استاد ساعی ور مطرح کرد؛

بررسی علل بی حجابی

استاد محمد باقر ساعی ور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «علل بی حجابی» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از علل بی حجابی، «ضعف در باورهای دینی» است؛ که در جلسه گذشته به آن پرداخته شد. بیان گردید که وقتی انسان ربوبیت الهی و فایده ربوبیت الهی را به عمق، در زندگی خود متوجه نشد، در تبعیت و تسلیم و عمل دچار سهل انگاری می شود. از این رو یک مشکل بی حجابی و بد حجابی، ضعف باور اعتقادی و ضعف در ربوبیت تشریعی خداوند است.

 

وی افزود: مشکل دوم، ضعف باور اعتقادی است در اینکه این اوامر، عصیان و اطاعت به این اوامر، برای انسان، هم در دنیا و هم در آخرت، نتایجی دارند. اگر خداوند دستوری فرمود، تبعیت از این دستور، هم در دنیا مفید است، و هم در آخرت، سعادت انسان را سازنده است. ضعف باور به این مسأله که «دستورات الهی از روی حکمت است و تأمین کننده سعادت انسان در دنیا و آخرت است»، از «ضعف خداشناسی» است. وقتی انسان خداشناس نبود، یا شناختی سطحی از خدا داشت، در عمل هم خودش را در اینگونه موارد نشان می دهد. خدا، ربوبیت خدا و حکمت خدا در دستورات دینی از مهمترین مسائل در علت ضعف دینی است.

 

استاد محمد باقر ساعی ور در ادامه بیان کرد: بحث دوم در علت ضعف دینی، عدم توجیه و عدم تبیین کامل «حجاب» برای برخی از افراد است. برای برخی از افراد، مفهوم حجاب به خوبی جا نیفتاده است و با حجاب، برخوردهای ذهنیتی می کنند؛ که گویی حجاب، محدودیت است و مایه دردسر است؛ با اینکه حجاب برای زن در جامعه، مصونیت است. آنچه واقعیت دارد، محدودیت حجاب برای مرد است؛ پوشش مناسب زن، برای مرد است که محدودیت است و برای زن، مصونیت است. سطحی نگری نسبت به بحث حجاب هم سبب شد برخی به سوی بد حجابی و بی حجابی روی بیاورند.

 

وی اضافه نمود: از جنبه دینی، گاهی انسان به باور دقیق نرسیده است و به عمق شناخت دست نیافته است؛ مانند بحث «ربوبیت خدا و حکمت خدا» که جلوه های معرفتی شناخت دینی است. البته عرصه دینی به دو گونه است؛ گاه، «بینشی» است و گاهی «گرایشی» و فقهی و عملکردی است. گاهی انسان، چشمش نمی بیند؛ و گاهی پای انسان حرکت نمی کند. دو مورد گذشته که بیان گردید، در حکم «چشم انسان» بود؛ در این زمینه باید به چشم انسان را بینا کرد؛ هم خدا را و هم صفات الهی را به انسان بشناسانیم؛ ربوبیت و حکمت او را و حکمت او را در دستوراتش به انسان بیاموزانیم. این موارد، به انسان کمک می کند تا به اوامر الهی شناخت کامل بیابد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: اما بحثی هم در زمینه «گرایشی» است. انسان ممکن است بداند، اما عمل نکند؛ چون تزکیه نشده، به شناختش ترتیب اثر ندهد. سومین عامل دینی، تزکیه نشدن انسان ها است. زندگی بعضی انسان ها بر اساس خواسته های نفسانی است. ممکن است انسان بداند که نماز و روزه حکم خدا است، اما چون جلوی نفسش را نگرفته است، عمل نکند. سومین مسأله ضعف در کنترل خود، و ضعف در گرایش به شناخت های خود و باورهای خود است. گاهی باور را سطحی فهمیده است؛ و گاهی نمی تواند این باور را به مرحله عمل بیاورد. یک وقت، چشمش کور است؛ و زمانی پایش لنگ است.

 

وی افزود: اگر بخواهیم این قسمت از باورهای دینی در جامعه پیاده بشود، باید به جوانانمان مباحث ایمانی را همراه با شناخت عمیق و همراه با پاسخ های دقیق و همراه با صبر در فهم تدریجی مطالب تزریق کنیم؛ واقعیت این است که آموزش و پرورش ما، نهادهای آموزشی ما مباحث توحید و خداشناسی را، آن گونه که قرآن مطرح کرده است، نتوانسته در جامعه در اذهان جوانان تزریق نماید.

