به مناسبت فرا رسیدن عید الله الاکبر، عید سعید غدیر خم، استاد احمد باقریان ساروی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع: «پاسخ به شبهاتی درباره غدیر خم» پرداخت.
/270/260/20/
اشکال: چرا به اطاعت از علی (ع) فرمان داده نشد؟
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: اشکال می شود که به جای سخن از دوستی و دشمنی باید سخن از پیروی و تبعیت و اطاعت باشد، زیرا در موارد حکومتی مردم باید از حاکم تبعیت کنند.
پاسخ:
وی افزود: اتفاقا روایات پیامبر (ص) در باره اطاعت از علی (ع) نیز فراوان است که چند نمونه از منابع اهل سنت تقدیم می شود:
1. حاكم و جز او با سندى از ابوذر روايت كردهاند كه پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «مَنْ أَطاعَنى فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ، وَ مَنْ عَصانى فَقَدْ عَصَى اللّهَ، وَ مَنْ أطاعَ عَلِيّا فَقَدْ أطاعَنى، وَ مَنْ عَصى عَلِيّا فَقَدْ عَصانى». (المستدرك على الصحيحين ج 3، كتاب معرفة الصحابه: 131، ح 4617/215؛ با اندك تفاوت در ص 139، ح 4641/239؛ محب طبرى، مناقب الامام امير المؤمنين على بن ابى طالب (ع) من الرياض النضره: 73 و مختصر ذخائر العفبى: 106؛ متقى هندى، كنز العمّال 11: 614، ح 32973؛ عاصمي، العسل المصفی ج 2: 215، ح441.) حديث ياد شده در بعضى از منابع اهل سنّت با خطاب پيامبر صلی الله علیه وآله به على علیه السلام (أَطاعَكَ... عَصاكَ) نقل شده است. (باعونى، جواهر المطالب، ج 1، ب 10، ص 66؛ محب طبرى، ذخائر العقبى، ص 66؛ ایجی، فضائل الثقلین من توضیح الدلائل:241).
2. ابن عساكر از يعلى بن مره ثقفى نقل كرده است كه گفت: از پيامبر صلی الله علیه وآله شنيدم مىفرمود: «مَنْ أطاعَ عَلِيّا فَقَدْ أطاعَنى، وَ مَنْ عَصى عَلِيّا فَقَدْ عَصانى، وَ مَنْ عَصانى فَقَدْ عَصَى اللّهَ...». (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 270). ابن عساكر حديث ياد شده را با سه طريق ديگر از ابوذر نقل كرده است. (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 306 – 307).
3. از حُذَيفه نقل شده است كه گفت: پيامبر صلی الله علیه وآله به على خطاب كرد و فرمود: «جَعَلْتُكَ عَلَما فيما بَيْنى وَ بَيْنَ أُمَّتى، فَمَنْ لَمْ يَتَّبِعْكَ فَقَدْ كَفَرَ». (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 388).
4. ابن عقده با سندى از حُذَيفة بن يمان نقل كرده است كه گفت: پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «عَلِىٌّ طاعَتُهُ طاعَتى، وَ مَعْصِيَتُهُ مَعْصِيَتى». (فضائل امير المؤمنين عليهالسلام، ص 54، ح 50).
5. جوينى در حديثى با سندى از ابو ايوب انصارى نقل كرده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله به عمار فرمود: «... يا عَمّارُ طاعَةُ عَلِىٍّ طاعَتى، وَ طاعَتى طاعَةُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ». (فرائد السمطين، ج 1، ص 178، ح 141).
6. أبیّ بن کعب پس از کودتای سقیفه در مسجد پیامبر سهنرانی کرد و گفت: پيامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «يا عَلِىُّ أَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى، طاعَتُكَ واجِبَةٌ عَلى مَنْ بَعْدى كَطاعَتى فى حَياتى، غَيْرَ أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى»؟ (حافظ کوفی،، مناقب الامام امير المؤمنين (ع)، ج 1، ب 20، ص 224 - 227، ح 142 و ص 416 - 419، حديث 330).
وی افزود: پیامبر صلی الله علیه وآله با چه زبانی بگوید باید از علی علیه السلام اطاعت کنید؟ آیا صریحترین از این روایات میتوان تصور کرد؟!
