استاد قربانی پروریجی مطرح کرد؛

لزوم نگاه جامع در برخورد با بی حجابی

استاد محمدرضا قربانی پروریجی از اساتید سطوح عالی حوزه علمیه قم درگفتگو با خبرنگار پایگاه  اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «لزوم نگاه جامع در برخورد با بی حجابی» پرداخت.

 

این استاد فلسفه و عرفان در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: مسأله حجاب، مسأله ای بسیار مهم و بحث روز و مورد ابتلای جامعه ماست پرداختن به این مسأله باید با نگاهی جامع و همه جانبه صورت گیرد تا مبادا انسان با نگاه بخشی و غیر جامع، اصل صورت مسأله را به نحوی خاص، ترسیم کند و قهرا در علاج و درمان بی حجابی یا در فرهنگ سازی برای حجاب، توفیق چندانی نداشته و یا منجر به نتیجه خلاف مقصود گردد.

 

وی افزود: البته جای این گلایه باقی است که به خاطر عدم نشرمعارف ناب الهی و تبیین جایگاه عمیق و متعالی انسان به نحو عموم و زن، به نحو خاصّ، موجب گشت که تا یک خانم گوهر وجودی خود را نشناسد که اگر خود را می شناخت، هرگز خود را به ثمن بخس نمی فروخت. لذا اگر می شد بحث های معارفی و اعتقادی و عرفانی در جامعه  بسط پیدا می کرد و علمای اهل معارف (چنانکه امام راحل در آغاز انقلاب بدان پرداخت و در نامه ی خود به گورباچف بدان اشاره و تاکید داشت) در جامعه این مباحث را می پروراندند و انسان ها را به حقیقت وجودی خود و عالَم آگاه می کردند، قطعا در مرتبه ای که الآن قرار داریم، نبودیم ؛ بلکه به سمت قلّه های معارف الهی و شناخت انسان و زن، گامهای بلندی بر داشته بودیم؛ نه اینکه در صدد آن باشیم برخی از مردم مان را از منجلاب تفکر غربی، و لو بسیار محدود از زنان و مردان را در دام و چاه رذالت بنگریم و دغدغه آن را داشته باشیم که چگونه آنان را نجات بدهیم.

 

استاد قربانی در ادامه بیان کرد: از همین منظر باید دانست اولا:  عالَم بر اساس اسماء الهی چیده شده است و حق در پرتو تجلّیات اسمایی خود، عالم را رقم زده است.  _ در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد - وباسمائک التی ملات ارکان کل شیء- و ادله فراوان عقلی ونقلی که دال بر این مدعاست فعلا از آن صرف نظر می شود. 

ثانیا:  همه اسماء الهی در یک مرتبه نیستند؛ بلکه برخی از اسماء، اسم اعظم، برخی از اسماء کلی، برخی از اسماء با سعه کمتر، و بعضی دیگر، جزئی اند. و هر اسم برتر نیز اسماء ما دون را زیر چتر خود دارد و بر آن محیط است.

ثالثا: برخی از اسماء که در حضرت علمیه اند مظهری در عالم دارند؛ که آثار و حکم آن در آن مظهر ظهور می یابد و بین مظهر و ظاهر هم تناسبی است؛ بدین معنا که هر اسمی نمی تواند در هر شیئ ای ظهور یابد.

به عنوان مثال، اگرکسی خطّاط ماهری است، یعنی صفت خطّاطی و اسم خطّاط بودن را داراست، این اسم  و این صفت، در هر جایی ظهور و بروز پیدا نمی کند؛ و لو خطاط هم ماهر باشد، نمی تواند در هوا یا آب، یا بر محیطی ناهموار و....، آن هنر و کمال و اسم خود را بنحو شایسته  ظهور دهد. از این رو نیازمند است تا مظهر و مجلای متناسب با کمالات خود را تدارک ببیند همچون کاغذ سفید و....

 

این استاد سطح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: لذا خداوند (آن کنز مخفی ) نیز کمالات ذات خویش را در قالب اسماء و صفات، ظهور و بروز می دهد و این اسماء هم با اختلافی که در مراتب و آثار دارند  نیازمند به مظهرند و این مظاهر نیز هریک با اسمی یا اسمایی  تناسب دارند. اینگونه نیست که هر اسمی در هر مظهری تجلی کند (چنانکه در مثال گذشت).

