استاد مرتضی کریم پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «فضیلت و آثار دعا از دیدگاه روایات» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در گذشته به سه مورد از آثار دعا اشاره گردید؛ چهارمین اثر دعا آن است که گذشته از برآوردن حاجت و پیدا شدن مقصود و مطلوب شخص داعی، در تمام جایگاه های وجودی انسان اثر مطلوب خود را باقی می گذارد؛ از این رو برخلاف توهم بعضی سطحی نگران که گمان می کنند اگر درخواست آنان ظاهر نشود دعا بی اثر است، باید گفت که اجابت دعوت، کمترین اثر دعا است و علاوه بر آن اموری را به انسان می دهند که خود هرگز شعور درخواست آنها را نداشته است. اگر باب دعا بر بندگان مسدود بود، بسیاری از بندگان صالح خدا از کرامت هایی محروم می شدند و «یومَ تُبۡلَى ٱلسَّرَآئِرُ»؛ روزی که باطن انسان ها آشکار می گردد، سخت برای از دست دادن آن کرامت ها متأثر و متأسف می گشتند.
ما ورد سحر بر سر خمخانه نهادیم
اوقات دعا در ره جانانه نهادیم
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت
وی افزود: امام صادق علیهالسلام می فرماید: «علَیكُم بِالدُّعاءِ، فإنَّكُم لا تَقَرَّبونَ إلَى اللّه ِ بمِثلِهِ» بر شما باد به دعا کردن، چراکه با هیچ چیز همانند دعا، به درگاه خداوند نزدیک نخواهید شد.
همچنین ایشان می فرماید: «ما یعلَمُ عِظَمَ ثوابِ الدُّعاءِ و تَسْبیحِ العبدِ فیما بینَهُ و بَینَ نفسِهِ إلاّ اللّهُ تبارَكَ و تعالى» بزرگی پاداش دعا و تسبیح بندۀ خدا را آن زمان که بین خدا و خود باشد، هیچ کس جز خدا نمی داند.
نیز آن حضرت فرمود: «مَا أَبْرَزَ عَبْدٌ یدَهُ إِلَى اللَّهِ الْعَزِیزِ الْجَبَّارِ إِلَّا اسْتَحْیا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ یرُدَّهَا صِفْراً حَتَّى یجْعَلَ فِیهَا مِنْ فَضْلِ رَحْمَتِهِ مَا یشَاءُ» هیچ بنده ای دستانش را به طرف خداوند عزیز جبار بالا نمی برد، مگر آنکه خداوند شرم می کند از اینکه دستان او را خالی بازگرداند و در دستان او از رحمت خود قرار ندهد.
بر همین اساس است که فرمود هیچ دعایی بدون اجابت نیست:
«مَنْ أُعْطِی اَلدُّعَاءَ أُعْطِی اَلْإِجَابَة» به هر کس توفیق دعا داده شده، اجابت نیز شده است.
«مَنْ أُعْطِی الدُّعَاءَ لَمْ یحْرَمِ الْإِجَابَةَ» به هر کس دعا داده شده، از اجابت محروم نشده است.
در آیۀ شریفۀ «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ» اجابت را بهطور مطلق معلق بر دعا فرموده است؛ یعنی با آمدن شرط (دعا) جزای آن (اجابت) حتمی است؛ در صورتی که در بعضی از دعاها ظاهراً خواسته و حاجت مورد سؤال متحقق نمی شود؛ بنابراین مقصود از اجابت، آثار دیگر دنیوی و اخروی خواهد بود که در اندیشۀ دعاکننده نمیگذشته است.
وی افزود: حال دعا، حالی است که انسان با صرفنظر از عالم کثرات به عالمی وارد میشود که نام و نشانی ندارد و در آن لحظه، صحیفۀ نفسبریده از همهچیز به ملکوت میپیوندد و هرگز از آن عالم قدسی دستخالی برنمی گردد.
