استاد اسدپور مطرح کرد؛

اهمیت تفسیر موضوعی، با نگاهی به تاریخ آن

استاد امین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «تفسیر موضوعی قرآن کریم» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: متفکرین انقلاب اسلامی به اتفاق، نظر داشتند که «قرآن» میزان و معیار است. از این رو نام تفسیر علامه طباطبایی «المیزان» است؛ اما با هزار تأسف باید گفت در مجامع فکری ما، همانند حوزه و مراکز اقماری آن، قرآن آن جایگاه واقعی خود را دارا نیست. البته علل و عوامل مختلفی دارد؛ اما یکی از آن علت ها «فرهنگ اخباری گری» در دوران فکری و معرفتی ما بود.

 

وی افزود: جریان اخباری گری به شکل مدرن خودش منظور است؛ نه آنکه صرفا به کسانی اشاره شود که به حدیث، بیشتر توجه دارند. این منظور نیست؛ بلکه مقصود از جریان اخباری گری مدرن، از دوران عصر صفویه  در ایران حاکم شد. البته از حوزه نجف آغاز شد؛ اما نتوانست پیرایه سازی شود و نتوانست جریان سازی کند؛ اما ذیل حکومت صفویه این فرهنگ، باب شد و جریان اخباری گری، عجیب جا افتاد.

 

این استاد حوزه و دانشگاه اضافه نمود: در فرهنگ اخباری گری به روایات، بسیار توجه می شد؛ بر اساس برخی روایات، تفسیر آیات قرآن اختصاص به آل الله داشت؛ «من خوطب به» که فقط معصومین علیهم السلام هستند و ما صرفا باید از طریق روایاتی که به تفسیر اشاره کردند، به تفسیر آیات بپردازیم؛ و الا نمی توانیم آیات را درک کنیم؛ البته خواندن آیات قرآن ثواب دارد و بر جنازه ها و مجالس ترحیم می تواند خوانده بشود؛ اما اینکه ما بتوانیم از آن درس بگیریم، خیر. این فرهنگ، سال در ایران، حاکمیت داشت.

 

وی افزود: مجتهدین و فقهای ما با تأکید بر اصول فقه و منهج استدلالی و استنباطی با جریان اخباری گری مبارزه کردند؛ مبارزه با جریان اخباری گری سبب شد در حوزه فقه و مسائل مرتبط با آن، شکست بخورد. و این، حاصل تلاش های آیت الله وحید بهبهانی و شاگردان نسل اول و دوم ایشان بوده است. لایه های معارف دیگر ما که فقیه مجتهد اصولی ما چندان با آن مواجه نبود، از آن طرف، اخباری هایی هم که مانده بودند، به لایه های معارف دیگر، اصلا پرداخت نمی کردند؛ عملا باعث شد تا فقط فقه ما از جریان اخباری گری نجات پیدا کند؛ اما لایه های معارف دینی ما همچنان تحت نفوذ فرهنگی فرهنگ اخباری گری باقی بماند؛ از آن جمله تفسیر قرآن است. ازاین رو هنوز در پوست و گوشت و استخوان فرهنگی جامعه فکری و معرفتی ما این هست که اگر اهل بیت و روایات نباشند و کتب تفسیر روایی نباشد، ما قرآن را نمی فهمیم.

 

استاد امین اسدپور در ادامه بیان کرد: علامه و امام و شاگردان مشترک آن بزرگواران، تمام همّ و غمّ خود را گذاشتند برای اینکه ادبیات احیاء قرآن و ارتقاء قرآن برای معرفت لازم را جا بیندازند؛ با توجه به این نکته که «معیار و میزان سنجش و اعتبار سنجی ادله دیگر، قرآن است» و در این راه، بسیار اهتمام کردند. شهید مطهری آشنایی با قرآن می نویسد . شهید بهشتی به تفسیر قرآن می پردازد و «احیای قرآن» دارد. آیت الله خامنه ای کلاس تفسیر دارد و در سخنرانی عمومی «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» را بیان می کند. جالب این است که همه این بزرگواران متهم می شوند به «وهابی گری» هم بهشتی در هامبورگ، هم مطهری در تهران، هم آقا در مشهد به وهابی گری متهم می شوند؛ چرا که استدلالشان «کفانا کتاب الله» است.

