به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم گفت: در هر حوزه از حیات انسان، خواه فردى و خواه اجتماعى، توقع موضعگیرى دین و ارائه رهنمود وجود دارد.
آیت الله مهدی هادوی تهرانی در افتتاحیه همایش بین المللی «ظرفیت شناسی اصول فقه در حل مسائل نوپدید با رویکردی مقارن» که به همت پژوهشکده فقه و حقوق دفتر تبلیغات اسلامی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، با بیان اینکه اسلام دین خاتم و کاملترین دین مُرسَل است گفت: از اینرو، در هر حوزه از حیات انسان، خواه فردى و خواه اجتماعى، توقع موضعگیرى دین و ارائه رهنمود وجود دارد.
وی افزود: این رهنمودها که در واقع عناصر تشکیل دهنده دین هستند، به دو دسته قابل تقسیم هستند که دسته اول عناصر دینی هستند که نُمُود جهانبینى اسلام در یک حوزهی خاص، مانند سیاست یا اقتصاد است و نسبت بین آنها و جهانبینى اسلامى، همان نسبت جزئى به کلى، یا صغرا به کبرا است.
وی ادامه داد: اینگونه عناصر از قبیل قضایاى «هست» میباشند و رنگ کلامى – فلسفى دارند، مانند سلطهی تکوینى خداوند در حوزهی مباحث سیاسى، یا رازقیّت او در زمینهی اقتصاد و ما از این عناصر به عنوان «فلسفه» یاد میکنیم.
وی بیان داشت: پس «فلسفهی سیاسى اسلام» مجموعه عناصرى از اسلام در حوزهی سیاست است که نُمُود جهانبینى و از جزئیات آن محسوب میشود.
آقای هادوی تهرانی در تبیین دسته دوم گفت: دسته دوم عناصر دینی هستند که نتایج جهانبینى اسلامى، بویژه فلسفهی آن یعنى عناصر دسته اول هستند و این عناصر از قبیل قضایاى «باید» میباشند و جنبه اعتبارى دارند و به نوبه خود به دو گروه تقسیم میشوند.
وی ادامه داد: برخى از این عناصر جنبه زیربنا براى بقیه دارند، و به نحوى آنها را تبیین و تعیین می کنند و این عناصر یا به صورت اصول و امور مسلم در یک زمینه هستند که از آن به «مبانى» یاد میکنیم و یا اغراض و مقاصد دین را در یک حوزهی مشخص مینماید که به آن «اهداف» میگوییم.
استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم ادامه داد: مجموعه این مبانى و اهداف، «مکتب» را تشکیل میدهند، پس «مکتب سیاسى اسلام» همان مجموعهی مبانى و اهداف سیاسى اسلام میباشد.
وی در تبیین گروه دوم گفت: بر اساس مبانى موجود در یک زمینه، براى رسیدن به اهداف همان زمینه، مجموعه عناصرى در دین ارائه شده است که از آن به عنوان «نظام» یاد میشود، که در واقع دستگاه نهادهاى جهانشمول است و بنابراین، ما در هر ساحت از حیات بشر با سه گروه از عناصر جهانشمول فلسفه، مکتب و نظام، مواجه هستیم که بین آنها ارتباط مستحکم و منطقى وجود دارد.