استاد مرتضی کریم پور خاطرنشان کرد: پنجمین اثر دعا که شاید از علت های مهم و اساسی تأسیس مکتب دعا به وسیلۀ امامان معصوم علیهم السلام نیز باشد، آگاهی بر معارف بلند الهی، فهم دستورالعملهای زندگی، تعلیم آداب و سنت های الهی و همچنین درس چگونه حرف زدن با خداوند -عز و جل- است.
وی افزود: یکی از ویژگی های دعا آن است که معصوم علیه السلام که با خدای خود در حال مناجات است، با تمام وجود در آن تجلی کرده و با تمام حقیقت خود در آن به سخن نشسته است. نکته در اینجا است که این ویژگی، در روایات مأثوره از امام معصوم علیه السلام کمتر به چشم میخورد زیرا در روایات، بیشتر ظرفیت وجودی راوی ملحوظ بوده و آن بزرگواران برحسب اندازۀ فهم شنونده سخن می گفته اند؛ از این رو دیده شده که دو نفر با آنکه سؤال واحدی از معصوم نموده اند، هر یک جواب خاصی دریافت کردهاند که با جواب دیگری مغایر بوده است؛ مثلاً سؤال کرده اند که آیا خدا می تواند جهان را در پوست تخم مرغی قرار دهد، به گونه ای که نه جهان کوچک تر شود و نه پوست تخم مرغ بزرگتر گردد؟ حضرت در جواب یکی فرموده اند: این سؤال همانند چشم تو است؛ زیرا آنچه را می بینی، در عدسی چشم تو قرار دارد؛ در حالی که نه چشم تو بزرگتر شده و نه عالم از آنچه هست، کوچکتر گردیده است. در صورتی که همین سؤال را به دیگری این گونه جواب فرموده اند: چنین چیزی محال است و قدرت، به محال تعلق نمی گیرد؛ زیرا محال، لا شیء و هیچ است و قدرت به شیء تعلق می گیرد. به عبارت دیگر، در لا شیء چیزی نیست تا قدرت به آن تعلق گیرد.
استاد کریم پور خاطرنشان کرد: در روایات - چنان که ملاحظه شد - استعداد راوی ملحوظ است؛ اما در دعا چون راوی واسطه نیست، حضرات معصومین علیهمالسلام به تمام حقیقت خود تجلی فرموده اند و با خدای متعال سخن گفته اند و این گونه سلسلۀ معارفی را که ممکن نیست در زمانی خاص با راویان در میان گذارند، به صورت دعا تعلیم فرموده اند؛ از این رو دستور داده اند که دعاهای مأثوره بدون تصرف و کم و زیاد کردن الفاظ خوانده شود و بدان وسیله با خدای متعال سخن گفته اند تا همین دستور به طور ثابت بماند و در قرن های آینده این کلمات بهعنوان ارمغان به محققان داده شود تا از آن بهرهمند گردند.
وی افزود: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود: «فرُبَّ حامِلِ فِقهٍ غیرُ فَقیهٍ و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إلى مَن هُو أفْقَهُ مِنهُ» چه بسیار کسانی که حامل علم هستند اما خود فهیم به آن علم نیستند و چه بسیار کسانی که فقه را به افرادی منتقل می کنند که از آنان عالمتر و دارای فهم دقیقتر هستند.
وی اضافه نمود: در روایات آمده است که از امام سجاد علیه السلام دربارۀ معنای توحید سؤال شد، حضرت فرمود: «إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ یكُونُ فِی آخِرِ اَلزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ تَعَالَى (قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ) وَ اَلْآیاتِ مِنْ سُورَةِ اَلْحَدِیدِ إِلَى قَوْلِهِ (وَ هُوَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُور)» همانا خداوند عزوجل علم داشت که در آخرالزمان اقوام تعمّقکننده اى خواهند بود. پس «قل هو الله أحد» (سوره توحید) و آیات نخست سورۀ حدید تا آیۀ (و او به آنچه در دل سینه ها وجود دارد داناست) را نازل کرد.