 

استاد ساعی ور خاطرنشان کرد: اگر آمار بگیریم، معنای ربوبیت خدا، ربوبیت تشریعی خدا، معنای حکمت خدا در بین دانش آموزان یک حرف مبهم و مجملی است. تعلیم و تربیت نسبت به نیاز انسان ها معارف بدهد و یکی از نیاز انسان ها در عمل به دستورات الهی شناخت ربوبیت و حکمت خدا است. این مباحث است که باید دقیق و عمیق طرح بشود؛ چه در حوزه و چه در دانشگاه و چه در مساجد، تا زمینه برای فهم رابطه انسان با خدا، که رابطه عبد و معبود است، فراهم بشود.

 

وی افزود: دومین عامل، عامل اجتماعی است. بعد از بیان عامل دینی، به سراغ عامل اجتماعی عدم پایبندی به حجاب می پردازیم. گاهی اجتماع الگوهای نامناسب ارائه می دهد؛ و به همین دلیل، انسان ها با این الگوهای نامناسب به سوی طرز پوشش، طرز رفتار و طرز زندگی آن الگوها سوق داده می شوند. این الگوهای نامناسب مهمترینش، «سلبریتی»های مشهور در جامعه است. کوتاهی و سهل انگاری مسئولین در مشهور کردن این افراد، سبب شده است این الگو برای جوانان ایجاد بشود. اگر در مسیر درست رشد کرده بود و صرفا بازیگر بود، مشکل چندانی نبود؛ اما عقاید و زندگی و طرز پوشش و طرز حرف زدنش و سایر روش های زندگی­اش برای جوان، الگو قرار گرفته است؛ با اینکه تنها او در بخش هنری قابل تقلید بود.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: نکته ای باید بیان بشود؛ در نگاه دین، انسان نباید با پای دیگران برای خود، ساختمان درست کند. باید به این واقعیت اعتراف کنیم که در برخی جنبه های اجتماعی، خواسته ایم تا با پای دیگران، ساختمان درست کنیم. آنکه معتقد به حجاب نیست، نباید او را در بازیگری و در فیلم، مبلّغ حجاب کنیم. آن کسی که چند بار ازدواج و طلاق داشته است، و تنوع طلب است، نباید در بحث خانواده و بحث معنویت در خانواده و بحث های اینچنینی بازیگر کنیم تا تناقض در تفکر جوانان ایجاد کند یا الگویی باشد طرز رفتارش برای بی هویت کردن جوانان. باید معتقدین به معارف را بازیگر کنیم و جذب و گزیش کنیم؛ و این امر، مشکلی است که نهادهای مربوطه می خواهند با پای دیگران برای اهداف دینی، ساختمان درست کنند؛ و این امر نمی شود. پس یک عامل اجتماعی، «الگودهی نامناسب» است که مسأله را برای برخی افراد به شکل ناقص طراحی کرده است.

 

وی اضافه نمود: دومین عامل اجتماعی، ادای روشنفکری در آوردن است؛ برخی زمان ها لباسی مد می شود؛ در بعضی زمان ها رنگی مد می شود؛ بعضی وقت ها ادای روشنفکر را درآوردن مُد می شود. روشنفکر واقعی یعنی شناخت معایب جامعه، شناخت نقاط ضعف جامعه، و سعی و تلاش برای اصلاح جامعه برای رشد به سمت کمال است. روشنفکری از این زاویه، پدیده ای مبارک است؛ اما متأسفانه در برخی فرهنگ ها ادای روشنفکری جای روشنفکری واقعی را گرفته است؛ گویی علیه دین حرف زدن، علیه یک حکم دینی بدون استدلال حرف زدن، انسان را فیلسوف و عالم می کند؛ گویی رد کردن تمام عقاید گذشته، انسان را متفکر می کند. بعضی انسان ها به جای استدلال و دلیل و تفکر، ادای روشنفکری در می آورند.

 

وی افزود: یکی از جاهایی که ادای روشنفکری در می آید، بحث «حجاب» است. فکر می کند اگر انسان حجاب داشته باشد، بی کلاس می شود و اگر با آرایش و موهای روباز دیده بشود، علامت علم و رشد و روشن فکر کردن است. به پوسته تمسک کردن و از محتوا و فهم و علم و استدلال دور شدن را برای خودش اقناع کننده می داند؛ که گویی در مسیر تکامل و روشنفکری ادامه زندگی می کنیم. مد پرستی هم در ذیل این امر است؛ بعضی فکر می کنند باید در جامعه مانند کسانی که کلاس می گذارند، افرادی که سطح بالا نشان داده می شوند، مانند آنها باشند و مانند آنها دیده بشوند. با طرز حرف زدن، حتی طرز کفش پوشیدن و مواردی اینچنینی می خواهند درون تهی خود را پنهان کنند. انسان از درون باید پر بشود؛ و نه از بیرون. تشبیه کردن خود به دیگران از بیرون برای انسان، رشد نیست. انسان باید از درون به کمال برسد. با فهم و معرفت و انسانیت زندگی کردن معیار رشد و روشنفکری است؛ نه ادای روشنفکر در آوردن.

 

ج, 01/04/1402 - 10:14