استاد حسین عبداللهی مطرح کرد؛

حسین علیه السلام، عصر عاشورا، عصر عرفه

به مناسبت فرا رسیدن ایام عزای سیدالشهداء علیه السلام، استاد حسین عبداللهی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «حسین علیه السلام، عصر عاشورا، عصر عرفه» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: باید به این نکته توجه داشت که تا عصر عاشورا، که همه، حماسه است، ضمیمه نشود به عصر عرفه، معمای شجاعت حسین بن علی سلام الله علیهما هرگز حل نخواهد شد. شخصیت امام حسین در دو عصر خلاصه می شود؛ عصر عرفه؛ که معنویت، عرفان است؛ و عصر عاشورا، که مخلوطی از عرفان و حماسه است. باید امام حسین سلام الله علیه را از عاشورا نخواند؛ بلکه باید امام حسین سلام الله علیه را از عرفه خواند.

 

استاد عبداللهی در ادامه بیان کرد: اوست که در عرفه می فرماید: «اللّهم انّی ارغب اليك و اشهد بالرّبوبیّة لك». امام حسین علیه السلام در صحرای عرفه را باید دید که می فرماید:  خدایا تو کجا نیستی که دلیل بیاورم تو را به من بنمایاند؛ من هر کجا که نگاه می کنم، تو را می بینم؛ تو آشکارتر از هر امر آشکار هستی.

«أَ یَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَیْسَ لَکَ حَتَّی یَکُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَکَ مَتَی غِبْتَ حَتَّی تَحْتَاجَ إِلَی دَلِیلٍ یَدُلُّ عَلَیْکَ وَ مَتَی بَعُدْتَ حَتَّی تَکُونَ الآْثَارُ هِیَ الَّتِی تُوصِلُ إِلَیْکَ عَمِیَتْ عَیْنٌ لا تَرَاکَ عَلَیْهَا رَقِیبا وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصِیبا إِلَهِی أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَی الآْثَارِ فَأَرْجِعْنِی إِلَیْکَ بِکِسْوَةِ الاْءَنْوَارِ وَ هِدَایَةِ الاسْتِبْصَارِ... وَ هَذَا حَالِی لا یَخْفَی عَلَیْکَ مِنْکَ أَطْلُبُ الْوُصُولَ إِلَیْکَ وَ بِکَ أَسْتَدِلُّ عَلَیْکَ فَاهْدِنِی بِنُورِکَ إِلَیْکَ...

وَ أَنْتَ الَّذِی لا إِلَهَ غَیْرُکَ تَعَرَّفْتَ لِکُلِّ شَیْءٍ فَمَا جَهِلَکَ شَیْءٌ وَ أَنْتَ الَّذِی تَعَرَّفْتَ إِلَیَّ فِی کُلِّ شَیْءٍ فَرَأَیْتُکَ ظَاهِرا فِی کُلِّ شَیْءٍ وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ لِکُلِّ شَیْءٍ. ... یَا مَنِ احْتَجَبَ فِی سُرَادِقَاتِ عَرْشِهِ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الاْءَبْصَارُ یَا مَنْ تَجَلَّی بِکَمَالِ بَهَائِهِ فَتَحَقَّقَتْ عَظَمَتُهُ الاسْتِوَاءَ ]مِنَ الاسْتِوَاءِ [کَیْفَ تَخْفَی وَ أَنْتَ الظَّاهِرُ أَمْ کَیْفَ تَغِیبُ وَ أَنْتَ الرَّقِیبُ الْحَاضِرُ».

«آیا برای غیر تو ظهوری هست که آن ظهور برای تو نباشد تا ظاهر کننده تو باشد؟! کی غایب بوده ای تا نیازمند دلیلی باشی که بر تو دلالت کند؟ کی دور شده ای تا اثرها وسیله وصول به تو گردند. کور باد چشمی که تو را رقیب خود نبیند و بی سود باد دستمایه کسی که از حجت تو نصیبی نداشته باشد.

بار الها ! ما را به رجوع بر آثار امر فرمودی، پس ما را در لباسی از نور و هدایتی روشن به سوی خود برگردان. این حال من است که بر تو مخفی نیست. از تو وصال تو را می طلبم و با تو به تو استدلال می کنم. پس مرا با نور خود به سوی خویش هدایت فرما.

