استاد علی ربانی گلپایگانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «بررسی حدیث غدیر» پرداخت.
/270/260/20/
حديث غدير در نقل محدثان و مورخان
این استاد برجسته کلام در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: نقلهاي بسيار محدثان و مورخان اسلامي بيانگر اين است كه پيامبر (ص) هنگام بازگشت از سفر حجة الوداع به مدينه در غدير خم كه نزديكي جحفه بود، توقف؛ و براي مردم سخنراني كرد. آن حضرت در آن سخنراني، مطالب بسياري را در زمينة مسائل ديني بيان كرد و ولايت اميرالمؤمنين (ع) را با تأكيد ويژهاي اعلام فرمود. به همين جهت در نقلهاي مربوط به واقعة غدير آنچه بيش از هر سخن ديگر پيامبر (ص) مورد توجه محدثان و مورخان واقع شده است، مسئلة ولايت اميرالمؤمنين (ع) است؛ تا آنجا كه عدهاي از آنان تنها به نقل اين مسئله اكتفا كرده، و ديگر سخنان پيامبر اكرم (ص) را كه قبل و بعد از اعلام ولايت علي (ع) بيان شده است، نقل نكردهاند. بنابراین حديث غدير در آثار محدثان و مورخان اسلامي از نظر كوتاهي و بلندي، و اختصار و تفصيل، متفاوت نقل شده است. در اينجا گونههايي از اين نقلها را بازگو ميكنيم.
1- كوتاهترين نقل
استاد ربانی گلپایگانی در ادامه بیان کرد: كوتاهترين نقل حديث غدير، به جمله «من كنت مولاه فعلي مولاه» بسنده كرده است؛ به عبارت ديگر، در همه آثار اسلامي كه به واقعه غدير توجه شده است؛ اعم از كتابهاي حديث، تاريخ، تفسير و كلام، اين جمله نقل شده است. در متواتر بودن اين بخش از حديث غدير، مجال ترديد وجود ندارد؛ چنانكه بسياري از محدثان بر آن تصريح كردهاند.
2- گزارش دوم
وی افزود: گزارش دوم حديث غدير از دو بخش تشكيل شده است: بخش اول، جمله «من كنت مولاه فعلي مولاه» و بخش دوم جمله «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله». اكثر نقلهاي حديث غدير اين گونهاند، چنانكه تواتر آن نيز مورد قبول شماري از عالمان اهل سنت است و شماري از آنان نيز صحت آن را پذيرفتهاند.
3- گزارش سوم
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در بسياري از گزارشهاي حديث غدير، قبل از بيان آنچه در گزارشهاي اول و دوم نقل شده، جمله «ألست اولي بالمؤمنين من انفسهم» يا جمله «ألست اولي بكم من انفسكم»، يا عبارتهاي ديگري بيان شده است كه مفاد آنها اين است كه پيامبر اكرم (ص) بر مؤمنان ولايت دارد.
استاد ربانی گلپایگانی در ادامه بیان کرد: گزارشهايي كه مطالب مزبور را در بر دارند، نيز بسيار است و در متواتر بودن آن نميتوان ترديد كرد. در احتجاج اميرالمؤمنين (ع) در رحبه كوفه، سي نفر از صحابه- كه دوازده نفر آنان صحابي بدري بودند- شهادت دادند حديث غدير را از پيامبر شنيدهاند. در شهادت آنان جمله «ألست اولي بالمؤمنين من أنفسهم» نيز آمده است.
وی افزود: گروهي از صحابه و تابعين این واقعه را گزارش کرده اند كه علامه اميني نام هيجده نفر از آنان را با گزارشهايشان نقل كرده است (ر.ك: الغدير، ج 1، ص 339-375). در اينجا به نقل ابوالطفيل بسنده ميكنيم:
احمد بن حنبل با سند معتبر از ابوالطفيل نقل كرد که علي (ع) مردم را در رحبه كوفه جمع كرد و به آنان گفت: «هر كس كه واقعه غدير را ديده و شنيده است به خدا سوگند ميدهم كه به آن شهادت دهد. در اين هنگام سي نفر برخاستند و گواهي دادند.» سپس میافزاید ابونعيم گفته است که افراد بسياري برخاستند و شهادت دادند كه پيامبر (ص) در حالي كه دست علي (ع) را گرفته بود، خطاب به مردم گفت: «آيا ميدانيد كه من بر مؤمنان از خود آنان برترم؟» گفتند: «آري، اي رسول خدا.» پيامبر گفت: «هر كس كه من مولاي او هستم، اين (علي علیه السلام) مولاي اوست. خدايا! هر كس او را دوست ميدارد، دوست بدار، و هر كس او را دشمن ميدارد، دشمن بدار». (المسند، ج 14، ص 436، حديث 19198. محقق كتاب المسند، حمزه احمد الزين سند حديث را صحيح دانسته است. حافظ هيثمي در مجمع الزوائد، ج 9، ص 1049، پس از نقل حديث گفته است: رجال آن رجال صحيح است مگر فطر بن خليفه كه او نيز ثقه است. الغدير، ج 1، ص 356).
