استاد مرتضی کریم پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به این موضوع پرداخت: «علت عدم اجابت دعاهایمان چست؟»
/270/260/20/
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: مولانا می گوید:
هم دعا از تو اجابت هم ز تو
ایمنی از تو مهابت هم ز تو
ای عظیم از ما گناهان عظیم
تو توانی عفو کردن در حریم
ما ز آز و حرص خود را سوختیم
این دعا را هم ز تو آموختیم
حرمت آنکه دعا آموختی
در چنین ظلمت چراغ افروختی
وی افزود: امید و علاقه به روا شدن حاجات و اجابت دعاها، شعلۀ «اندیشه» و «انگیزه» را در سرای وجود ما می افروزد تا راز و نیاز و ارتباط با خدای مهربان را جدی بگیریم و در زمانها و مکانهای مقدس و مبارک به گفتگو با پروردگار خویش بپردازیم؛ گفتگویی که رهآورد آن را نشاط و شادمانی اجابت در کانون دل و دیده و خانه و خانوادۀ خود میدانیم و آن را رهایی از سختیها و تلخیها در زندگی خویش مییابیم؛ ازاینرو در فرصتهای مختلف رو به خواندن خدا و واسطه قرار دادن اولیا میکنیم و از اینکه خالق یکتا، ما را با خطاب «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ دعوت به دعا کرده است، اشتیاق بیشتری مییابیم و آنگاه که از پیشوایان میآموزیم که دعا «برترین عبادات»، «بنیان و محتوای طاعات»، «سپر خدا در برابر بدیها و بلاها»، «سلاح ستمسوز انبیا» و «محبوبترین اعمال نزد خدا» است، (کنز العمال، ح ۳۱۳44؛ بحار الانوار، ج ۹۲، ص ۳۰۰؛ اصول کافی، ج ۲، ص 46۸) امید و اطمینان افزونتری مییابیم و بدینسان چندی به سوز و گداز و راز و نیاز میپردازیم اما با گذر روزها، هفتهها و ماهها و گاه سالها اثری از اجابت نمیبینیم و شعلههای عشق و اشتیاق درونی ما را، خاکستر سردی از خمودی، یأس و نومیدی فرامیگیرد؛ ازاینرو با دلی اندوهگین و دیدهای اشکبار با خود میگوییم:
علت اجابت نشدن دعاهای ما چه بود؟ پس آن همه وعدههای طلایی و امیدآفرین چه شد؟
بهراستی تفاوت و تبعیضی بین بندگان خدا در اجابت دعاها وجود دارد؟
استاد کریم پور در ادامه بیان کرد: آشنایی با عوامل عدم اجابت دعاها، فصلی خواندنی از کتاب پرسشهای همگان، بهویژه نسل جوان، است که پاسخهای آن برای ما و اطرافیان نکاتی ارزشمند و مؤثر در بردارد؛ بنابراین با هم به یکایک این عوامل میپردازیم.
١- تنافی با سنتهای آفرینش
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: خواستهای که در دعا مطرح میشود، نباید با سنتهای الهی که خداوند بر پایه حق و حکمت بنا نهاده است، مخالف باشد. از جمله سنتهای خداوند، «قرار دادن اجل» برای انسانهاست (اعراف: 34.) که در صورت حتمی بودن، گریزی از آن نیست. اگر کسی دعا کند عمری نامحدود داشته باشد یا مریضی را که اجل حتمی او فرارسیده است، از مرگ برهاند، اجابت چنین خواستهای به معنای تعطیلی قانون قطعی الهی یا ورود استثنا در حریم آن است و این خود مانع اجابت دعاست. قرآن کریم در پاسخ به سخن کسانی که میگویند: پروردگارا! چرا مرگ مرا تا زمانی اندک به تأخیر نمیاندازی تا صدقه دهم و از صالحان باشم، میفرماید: «هرگز خداوند اجل هیچکس را وقتی فرارسید، به تأخیر نمیاندازد.» (منافقون: ۱۰ و ۱۱.)
