ایشان ادامه دادند: ما باید این دشمن را بشناسیم، و اگر نشناختیم صد درصد زیانبار است، چرا که او انسان را تحریک میکند، میگوید شما این کار را بکن، حالا زود رفتی به کجا رسیدی؟! چطور شد؟! چه کسی می گوید زود برو؟ عقل می گوید یا هوس می گوید؟ اینها که در جاده میروند، اینها که حادثه سازند، همه شان خیال می کنند حقّ تقدم دارند، این طور نیست! بر فرض شما جلو رفتید چه کمالی است؟ چه فضیلتی است؟ اینجا مگر المپیاد ریاضی است، شما اول بشوید؟!
ایشان ادامه دادند: البته خودرو باید ایمن باشد، جاده باید خوب باشد، اما در همین جاده، همین خودرو، آدمهای عاقل سالیان متمادی همین راه را رفتند بدون تصادف، الآن رانندههای محترمی وجود دارند که در طول سی سال ممکن است یک تصادف نداشته باشند، یک راننده عقل مدار و خردمحور همین جاده را با همین اتومبیل بدون تصادف طی میکند برای اینکه او دشمن درونی را شناخته و آن را مهار کرده است.
ایشان سپس با اشاره به کلامی از امیرالمومنین علیه السلام، اظهار داشتند: این بیان نورانی علی بن ابیطالب (س) است که فرمود: «الهوی شریک العمی» یک انسان نابینا اگر بخواهد پشت فرمان بنشیند، خطرش قطعی است؛ یک انسان هوسران و مغرور هم پشت فرمان بنشیند، همین است؛ بیان معصوم است که هواخواهی یک نحو کوری است و کور اگر پشت فرمان بنشیند، تصادف قطعی است. ما این غرور و خودخواهی را، این سفاهت را که خیال می کنیم اگر کسی تند براند هنرمند است، یا به کمال رسیده، تا این را نشناسیم، آن 90 درصد خطرات را نمیشناسیم.
آیت الله جوادی آملی در پایان سخنانشان بر ضرورت شناخت دشمن درونی انسان تاکید کرده و اذعان داشتند: مسبّب این تصادفات جز دشمن درون نیست، تمام مشکل در درون خود ماست، ما اگر واقعاً این مشکل غرور و خودخواهی و اینها را حل کنیم، اگر واقعاً دشمن درونی را بشناسیم، نه تنها در نوروز، بلکه در کلّ سال محفوظیم؛ نه تنها در مسافرت، که در حضر هم محفوظیم؛ نه تنها در مسائل عادی اجتماعی، که در مسائل سیاسی و فرهنگی هم محفوظیم.