 

وی افزود: از  این رو عارفان بر این منظرند که زن مظهر اسم «الباطن» و «الجمیل» و «اللطیف»و اسمائی از این قبیل است (نه به نحو انحصاری)؛ و می دانیم که معنای «الباطن»، مستور و مخفی بودن است. به گونه ای که برای هر کسی قابل درک نیست و در دسترس هر بی سر و پایی نیست؛ چنانکه امام معصوم علیه السلام در شرح اسم «اللطیف» فرمود «لکن علی النفاذ فی الاشیاء و الامتناع من ان یُدرک»؛ با همه است؛ ولی به گونه ای که قابل درک و دسترسی نیست. اسم «الباطن» هم یکی از اسماء  بزرگ چهارگانه کلی خداست؛ که در سوره حدید آمده است «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن».

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برابر آنچه که گفته شد، معلوم می گردد هر کسی به اسم «الباطن» دسترسی ندارد و هر کسی به آن کوی مَحرم نیست و هر موجودی هم لایق و مناسب مظهریت این اسم بزرگ خداوند نیست. از این رو این اسم در مظهری تجلی می کند که آن مظهر، مناسب با او باشد.

 

وی افزود: یکی از مظاهر آن و اهمّ مظهر آن زن است. این امر هم با توجه به احکام مربوط به زن در اسلام به نحو برهان انّ معلوم می گردد؛ زیرا امور اعتباری (فقه و حقوق) با امور تکوینی هم در نزول، هم در صعود، یعنی هم در پیشینه و هم در پسینه، مرتبط هستند و اعتباری صرف نیستند. این مسئله که بسیار مهم و ظریف است، اجمالا در ضمن مثال هایی تبیین می گردد؛ به عنوان نمونه شما به فرزندت این جمله اعتباری «دوستت دارم» را می گویید؛ این جمله هم مسبوق است به محبت قلبی، که یک امر وجودی در شما،  هم ملحوق به وجد و شعف درونی و وجودی در فرزندتان است؛ و یا او را از دست زدن به آتش نهی می کنید، این نهی شما مسبوق به علم شما به خطر آتش و ملحوق به سوزش در صورت تماس است؛ و یا او را به علم آموزی امر می کنید؛ این جملات اعتباری مُعتبر در عالم اعتبار میان دو امر وجودی متناسب با خود هستند که این مسئله حاکی از ربط وثیق اعتبار و تکوین و فقه اصغر با فقه اکبر و باید و نباید با بود و نبود است؛ برخلاف تصور برزخی به تخالف و تعاند فقهَین، از این رو اوامر و نواهی الهی نیز، مسبوق به علم و اراده الهی و ملحوق به بهشت و جهنم اند؛ حال که این است می توان از احکام مربوط به بانوان نظیر حجاب و ستر و عفاف پی برد که زن مظهر اسم شریف الباطن است. از این رو اگر ما در تبیین احکام الهی برای مردم به همین شیوه عمل کنیم یعنی از منابع به مبانی  و از مبانی به مسایل و احکام بپردازیم بسیار مثمر ثمره خواهد بود که به توفیق الهی در کلاس چند سالی است شروع شد گرچه بمعنای دقیق کلمه اجتهاد طاقت فرساست، شاید طرح خوبی باشد چون مسئله محور و ناظر به نیاز روز جامعه و نظام مقدس و الهی ماست.   

 

وی افزود: انسان های بزرگی که اهل و مظهر این اسم الهی هستند، اهل ولایت اند و قهرا اهل کتمان و ستر هستند؛ از همین روست حضرت زهرا سلام الله علیها لیله القدر و حجه الله علی الحجج  علیهم السلام، و از باب تناسب  و مظهریت با آن اسم شریف است که محضر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را به خاطر حضور پیرمرد نابینا خوفا از استشمام بوی وجودشان ترک می کند؛ و حتی بعد از مرگش هم وصیت به دفن در شب و غسل با پیراهن  و حمل با تابوت غیر مرسوم و دفن مخفیانه می نماید؛ که شب خود ستر و ساتر اشیاست و زهرا سلام الله علیها لیله قدر انسانی است.

