استاد خادم الذاکرین مطرح کرد؛

تفسیر آیاتی از سوره مبارکه معارج

استاد اکبر خادم الذاکرین از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به تفسیر آیاتی از سوره مبارکه معارج پرداخت.

/270/260/22/

این استاد و مبلغ حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در آیات نخستین سوره مبارکه معارج می خوانیم: «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ (1) لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ (2) مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ (3) تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ في‏ يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسينَ أَلْفَ سَنَةٍ (4) فَاصْبِرْ صَبْراً جَميلاً (5) إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيداً (6)»

 

ابوعبدالله زنجانی در کتاب تاریخ القرآن از منابعی نقل می کند که این سوره هفتاد و هفتمین سوره ای است که در مکه نازل شده است؛ البته برخی از آیات در سوره های مکی، مدنی است؛ چنانچه برخی از آیات در سوره های مدنی هم گاهی مکی است. در این سوره که گفته شده، مکی است، بعضی از آیات، در مدینه نازل گردیده است. مانند آیه «والذین فی اموالهم حقّ معلومٌ» که درباره زکات است؛ و زکات، بعد از هجرت در مدینه تشریع گردید؛ و مرحوم علامه طباطبایی اعلی الله مقامه می فرماید 14 آیه بعد هم به جهت سیاق، و اینکه برخی مستلزم بعض دیگر است، مدنی هستند.

 

وی افزود: سؤال در آیه نخست، به معنای «طلب» و «دعا» است؛ و از این رو متعدی با «باء» گردیده است. مانند آیه 55 سوره دخان؛ «یدعون فیها بکلّ فاکهة آمنین»؛ برخی باء را زائده و برای تأکید گرفته اند؛ به تعبیر مرحوم مدرس افغانی، زائده، به معنای زیاد کننده است.

 

استاد خادم الذاکرین در ادامه بیان کرد: بر طبق روایات، این آیات مربوط به نعمان بن حارث یا نضر بن حارث است. هنگامی که در غدیر خم، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، علی علیه السلام را منصوب به وصایت و مولویت کردند، و فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه»، نعمان بن حارث فهری به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گفت ما را امر به توحید، نبوت، جهاد، حج، صوم، صلاة و زکات کردی و ما قبول کردیم. به این مقدار راضی نشدی و این غلام و جوان را منصوب کردی؟ «هذا شیء منک أو أمر من عند الله»؟ حضرت فرمود: «فقال والله الذی لا اله الا هو إنّ هذا من الله» نعمان پشت کرد و گفت: خدایا اگر چنین است، سنگی از آسمان بر من بفرست؛ و چنین شد.

«سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ‏»

«1030- أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الشِّيرَازِيُّ أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ الْجَرْجَرَائِيُّ حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ الْبَصْرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سَهْلٍ حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ مَوْلَى الْأَنْصَارِيِّ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَيُّوبَ الْوَاسِطِيُّ، عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ‏ عَنْ عَلِيٍ‏ قَالَ: لَمَّا نَصَبَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ فَقَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ. طَارَ ذَلِكَ فِي الْبِلَادِ، فَقَدِمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ النُّعْمَانُ بْنُ الْحَرْثِ الْفِهْرِيُّ فَقَالَ: أَمَرْتَنَا عَنِ اللَّهِ أَنْ نَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ، وَ أَمَرْتَنَا بِالْجِهَادِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الصَّوْمِ فَقَبِلْنَاهَا مِنْكَ، ثُمَّ لَمْ تَرْضَ حَتَّى‏ نَصَبْتَ هَذَا الْغُلَامَ- فَقُلْتَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا مَوْلَاهُ، فَهَذَا شَيْ‏ءٌ مِنْكَ أَوْ أَمْرٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ قَالَ: أَمْرٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ. قَالَ: اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِنَ‏ هَذَا مِنَ‏ اللَّهِ‏ قَالَ: اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِنَ‏ هَذَا مِنَ‏ اللَّهِ‏. قَالَ: فَوَلَّى النُّعْمَانُ وَ هُوَ يَقُولُ: [اللَّهُمَ‏] إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ- فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ- أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ‏. فَرَمَاهُ اللَّهُ بِحَجَرٍ عَلَى رَأْسِهِ فَقَتَلَهُ- فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى‏ «سَأَلَ سائِلٌ‏» (حسكاني، عبيد الله بن عبد الله، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - تهران، چاپ: اول، 1411 ق؛ ج‏2 ؛ ص381)

 

وی افزود: معارج، از معرج، به معنای پله نردبان است؛ و اشاره به مقامات ملکوت است؛ که ملائکه در موقع رجوع به خداوند، به آن درجات می رسند.

 

ي, 04/18/1402 - 02:15