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در نقلهاي احتجاج اميرالمؤمنين (ع) به حديث غدير در رحبه كوفه، شمار گواهان مختلف گزارش شده است. دوازده نفر، شانزده نفر، هفده نفر، هجده نفر و سي نفر، افراد بسياري در اين گزارشها آمده است.
وی افزود: منشأ اين اختلاف، همانگونه كه علامه اميني گفته است، ناشي از اين بوده كه هر يك از راويان، كساني را كه شناخته يا مورد توجه او بوده، يا در كنار او قرار داشته نقل كرده و يا عواملي از اين قبيل بوده است (المسند، ج 1، ص 378.). علامه اميني پس از نقل روايات مربوط به احتجاج اميرالمؤمنين (ع) در رحبه كوفه نام 24 نفر از صحابه را ذكر كرده است كه بر حديث غدير شهادت دادند.
استاد ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: علاوه بر احاديث پيشین در روايات بسيار ديگري نيز كه از صحابه پيامبر (ص) درباره حديث غدير نقل شده، جمله «ألست اولي بالمؤمنين من انفسهم» يا جملههاي مشابه آن آمده است. از باب مثال، مطلب یاد شده در رواياتي از براء بن عازب، بريده اسلمي، جابر بن عبدالله انصاري، حبّه عُرني، حذيفة بن اسيد غفاري، حذيفة بن يمان، زيد بن ارقم، سعد بن ابيوقاص، ابوسعيد خدري، عامر بن ليلي و عبدالله بن عباس، بيان شده است (ر.ك: الغدير، ج 1، ص 41 – 144.).
4- نكاتي ديگر در مقدمه حديث غدير
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: در گزارشهاي ديگري از واقعه غدير و سخنراني پيامبر اكرم )ص) در آن مناسبت، نكات ديگري نيز در مقدمه سخنراني پيامبر (ص) گزارش شده است كه در فهم معنا و مدلول حديث غدير موثر است. اين نكات عبارتاند از:
الف) مورد سؤال قرار گرفتن پيامبر (ص) و همه مسلمانان درباره وظايفشان؛
ب) تجديد ايمان مؤمنان نسبت به توحيد، نبوت و معاد.
ج) خبر دادن از رحلت قريب الوقوع خود؛
د) بر جاي گذاشتن دو چیز مهم و گرانبها، يعني قرآن و عترت و اينكه آن دو از يكديگر جداييناپذيرند، و مردم بايد مراقب رفتار خود با آن دو باشند؛ زيرا اگر به آن دو تمسك جويند، گمراه نخواهد شد.
وی افزود: نكات ياد شده در احاديث بسياري كه از طريق شيعه و اهل سنت دربارة حديث غدير آمده، بيان شده است كه از آن جمله ميتوان به احاديثی اشاره کرد كه از اميرالمؤمنين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري، زيد بن ارقم، حذيفة بن اسيد و عامر بن ليلي روايت شده است.
5- نكاتي در مؤخره حديث غدير
استاد ربانی خاطرنشان کرد: در برخي گزارشهاي معتبري كه از واقعه غدير و سخنراني پيامبر (ص) شده، آمده است که پس از اعلام ولايت اميرالمؤمنين(ع) آيه اليوم اكملت لكم دينكم نازل شد. در اين هنگام پيامبر اكرمص) ، به عنوان اظهار سپاسگزاري از خداوند بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت خداوند از رسالت پيامبر(ص) و ولايت علي (ع) پس از او، تكبير گفت.
وی افزود: مطلب ياد شده از مسائل قطعي در روايات شيعه است. علاوه بر عالمان شيعه، بسياري از عالمان تفسير و حديث اهل سنت نيز نزول آيه «اكمال دين» را درباره واقعه غدير نقل كردهاند، چنانكه تكبير گفتن پيامبر و اظهار شكرگزاري از اعلام ولايت اميرالمؤمنين (ع) را از ابوسعيد خدري گزارش كردهاند.
ابوجعفر طبري (متوفاي 310 ق)، حافظ ابنمردويه اصفهاني (متوفاي 410 ق)، ابونعيم اصفهاني (متوفاي 430 ق)، خطيب بغدادي (متوفاي 463 ق)، حافظ ابوسعيد سجستاني (متوفاي 430 ق)، حافظ ابوالقاسم حسكاني (متوفاي بعد از 470 ق)، حافظ ابنعساكر شافعي (متوفاي 571 ق)، خطيب خوارزمي (متوفاي 568 ق) و شيخ الاسلام حمويي حنفي (متوفاي 722 ق) از راويان حديث مزبوراند (ر.ك: الغدير، ج 1، ص 447 – 455.).
