استاد عباسی خراسانی مطرح کرد؛

مراتب رهبت و تقوا و تفاوت آن دو، بر اساس آیات 40 تا 42 سوره مبارکه بقره

استاد هادی عباسی خراسانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به این موضوع پرداخت: «مراتب رهبت و تقوا و تفاوت آن دو، بر اساس آیات 40 تا 42 سوره مبارکه بقره»

/270/260/21/

این مفسر قرآن کریم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در قرآن کریم، سوره بقره می خوانیم: «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ (40) وَءَامِنُواْ بِمَآ أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَکُمْ وَلَا تَکُونُواْ أَوَّلَ کَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُواْ بِایتِى ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیَّىَ فَاتَّقُونِ (41) وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (42)

 

1- محور آیه، امر به تصدیق نبوت

استاد عباسی خراسانی در ادامه بیان کرد: در این آیه تذکر به بنی اسرائیل بعد از حکایت جناب آدم علیه السلام و خلافت ایشان بیان گردید؛ حکایت قوم بنی اسرائیل از حکایت ‌های مهمی است که مطرح شده است. اینجا امر به ذکر نعمت بنی اسرائیل کرده است که هم نعمت مادی، همانند آسایش و خرمی فلسطین و اطراف است و هم نعمت معنوی رسالت را شامل می گردد. منظور از وفای به عهد، عهد الله و عهد انسان است، همان میثاق بین انسان و حوا به الوهیت و عبودیت. در «و ایای فارهبون» نیز حصر وجود دارد که توحید و رسالت و معاد، اصول سه گانه را در بر دارد.

 

وی افزود: در آیه بعدی نیز هم امر و هم نهی وجود دارد. حضرت حق بعد از اینکه ذکر نعمت به بنی اسرائیل را مطرح کردند؛ فرمودند، « وَءَامِنُواْ بِمَآ أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَکُمْ وَلَا تَکُونُواْ أَوَّلَ کَافِرٍ بِهِ وَلَا تَشْتَرُواْ بِایتِى ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیَّىَ فَاتَّقُونِ» در حقیقت، بیان می شود اول ای انسان کافر، ایمان بیاورید به آنچه من نازل کردم، در حالی که مصدق هستید. باید تصدیق نبوت نزد خودتان را داشته باشید. بنی اسرائیل قبل از ورود نبی مکرم صلی الله علیه و آله به مدینه منتظر ایشان بودند. چرا که در تورات و انجیل ذکر ایشان شده بود و آنها منتظر بودند. آیه شریفه به مخاطب می فرماید هواهای نفسانی و موقیعت ها و منافع مادی آنها باعث مخالفت شد تا ایمان بیاورید به آنچه مصدق آن چیزی است که نزد شما است و جزو اول کافرها نباشید.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در ادامه می خوانیم: «وَلَا تَشْتَرُواْ بِایتِى ثَمَناً قَلِیلاً وَ إِیَّىَ فَاتَّقُونِ» آیات ما را ارزان نفروشید. اشترا، فروش است. با باء متعدی می ‌شود. 180 آل عمران و 44 مائده و 9 توبه و 95 سوره نحل و 79 سوره بقره آیاتی است که همانند این آیه است و بحث اشترا و خرید و فروش است.

«وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ ۖ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ ۖ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» (آل عمران: 180)

«إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّبَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ» (مائده: 44)

«اشْتَرَوْا بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» (توبه: 9)

«وَلَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ إِنَّمَا عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (نحل: 95)

«فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۖ فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ» (بقره: 79)

 

2- تفاوت بین ثمن و قیمت

استاد هادی عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: ثمن، غیر از قیمت است. در ثمن تفاوت زیاده و نقصان راه دارد؛ ولی در قیمت راه ندارد و معادل شیء است و کم و زیاد ندارد.