وی اضافه نمود: بر این پایه، گنجینۀ دعا از عظیم ترین ارمغان هایی است که امامان معصوم علیهم السلام برای امت باقی گذارده اند و همچنان این گنجینه به صورت بکر و مکنون و مستور باقی مانده است. باب زیارت های امامان معصوم علیهم السلام نیز از همین مقوله است. عمده مسئله در باب زیارتها، توجه مردم به مقامات معصومین علیهم السلام، معرفت به آنان؛ و در نتیجه انجام دادن دستورها و فرمان های ایشان است؛ وگرنه لقلقۀ الفاظ بی جان، اثر مطلوب نخواهد داشت. در واقع اگر کسی حقیقتاً هنگام زیارت، خطاب به معصوم علیه السلام «السلام علیک» بگوید، گفته است تو از ناحیۀ من در امنیت هستی و گزندی از سوی من به شما نخواهد رسید. چنین فردی هرگز دست به معصیت نمیزند زیرا میداند انجام گناه، پایمال کردن مرام و مقاصد حضرات معصومین علیهمالسلام است که در راه حفظ شریعت از جان خود گذشتهاند. آری، معصیت، بدترین گزندی است که میتوان به ساحت قدس آن بزرگواران وارد آورد؛ بنابراین پیش از هر خاصیت و اثری، مکتب دعا و زیارتها درصدد القای معارف بلندی هستند که در روایات مورد سؤال واقع نشده است و خود معصومین علیهمالسلام آن را ابراز فرمودهاند. از این جهت، دعا مکتبی تربیتی است که مقاصد و غایتی بس بلند دارد و یکی از بزرگترین سیاستهای تربیتی دین مبین اسلام به حساب میآید.
استاد مرتضی کریم پور خاطرنشان کرد: تربیت انسان هایی که به بلندترین نقطۀ مقامهای توحیدی رسیدهاند، ثابت می کند که مقام های مذکور در فرهنگ الهى اسلام، تنها چند ایدۀ ذهنی که در مرحلۀ خیال و وهم قرار دارند، نیست تا استعداد خامی چنین انگارد که این همه، وعدههای نسیه و در آیندههای بسیار دور است که ما از آن خبری نداریم و هرگز نمیتوان با آن وعدههای دور، از لذتهای نقد درگذشت. چه فکر ناپخته و چه اندیشۀ دور از واقعیتی! کسی که با فرهنگ دعا آشنا است، بهخوبی میداند که تا انسان خود به مقام معرفت نرسیده باشد، هرگز نمیتواند سخنی را انشا کند که همه از آن بیخبرند. بهعبارتدیگر، دعا قبل از هر چیز، از مقام گویندهای خبر میدهد که در مقام انشاست.
وی افزود: کسی که در کنار کوه «عرفات» ایستاده و در آن موقعیت، یکباره به خدای خود عرض می کند: «وَأَنْتَ الَّذِی لَاإِلٰهَ غَیْرُکَ تَعَرَّفْتَ لِکُلِّ شَیْءٍ فَما جَهِلَکَ شَیْءٌ، وَأَنْتَ الَّذِی تَعَرَّفْتَ إِلَیَّ فِی کُلِّ شَیْءٍ، فَرَأَیْتُکَ ظَاهِرا فِی کُلِّ شَیْءٍ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ لِکُلِّ شَیْءٍ» تو آن خدایی هستی که غیر از تو معبودی نیست. خود را به همه شناساندهای پس هیچ شیئی در عالم نیست که تو را نشناسد و خود را به من در هر چیزی شناساندهای، پس تو را در همهچیز ظاهر یافتم و تو هستی که برای هر شیئی آشکار هستی.