6. روايت سليم بن قيس هلالي
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: ابواسحاق حموئي از سليم بن قيس نقل كرده است كه اميرالمؤمنين (ع) روزي در دوران خلافت عثمان در مسجد پيامبر (ص) با عدهاي از مسلمانان درباره ولايت خود سخن گفت و با آنان احتجاج کرد. ايشان آياتي از قرآن كريم مانند آيه «اولي الامر» (سوره نساء، آیه 59) و آيه «ولايت» (سوره مائده، آیه 59) را قرائت كردند. سپس خطاب به حاضران گفتند که آيا ميدانيد وقتي اين آيات نازل شد، مردم از پيامبر(ص) پرسيدند: «آيا ولايت در اين آيه عموم مؤمنان را شامل ميشود يا به بعضي از آنان اختصاص دارد؟» خداوند به پيامبر(ص) دستور داد تا همانگونه كه نماز، زكات و حج را براي مردم تفسير و تبيين كرده است، مسئله ولايت را نيز با اعلام ولايت من در غدير خم تفسير و تبيين كند.
پيامبر(ص) براي مردم خطبه خواند و به آنان گفت: «اي مردم! خداوند مرا به انجام كاري دستور داده است كه برايم بسيار دشوار است و فكر ميكنم اگر آن را اعلام كنم مرا تكذيب خواهند كرد، ولي خداوند بر انجام آن تأكيد كرده و بايد آن را تحقق ببخشم.» سپس به آنان فرمود: «آيا ميدانيد كه خدا مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم، و من بر مؤمنان از خودشان برترم؟» آنان گفتند: «آري، يا رسول الله!» پيامبر(ص) فرمود: »هر كس كه من مولاي اویم، علي مولاي او است. خدايا! هر كس او را دوست ميدارد دوست بدار و هر كس او را دشمن ميدارد دشمن بدار.»
سلمان برپاي خاست و گفت: «اي رسول خدا! ولايت علي چگونه است؟» پيامبر(ص) فرمود: «ولايتي همانند ولايت من، هر كس كه من بر او از خودش برترم، علي نيز بر او برتر است.» در اين هنگام آيه اكمال دين نازل شد. پيامبر(ص) تكبير گفت و بر اكمال دين با ولايت علي(ع) خدا را سپاس گفت.
ابوبكر و عمر برخاستند و گفتند: «اي رسول خدا! آيا اين آيات به علي اختصاص دارد؟»
پيامبر(ص) فرمود: «آري، اين آيات، مخصوص او و اوصياي من تا روز قيامت است.» آنان گفتند: «اي رسول خدا! آنها را براي ما معرفي كن.» پيامبر(ص) فرمود: «آنان عبارتاند از: علي كه برادر، وصي و جانشين من و ولي هر مؤمني پس از من است و پس از او فرزندم حسن و سپس فرزندم حسين، و پس از او نه تن از فرزندان حسين، يكي از پس ديگري ميباشند. قرآن با آنان و آنان با قرآناند و از يكديگر جدا نخواهند شد تا در كنار حوض نزد من ميآيند.»
حاضران در مسجد، سخنان علي(ع) را تأیيد كردند و گفتند: «ما بر آنچه گفتي شهادت ميدهيم.» زيد بن ارقم، براء بن عازب، سلمان، مقداد و عمار از جمله آنان بودند (فرائد السمطين، ج 1، ص 312، حديث 250.).
7- بلندترين گزارش
استاد علی ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: بلندترين گزارش حديث غدير را احمد بن ابيطالب طبرسي (الاحتجاج، ج 1، ص 55-66.) و فتال نيشابوري (روضة الواعظين، ص 89-99.) از امام محمد باقر (ع) روايت كردهاند. علامه مجلسي (بحارالانوار، ج 37، ص 201-219.) و سيد هاشم بحراني (غايه المرام و حجة الخصام، ج 1، ص 325-337) از احتجاج طبرسي آن را نقل كردهاند. راوي حديث از امام باقر (ع) علقمة بن محمد حضرمي است. امام باقر (ع) قبل از نقل خطبة غدير كه پيامبر (ص) ايراد کرده است به اختصار درباره سفر حجة الوداع پيامبر (ص) و دستور خداوند سبحان به او درباره اعلان ولايت و امامت اميرالمؤمنين(ع) توضيح داده است. خلاصه توضيحات امام باقر (ع) چنين است:
پيامبر (ص) قبل از سفر حجة الوداع همه احكام الهي غير از حج و ولايت را ابلاغ كرده بود. در اين هنگام جبرئيل از سوي خداوند بر پيامبر (ص) نازل شد و دستور خداوند را درباره لزوم ابلاغ اين دو فريضه الهي به او رساند. طبق اين دستور، پيامبر مأمور شد كه مردم را به حج فراخواند تا هم احكام حج را براي آنان بيان و هم ولايت اميرالمؤمنين (ع) را به آنان ابلاغ کند.