اشکال: چرا واقعه غدیر در سقیفه حتی توسط یک نفر هم نقل یا ثبت نشد؟
پاسخ: استاد باقرین خاطرنشان کرد: در مقام پاسخ به این اشکال باید گفت سبب ثبت نشدن روشن است، زیرا:
اولا: افراد اشاره شده از پیروان علی علیه السلام امامت را انتصابی و علی علیه السلام را منصوب خدا و پیامبر صلی الله علیه وآله میدانستند که به مشورت نیاز نداشت تا در سقیفه گرد هم آیند، بلکه لازم بود در مسجد مورد بیعت قرار بگیرد.
ثانیا: نامبردگان اطلاع نداشتد، چون اعلان عمومی نشده بود، بلکه گروهی از انصار با رهبری سعد بن عباده در سقیفه گرد آمده بود که بعدا خبر به عمر و ابوبکر رسید و ان دو با ابو عبیده جراح خود را به سقیفه رساندند. امّا بنی هاشم در خانه پیامبر صلی الله علیه وآله جمع شده بودند.
وی افزود: در این صورت چه انتظاری است که مانند سلمانف ابوذر و مقداد بروند به سقیفه و از علی علیه السلام دفاع کنند؟! بلکه زمینه این سؤال منتفی است، چون نامبردگان از تجمع سقیفه نه خبری داشتند و نه انگیزهای و منتظر بودند علی علیه السلام از تجهیز پیکر پاک پیامبر صلی الله علیه واله فراغت پیدانموده و به مسجد بیاید تا با او بیعت کنند، ولی چشم باز کردند با کودتای سقیفه و خشونت ورزی انان برای بیعت با ابوبکر مواجه شدند.
اشکال: چرا در نهج البلاغه به واقعه غدیر اشاره نشد؟
استاد باقریان خاطرنشان کرد: اشکال می شود چرا در نهج البلاغه در موارد متعدد که از ان حضرت در باره خلافت سؤال شد و یا خود او در باره آن سخن گفت اشارهای به غدیر نشد؟
پاسخ:
این استاد حوزه علمیه قم افزود: به این اشکال، دو پاسخ می توان داد؛ نهج البلاغه همه سخنان و نامههای امام علی علیه السلام نیست، بلکه گزیدههایی از انها است که حهت بلاغی و ادبی آنها در نگاه سید رضی (رحمه الله) قوی بود.
پاسخ دوم آن است که در نهج البلاغه به حدیث غدیر اشاره نشد، ولی در خطبه سوم (شقشیه) صریحا ابوبکر، عمر و عثمان را غاصب خلافت و حق را متعلق به خود دانسته است.
اشکال: چرا نام علی (ع) در قرآن نیامد؟
پاسخ اول:
استاد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: برای این اشکال، می توان گفت: لازم نیست نام همه افراد در قرآن بیاید، چنانکه طبق آیه (قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِيَ مُوسى وَ عيسى وَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُون) (آل عمران: 84) ایمان به همه پیامبران الهی و کتابهای اسمانی بر ما واجب است، ولی تنها نام معدودی از انان در قران امده است.
پاسخ دوم:
وی افزود: خداوند مقرر فرمود که قران از دست تحریف در امان بماند، و اگر نام علی علیه السلام در قران میآمد تحریف قران از سوی مخالفان علی علیه السلام قطعی بود، چون در کتابهای آسمانی نیز سابقه داشته است، در تورات و انجیل نام پیامبر اسلام حضرت محمد صلی الله علیه واله با نام «احمد» امده بود: (وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبين) (سوره صف:6) و یهود فکر میکردند احمد از نژاد بنی اسرائیل است، ولی با بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه واله کشف کردند که او از قوم عرب است، از اینرو – به جای ایمان به پیامبر صلی الله علیه واله - تورات را تحریف کردند (أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَريقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُون) (بقره:75).
پاسخ سوم:
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: راه معقول برای حفظ قران و مصون ماندن ان از تحریف ذکر علی علیه السلام با وصف بود. این کار در چند ایه انجام گرفت که در ادامه سه آیه ذکر میشود.
1. آیه ولایت:
(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون) (مائده: 55).
طبق روایات فراوان از منابع شیعه و سنی و قراین موجود کسی که در حال رکوع انگشتر خود را به فقیر داده بود و در این آیه به عنوان ولی بر مردم بعد از خدا و پیامبر صلی الله علیه واله شمرده شد، علی علیه السلام بود. (ر.ک: باقریان ساروی، زیور خلافت).
2. آیه مباهله
(فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبين) (آل عمران: 61).
3. ایه ابلاغ
(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس). (مائده: 67).
