استاد امین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «جاذبه عقلانیت انقلاب، دلهره ها، مسئولیت ها» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: باید از یکایک مردم تشکر کرد که همچنان همان ارادی عمومی و جمعی خودشان را به نحوی تجلی بخشیدند و تبلور دادند و نشان دادند عقلانیت انقلاب اسلامی برقرار است و مردم انقلاب و نظام را از خودشان می دانند؛ با همه انتقادات و بعضا ناکارآمدی هایی که در عرصه های مختلف دیده می شود و رنج و مشکلاتی بر مردم تحمیل می شود؛ اما راهکارش هم از طریق همین انقلاب و همین عقلانیت و همین نظام است؛ و می دانند جایگزین های نظام که برای آنها ترسیم می شود، آنچنان آرمان هایشان را تأمین نخواهد کرد؛ و جایگزین های انقلاب، همان مقدار آرمان گرایی و ایران گرایی و مرز و خاک و میهن را آنچنان هم باور ندارند؛ چه برسد به ارزش های ارزش های اسلامی و قرائت اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم که امام راحل رضوان الله تعالی علیه آن را عرضه می نمود. عزم و اراده عمومی بارها نشان داده شده است؛ و البته این امر، تکلیف بر دوش مسئولین را سنگین تر می کند. مسئولیت بر دوش نخبگان و خواصّ فکری و فرهنگی جامعه هم سنگین تر می گردد. نخبگان باید این پدیده و واقعیت عینی را باید درست بفهمند؛ که بسیار مهم است و نیاز به تلاش فراوان دارد؛ مانند خود پدیده انقلاب، که هنوز متفکرین ما نتوانسته اند به عمق واقعیت انقلاب دست پیدا کنند و درست تبیین کنند. امتداد انقلاب هم در جمع نخبگانی ما درست فهم نشده است؛ این امر، می طلبد که مجددا باید عقلانیت انقلاب را بازخوانی کنیم و مجددا صورت بندی کنیم، متناظر با وضعیت کنونی انقلاب و وضعیت کنونی جامعه و دیگری هایی که اکنون پیدا کردیم و اتفاقاتی که در منطقه ایجاد می شود و چرخشی که در سطح جهانی با آن روبرو هستیم. این مسائل، صورت بندی می خواهد؛ و الا فهم ما از واقعیت، فهم کاملی نیست و شاید کاریکاتوری باشد.
وی افزود: یکی از وظایف نخبگان جامعه، صورت بندی وضعیت جدید جامعه ما است؛ تا بتوان هم به فهم بهتر واقعیت کمک بشود؛ و هم در انتخاب راهبرد درست سیاست به ما کمک کند. این مطلب می طلبد که امیدبخشی نسبت به آرمان را به درستی ترسیم کنیم و تطبیق بدهیم که راه درست برای رسیدن به آرمان ها از وضعیت کنونی به آرمانی از چه راهبردی است. موقف دومی که از نخبگان انتظار داریم، آن است که در کنار فهم درست از واقعیت و صورت بندی درست نسبت به این واقعیت، بتواند راهبرد مناسب هم برای رسیدن به آرمان ها ترسیم بکند.
