استاد محمد هدایتی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به برخی از آفت های در مسیر تحقیق پرداخت.
/270/260/21/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در بحث های گذشته به علم و زندگی علمی و الزامات اخلاقی آن، پیرامون منزلت علم، اهمیت تحقیق، زندگی علمی، حیات علمی، شوق طلب علم و همین طور آفت ها در مسیر طلب علم در مسیر یک دانشمند اشاره گردید
وی افزود: امروز در ادامه بحث از آفات در تحقیق بیان می شود که گاهی نقل و روایات، بتمامه تحت الشعاع عقل قرار می گیرد؛ و بجای درایت و نگاه درست و عقلانی و استفاده از حجت باطنی در کشف فرمایشات اهل بیت علیهم السلام در روایت، تمرکز و جمود بر متن پیش می آید؛ که این امر، جزو آفات یک پژوهش علمی به حساب می آید. بر اساس روایات، باید به جای روایت محوری و تعصب جامدانه بر متن روایت، به درایت و توجه عقلانی به مفهوم در هنگام استنباط و اجتهاد و پژوهش استفاده کنیم. ما دستور داریم که «علیکم بالدرایات لا بالروایات» البته روشن است که این سخن، پرداختن به روایت را نفی نمی کند؛ اساس یک پژوهش دینی استفاده از روایات است؛ اما مقصود آن است که آن کج اندیشی هایی که افراد ظاهرگرا و در دوران ما طایفه هایی همانند داعشی ها و سلفی ها از متون دارند، باید به وسیله حجت باطنی و خطکش عقل و میزان خرد مورد سنجش قرار بگیرد تا از تولید و استفاده انحرافی از آیات و روایات اجتناب بشود.
استاد هدایتی در ادامه بیان کرد: گاهی ین توجه افراطی به نقل بدون در نظر گرفتن عقل می تواند یک پژوهشگر را از فایده رسانی درست و کاربرد عملی آموزه های دینی محروم بکند. تعبیری در کتابی دیدم که در سال 1311 هجری شمسی به نگارش در آمده است؛ در زمانی که غربی ها مشغول اکتشاف و تولید تکنولوژی و در آغاز مسیر تمدنی و رشد دنیایی خودشان بودند، یکی از محققین دینی ما تعبیری به این مضمون دارد که استکشاف قوا در غرب، اینها همم عالیه عیسوی مذهبان است. تا آنجا که می گوید خدا این را مقرر کرده است که اینها مشغول امور دنیایی بشوند و رفاه و راحتی را برای ما تأمین بکنند و ما هم مشغول امور دینی و عبادات و ظواهر آموزه های دینی بشویم. این برداشت در آن زمان، آغاز یک انحراف است؛ نمونه ای است از توجه ناعاقانه به ظواهر دینی. اگر همان زمان هم برخی از خواص متوجه می شدند و بصیرت پیدا می کردند که دنیا به چه سمتی می رود؛ و به فرمایش امام، 50 سال بعدشان را هم نگاه می کردند، چنین بازخوردهایی از این اندیشه را اکنون نداشتیم.
وی افزود: یکی از چیزهایی که در غلبه نقل بر عقل می تواند رهزن باشد، چه اینکه رهزنی هم کرده است، این است که با توجه به برخی از نقلیات و روایات، مانند روایات در مورد زهد، نوعی دنیازدگی و دنیاستیزی در اندیشه های برخی از علما و دانشمندان راه پیدا کرده باشد؛ که در این صورت، دین را در مسیر زندگی عملی مردم حذف کرده است و از آن منافعی که دین می تواند برای جلب معنویت داشته باشد را کاسته است. برخی از بزرگان ما زهد را که یک کمال آرمانی و یک فضیلت بزرگ در اخلاق نقلی ما شمرده شده، به معنای اعراض از دنیا و از طیبات آن و بسنده کردن دنیا به قدر ضرورت، آن هم ضرورتی که انسان به خوردن مردار و مانند آن پیدا می کند، تعریف می کند؛ چنین برداشتی از نقلیات با پنجه عقل صورت نگرفته است. اگر بنا باشد که اینطور برخورد و تعاملمان را با دنیا تعریف کنیم، باید همچنان در پس معرکه قرار بگیریم و همچنان ملتی عقب افتاده و جهان سومی شمرده بشویم و درجا بزنیم؛ این امر هرگز مورد نظر دین نیست؛ این نگرش باعث می شود که «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» اتفاق نیفتد و موجب می شود کشورهای غربی بر ما تسلط پیدا کنند.
استاد محمد هدیتی خاطرنشان کرد: زمانی که امام رضوان الله علیه درباره بازی شطرنج اعلام کردند و فرمودند اگر این وسیله ابزار قمار بودن خود را از دست داده باشد و تنها به صورت یک ورزش فکری در آمده باشد، بازی با آن بدون برد و باخت اشکال ندارد؛ یک محققی نامه ای محترمانه به امام نوشتند و عرض کردند اگر ساحت قدستان را از این مسائل دور نگاه بدارید، به نظر من بهتر است؛ و به این چیزها نپردازید. در 4 صفر 1409 این نامه نوشته شد؛ امام در چند روز بعد پاسخ این نامه را دادند؛ هم این نامه و هم پاسخ امام در رادیو سراسری خوانده شد؛ امام در پاسخ به این اشکال و توصیه شاگردشان فرمودند من از این برداشت شما اظهار تأسف می کنم؛ از اینکه از روایات اینگونه برخورد می کنید، متأسفم. بیان می کنند بالجمله آنگونه که جناب عالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده، یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.
وی در ادامه بیان کرد: گاهی برداشت های ما از امور نقلی نباید با وداع و خداحافظی با عقل و حجت باطنی صورت بگیرد؛ که در این صورت هم خودمان به اشتباه می رویم، و هم سرنوشت یک ملت و انسان ها در مخاطره قرار می گیرد؛ این فرمایش امام هشداری است برای همه کسانی که در مسیر تحقیق در زمینه آموزه های دینی بر می آیند؛ باید نگاهی جامع نسبت به امور پژوهشی داشته باشند تا به عنوان یک محقق دینی راه را برای مردم به درستی نمایان بسازند.