طبق فرمان این آیه، پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله هنگام بازگشت از سفر حج، هزاران حاجی را در غدیر خم نگاه داشت و پس از خطبه طولانی دست علی علیه السلام را در دست خود گرفت و بلند کرد و خطاب به حاضران فرمود «من کنت مولاه فعليٌّ مولاه أللهم انصر من نصره و اخذل من خزله».
و پس از این واقعه آیه (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا) (مائده: 3). نازل و تکمیل شدن دین اسلام اعلام شد.
در تفسیر دو ایه و روایات وارد شده به مناسبت نزول این دو به کتاب زیور خلافت رجوع شود.
اشکال هفتم: محال بودن بیعت صد هزار تن
استاد احمد باقریان ساروی خاطرنشان کرد: اشکال می شود که آیا ممکن است آنطور که شیعه ادعا دارد که صد هزار نفر در روز عید غدیر به مدت سه روز بیعت کرده باشند یا از محالات است؟ نزد اهل سنت بیعتی در غدیر خم صورت نگرفت.
پاسخ اول:
وی افزود: در مورد تعداد افراد حاضر در غدیر خم اختلاف است که چند تن بودند، برخی گفته اند تعدادشان بیش از صد و بیست هزار تن بود [شاه ولی دهلوی، الحجة البالغه، تحقیق سید سابق ج 2 ص 327] ولی برخی از محققان میگویند تنها حاجیان اهل مدینه و اطراف آن بودند و تعداد آنان پنج هزار الی ده هزار تن بود، در این فرض بیعت این تعداد در یک روز با علی علیه السلام محال نیست، چه رسد به سه روز.
پاسخ دوم:
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بر فرض صحت خبر صد یا صد و بیست هزار تن نیم آنان زنان بودند که بیعت آنان با گذاشتن دست در داخل طشت آب انجام می گرفت و در سه چهار ثانیه ممکن بود چند زن در کنار طشت حاضر شده و دستان خود را در داحل آب گذاشته باشند، مردان هم به صورت ازدحام دست خود را در دست علی علیه السلام میگذاشتند، مانند بیعت با علی علیه السلام پس از قتل عثمان، و در نتیجه هر روز پانزده ساعت برای بیعت فرض شود در سه روز هزاران مرد و زن بیعت می کردند، و لابد تعداد افراد و وقت متناسب با بیعت بود و ان اخباری به واقعیت نزدیکتر است که در ظرف سه روز امکان بیعت در ان تصور می شود.
پاسخ سوم:
وی اضافه نمود: در اخبار نیامده که همه حاضران بیعت کردند، و بیعت جمعیت فراوان از آن جمع کافی بود، و بر فرض بیعت همه حاضران را نپذیرید بیعت ابوبکر و عمر طبق اخبار فراوان ثابت است که به عنوان نمونه در اینجا چند خبر تقدیم میشود:
.از سعد بن ابى وقاص نقل شده است كه پيامبر صلی الله علیه وآله دست على بن ابىطالب را گرفت و فرمود: «مَنْ كُنتُ مولاهُ فَعَلِىٌّ مَولاهُ، أَللّهُمَّ والِ من والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ»، سعد گفت: ابوبكر و عمر از جاى خود برخاستند و گفتند: «أَمْسَيْتَ يَاابْنَ أَبى طالِبٍ مَولى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ».(عاصمی، العسل المصفی2: 263، ح472؛ گنجی، كفاية الطالب: 62؛ سمهودى، جواهر العقدين، القسم الثانى، ج 1، ص 97؛ ابن عقده، كتاب الولايه، ص 155، ح 1).
ابن اثير جزرى آورده است [پس از ابلاغ ولايت على علیه السلام]: عمر بن خطاب به على گفت: يَابْنَ اَبى طالِبٍ اَصْبَحْتَ الْيَوْمَ وَلِىَّ كُلِّ مُؤْمِنٍ». (اسدالغابه، ج 4، ص 103) «اى پسر ابىطالب امروز مولاى هر مؤمنى شدهاى».
و روایلت فراوان دیگر (ر.ک: زیور خلافت).
پاسخ چهارم:
این محقق حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: بر فرض بیعت همه افراد حاضر در آن روز را محال دانسته و آن را نپذیرید، ولی (اولا) معنای آن نفی بیعت عدهای از انان نیست و (ثانیا) این یک موضوع جداگانه غیر از اصل واقعه غدیر است و به آن خدشه وارد نمی کند.