 

وی افزود: البته این نکته مهم است که اواخر قاجار و اوایل پهلوی مجتهدین روشنفکری داشتیم که متأثر از گرایش های وهابی گری بودند. این را نباید بی انصافی کرد. تقریبا 18 مجتهد فنی نجف رفته بودند که چنین خصوصیتی داشتند؛ چون در آن زمان، وهابیت داعیه حکومت اسلامی داشت. و اینها علاقه مند شده بودند؛ به علت خلأ بین بلوک شرق و غرب، وهابیت ادعا کرد که حکومت اسلام است. عربستان هم تازه شکل یافته بود و ادعا داشت. مجتهد در نجف ما متأثر بودند. از طرف دیگر، وهابیت شبهاتی را درباره شیعه مطرح می کردند که روشنفکر ما خیلی توان پاسخگویی نداشت.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادام بیان کرد: یکی از مجتهدین روشنفکر مقیم تهران که قطعا مؤثر بوده است، مرحوم شریعت سنگلجی است کسی که اجازه اجتهادهای اساسی داشت؛ اما متأثر از وهابیت بود. به عنوان اشاره، معتقد بود «رجعت نداریم»؛ «زیارت حرم های آل الله و ساخت حرم ها شرک است»  «دعای ندبه و توسل حرام است» البته بعضا دچار پارادوکس هم می شدند؛ به عنوان مثال، یکی از همین مجتهدین روشنفکر، روضه خوان اهل بیت علیهم السلام بود.

 

وی افزود: در قرآن بسندگی جریان های بعدی مؤثر بودند. مرحوم صادقی تهرانی از فقهای قرآن بسنده بود. او شاگرد امام هم بود و در زمان طاغوت، در جمکران، در سال های 53 و 54، نماز جمعه بر قرار کرده است. او در مقابل کلام رهبری مبنی بر «بیداری اسلامی»، «بیداری قرآنی» را مطرح کرده بود. می گفت هیچ روایتی قدرت تخصیص و تقیید و استثنا و تبصره بر عمومات و اطلاقات قرآنی را ندارند. حتی با روایات متعدد!

 

استاد اسدپور خاطرنشان کرد: بعد از انقلاب اسلامی، ادبیات قرآنی متفکرین انقلاب را نتوانستیم پیش ببریم. ما با قرآن بود که نهضت راه انداختیم؛ اما با قرآن حکمرانی نمی کنیم. آرمان های فرا ملی ما با قرآن هماهنگ شد حضرت آقا در سال 86 یا 87 در دیدار با علمای مجلس خبرگان، گفتند امام مانند قهرمانان پرتاب گوی، گوی را به گونه ای پرت کرد که ما 30 سال است به دنبال آن می گردیم و نمی دانیم آن گوی در کجا افتاده است. نمی دانیم که امام، تا کجا افق را روشن کرده است.

 

وی اضافه نمود: این کار امام، مبتنی بر قرآن است؛ صدر و ذیل او بر اساس قرآن است. 20 سال قبل از شروع نهضت در سال 1323 با آیه قران شروع می کند. آیات مرتبط با مبارزه حضرت موسی علیه السلام با فرعون را تفسیر می کند؛ پیامبری که صرفا با یک «چوب»، به جنگ فرعون می رود؛ اما چوبی بود که در دست موسی بود. موسایی که به وادی طور رفته بود؛ «فاخلع نعلیک انّک بالوادی المقدس طوی». ادبیات امام، ادبیات قرآن بوده است. با همین امر، هویت تشیع را احیا کرد و استقلال داد. به جهان اسلام فکر کرد و دغدغه تقریب مذاهب داشت؛ حتی دغدغه تقریب ادیان داشت. «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (آل عمران: 64) حتی بالاتر؛ این بیان، گویای پرتاب گوی امام است؛ که امام همه مستضعفین جهان گردید؛ فارغ از دین و مذهب و قوم و قبیله. و مستضعفین را به مبارزه با هر ظلم فرا می خواند. این بیان، کجای معارف و فلسفه کنونی ما است. اینها از قرآن است که در می آید.

 

امام قرآن می خواند و بسیاری بودند که به دقت امام، قرآن نمی خواندند؛ و امام، جرأت داشت و انقلاب را راه انداخت؛ و بسیاری این جرأت را نداشتند. امام، متربّی قرآن بود و آن عرضه جسارت و جرأت را داشت. قرآن می خواند و قرآنی را که می خواند، می فهمد، و قرآنی را که می خواند و می فهمد، تا بُن دندان به آن معتقد است؛ آنجا که قرآن می فرماید: «لنهدینّهم سبلنا»، آنجا که قرآن می فرماید: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ ۗ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ» (حج: 41) امام به آن معتقد است و با همه وجود با آن ارتباط برقرار کرد. نهضت را اینها پیش برد؛ اما بعد از حکمرانی به گرایش های اخباری و فقه سنتی روایتی خودمان برگشتیم و عقب ماندیم