 

استاد محمدرضا قربانی خاطرنشان کرد: حال برابر آنچه که گذشت، فلسفه حجاب و ستر و عفاف، با توجه مظهریت اسم خاص و تناسب ظاهر و مظهر و ربط تکوین و تشریع معلوم می گردد. و همچنین روشن می شود که احکام الهی حجاب و عفاف در حق زن چگونه حکایت از جایگاه بلند و الهی  و ولایت و قرب خاص زن دارد؛ زیرا

صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی

 

وی افزود: حال که چنین است، اگر بانویی ارتباط خود را از مبدا خود و اقتضئآت آن قطع کند، به منزله آن است که مثلا یک برکه با طراوت و دارای آب و زیبا که سبب حیات گل و بلبل و سبزه و.... اطراف خود است؛ وقتی رابطه اش از سرچشمه اش قطع شد، محل رشد کرم و انگل های خودکامه است، و تبدیل به منجلاب و گنداب می شود؛ در این صورت به جای مقام مادری و مدیریت خانه و خانواده که خود شعبه و شانی از ظهور ولایت و ربوبیت الهی است، محلی برای ارضای انگل های خودکامه و شهوت ران است؛ که این رذالت و ابتذال به خاطر انقطاع از اصل رحمانی خویش است که موجب و منجر به حبایل شیطانی شدن است.

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته این کلام به معنای حبس و حصر زن در چاردیواری خانه و یا اسلام طالبانی نیست؛ بلکه به معنای حضور الهی در جمع و جامعه است؛ چنانکه در شرح اسم «اللطیف»، امام علیه السلام فرمود: او با همه است؛ ولی درک نمی شود؛ زن نیز به عنوان آیینه دار کمال آن یار، باید به گونه ای در جامعه حضور داشته باشد که هر کسی او را درک نکند، الا محارم آن کوی، مثلا نماز که درس الهی زیستن برای تمام اعمال ا ست نه عملی در جنب سایر اعمال گرچه  این عمل به صورت انفرادی انجام گیرد ولی به زبان جمع است در آغاز - ایاک نعبد و ایاک نستعین- در وسط - ربنا آتنا فی الدنیا..- در آخر هم - السلام علیناو...- اما نحوه حضور عفیفانه و الهی زن در این جمع و جامعه را به عنوان درس حضور تصویر کشید. که این نحوه ی حضور اوج مصونیت را برای او به ارمغان خواهد آورد و هر چه از آن بکاهد بهمان میزان آسیب پذیر خواهد بود.   

 

وی افزود: خلاصه به طور اجمال و خیلی چکیده و اختصار و صرف نظر از بسیاری از معارف و حقایق و دقایق مربوط به جایگاه انسان و زن که اگر این معارف و شناخت در جامعه و مخصوصا جامعه بانوان نشر می یافت، این اندک بی حجابی هم به حداقل ممکن خود می رسید؛ والا «من هانت علیه نفسه فلا تأمن شره» متاسفانه باید با صد افسوس گفت، نشد و یا نگذاشتند امام راحل افق و بُرد معرفتی انقلاب را که به منزله مبانی حرکتی انقلاب بود، آن طوری که در آغاز در درس تفسیر و در فرجام در نامه به گورباچف در بیان و بنان آوردند، ترسیم کنند؛ که اگر این اتفاق می افتاد، امروز شاهد یک جامعه متعالی و الهی بودیم.

 

 وی در ادامه اشاره کرد: اما به لحاظ فلسفی مباحث معرفت نفس و اتحاد عامل و عمل و صور برزخی و ملکوتی اعمال سهم بسزایی در تعالی و تربیت نفوس دارد؛ به تعبیر بزرگانِ این فن، معرفت نفس اُمّ المعارف است.

 

علل وضعیت موجود و راه درمان آن

استاد قربانی خاطرنشان کرد: عدم شناخت صحیح انسان ها از حقیقت وجودی و جایگاه الهی خود، (که این مسئله گاهی به کم کاری اساتید حوزه و دانشگاه بر می گردد) متاسفانه موجب انحطاط جوامع بشری شد؛ به گونه ای که غرب که شاید برای برخی قبله و مقتدا باشد، به جایی در رذالت اخلاقی رسید که شما در بین حیوانات، هرگز چنین چیزی را مشاهده نمی کنید؛ مثلا گاوی جهت ارضای شهوت دنبال الاغی و یا سگی را دنبال اسبی یا بالعکس و یا دو الاغ نری به دنبال هم، هکذا چنین مسئله ای را در بین وحوش از حیوانات نمی بینید؛ ولی با کمال تاسف  در بین برخی انسان ها (که امتداد خط بی حجابی و شهواترانی یله به اینجاها هم خواهد رسید) همجنس بازی و اجتماع با سگ و ...... را شاهدیم که جنبه ی قانونی هم پیدا کرد - اولئک کالانعام بل هم اضلّ- همین است.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: تقدیم فروع بر اصول در تبلیغ و تدریس و تالیف و.... از عوامل وضعیت موجود است؛ انبیاء در آغاز رسالت سالیانی به تبلیغ و تبیین خداشناسی و انسان شناسی و معاد و..،   و بعد از گذر از این مرحله به بایدها و نباید ها می پرداختند؛ چنانکه تعداد آیات قرآن در اصول دین و فروع و شروع تبلیغ به اصول دین توسط پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم خود دلیل بر مدعا و همچنین بیانگر شیوه صحیح تبلیغ و تبیین است؛ زیرا تا اول، انسان را نشناسانی، بایدها و نبایدهای او،  اوّلا معلوم و ثانیا مقبول نخواهد شد؛ چنانکه تا هستی گُل را نشناسی، ضرورت و بایدهای آب و خاک و نور و....  و نبایدی نفت بجای آب و .... موجه و مقبول نخواهد افتاد.

