسی بگوید مقصود از شفای برای انسان چیست؟ شفا است، یعنی نقشه راه را داده است. طرف، به غیبت و دروغ بیمار است؛ یعنی باید این موارد را کنار بگذارد تا روح او آرامش بیابد. درد اقتصاد ما ربا و احتکار است؛ قرآن شفا است؛ یعنی می فرماید این بدی ها را کنار بگذار؛ موقعی که به دستور قرآن عمل کردی، دیگر عواقب آن درد را نداری.
معنای دیگر شفا هم همان است که ارتکاز ذهن است؛ که می فرمایند به عنوان مثال، اگر 70 بار فلان سوره را بر مریض بخوانی، آن مریض شفا می بابد و آرامش از درد می گیرد. ما باید هر دو بعد را عمل کنیم. اول به قرآن اعتقاد و ایمان داشته باشیم تا این قرآن ما را شفا بخش باشد
استاد زاهری در ادامه بیان کرد: در روایت دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می خوانیم: «من قرأها عند النوم كان في حرز الله تعالى حتى يصبح، و هي عوذة من كل ألم و وجع و آفة، و هي شفاء لمن قرأها» انسانی که این سوره را بخواند و عمل کند و به خدای خودش و به مالک جهان هستی و به مربی جهان پناه ببرد، معلوم است که طبیعتا دردهایش درمان می شود.
مستحب است بر اساس کلامی از امام صادق علیه السلام، زمانی که این سوره را خواندی، در دلت بگو «أعوذ بربّ الناس أعوذ بربّ الناس أعوذ بملک الناس أعوذ بإله الناس من شرّ الوسواس الخنّاس» به پروردگار جهان هستی پناه ببریم. چون دشمن داریم؛ از شرّ دشمن ها به خدا پناه ببریم. در آیا قرآن به دشمن شناسی بسیار تأکید شده است؛ هر کجا به شیطان اشاره شد، به دشمن پرداخته است؛ دشمن، چه جنی و چه انسی؛ هر آنچه انسان را از خدا جدا کند، باطل و شیطانی است.
استاد احسان زاهری خاطر نشان کرد: در ادامه این سوره شریفه می خوانیم: «من شرّ الوسواس الخناس» از شرّ بدی هایی که وسواس خناس است. کسی که وسوسه می کند، در ذهن و کار انسان، «خناس» و پوشیده است. دیدنی نیست. با حسّ لامسه حس نمی شود و با حسّ بینایی دیده نمی شود و با حس شنوایی شنیده نمی شود؛ نامرئی است. از شرارت های وسواس خناس به خدا پناه ببریم آن خناسی که «دل ها را نابود می کند و اعتقادات را از بین می برد. باورها را تضعیف می نماید «الذی یوسوس فی صدور الناس» بعد از کنار رفتن باورها، «هر چه پیش آمد، خوش آمد، ما که خندان می رویم»
وی افزود: موقعی که درون را تخریب کرد و اعتقاد را تخریب کرد و وجدان و قلب سلیم را تخریب کرد، موقعی که وجود انسان را تصرف کرد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. اینکه در روایت آمده است «قلب المؤمن عرش الرحمن» یا می فرماید: «قلب المؤمن حرم الله لا تسکن فی حرم الله غیر الله» یعنی زمانی که شیاطین جنی و انسی، نفس و وجود و قلب سلیم و وجدان او را تصرف کردند، خناس، موشک وسوسه هایش را، به جایی می زند که همه را کلا از بین می برد؛ چون می دانیم «نیة المؤمن خیرٌ من عمله و نیة الکافر شرّ من عمله» نیت و اعتقاد، پایه کار است؛ و اگر آن نباشد، بقیه به درد نمی خورد. از این رو وسوسه های خناس نخست قلب سلیم و نیت ها را خراب می کند. انسان را به باطل می کشاند و از خدا و معصومین جدا می کند؛ اما نخست، در دل ها این کار را انجام می دهد.
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: در ادامه می خوانیم جنس خناس «من الجنة و الناس» از جنیان و مردم هستند. چون کافر و مؤمن و منافق، فاسق و ظالم، هم در میان اجنه هستند و هم در میان انسان ها. سوره جن را مطالعه کنید و ببینید در میان اجنه هم مؤمن و کافر وجود دارند؛ از این رو سبک زندگی را به گونه ای قرار دهیم و به گونه ای دشمن شناسی کنیم که هر چه ایمان و اعتقاد ما را از ما می گیرد و ما را از معصومین جدا می کند، باید خود را از آنها دور کنیم و بدانیم آنها دشمن هستند و می خواهند ما را از حقیقت و خدا جدا کنند. مواظب باشیم که چگونه زندگی می کنیم و برای چه کسی زندگی می کنیم و پایان کار چیست و رنگ زندگی ما شیطانی است یا الهی.