وی اضافه نمود: این کلام یعنی همه چیز به طور مطلق به تو آگاه است. علم به تو در سراسر کائنات سرایت دارد. امام آن چنان بهت آور سخن گفته است که نه تنها مردم امروز در فهم این کلمات درمانده اند؛ بلکه باید قرنهای پیاپی بگذرد تا در لا به لای اعصار، افکار پختهتر شده و پرده از چهرۀ پر اسرار این مسائل برداشته شود. راستی، معصوم این سخن را از کجا میگوید؟ سخنی که بر ذهن هیچکس نگذشته است. یا آنگاه که امیر مؤمنان علیهالسلام فریاد میزند «وَ بِأَسْمَائِکَ الَّتِی مَلَأَتْ (غَلَبَتْ) أَرْکَانَ کُلِّ شَیْءٍ» اسمای فعلی خداوند متعال را در نظام وجود ساری و جاری میبیند، چراکه اگر ندیده باشد نمیتواند خبر از چیزی دهد که مورد اعجاب هر متفکر عمیق و دانشمند خبیری است.
وی افزود: بهراستی او اسم اله عالم را چگونه در همۀ موجودات ساری دیده و با کدام چشم خدا را در همهچیز آشکار دیده است؟ بنابراین مسائل بلند دعا، قبل از هر چیز دلالت بر روح بلند و مقام منیع و شخصیت والای گویندۀ آن دارد؛ به عبارت دیگر، میتوان گفت که دعاهایی مانند «دعای کمیل»، «ابوحمزۀ ثمالی» و «عرفۀ» سیدالشهدا علیهالسلام و...، سفرنامۀ آن بزرگواران در سفر «من الخلق إلى الحق، ومن الحق الى الخلق» است و آنها با ودیعه گذاردن این گنجینۀ گرانبها، انسانها را به موطن خود دعوت کرده و از همه خواستهاند تا با تکاپو در نظام تکلیف اسلامی و متخلق شدن به اخلاق الهی و تمرین در تأدیب نفس، به آن مقامها نائل آیند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: این دعاها میگویند که ابواب کمالات به روی انسانها باز است و باید از خدا بخواهند که به جانب آن کمالات حرکت کنند زیرا اسلام فقط یک سلسله عبادات -که برای بسیاری از حد لفظ تجاوز نمیکند – نیست بلکه همچون عبادت، معجونی است که در آن همۀ مقامهای انسانی لحاظ شده و انسانها بهسوی آنها خوانده شدهاند؛ بنابراین اگر در دعای «شعبانیه» به ما دستور داده شده که از خدا اینگونه بخواهیم: «إلهى هَبْ لى کَمالَ الْانْقِطاعِ إلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضیاءِ نَظَرِها إِلَیْکَ حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ أرْواحُنا مُعَلَّقَةً بعِزِّ قُدْسِکَ» معبودا، به من حالتی عنایت کن که از همه چشم پوشیده و فقط بهسوی تو توجه کنم و چشمان دل مرا روشنایی عنایت فرما تا با آنها بهسوی تو نظر کنم تا آنکه چشمان دل من پردههای نور را بشکافد و به معدن عظمت تو دست یابد و روحم به عزّ قدس تو بپیوندد.
یا آنجا که میفرماید: «اِلهی وَ اِلْحِقْنی بِنُورِ عِزِّکَ الْاَبْهَجِ فَاَکُونَ لَکَ عارِفا وَ عَنْ سِواکَ مُنْحَرِفا» معبودا، مرا به نور عزت خود که بسی بهجتآفرین است برسان تا تو را بشناسم و از غیر تو رویگردان باشم.
این دعا، دعوت به بلندترین مقامی است که برای یک عارف متصور است و مژدهای است برای انسانها که باب کمالات گشوده است، بکوشید و این ابواب را فتح کنید.
هر که شد محرم دل، در حرم یار بماند
وان که این کار ندانست، در انکار بماند