 

وی اضافه نمود: همینطور علماء و خواصِ هر قشر و صنفی  اعم مسئولین و حاکمان و مربیان جامعه باید از هر نوع شهوت مداری و خود خواهی دوری گزینند چرا که «- الناس علی دین ملوکهم - و «اذا فسد العالِم فسد العالَم» شجره شهوت یکی بیش نیست؛ خواص وقتی آن را جنباندن برای آنها ثمره خود بزرگ بینی و جمع مال و مسکن و جاه طلبی و.. ... دارد؛ ولی برای افراد دیگر جامعه به اقتضای سن و صنف میوه دیگری به سبب این تکانه فرو می ریزد؛ از این رو امام علی علیه السلام آن گونه بر خود سخت می گرفت تا درخت شهوت را نجنباند و از دیگران هم می خواست با ورع و اجتهاد و سداد کمکش کنند (رفع طین خواص موجب وضع دین ناس است) ظاهر مردم حکایت از باطن خواص دارد. گرفتاری های علی علیه السلام در دوران حکومت نیز به فاصله و میانه حکومت دو معصوم علیهما السلام بر می گردد.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: از جمله علل بی حجابی و عفاف، مُد و لباس است، وضع پوشش مشهود به خاطر وفور لباس های خاص موجود در بازار است؛ این یعنی جبر در پوشش،  همه که نمی توانند و وقت هم ندارند تا چند روز به تعداد اعضای خانواده بروند دنبال پارچه و خیاطی و ابداع مد و فرم خاص متنوع و ....  مسئول این امر کیست؟ چرا  مجلس و دولت و قوه قضائیه برخوردی ندارند؛ این مسئله به این دلیل حائز اهمیت است که وقتی انسان به چیزی و فرمی عادت کرد، ترک عادت به این آسانی نیست و این عادت در ادامه به نوبه خود، فرهنگ عمومی و تربیتی ِفراگیر و مستمرخواهد شد.

 

وی افزود: از اموری که موجب عادی انگاری و مشوق خودنمایی و زودن حیای اجتماعی و سلب موفقیت های علمی و کارهاست، اختلاط غیر ضروری مرد و زن و دختر و پسر در مجامع علمی و دانشگاهی و بیمارستانی و اداری و ......  است که باید فکری شود. حضرت امیر علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه می فرماید: «لیس خُروجُهُنّ بِاَشَدَّ مِن اِدخالِک مَن لا یُوثَقُ بِه علیهنّ» «بیرون رفتن زنان  بدتر از آن نیست که افراد ناصالح را در میان شان آوری» این مسئله از عوامل بسیار مهم است و سهم بسزایی در انحطاط نهاد خانواده و فکر و فرهنگ و..... دارد این مطلب بین خواص اندیشمندان شرق و غرب  مجرب و مقبول و مورد اعتناست.

 

استاد قربانی خاطرنشان کرد: مسئله فیلم ها و نمایش خانگی و فضای مجازی یله و رها (که ظاهرا خاص ایران است)، به نوبه خود دروازه و کانال ورود به بسیاری از مفاسد شخصی و اجتماعی است؛ الحمدلله در ایران حقوق بگیر، حتی تا حد نجومی، بسیار داریم؛ ولی مسئول پاسخگو و کارمند حقیقی که کاری بکند و مشکلی را حل کند و از کم کاری ها و ترک فعل ها بری باشد، بسیار اندک اند.  ظاهرا این در هم تنیدگی و تداخل مسئولیت ها به گونه ای که نشود مسئول اصلی را در هر کاری یافت از شِگردهای انگلیسی و یا قانونگذاران خُبره و مسئولیت گریز است، والا راهکار هر مسئله توسط دلسوزان و کارشناسان و برابر اوامر امام و مقام معظم رهبری روشن است که اگر بدان عمل می شد، الان شاهد این همه کاستی و کم کاری و وضعیت موجود در عرصه مختلف نبودیم.