 

وی افزود: کار به جایی رسیده که حتی از فهم بیانات رهبری عقب ماندیم. صدر و ذیل گام دوم با منطق قرآنی استخراج می شود؛ با فقه روایی محض نمی توانیم با فقیه حاکم، تخاطب داشته باشیم. او از امت اسلام حرف می زند؛ ما به سنی شیعه می پردازیم. او از اهداف تمدنی اسلام صحبت می کند؛ ما به فرع فقهی دسته چندم؛ این فرع، برای من، اولویت اول و آخر می شود؛ اما مبارزه جدی با استکبار، که پنجه در پنجه هستیم، به حاشیه می رود. از این رو عقبه تئوریک فرمایش رهبری را هم نمی توانیم فراهم کنیم.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این فضای تفسیر در مجامع فکری ما باید احیا بشود. البته بزرگان ما مانند علامه و استاد عظیم الشأن جوادی آملی و مرحوم استاد بزرگ، مصباح یزدی، مرحوم بهشتی، مرحوم باهنر در این زمینه تلاش کردند و با قرآن کار را پیش بردند و با اتکاء به این جریان معرفتی، «تفسیر ترتیبی» خوبی در اختیار داریم. البته قطعا برای به روز شدن و معاصر شدنش، باید کار بشود؛ و هیچ بحثی در آن نیست. به تعبیر آیت الله العظمی جوادی آملی برای هر نسل، یک تفسیر قرآن می خوانیم. یعنی هر 20 یا 25 سال یک المیزان می خواهیم.

 

وی اضافه نمود: در کنار این امر، تفسیر موضوعی را هم باید جدی بگیریم. ضرورت ها و ظرفیت های آن باید مورد بحث قرار بگیرد؛ اما این تفسیر موضوعی است که می تواند نظام سازی در ادبیات دینی ما را جهت بدهد. منهجی و روشی باشد برای نظریه پردازی در مسائل بالا دستی و کلان. تفسیر ترتیبی برای فهم و تخاطب قرآن بسیار راهگشا است؛ اما ظرفیت تفسیر موضوعی برای نظریه پردازی کلان، بسیار راهگشا است و می تواند منطق حاکم بر فقه نظام های ما باشد. قرآن میزان و معیار است و در دلالت شناسی منابع دیگر و روایات، می تواند راهگشا باشد.

 

استاد اسدپور خاطرنشان کرد: متفکرین انقلاب به همین تفسیر موضوعی هم توجه خوبی داشتند؛ امام و علامه به این موضوع هم پرداخته اند. اولین تفسیر موضوعی قرآن را آیت الله العظمی سبحانی تحت عنوان «منشور جاوید» نوشتند؛ تفسیر موضوعی دیگر را آیت الله مصباح یزدی رضوان الله علیه نوشتند که به بحث های معارفی پرداختند. تفسیر موضوعی سوم، را آیت الله العظمی جوادی آملی نگاشتند که تا کنون 18 جلد شده است و به موضوعات به روز جامعه فکری و فرهنگی پرداختند.

 

وی افزود: علی رغم این تلاش ها که شده، متأسفانه یک تحقیق جامع و درست و روشمند در مبانی تفسیر موضوعی و روش تفسیر موضوعی نداریم؛ البته در اهل سنت مقداری کار شده است. در بین آنها زودتر به آن پرداخته شده است. اما پایگاه حکمی معرفتی آنها نسبت به شیعه ضعیف است؛ یا تحت بستر روشنفکری غربی به موضوعاتی شبیه «فمنیست در قرآن» پرداختند؛ یعنی از قرآن به عنوان مؤیدات آن اندیشه ها استفاده کردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: پرداختن به این موضوع، مهم است؛ مخصوصا با تلاش هایی که مستشرقان انجام داده اند؛ می بینیم که مستشرقان «فرهنگ موضوعی قرآن» کار کردند  مستشرقان تفسیر موضوعی از قرآن را ارائه می دهند «تفسیر معاصرانه قرآن» با ویراستاری سید حسین نصر در امریکا چاپ شد.دو جلد آن به فارسی چاپ شده است؛ البته آن، ترتیبی است؛ اما موضوعی هم کار کردند. اگر ما کار نکنیم، نسل بعد از ما تفسیر موضوعی را از کسانی می گیرند که خاستار فکری آنها با ما بسیار فاصله دارد و عبور از آن، به مراتب، از امروز سخت تر خواهد بود.

 

 

 

ي, 11/23/1401 - 11:51