استاد مرتضی کریم پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: انسان آفریده ای والا در سراسر هستی است که زندگی او سرشار از »تمنا و آرزو« و »خواهش و خواستن« است تا »رفاه و راحتی« و »آرامش و اطمینان« و در یک سخن »خوشبختی و شادکامی« را نصیب خود سازد و از »تلخی ها و سختی های زندگی« رهایی یابد؛ اما در این مسیر، گاه، »چه« خواستن، »چگونه« خواستن و »چرا« خواستن را به طور واقعی و حقیقی از یاد می برد و در بسیاری از عرصه ها، »ابزار« زندگی را به جای »اهداف» می نشاند و تنها به دویدن و دویدن رو می کند! بی آنکه اندیشۀ روشنی، امروز و فردای او را پشتیبانی کند و راه را از بیراهه بر وی بنمایاند.
وی افزود: با این شیوه پس از چندی دچار روزمرگی می شود و لذت های یکسان و زندگی یکنواخت، او را خسته و افسرده می نماید. او خود را چون قطره ای ناچیز می یابد که با کوچکترین حادثه ای دچار تیرگی می شود و از اقیانوس بی کران لطف و رحمت الهی، آرامش و امید معنوی بی بهره می ماند.
استاد کریم پور در ادامه بیان کرد: او از آغاز نوجوانی و جوانی، »ثروت و شهرت« یا »مقام و موقعیت« را سراب خوشبختی و آسایش دانسته است؛ اما هر چه از حیات او می گذرد، همه را رؤیا و خیالی به دور از واقعیت می بیند که تنها افزایش دلهره روحی و آشوب درونی برای او به دنبال داشته است و دیگر هیچ! این در حالی است که برخی از صاحبان بصیرت و بینایی او را به »هوشیاری« یا »عشقورزی حقیقی« فراخوانده اند:
طفیل هستی عشقاند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از آن عشق بی نصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بیهنری
وی اضافه نمود: برتر از آن، آموزه های آسمانی، پدیدۀ شیرین و دل نشین »ارتباط با پروردگار« را یگانه راه محبت و عنایت خدا به بندگان معرفی کرده اند؛ «قُلْ ما یعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُم» (فرقان: ۷۷.) و زمینه ساز »آرامش، امید و اطمینان درونی، تحرک و پویایی در زندگی و مصون ماندن از یأس و درماندگی« دانسته اند و هیچ رخدادی با این پدیده یعنی دعا و انس با خدا برابری نمی کند:
«مَا مِنْ شَیءٍ أَكْرَمَ عَلَى اَللَّهِ تَعَالَى مِنَ اَلدُّعَاءِ»؛ هیچچیزی ارزشمندتر از دعا برای خداوند متعال نیست. (حار الأنوار، ج 93، ص 294، ح 23.)
وی افزود: این شیوۀ عرشی در زندگی دین باوران، سبب دستیابی به »جایگاه والا و برتر« معرفی شده است: «إنَّ عِندَ اللّهِ عزّوجلّ مَنزِلَةً لا تُنالُ إلّا بِمَسألَةٍ» (الكافي، ج 2، ص 466، ح 3.)
استاد کریم پور خاطرنشان کرد: ارزش و اهمیت دعا به گونه ای است که »قرآن صاعد« نام گرفته و »برترین اعمال و عبادات، مغز و محتوای اطاعات« و حتی »عبادة الکبری« لقب یافته است. تقوا با آن عظمت و عزت »سبب کرامت« است اما دعا، خود »کرامت« چشم گیری است که افزون بر حل مشکلات ظاهری و باطنی، پاسخ به نیاز فطری و دستیابی به پشتیبانی معنوی در زندگی، باعث معرفت و هدایت و رسیدن به تکامل و تقرب الهی می شود؛ به طوری که گاه سرنوشت شوم و حتمی انسان به وسیلۀ دعا به تقدیری روح بخش و امیدآفرین تبدیل می شود!
وی در ادامه بیان کرد: دربارۀ دعا با آن همه نکته ها و گفته های گرانبار، پرسش ها و شبهات بسیاری وجود دارد که تا کنون به طور جامع مورد بررسی قرار نگرفته است؛ ازاین رو این نعمت الهی و چشمگیر با غباری از شک و تردید روبه رو شده است به گونه ای که گاه در پایان بحث ها یا پس از برخی تجربه ها افراد نوعی تبعیض را بین خود و دیگر بندگان احساس می کنند. این احساس، به نوبۀ خود سایر نگرش های معرفتی یا اعمال عبادی را تحت تأثیر قرار می دهد.
پاره ای از این پرسش ها عبارت اند از:
1. اگر شب های قدر قلم تقدیر، سرنوشت یکسالۀ ما را رقم می زند، پس دعاهای ما در طول سال و ارتباط روزانه یا لحظه به لحظه با خداوند متعال چه تأثیری دارد؟ آیا اجابت دعا سبب تغییر در تقدیر یا علم خداوند نمی شود؟
2. آیا طلب حاجت و اصرار بسیار بر آن با مقام رضا و تسلیم به درگاه خداوند متضاد نخواهد بود؟
3. در جهان کنونی که علوم جدید و فناوری خیره کنندۀ آن ثانیه ها را سرنوشت ساز کرده است، رو کردن به دعا و راز و نیاز، کاری به دور از عقل و خرد نیست؟ آیا اعتقاد به دعا موجب تنبلی، سستی و عقب ماندن از کاروان دانش و پیشرفت دنیای امروز نمی شود؟
4. پدیده ای که اکنون در برخی از کشورها به چشم میخورد و «دعا درمانی« نام گرفته است تا چه اندازه تقویت جسم را به دنبال دارد و تأثیر مفید و مؤثری بر روح و روان می گذارد؟
5. منظور از «به مصلحت نبودن« اجابت دعا چیست؟
6. شرایط اجابت دعاها چیست؟ برای دستیابی به اجابت سریعتر و بهتر چه باید کرد؟
7. اگر »ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ« صحت دارد که دارد، پس علت تأخیرها یا عدم اجابت برخی از دعاها چیست؟
8. اگر دعاها با توجه به شرایط خاصی مستجاب می شود، آیا «مستجابالدعوه» بودن برخی یعنی »گفتن و گرفتن حاجت از خدا» با این سخن در تضاد نخواهد بود؟
9. «اسم اعظم» که با آن دعاها مستجاب می شود، چیست؟
10. به هنگام ریزش اشک از دیدگان و لرزش وجود در محضر پروردگار مهربان چه حاجتی را در اولویت قرار دهیم؟ مهمترین دعای ما چه باشد؟
11. آیا چیزهایی هست که »نباید« از خدا بخواهیم؟ آنها چیستاند؟
12. چرا هنگام دعا «یا اﷲ« میگوییم یا دستهای خود را بهسوی آسمان بلند میکنیم یا به آسمان نگاه می کنیم؟
وی افزود: در سلسله بحث هایی که در آینده خواهیم داشت، به این پاسخ این قبیل از سؤالات خواهیم پرداخت.