رسول اكرم (ص) دستور داد تا به مردم اعلان كنند كه براي سفر حج آماده شوند. در نتيجه، بيش از هفتاد هزار نفر از مردم مدينه و اطراف مدينه و مناطق ديگر براي انجام فريضه حج عازم مكه شدند. هنگامي كه پيامبر (ص) به موقف (سرزمين مكه) رسيد جبرئيل از سوي خداوند نزد او آمد و گفت: خدا به تو سلام ميرساند و ميگويد مرگ تو نزديك است. بايد جانشين خود را معرفي كني و همه علوم و آنچه از آثار پيامبران كه نزد تو است را به او بسپاري؛ او علي ابن ابيطالب (ع) است، او را به مردم معرفي كن و عهد و ميثاق من درباره ولايت او بر هر مرد و زن با ايماني را به آنان يادآوري كن، زيرا من هيچ پيامبري را از مردم نگرفتم، مگر پس از آنكه دين خود را كامل و نعمت خود را با ولايت اوليای خود تمام کردم، چون كمال توحيد و دين من و اتمام نعمت من بر خلق خود به پيروي و اطاعت از ولي من است، و من هيچگاه زمين را از ولي و رهبري كه حجت من بر مردم باشد رها نميكنم.
بنابراين، امروز دين خود را با ولايت ولي خود و مولاي هر مرد و زن با ايماني يعني علي (ع) کامل کردم كه بنده من و وصي و جانشين پيامبر من و حجت بالغه من بر خلقم است و نعمت خود را بر شما تمام كردم و از اسلام به عنوان دين از شما راضي هستم. اطاعت از او با اطاعت از من و پيامبر همراه است. هر كس وی را اطاعت كند، مرا اطاعت كرده و هر كس بر او عصيان ورزد بر من عصيان ورزيده است. وی را نشانهاي ميان خود و خلقم قرار دادم، هر كس او را بشناسد (به ولايت وی معتقد باشد) مؤمن و هر كس او را انكار كند كافر است. هر كس با ولايت او مرا ملاقات كند وارد بهشت خواهد شد و هر كس با عداوت وی مرا ملاقات كند داخل دوزخ خواهد شد. پس اي محمد (ص) علي را به عنوان نشانه حق معرفي كن و از آنان برايش بيعت بگير و عهد و ميثاق من از آنان را تجديد کن.
پيامبر (ص) در اين باره نگران بود که قوم او گرفتار شقاق و پراكندگی شوند و به جاهليت بازگردند، زيرا از عداوت و بغض آنان به علي (ع) آگاه بود. بدين سبب از جبرئيل خواست كه مصونيت (دين و آيين) وی را از خدا بخواهد، و منتظر ماند تا جبرئيل، پاسخ درخواستش را از سوي خدا بياورد، پس اعلام ولايت علي (ع) را به تأخير انداخت تا به مسجد خيف رسيد. در آنجا جبرئيل (ع) بر او نازل شد و بار ديگر فرمان خدا را درباره معرفي علي (ع) به عنوان نشانه هدايت به مردم به وی ابلاغ كرد، ولي وعدهاي را درباره حفظ وي نياورد. پيامبر(ص) نيز انجام آن مأموريت را به تأخير انداخت تا به منطقه كراع الغميم (بين مكه و مدينه) رسيد. بار ديگر جبرئيل نزد وی آمد و امر الهي را به او ابلاغ كرد، اما وعده حفظ را نياورد.
پيامبر(ص) نگراني خود را درباره ابلاغ اين مأموريت به جبرئيل اظهار كرد و از آن منطقه كوچه كرد تا به غدير خم رسيد. در آن هنگام كه پنج ساعت از روز گذشته بود، جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و اين بار وعده مصونيت الهي را براي او آورد و آيه «يا أَيهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يعْصِمُكَ مِنَ النَّاس» (مائده/ 67.) را بر وی تلاوت كرد. پيامبر(ص) دستور داد تا كاروان بايستد، و كساني كه جلوتر رفته بودند بازگردند، و كساني كه عقبتر بودند برسند و دستور داد تا منادي، مردم را به نماز جماعت فراخواند و نيز دستور داد تا زير چند درخت را جارو كردند و منبري از سنگ برايش آماده کرده آنگاه بر بالاي آن سنگها رفت و خطبة خود را ايراد كرد.