 

3- رهبت و تقوا دارای مراتب هستند

صاحب کتاب الهی نامه در ادامه بیان کرد: در فقره ای از آیه شریفه می خوانیم: «و ایای فاتقون» مانند «ایای فارهبون» است. جالب است که به لحاظ مسائل سیر و سلوکی، هم رهبت دارای مراتب است و هم تقوا. تقوا مرتبه نیست، مراتب است. یعنی با هر مرحله ‌ای از مراحل سیر و سلوکی هر کسی با هر رتبه ‌ای تقوا برای او ثابت است. از «هدی للناس» تا «هدی للمتقین.» «ایای فاتقون» از «ایای فارهبون» مرتبه بالاتری دارد؛ گرچه در مراتب متوسط با هم تداخل داشته باشند. اگر خوف از حضرت حق آمد، پرهیزگاری از حضرت حق می ‌آید. رهبت، ترس با گریز است. هم ترس دارد و هم می ‌گریزد. تقوا مصونیت و پرهیزگاری است.

 

4- تفاوت بین رهبت و تقوا

این مفسر قرآن کریم در ادامه بیان کرد: ظاهر امر این است که تقوا بالاتر از رهبت است. باید این طور باشد که رهبت پیش‌نیاز تقوا است. برای همین است که برخی به این نتیجه رسیدند که در تقوا، ترس هم وجود دارد. به دلالت ملازمه اگر کسی از خدا ترسید، مراقب ادب نسبت به حضرت حق است.

 

5- تبیین معنای لُبس

وی افزود: لُبس و لَبس داریم و هر دو مصدر است. لُبس مانند علم یعلم است. لَبس فعل یفعل بر وزن ضرب یضرب است. لا تلبسوا یعنی حق را با باطل اشتباه نگیرید. حق را به باطل پوشش ندهید. می‌دانید یهودی‌ها دو کار کردند؛ یکی اینکه باطل را جلوه حق دادند، و دیگری اینکه همان باطلی که بودند، با حق خلط کردند. یکی حق را جلوه باطل دادند و دیگر اینکه باطل را جلوه حق دادند تا طرفداران خود را نگه دارند. هر دو در آیه مطرح شده ست. حق را به باطل پوشش ندهید. حق را کتمان نکنید در حالی که می‌ دانید.

 

6- احتمالات در متعلق تعلمون

استاد عباسی خراسانی خاطرنشان کرد: در این باره 3 احتمال می رود:

1. می دانید حق و باطل کدام است. به عبارتی شما می‌ دانید و علم دارید به اینکه اصلاً واقعیت‌ ها چگونه است. شما علم دارید به این جهت شما جزو کسانی هستید که دانش دارید که حق کدام است، و نبوت کدام است.

2. «و انتم تعلمون»، عنوان رسالت و نبوت است. می‌ دانید نبی‌ای دارد می ‌آید؛ ولی حق را با باطل مخلوط می‌ کنید، و مشتبه می ‌کنید و پوشش می ‌دهید.

3. اینکه متعلق «تعلمون» همه اینها باشد. به نظر ما احتمال سوم بهتر است. هم عالم به نبوت هستید، و هم عالم به این جهت حق و باطل هستید. هم باطل را به حق جلوه‌گری می ‌دهید و هم به عبارتی حق را به باطل جلوه ‌گری می ‌دهید. هم باطل را می ‌گفتند حق است، و هم حق را می ‌گفتند باطل است تا به منافع خود برسند. می ‌گفتند این نبوتی که الآن آمده است، نبی نیست و خلاف می‌ گوید، و گفتند این باطل ما هم حق است؛ تا طرفدارانشان را از دست ندهند. باطل را لباس حق می‌ پوشاندند ولی می‌ دانستند حق چیست؟

 

وی افزود: خطاب به علمای آنها است؛ به احبار و رهبان چرا که انتم تعلمون دارد. تورات و انجیل می‌خواندند و کتاب‌دان بودند. آگاه بودند. الآن طبق منافع خود کتمان حق و لَبس و لُبس حق دارند. اشتباه می‌گیرند یا حق را پوشش می‌دهند. متعلق علم به نظر ما همه اینها است. در این دو آیه بعد از بحث نعمت و وفای به عهد و رهبت، فرمودند ایمان به حضرت حق بیاورید که این را یهود هم داشتند. فرمودند کار ما را به ثمن کم نفروشید. چند امر و چند نهی دارد. بایدها و نبایدها در این آیه جمع است. اینها بسط آیات اولیه اول بقره است. از 39 به بعد تفسیر آیات ابتدایی این سوره است.

 

 

چ, 01/02/1402 - 02:02