 

وی افزود: بانک ها با سیستم ربوی و ربا در غیربانک بین مردم  و اساسا لقمه و نان و اقتصاد مردم، در این زمینه بسیار مهم است؛ به قول فلاسفه همین لقمه بر اساس حرکت جوهری اندیشه و عمل و اعتقاد افراد و جامعه می شود. بسیاری از مفاسد زیر سر همین لقمه حرام و اقتصاد فاسد و بی عدالتی هاست.

 

 وی افزود: مسأله ربا در رفتار و عملکرد اجتماعی ما بسیار اهمیت دارد؛ در روایت هم خوانده ایم که گویی زنای با محارم در کنار کعبه است؛  از لوازم قطعی ربا بر اساس این روایت، اوج بی عفتی و بی غیرتی و اوج تعاند و تضاد با دین است ظاهرا مراد روایت همین است.       وقتی بانک و اقتصاد ربوی می شود و با همین حقوق پرداخت می شود و با همین، جامعه ارتزاق  می کند، از لوازمش همین است که می بینیم. این مسئله ی قابل تامل است.

 

استاد قربانی خاطرنشان کرد: یکی از اسباب فراگیری مسئله بی حجابی،  عدم پاسخگویی به وقت، به فریاد و اوامر مقام معظم رهبری است ایشان چندین سال پیش فرمودنند تهاجم فرهنگی بعد فرمودنند شبیخون فرهنگی و ناتو فرهنگی و.... ولی خواص و مسئولین مربوط در خواب بودنند یا خود را به خواب زدنند، در حقیقت وضع موجود؛ در واقع لگد دشمن بر پیکره کسانی است که به ندای ولی امر خود در وقت آن پاسخ ندادند.

 

وی اضافه نمود: یکی از موجبات مهم،  که زمینه پذیرش دعوت معاندان و دشمنان را برای عده ای در بی حجابی و تخلف قانونی به طور عموم فراهم نمود و می نماید و سبب تمرد مدنی و قانون گریزی آنان می گردد؛ بی عدالتی و تبعیض و برخورداری غلط عده ای و فقر و تنگدستی توده مردم و اجرای دقیق قانون در حق ضعفای جامعه و در مقابل توجیه قانونی و عدم برخورد در حق دانه درشت ها و مفسدین است؛ این مسئله آن قدر از قدرت بالا برخوردار است که  بیان آن توسط متخلفین در توجیه خلاف شان حتی نزد عموم مردم متدین و انقلابی هم موجه، و مُجاب شان می نماید.

 

وی افزود: حال که به برخی از علل و راه کار ها اشاره شد؛ بدیهی است رفع و حذف این علل و کاربست راهکارها موجب از بین رفتن معالیل و پیآمد ها خواهد شد؛ البته باید درست عمل نمود زنان مخصوصا زن ایرانی جنبه ی الهی در او بسیار قوی است و در پذیرش امر الهی پیشتازند شما در قرآن مقابل هر نبی الهی یک سلطان و حاکم ظالمی می بینید ولی همه یا غالب حاکمان مرد تمرّد نمودنند و موجب هلاکت ابدی خود و قومشان شدند اما بلقیس این بانو مکرمه در مقابل نبی الهی عاقلانه برخورد کرد و رستگار شد خُب؛ باید به شیوه ی عملکرد حضرت سلیمان ع در عین قاطعیت در اجرای امر خداوند( فلَناتینَّهم بجُنود لا قبل لهم بها...) هم توجه نمود که به خصوصیت زنانه در دعوت به امر الهی توجه داشت و از چه راهی وارد شد و واردش نمود – قیل لها ادخلی الصَّرح فلمّا راته حَسِبته لُجّه و کشفت عن ساقَیها قال انّه صَرح ممرّد من قواریر قالت ربِّ انّی ظلمتُ نفسی و اَسلَمتُ مع سلیمان لله رب العالمین-.( 44 نمل )