۲- غفلت دل و دیده
استاد مرتضی کریم پور خاطرنشان کرد: ابوسعید ابوالخیر می گوید:
ای دلبر ما مباش بی دل بر ما
یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما
یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
وی افزود: «دانایی» و «هوشیاری»، اندیشه و دل انسان را لبریز از صفا و روشنی میسازد و در مقابل، «جهالت» و «غفلت»، غباری سخت و سنگین بر آیینه دل و دیده میافشاند و تیرگی و تاریکی به افراد میبخشد. جهالت یعنی نادانی و غفلت به معنای بیخبری، فراموشی و دوری از داناییهاست که دستاورد دوری از تفکر و تدبر است؛ بهگونهای که به جای «تعقل» و روشنگری، «تخیل»، ظاهربینی و سطحینگری به انسان میبخشد. (آداب الصلاة، ص ۱ و ۲۱ و ۲۲۰ و ۲۳: اسرار الصلاة، ص 83 و 144 و ۳4۸.)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: راز توصیهها و تأکیدهای پاکان و صالحان بر مراقبه و توجه در پاسداری و پاسبانی از حرم دل و بیداری انسان در لحظه لحظههای زندگی، صفا بخشیدن و صیقلی کردن قلب و تصفیه روح و خالصسازی وجود از انواع آلودگیها است (جهاد اکبر، ر.ک: همان، ص 65، 63، 55، 51، 46، 33 و 67.) که گاهی با تفکر، گاهی با موعظه، گاهی با نشستوبرخاستهای هدفمند و ارزشمدار و گاهی هم با گفتگوهای علمی و معنوی فراهم میشود و با اشک و شور و ذکر و فکر استمرار مییابد. صائب تبریزی می گوید:
میکند اشک ندامت، خواب غفلت را علاج
گریه کردن بر رخ مدهوش، آب افشاندن است
وی افزود: صاحبنظران علم اخلاق، یقظه یا بیداری و هوشیاری در پندار و رفتار را، گام نخست در عرصۀ سیر و سلوک میدانند. این ژرفنگری و دوراندیشی در روشنسازی اهمیت هشیاری، بیانگر آثار زیانبار غفلت است که باعث ربوده شدن یگانه سرمایه انسان یعنی عمر و برافراشتن حجابهای شهوت و غفلت در برابر جمال خداوند میشود؛ درحالیکه هوشیاری، سیطرۀ شیطان و شیطانصفتان از دل و دیده دور میسازد (چهل حدیث، ص ۲۹۱.) و باعث میشود محصول غفلت یعنی ذلت از آدمی جدا شود؛ ازاینرو حد و مرز رجا را حفاظت و ایمنی از غفلت دانستهاند و نشانۀ زهد و زاهد را گزینش توجه بر غفلت شمردهاند.
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: سید و سالار شهیدان هستی، حضرت اباعبدالله الحسین در دعای عرفه، در پیشگاه خداوند خود را نکوهش کرده و عرض مینماید: «أَنَا الَّذِی جَهِلْتُ أَنَا الَّذِی غَفَلْتُ أَنَا الَّذِی سَهَوْتُ»؛ (مفاتیح الجنان، دعای عرفۀ امام حسین علیه السلام.) منم کسی که جهالت ورزیدم، منم آن که غفلت از خود و خدای خویش کردم، من همانم که دچار سهو و نسیان و فراموشی شدم.
وی اظهار داشت: بهیقین، هوشیاری و بیداری هنگام دعا و راز و نیاز با خدای خود، اثری آسمانی در اجابت و استجابت دارد زیرا در لحظۀ گفتگو، هر سه رکن این ارتباط یعنی خدا، خود و خواستهها موردتوجه و تأمل انسان قرار میگیرد و امید و ایمان به قبول طاعات و عبادات یعنی برآورده شدن حاجات فراهم میشود؛ ازاینرو فرزانگان اندیشمند بر این باورند که مهمترین مسئله در آداب دعا، توجه قلب است به مبدأ اعلى است. اگر دل بهسوی خدا نباشد، دعای آدمی شایستۀ استجابت نخواهد بود و سزاوار است توجهی به او نشود، همانگونه که در زندگی دنیا، هرگاه کسی به ما رو نکند، توجه نشان ندهد و تنها با حالت غفلت درخواستی را مطرح کند، هرگز به او توجهی نمیکنیم و بلکه از او رو برمیگردانیم و کوچکترین پاسخی به وی نمیدهیم. (اخلاق (ترجمه) ص ۱۰۳ (آداب دعا).
استاد کریم پور خاطرنشان کرد: آیت حق، مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی چون به حضور و شهود دل و دعا میرسد، دعا را غرق شدن اندیشۀ آدمی در مشاهدۀ پروردگار، از کف دادن اختیار و واگذار کردن همۀ امور ظاهری و باطنی به او میداند و قائل است که انسان باید با تمامی اعضا و جوارحش حاجت خود را از خدای خویش بخواهد، سپس نشانههای دعای مؤثر و مستجاب را «زندهدلی»، «حضور قلب» و دور ماندن از «کثرت» و «غفلت» میشمرد (المراقبات (ترجمه)، ص ۲۳۲.) تا به این ترتیب سخن، تأثیرگذار گردد و لحظۀ اجابت از سوی خداوند نصیب ما شود.
