استاد ربانی گلپایگانی مطرح کرد؛

مراجعه ای از مراجعات حدیث غدیر

استاد ربانی گلپایگانی از اساتید حوزه و دانشگاه در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «مراجعه ای از مراجعات حدیث غدیر» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در مورد آیه اکمال و زمان نزول آن دو دسته روایات بیان شده است: برخی نزول آن را مربوط به روز غدیر و برخی روز عرفه دانسته اند. هم در منابع شیعه و هم اهل سنت این دو زمان بیان شده است. علامه امینی فرمودند: نزول آیه اکمال مربوط به غدیر است و دسته دیگر روایات قبول نیست زیرا همان طور که از طریق اهل سنت نقل شده است، پیامبر اکرم (ص) 84 روز بعد از نزول آیه، از دنیا رفتند. اگر این آیه مربوط به غدیر باشد این زمان درست از کار در می آید و یکی دو روز مسامحه پذیرفته شده است اما اگر مربوط به روز عرفه باشد 10 روز بر آن اضافه می شود که دیگر این مقدار مسامحه در مورد تعداد  روزها پذیرفته شده نیست. علامه مجلسی هم در «مرأه العقول» مرأه العقول، ج 3، ص 261 فرمودند: آیه اکمال دین مربوط به جریان غدیر است و روایات مربوط به روز عرفه ضعیف هستند.

 

وی افزود: علامه طباطبایی این دو دسته روایات را این گونه جمع کرده اند که نزول آیه در عرفه بوده و تلاوت آن مربوط به روز غدیر است. ایشان شاهد بر این مطلب را این دانسته اند که آیه تبلیغ و روایات ذیل آن بیان می کند که حکم ولایت امیر المومنین (ع) قبل از غدیر بر ایشان ابلاغ شده است.

 

استاد ربانی گلپایگانی در ادامه بیان کرد: ممکن است گفته شد اگر بگوییم آیه در زمان عرفه نازل شده و تلاوت آن مربوط به غدیر بوده است با این مشکل مواجه می شویم که در زمان عرفه هنوز مساله ولایت بیان نشده تا اکمال دین صورت بگیرد. در پاسخ می توان گفت مراد ابلاغ دستور از جانب خداوند است. برخی گفته اند اگر چنین است آن را به لوح محفوظ می بریم اما این وجه صحیح نیست، زیرا کلمه «الیوم» ناظر به زمان است و در لوح مساله زمان مطرح نیست.

 

نکته:

وی اضافه نمود: آیا این امر عقلایی است که قانون گذار وقتی قانون را وضع کرد بگوید کارم را تمام کردم، هر چند آن قانون چند وقت دیگر اجرا می شود؟ پاسخ مثبت است البته این امر یک شرط دارد و آن آگاهی مردم از این قانون است. در مورد احکام الهی هم تنها راه آگاه شدن مردم ابلاغ پیامبر (ص) به آنان بوده است، بنابراین وجهی که مرحوم علامه بیان کرده اند جای تامل خواهد داشت.  

 

وی افزود: سبط ابن جوزی در وجه دیگری گفته است: نزول آیه اکمال دین همانند آیه روح دو مرتبه بوده است: یک مرتبه در روز عرفه و مرتبه دیگر در روز غدیر.

 

اشکال عدم نزول حکم ابلاغ در منا و عرفات

استاد ربانی خاطرنشان کرد: از جمله اشکالاتی که برخی بر حدیث غدیر گرفته اند این است که گفته اند: اگر مراد پیامبر (ص) این بوده که امیرالمومنین (ع) را به عنوان جانشین تعیین کند، حکیمانه تر این بود که در منا و عرفات این کار انجام می گرفت، زیرا همه جمعیت در آنجا بودند اما در محل خم فقط اهل مصر و مدینه و عراق بودند. دیگر خود اهل مکه هم حضور نداشتند، پس بهتر نبود در آن جمع انبوه مردم این دستور الهی را بیان می کردند؟

 

جواب

وی افزود: پاسخ آن است که مساله ولایت امیرالمومنین (ع) دو مرحله داشته است: یک مرحله بیان زبانی بوده که قبل از غدیر بارها توسط پیامبر اکرم (ص) بیان شده است. مرحله دوم جنبه اجرایی و تشریفات آن بوده است که تنها در روز غدیر صورت گرفته و قبلا از آن نبوده است. تنها روز غدیر است که مساله به این صورت با تشریفات خاص اتفاق افتاد و پیامبر (ص) آن را رسانه ای نمود، اما این مساله دیگر نه در عرفات و نه در منی ممکن نبود. علاوه بر اینکه همان مقدار که پیامبر اکرم (ص) در خطبه های منا و عرفات خواندند و دوازده خلیفه را نام بردند، حرف و نقل ها صورت گرفت و عده ای می خواستند جلسه را به هم بزنند. و از همین جا هم بود که داستان عقبه رخ داد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در  ادامه بیان کرد: این قاعده کلی را باید همیشه در نظر داشت که اگر حدیث غدیر دلالت بر امامت دارد، اگر در مورد جزئیات آن سوالی هم مطرح باشد مانند اینکه چرا پیامبر (ص) آن کار را انجام داده است، این مساله مشکلی ایجاد نمی کند، زیرا ما همه جزئیات را نمی دانیم اما می دانیم که رفتار پیامبر (ص) قطعا حکیمانه بوده است. آنچه مهم است این است که باید ببینم عبارت چه مدلولی دارد، اگر مدلول آن نصرت و محبت است حق با شما است، اما اگر مدلول آنها اولی بالتصرف و نصرت و محبت با هم است در این صورت ندانستن برخی جزئیات خللی به اصل استدلال وارد نمی کند.  