تو آن خدایی که غیر تو معبودی نیست. خود را بر همه چیز شناساندی و چیزی نسبت به تو جاهل نیست. خود را در همه چیز به من آشکار ساختی و تو را در هر چیز آشکار دیدم که تو بر همه چیز ظاهری.

ای که در پرده های عرش خود محجوب از دیده هاست. ای که در کمال زیبایی اش تجلی کرده است و عصمتش در اوج خویش تحقق یافته است.

چگونه مخفی مانی در حالی که ظاهری، و چگونه غایب گردی در حالی حاضر و ناظری؟!»

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: امام حسین علیه السلام همان است که می فرماید: «ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَكَ؟ ومَا الَّذي فَقَدَ مَن وَجَدَكَ ؟ لَقَد خابَ مَن رَضِيَ دونَكَ بَدَلاً، ولَقَد خَسِرَ مَن بَغى عَنكَ مُتَحَوِّلاً» آن كه تو را از دست داد ، چه يافت ؟ و آن كه تو را يافت، چه از دست داد؟ بى گمان، آن كه به غير تو رضايت داد ، محروم گشت و آن كه جز تو را جُست، زيان كرد.

 

وی افزود: سلول سلول بدن سیدالشهدا علیه السلام، توحید رب العالمین را شهادت می دهد؛ آنجا که حضرت می فرماید: «ثم ما صرفت و درات عني اللهم من الضر و الضراء اكثر مما ظهر لي من العافيه والسراء و انا اشهد يا الهي بحقيقه ايماني و عقد عزمات يقيني و خالص صريح توحيدي و باطن مكنون ضميري و علايق مجاري نور بصري و اسارير صفحه جبيني و خرق مسارب نفسي و خذاريف مارن عرنيني و مسارب صماخ سمعي و ما ضمت و اطبقت عليه شفتاي و حركات لفظ لساني و معرز حنك فمي و فكي و منابت اضراسي و مساع مطعمي و مشربي و حماله ام راسي و بلوع فارغ حبايل عنقي و ما اشتمل عليه تامور صدري و حمايل حبل و تيني و نياط حجاب قلبي و افلاذ حواشي كبدي و ما حوته شراسيف اضلاعي و حقاق مفاصلي و قبض عواملي و اطراف اناملي و لحمي و دمي و شعري و بشري و عصبي و قصبي و عظامي و مخي و عروقي و جميع جوارحي و ما انستج علي ذلك ايام رضاعي و ما اقلت الارض مني و نومي و يقظتي و سكوني و حركات ركوعي و سجودي ان لو حاولت و اجتهدت مدي الاعصار و الاحقاب لو عمرتها ان اودي شكر واحده من انعمك ما استطعت ذلك»

 

استاد عبداللهی خاطرنشان کرد: با هر عضوی که حسین بن علی با او زیر سمّ ستوران رفت، در عرفه فریاد زد: خدا؛ سلول سلول بدن اباعبدالله فریاد زد خدا؛ در عصر عاشورا عملا حرکت کرد؛ جمله جمله دعای عرفه را عملیاتی کرد؛ از این رو فرمود: «الهی کیف اخیب و انت املی ام کیف اُهان و علیک متّکلی ، الهی کیف استعزّ و فی الذّلة ارکزتنی ام کیف لا استعز و الیک نسبتنی الهی کیف لا افتقر و انت الذی فی الفقراء اقمتنی ام کیف افتقر و انت الذی بجودک اغنیتنی؟» خدای من، چگونه ناامید شوم، در حالی که تویی مراد و آرزوی من! چگونه اهانت شوم با این که پشتیبانم تویی! چگونه عزت را به خود ببندم، جایی که در ضعف و پستی قرار دادی! چگونه احساس عزت نکنم، در صورتی که مرا به خود منتسب فرمودی! خدای من، چگونه نیازمند نباشم، با این که مرا در گروه نیازمندان قرار دادی! چگونه مبتلا به فقر باشم، در صورتی که با احسان خود بی نیازم ساختی!

 

وی افزود: مگر می شود حسین احساس حقارت بکند؛ اینجا است که سی هزار نفر با سه هزار نفر با سه میلیون نفر با کل کره خاکی در برابر یک عارف به تمام معنا از عدد می افتد. عدد برای یک عارف معنا ندارد. من تا تکیه ام به تو است، احساس خلأ نمی کنم؛ اینجا است که عارف بالله می گوید: «اللهم اجعل غنای فی نفسی»

 

د, 05/02/1402 - 20:48