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: البته نوع برخورد با کسانی که اصرار بر اشاعه فحشاء دارند و هدفمند و برنامه ریزی شده هماهنگ با دشمن و آموزش هم دیده اند و میداندار بی حجابی اند، فرق دارد؛ قطعا باید به شدت و در اسرع وقت با اینها برخورد شود. ولی وضعیت موجود همان طوری که گفته شد، معلول فقط همین امر نیست تا فقط به این حکم، محکوم باشد؛ نباید برای همه، یک نسخه پیچید؛ بلکه باید اول با تمام علل مذکور، آن هم تدریجا و عاقلانه (نه احساسی) مبارزه کرد و آن را از بین برد؛ «یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» چون همانطوری که برابر روایات حسنات در صدور موید و ممد هم هستند، در مقابل سیّئآت هم در صدور معاضدند؛ از این رو نباید معاصی،  بخشی و صنفی دیده شوند و با اِعمال قانون در آن بخش امید درمان داشت؛ حتی باید از منظر عوامل روانی، جامعه شناسی و اقتصادی و....  بررسی گردد تا سهم و نقش آن در برنامه درمانی دیده شود و ثانیا بعد از حصول نتیجه باید متنبه بود و در دام علل محدثه نیفتاد؛ «علینا بالأحداث» با کودکان و نوجوانان در قالب فیلم و داستان و سرود و برنامه کودک جذاب در زمینه حجاب و... باید شروع کرد. چنانکه برای بزرگان نیز علاوه بر رفع علل مذکور  فیلم های معناگرا و ناظر به ملکوت اعمال و حیات اخروی نقش خوبی دارد که متاسفانه مخالفت می شد.

 

وی افزود: از جمله مسایل درس آموز در حل این مسئله، نحوه مواجه حضرت امیر علیه السلام با این امر است؛ حضرت جهت حل این امر، مردان را دعوت به غیرت می کرد؛ در واقع تا مرد در غیرت نلغزد؛ زن در حجاب و عفتش زمین نمی خورد؛ در سفارش حضرت به امام حسن علیهما السلام بیان شد که ایشان را از آوردن مردان ناصالح در بین زنان نهی می فرمود؛ یعنی مردان و محارمِ مرد در مسئله حجاب و عفت زنان نقش محوری دارند؛ چنانکه برابر قرآن «الرجال قوامون علی النساء» اساسا مرد و زن یک حقیقت اند  خطای یکی در دیگری ظهور و بروز می یابد که فعلا از این مطلب صرف نظر می شود.          

 

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در بخش پایانی گفتگو خاطرنشان کرد: در تمام مسایل کشور اصل حاکم؛ بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری است؛ این بیانات نورانی را هم نباید همچون سوژه برای سرودن و نگارش نگرست؛ چنانکه در تعامل و مواجه با شعارهای سال و بیانه گام دوم شاهدیم؛ بلکه وظیفه ما بسترسازی علمی و عملی جهت تحقق و اجرای آن فرامین الهی است؛ نه شرح های تکراری و تکرار آن کلمات در لابلای نوشتار و گفتارمان؛ بلکه از فرمانده، گفتن و امر است و از سرباز عمل.

 

وی افزود: با اطلاع می گویم برخلاف نظر برخی از افراد، حوزه، سرمایه ها و توانایی کم نظیری دارد؛ مشکل گاهی در عدم احساس مسئولیت و اکثرا عدم اقبال مسئولین در مقام اجراء و اجرایی ساختن ره آورد حوزه در میدان عمل است که تکرار آن در سالیان طولانی  موجب دلسردی و کناره گیری گردید قهرا این مسئله موجب عدم شکوفایی و ظهور و بروزِ توانایی ها و سرمایه های در حوزه و فرار مغزها در دانشگاه می گردد در حقیقت این مطلب پاسخِ اعتراض؛ به عدم حضور حوزه در صحنه های گوناگون و یا حضور حداقلی در  مسائل اجتماعی و خواست های مردمی است به گونه ایی که در بسیاری از مواقع در بسیاری از مسائل دولت ها برای راه حل و برنامه،  توجه به بیرون و غرب داشتند نه به داشته های درون؛ خوشبختانه با درایت و تذکر همیشگی مقام معظم رهبری در سالیان طولانی به سبب همراهی دولت و مجلس جدید به این نکته از حالت حداقلی سابق در حد مورد نیاز و اکثری مورد توجه قرار گرفت  الحمدلله مدیران محترم حوزه که خود مترصد چنین امری بودنند در صدد نهایت استفاده از ظرفیت پیش آمده هستند امید است چنانکه مشهود است با عنایت خداوند شاهد بالندگی روزافزون و نقش آفرینی حوزه و دانشگاه در تعالی و رشد کشور در تمام زمینه ها باشیم.

 

د, 03/22/1402 - 12:55