استاد احمد قاسمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به سیره اخلاقی امام رضا علیه السلام پرداخت.
/270/260/21/
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اهل بیت عصمت و طهارت (ع) همواره در میان مردم و با مردم زیسته اند؛ و با گفتار و عمل خود به مردم درس زندگی و پاکی و فضیلت آموخته اند.آن بزرگواران با آنکه از مقام رفیع امامت برخوردار بوده و برگزیده خدا و حجت الهی در زمین بوده اند، اما هیچگاه برای خود حریمی قائل نبودند و به روش برخی از حکما و جباران، خود را از مردم جدا نمی کردند و همین موضوع باعث سهولت در الگوگیری از این اسوههای بزرگ الهی شده است.
وی افزود: بی شک یکی از بزرگترین و ملموس ترین این الگوها برای بشریت و مخصوصاً ما ایرانیان، حضرت رضا (ع) است که در این مجال، به چند روایت کوتاه درباره سیره اخلاقی آن امام همام می پردازیم:
استاد قاسمی در ادامه بیان کرد: «ابراهیم بن عباس» می گوید: «هیچگاه ندیدم که امام رضا (ع) در سخن، بر کسی جفا ورزند و نیز ندیدم که سخن کسی را پیش از تمام شدن قطع کنند؛ هرگز نیازمندی را که می توانستند نیازش را برآورده سازند، رد نمی کردند؛ و هرگز ندیدم به کسی از خدمتکاران و غلامانشان بدگوئی کنند؛ و چون سفره غذا به میان می آمد همه افراد خانه حتی دربان و مهتر را نیز بر سفره خویش می نشاندند و آنان همراه با امام، غذا می خوردند؛ هیچگاه خنده حضرت به صورت قهقهه نبود، بلکه تبسم می نمودند؛ در حضور دیگری پایشان را دراز نمی فرمودند؛ کار خیر و انفاق پنهان بسیار داشتند، و بیشتر در شب های تاریک مخفیانه به فقرا کمک می کردند...» [إعلامُ الوَریٰ ص ٣١۴]
«عن إبراهيم بن هاشم، عن إبراهيم بن العبّاس أنّه قال: ما رأيت و لا سمعت بأحد أفضل من أبي الحسن الرضا، و شاهدت منه ما لم اشاهده من أحد، و ما رأيته جفا أحدا بكلامه قط، و لا رأيته قطع على أحد كلامه حتّى يفرغ منه، و ما ردّ أحدا عن حاجة يقدر عليها، و لا مدّ رجليه بين يدي جليس له قطّ، و لا اتكئ بين يدي جليس له قط، و لا رأيته يشتم أحدا من مواليه و مماليكه، و ما رأيته تفل قط، و لا رأيته يقهقه في ضحكه بل كان ضحكه التبسّم، و كان إذا خلا و نصبت مائدته أجلس على مائدته مماليكه و مواليه حتّى البوّاب و السائس، و كان قليل النوم بالليل، كثير السهر، يحيي أكثر لياليه من أوّلها إلى الصبح، و كان كثير الصوم، و لا يفوته صيام ثلاثة أيام في الشهر، و يقول: «ذلك صوم الدهر» و كان كثير المعروف و الصدقة في السرّ، و أكثر ذلك يكون منه في الليالي المظلمة، فمن زعم أنّه رأى مثله في فضله فلا تصدّقوه» (طبرسى، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - الحديثة) - قم، چاپ: اول، 1417 ق؛ ج 2؛ ص 63)
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: «مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبَّاد» می گوید: لباس امام رضا (ع) در خانه، درشت و خشن بود، اما هنگامی که در مجالس عمومی شرکت می فرمودند (لباس های خوب و متعارف می پوشیدند) و خود را می آراستند.
«و عن محمد بن أبي عباد قال: كان جلوس الرضا عليه السلام على حصير في الصيف و على مسح في الشتاء، و لبسه الغليظ من الثياب حتّى إذا برز للناس تزيّن لهم» (إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - الحديثة)؛ ج 2؛ ص 64)
وی افزود: در روایت دیگری آمده که شبی امام میهمان داشتند و در میان صحبت، برای چراغ خانه، مشکلی پیش آمد، میهمان دست پیش آورد تا چراغ را درست کند ولی امام نگذاشتند و خودشان این کار را انجام داده و فرمودند: ما خاندانی هستیم که میهمانان خود را بهکار نمیگیریم (و آنان را احترام میکنیم) [کافی ج٧ ص ٢٨٣]
استاد قاسمی خاطرنشان کرد: همچنین در روایت آمده: روزی شخصی که امام را نمی شناخت در حمام از امام درخواست نمود تا او را کیسه بکشند و امام هم بدون نکته ای مشغول به شستن او شدند؛ در این هنگام، فردی وارد شد و حضرت را شناخت و به آن شخص معرفی نمود؛ او با شرمندگی شروع به عذرخواهی کرد، ولی امام، همچنان او را کیسه می کشیدند و دلداری می دادند که اشکالی ندارد. [مناقب ج ۴ ص ٣۶٢]
وی اضافه نمود: مردی از اهالی بلخ می گوید: در سفر خراسان با امام رضا (ع) همراه بودم، روزی امام سفره ای گستردند و همه خدمتگزاران و غلامان حتی سیاهان را بر آن سفره نشاندند تا همراه ایشان غذا بخورند؛ من به امام عرض کردم: فدایتان شوم، بهتر نیست اینان بر سفره جداگانه ای بنشینند؟ حضرت فرمودند: پروردگار همه یکی است و همچنين پدر و مادر همه ما یکی است و (بزرگی) و بهره هر کس هم به اَعمال اوست. [کافی، ج ٨، ص ٢٣٠]
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در روايت دیگری نیز آمده که غریبی درب خانه امام آمد و سلام کرد و گفت: من از دوستداران شما و پدران و اجدادتان هستم، از حج باز گشتهام و خرجی راه تمام نمودهام، اگر میتوانید مبلغی به من مرحمت فرمائید تا خود را بهوطنم برسانم، و انشاالله در آنجا از جانب شما، معادل همان مبلغ را به مستمندان صدقه خواهم داد، زیرا من در شهر خویش فقیر نیستم و اینک در سفر نیازمند شده ام؛ امام دویست دینار آوردند و از بالای درب، دست خویش را بیرون آورده و به آن فرد دادند و فرمودند: «این دویست دینار را بگیر و توشهی راه کن و به آن تبرک بجوی و لازم هم نیست که از جانب من معادل آن را صدقه بدهی...» وقتی آن شخص دینارها را گرفت و رفت؛ اهل خانه از حضرت پرسیدند چرا از بالای درب، دینارها را به او دادید؟ و امام در جواب فرمودند: تا شرمندگی نیاز و سؤال را در چهرهی او نبینم. [مناقب، ج ۴، ص ٣۶٠]
استاد احمد قاسمی خاطرنشان کرد: آنچه گذشت، تنها بخش کوچکی از سیره اخلاقی حضرت رضا (ع) بود که با دقت در آن، متوجه می شویم که حضرات معصومین، در تربیت پیروان خود، تنها به گفتار اکتفا نمی کردند و با رفتار و کردار خود، آنها را هدایت می فرمودند تا شیعیان بتوانند با الگوگیری از آنها، به زندگی خود، رنگ خدایی زده و به سعادت دنیا و آخرت نائل شوند.