 

اهتمام پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) به مساله غدیر

این استاد برجسته حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام شرف الدین در ادامه می فرماید:

«3- و إذا كانت العناية من اللّه عزّ و جلّ على هذا الشكل، فلا غرو أن يكون من عناية رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ما كان، فإنه لما دنا أجله، و نعيت إليه نفسه، أجمع- بأمر اللّه تعالى- على أن ينادي بولاية «علي» في الحج الأكبر على رءوس الأشهاد، و لم يكتف بنص الدار يوم الإنذار بمكة، و لا بغيره من النصوص المتوالية، و قد سمعت بعضها، فأذّن في الناس قبل الموسم أنه حاجّ في هذا العام حجّة الوداع، فوافاه الناس من كل فجّ عميق، و خرج من المدينة بنحو مائة ألف أو يزيدون «3» فلما كان يوم الموقف بعرفات نادى في الناس:

 «علي مني، و أنا من علي، و لا يؤدي عني إلّا أنا أو عليّ» ، و لما قفل بمن معه من تلك الألوف و بلغوا وادي خمّ، و هبط عليه الروح الأمين بآية التبليغ عن رب العالمين، حطّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هناك رحله، حتى لحقه من تأخر عنه من الناس، و رجع إليه من تقدمه منهم، فلما اجتمعوا صلّى بهم الفريضة، ثم خطبهم عن اللّه عز و جلّ فصدع بالنص في ولاية علي، و قد سمعت شذرة من شذوره، و ما لم تسمعه أصح و أصرح، على أن فيما سمعته كفاية، و قد حمله عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كل من كان معه يومئذ من تلك الجماهير، و كانت تربو على مائة ألف نسمة «1» من بلاد شتى، فسنّة اللّه عزّ و جلّ التي لا تبديل لها في خلقه تقتضي تواتره مهما كانت هناك موانع تمنع من نقله، على أن لأئمة أهل البيت طرقا تمثّل الحكمة في بثّه و إشاعته.

4- و حسبك منها ما قام به أمير المؤمنين أيام خلافته، إذ جمع الناس في الرحبة فقال: «أنشد اللّه كل امرئ مسلم سمع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يقول يوم غدير خم ما قال إلّا قام فشهد بما سمع، و لا يقم إلّا من رآه بعينه و سمعه باذنيه، فقام ثلاثون صحابيا فيهم اثنا عشر بدريا فشهدوا أنه أخذه بيده، فقال للناس: «أ تعلمون أني أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟» قالوا: نعم، قال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: «من كنت مولاه فهذا مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه الحديث ...» «2».

و أنت تعلم أن تواطؤ الثلاثين صحابيا على الكذب مما يمنعه العقل، فحصول التواتر بمجرد شهادتهم إذا قطعي لا ريب فيه، و قد حمل هذا الحديث عنهم كل من كان في الرحبة من تلك الجموع، فبثّوه بعد تفرقهم في البلاد، فطار كل مطير، و لا يخفى أن يوم الرحبة إنما كان في خلافة أمير المؤمنين، و قد بويع سنة خمس و ثلاثين، و يوم الغدير إنما كان في حجة الوداع سنة عشر، فبين اليومين- في أقل الصور- خمس و عشرون سنة .» (المراجعات، امام شرف الدین، ص 380- 381**)

 

وی افزود: امام شرف الدین می فرماید: وقتی که خدای متعال به مساله غدیر این مقدار اهمیت داده و دو آیه در مورد آن نازل کرده، دیگر جای تعجب ندارد که خود پیامبر (ص) هم به آن اهتمام داشته است. وقتی خبر وفات ایشان به ایشان داده شد تصمیم گرفت قضیه ولایت را در حج اکبر در مقابل چشم انظار مردم بیان کند، با اینکه نصوص دیگری از قبل بیان شده بود اما به آنها اکتفا نکرد، به همین خاطر قبل از حج به مسلمانان فراخوان داد تا در این حج حاضر شوند و آن را حجه الوداع خواند. مردم فراخوان پیامبر را پاسخ دادند به گونه ای که نوشته اند از خود مدینه بیش از صد هاز نفر خارج شدند. اکنون وقتی این مقدار جمعیت این حدیث را شنیده باشند چگونه می توانیم بگوییم که حدیث متواتر نیست. پیامبر (ص) در عرفه هم احادیثی درباره ولایت امیرالمومنین (ع) بیان کردند. وقتی به غدیر خم رسیدند جبرئیل نازل شد که ایشان عملا کار را اجرایی کنند. قبلا بارها مساله ولایت را بیان کردنند اما اینجا قرار بود این مساله را عملیاتی کنند، به همین خاطر بعد از جمع شدن مردم در غدیر خم و خواندن نماز، آن حضرت خطبه خواندند و ولایت امیرالمومنین ع را آشکار کردند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: ائمه اهل البیت (ع) هم عنایت ویژه ای به جریان غدیر داشتد تا این قضیه شایع شود. از جمله امیرالمومنین (ع) وقتی شنیدند که برخی در امامت ایشان تشکیک کرده اند از مردم خواستند که در رحبه جمع شوند. وقتی آنان آمدند فرمودند: قسم می دهم به خدا، هر کس جریان غدیر خم را شنید بلند شود و شهادت دهد. و تنها کسانی برخیزند که خودشان دیده و شنیده اند. نوشته اند که سی نفر از صحابه که دوازده نفر از آنها از اهل بدر بودند برخواستند و شهادت دادند.

 

 

ش, 03/20/1402 - 20:06