استاد خندان مطرح کرد؛

فضایل قرآن از زبان قرآن

استاد مجتبی خندان از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «فضایل قرآن» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد حوزه و دانشگاه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ریشه و اساس شبهات و مشغول شدن مغز به موهومات و تخیلات، به خاطر دور شدن از دو راهنمای پربها و دو یادگار پرارزش پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، یعنی قرآن و عترت است. «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا»

 

وی افزود: علامه مجلسی در بحارالانوار، بیش از 100 سند از شیعه و سنی برای آن نقل کره است. سید طاووس در طرائف از بسیاری از علمای اهل تسنن این حدیث را نقل کرده است. در مسند احمد بن حنبل، صحیح مسلم، در کتاب مغازلی شافعی، ابن اثیر در جامع الاصول نیز این روایت نقل شده است.  سید بن طاووس از کتاب تفسیر ثعلبی در تفسیر آیه «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» نیز حدیث ثقلین را نقل کرده است. صاحب کتاب قاموس نیز این روایت را آورده است که عمل به این دو ثقیل و سنگین است. هر چیز نفیس و پر قیمت را ثقل می گویند و جمع آن اثقال است. پس حضرت آن دو را ثقل نامید برای اینکه شأن آن در امت پیامبر، بزرگ جلوه داده بشود. فخر رازی در تفسیر خودش در ذیل سوره الرحمن در آیه «ایها الثقلان»، آیه اعتصام و آیه مودت هم این را بیان کرده است. عالم بزرگ، محمد قوام وشنوی در کتاب حدیث ثقلین خود گفته است این حدیث را بزرگان در کتب خودشان آورده اند. ترمذی، دارمی، احمد بن حنبل، مسلم حتی ابن حجر در الصواعق المحرقه این روایت را بیان کرده است.

 

استاد خندان در ادامه بیان کرد: اگر چه می دانیم بزرگان این حدیث را بیان کرده اند؛ اما در حقیقت، ثقل اصغر را کنار زدند و قداست آن را رها کرده اند؛ در حالی که ذیل آیه هفت سوره آل عمران، می خوانیم:
«هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ» (آل عمران: 7) منظور از راسخون فی العلم که در آیه شریفه آمده است، اهل بیت هستند. اگر اهل بیت نباشند، هر کدام به سلیقه خودش قرآن را تفسیر خواهد کرد.

 

وی خاطرنشان کرد: قرآن در ماه رمضان نازل شده است و ماه رمضان با نزول قرآن، شرافتش ده ها برابر شده است. در ادامه به بیان آیاتی خواهیم پرداخت که به ویژگی های قرآن کریم اشاره دارد:

يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ (مائده: 15)

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَ مَنْ كانَ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُريدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُريدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداكُمْ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (بقره: 185)

«هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ (آل عمران: 138)

«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً (نساء: 174)

«وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ» (انعام: 38)

«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ (یونس: 57)

«وَ يَوْمَ نَبْعَثُ في‏ كُلِّ أُمَّةٍ شَهيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهيداً عَلى‏ هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمين‏» (نحل: 89)

«اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ (زمر: 23)

«هذا هُدىً وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ أَليمٌ (جاثیه: 11)

«قالَ اهْبِطا مِنْها جَميعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى‏ (طه: 123) وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ (طه: 124)

«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ (77) في‏ كِتابٍ مَكْنُونٍ (78) لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ (واقعه: 79)

 

قرآن در گفتار ائمه اطهار

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه بیان کرد: اهل بیت علیهم السلام قرآن کریم را راهنمای گمراهان و دانش و بینش نادانان و نوری برای رفع ظلمات و چراغ راه هدایت معرفی می کنند؛ کسی که در مقام استفاده و طلبیدن نور باشد، پروردگار عالم را با قرآن در می یابد. کسی که تابع قرآن باشد، خدا او را به سعادت می رساند و جای او را در بهشت قرار می دهد و کسی که از او پیروی نکند، به ورطه هلاکت می رود. قرآن ظاهر و باطنی دارد و گفته شده است تا هفتاد بطن دارد؛ اما اهل آن هستند که باید آن را معنا کنند. امام معصوم است که می فرماید: این قرآن به خودی خود گویا نیست؛ هر چه می خواهید از من سؤال کنید تا آن را برای شما تبیین کنم. امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ امری نیست که دو نفر بر آن اختلاف کنند؛ مگر آنکه در آن مورد در قرآن اصل و اساس و حکمی دارد؛ لکن عقول مردم به آن نمی رسد.

 

وی افزود: به هر کس به اندازه استعداد و ظرفیتی توشه ای داده شده است. نسخه درست از قرآن برای اهل بیت عصمت و طهارت است. چه اینکه روایات هم بر آن اشاره دارد. مفسران، درکی دارند؛ ولی آن معنای حقیقی و شفابخشی و قرائن و عجایب را امام معصوم است که می فهمد.

 

استاد خندان خاطرنشان کرد: قرآن برای رفع اختلاف نازل شده است. در سوره نحل می خوانیم: «وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏» (نحل: 64)

 

وی افزود: بر اساس این آیه شریفه معلوم می شود یکی از وظایف پیامبر رفع اختلاف است و قرآن به تنهایی از امت، رفع اختلاف نکرده و نخواهد کرد؛ چه اینکه همیشه اختلاف بین مسلمان ها بوده و خواهد بود. اگر قرآن به تنهایی برای کشف حقایق و رفع اختلاف کافی بود، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنین بود و مردم با مراجعه به قرآن مشکلات خود را حل می کردند؛ اما همیشه اینچنین نبود. امروزه هم اگر مسلمان ها برای فهم قرآن به اهل بیت مراجعه کنند، مشکلات حل می شود؛ چرا که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر اساس حدیث ثقلین این دستور را داده است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: «لتبیّن» صیغه خطاب است و از این رو تبیین و حل اختلاف، از شؤون رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است؛ و نه کتاب. قرآن به پیامبر نیاز دارد و پیامبر هم به قرآن نیاز دارد و از هم جدا نمی شوند. وظیفه رفع اختلاف، پیامبر است چون با صیغه خطاب آورده شده است. اگر قرار بود مردم خودشان فهم کنند، اختلاف ها بر اساس سلیقه های مختلف فراوان بوده است.

 

وی خاطرنشان کرد: در آیه 61 از سوره آل عمران می خوانیم: «فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبين‏» نفس پیامبر است که باید جایگاه پیامبر را داشته باشد؛ و مصداق نفس پیامبر هر که باشد، وظیفه تبیین آیات قرآن را هم داشته باشد. در آیه دیگر می خوانیم: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم‏» به عبارت دیگر، نتیجه تبعیت از پیامبر که تبعیت از خدا است.

 

 

چ, 01/23/1402 - 00:18