ملا احمد نراقی می گوید:
به غفلت تا به کی عمری چنین تنگ
به منزل کی رسی پایی چنین لنگ
وی افزود: خداوند حکیم خطاب به موسای کلیم فرمود: «یا موسى، اُدْعُنی بِالقَلبِ النَّقِی و اللِّسانِ الصّادقِ»؛ ای موسی، مرا با قلب پاک و تابناک - به دور از غبار غفلت - و با زبان صادق و راستگو بخوان. (بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳4۱)
استاد کریم پور خاطرنشان کرد: امام صادق نیز تأثیر غفلت را در عدم اجابت دعا چنین میفرماید: «خداوند دعای کسی را که بدون حضور قلب دعا میکند، مستجاب نمینماید؛ بنابراین هنگام دعا دل خود را متوجه کن، سپس یقین به اجابت داشته باش... خداوند دعایی را که از قلبی سخت برخاسته باشد، اجابت نمیکند.» (المراقبات، ص ۲۳۹ و ۲۰ ر.ک: صحیفه سجادیه، نیایش 3 و 8 و 13 و 17 و 22 و 323 و 34 و 37 و 42 و 44 و 45 و 46 و 49 و 53) بیدل دهلوی می گوید:
غفلت دلها جهانی را مشوش وانمود
هیچ جا، موحشتر از آینۀ ناصاف نیست
۳- ریا، خودنمایی و خودآرایی در دعا
استاد مرتضی کریم پور خاطرنشان کرد: ریا، آفت ویرانگر حسنات است که «توحید» و «یگانهپرستی» را به «شرک» و «دوگانهپرستی» تبدیل میکند و آرزوی رؤیت اعمال عبادی انسان را از سوی دیگران - برای ستایش و سپاس آنان - ایجاد میکند. رسول خدا صلي الله عليه وآله نیز آن را «ترسناکترین حالات» برای پیروان خود نامید و شرک اصغر معرفی فرمود، سپس آثار زشت و شوم آن را در قیامت چنین توصیف نمود: «هنگامیکه در روز قیامت خدای تعالی پاداش اعمال بندگان را میدهد، میفرماید: بروید سراغ کسانی که در دنیا برای آنها این کارها را میکردید، ببینید آیا پاداشی دارند به شما دهند... هر کسی عملی انجام دهد و دیگری را با من شریک گرداند، تمام عمل را به شریکم میدهم، من از آن عمل بیزارم و از شرک بینیازتر از هر بینیازم.» (رسول اکرم صلي الله عليه وآله؛ ترجمه اخلاق، ص ۲6۳؛ علم اخلاق اسلامی، ج ۲، ص 4۹۸)
وی افزود: سه ویژگی افراد ریاکار «نشاط» در بین افراد، «کسالت» به وقت تنهایی و «دوست داشتن ستایش» اعمال خویش است. (چهل حدیث، ج ۱، ص ۵۵؛ ترجمه اخلاق، ج ۱، ص ۲6۱.) افعال شرکآلود چنین فردی به وی واگذار میشود، گرچه فرشتگان در کمال شادی و خوشحالی اعمال نیک او را بالا میبرند؛ اما چون عمل به بالا میرسد، پروردگار میفرماید: «این عمل را سجین قرار دهید، زیرا صاحبش آن را برای من انجام نداده است» (پیامبر اکرم صلي الله عليه وآله)؛ ترجمه اخلاق، ج ۱، ص 4۸۷ المحجة البیضاء، ج ۲، ص 145)
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: قرآن کریم، جایگاه کتاب و نامۀ اعمال این افراد را در «سجین» میداند. «کلا الکتاب الفجار لفی سجین کتاب مرقوم»: (مطففین: ۹-۷.)؛ سجین مشتق از سجن به معنای زندان است؛ بنابراین تجسم اعمال و نامۀ نمایانشده ریاکاران و بدکاران محسوب میشود. اوحدی مراغهای. می گوید:
هر نماز و اطاعتی که تو راست
بوریایی نیرزد ار به ریاست
طاعتی را که با ریا بنیاد
بنهی جمله باد باشد باد
وی خاطرنشان کرد: پروردگار حکیم با فریاد «وَیلٌ» بر «الَّذِینَ هُمْ یرَاءُونَ» وای میگوید و «ویژگی شاخص منافقان» را چنین ترسیم میکند: «یرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا یذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِیلًا»؛ با مردم ریا میکنند و خدا را جز اندکی یاد نمیکنند.
وی افزود: روزی ابراهیم ادهم از بازار بصره عبور میکرد. مردم اطراف او را گرفتند و گفتند: ابراهیم، خداوند در قرآن مجید فرمود: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.
ما او را میخوانیم ولی دعای ما مستجاب نمیشود. ابراهیم گفت: علتش آن است که دلهای شما بهواسطۀ ده چیز مرده است.
پرسیدند: آن ده امر چیست؟ گفت:
این علل دهگانه است که باعث مستجاب نشدن دعای شما میشود. (ر.ک: روضات الجنات فی اَحوالِ العُلماء و السادات، واژۀ ابراهیم.)
آنگاه به دینباورانی که در پی دیدار پروردگار خویش هستند، سفارش میکند که:
«عمل صالح و شایسته انجام دهید و در پرستش خدای خویش کسی را با او شریک نسازید.» «فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» (کهف: ۱۱۰.) در غیر این صورت، «تباهی»، «پوچی» و «نیستی» سراغ تمامی پندارها، گفتارها و رفتارهای عبادی شما خواهد آمد و خرمن اندوختهها که محصول یگانه سرمایه هستی یعنی عمر شماست، به خاکستر نیستی تبدیل خواهد شد. «كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ» (بقره: ۲64.)
اوحدی مراغه ای می گوید:
دل انسان که از ریا بپرهیزد
نورش از نور کبریا خیزد
هر چه خواهد فلک فراخور او
دمبهدم حاضر آورد بر او
شغل او بهجت و سرور بود
کارش ارشاد با حضور بود
مظهر حق و مظهر تحقیق
بر خلایق دلش رحیم و شفیق