استاد اسدپور در ادامه بیان کرد: متناظر با این راهبردها و سیاست ها به سمت طرح و برنامه می رویم؛ که البته اجرای آن به دست مسئولین نظام و دولت است که البته وظیفه آنها سنگین تر است؛ چرا که باید هم مسائل عینی را به متفکرین به درستی ارائه بدهند؛ و هم بتوانند راهبردهایی که از نخبگان به دست آمده را به طرح و برنامه اجرایی تبدیل کنند؛ و در مقام اجرا آن را به درستی و با همه آزمون و خطاها پیش ببرند؛ و بازخوانی مسأله ها و صورت بندی مسأله ها بپردازند. اگر این بازخوانی و صورت بندی را متناظر با واقعیت های عینی امروز و شرایط کنونی منطقه ای و جهانی انجام ندهیم، طبیعتا عقب می افتیم؛ نکته ای که به شدت دلهره و ترس ایجاد می کند، وضعیت انقلاب بین مردم نیست؛ بلکه بیشتر، ضعف در عقلانیت است؛ که مبادا این عقلانیت رو به افول باشد. چرا که جریان هایی ضد عقلانیت در حال رشد هستند؛ جریان های اخباری گری جدید و تصوف، در بین نیروهای انقلابی و معتقد به جمهوری اسلامی در حال رشد است؛ و این امر، موجب تضعیف عقلانیت می شود؛ به نظر می رسد، همین نقطه است که ممکن است به انقلاب، ضربه بزند. و الا اینکه مردم ناامید بشود و عزم واراده شان کاسته بشود، در کوتاه مدت، دلهره آور نیست؛ دلهره آور آنجا است که شبکه عقلانیت ناامیدی را پمپاژ کند و نتواند همگام با عزم و اراده مردم پیش برود؛ و عقلانیت های رقیب را بر سر کار آورد.
وی خاطرنشان کرد: کلیت این صحنه یک خردورزی و عقل ورزی و حکمت می خواهد؛ البته مهم نیست که این حکمت از عقل فلسفی یا عقل عرفانی یا کلامی باشد؛ اما لازم است که این حکمت، وضعیت اجتماعی ما را صورت بندی کند. و هم مسأله های ما را صورت بندی کند و آرمان شهر ما و نقطه های امیدبخش و حرکت آفرین ما را ترسیم کند؛ در کنار این عقلانیت، حتما مصلحان اجتماعی می خواهیم که اصلاح جامعه دغدغه شان باشد و آن را پی بگیرند. شبکه عقلانیت و اتصال با مصلحین اجتماعی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ و نبود آن می تواند پمپاژ ناامیدی و ناکارآمدی را در بین مردم داشته باشد. و الا خود مردم، به اصل آرمان ها و اصل عقلانیت و اصل نظام و اصل مردم سالاری دینی را باور دارند؛ چه بگوییم به خود این انقلاب و نظام باور داشته باشند، و چه بگوییم عدم باور به جایگزین این نظام، که آنها نمی توانند مرز و خاک و امنیت و عدالت را در جامعه برقرار کنند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مشکل آن است که نخبگان ما با این مسائل درگیر نیستند؛ یا مصلحان و مجریان با این عقلانیت ارتباط نگرفتند؛ و از این رو مجبور می شوند به سراغ عدل و بدیل آن بروند؛ مواردی که آنچنان حرکت مردم و عزم اراداه در مردم را نتوانند ایجاد بکنند. متمسک می شویم به برخی از جریان های اخباری یا صوفیانه، که بسیار خطرناک است.
وی افزود: در دوران صفویه دچار همین مشکل شدیم. اجتهاد حکمی در اوایل صفویه اقتدار خوبی برای حکومت به وجود آورده بود؛ اما از اواسط آن به بعد، دچار افول عقلانیت می شویم؛ و کم کم خود قدرت به سمت جریان های اخباری گرا می روند. با وجود اخباری گری، تصوف و باطن گرایی رشد می کند. هر چقدر که ظاهر گرایی و اخباری گری ترویج بیابد، عقلانیت معتدل به وجود نمی آید؛ از آن طرف، یک جریان باطن گرایی و تصوف رادیکالی نسبت به ظاهرگرایی به وجود می آید؛ و آنچه ذبح می شود، عقلانیت اجتهادی و حکمی است.
استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: ما از این قضیه دلهره داریم؛ که آینده انقلاب اسلامی منجر به افول این عقلانیت بشود؛ و شاهد ادبیات ظاهر گرایی یا تصوف محض باشیم. باید تفکر انقلابی بازخوانی بشود تا دچار این مشکل نشویم. اما مشکل آن است که متفکرین ما به بازخوانی عقلانیت انقلاب نمی پردازند. اگر بازخوانی نشود، صورت بندی مجدد هم بسیار سخت است. بازخوانی عقلانیت انقلاب و بازسازی آن با توجه به شرایط کنونی از جایگاه بالایی برخوردار است.