استاد احمد خوانساری از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «خاطرات بزرگان، از آیت الله ابوالفضل خوانساری رحمت الله علیه» پرداخت.
/270/260/22/
فرزند برومند آیت الله خوانساری در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: آیت الله ابوالفضل خوانساری» (۱۲۹۶-۱۳۸۰ ش)، از فقها و علمای مجاهد شیعه معاصر و از شاگردان سید ابوالقاسم خویی بود. او ضمن حضور فعال در مبارزات انقلاب اسلامی ایران، سال ها به تحصیل و تدریس در نجف و قم پرداخت و مسئولیت هایی چون امامت جمعه اراک، عضویت در مجلس خبرگان رهبری و عضویت در جامعه مدرسین قم را بر عهده داشت.
شاگردی شیخ حسین انصاریان از محضر مرحوم آیت الله خوانساری
استاد احمد خوانساری در ادامه بیان کرد: در خاطرات شیخ حسین انصاریان، به حضور در درس آیت الله شیخ ابوالفضل خوانساری در دهه چهل اشاره شده است؛ در خاطرات ایشان آمده است: «همزمان با اوایل حضورم در درس خارج فقه و اصول اقای آملی بود که آیت الله وحید خراسانی به قم آمدند و درس خارج فقه و اصول شروع کردند؛ مدتی در درس ایشان شرکت کردم. همچنین یک درس خصوصی خارج فقه خدمت آیت الله شیخ ابوالفضل نجفی خوانساری می رفتم؛ این درس نیز چند سال ادامه یافت. درس عمومی ایشان در مسجد امام حسن برگزار میشد؛ و درس خصوصی اش که فقط دو طلبه، من و یک طلبه دیگر که هم مباحثه بودیم، در آن حضور می یافتیم، بعد از ظهرها در یکی از حجره های صحن برگزار میشد، ایشان با کمال تواضع تمام بحث صلات را برای ما دونفر تدریس کردند. هر جلسه را به عربی تقریر کرده خدمت ایشان ارائه می دادم که خیلی مقبول ایشان واقع می شد. علت انتخاب درس ایشان این بود که ایشان از شاگردان اقا ضیاءالدین عراقی و آیت الله شیخ محمد {حسین} غروی اصفهانی کمپانی بودند و بدین ترتیب بود که با بهره مندی از درس اقایان خوانساری و آملی مبانی فقهی و اصولی بزرگانی چون آقا ضیاء الدین عراقی و کمپانی را درک کردم. معتقدم درس خصوصی برای بارور شدن علمی طلاب بسیار تاثیر گذار است؛ چون به راحتی امکان سؤال و جواب از استاد به وجود می اید و به راحتی میتوان تقریر نوشت.» (زندگینامه و خاطرات اندیشمند محقق استاد حسین انصاریان؛ نویسنده مجید مجیدی)
تأثیر نفس مرحوم قاضی
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: استاد انصاریان به نقل از آیت الله شیخ ابوالفضل نجفی خوانساری، از عارف ربّانی مرحوم قاضی ماجرایی عجیب را بیان می کنند که حکایت از تأثیر نفس ایشان بود. «استاد بزرگوارم آیت الله العظمی حاج شیخ ابوالفضل خوانساری چند ماه قبل از رحلت، این داستان را برایم نقل کردند: شب چهارشنبه ای بود. با چند نفر از شاگردان خصوصی آقا سید علی قاضی و خود ایشان به مسجد کوفه رفتیم، چراغی قدیمی در انتهای مسجد روشن بود و نور کمی در صحن وجود داشت. عبادت و ذکرهایی که استاد به ما یاد داده بود را شروع کردیم؛ در حالی که بعضی ها کارشان تمام شده بود و بعضی ها هنوز مشغول عبادت بودند. در آن نور کم، مار جعفری زهرداری دیدیم که وارد مسجد شده بود. با دیدن مار، وحشت زده به کناری آمدیم و حتی آنهایی که اعمالشان تمام نشده بود، نزدیک بود از ترس مار اعمالشان را قطع کنند؛ اما استاد به آرامی به مار گفت: «مت» بمیر! مار نیز خشک شد و مرد. آنگاه خود استاد در گوشه ای نشست و بقیه اعمال را تمام کرد و فرمود: برویم. پشت سرش راه افتادیم. یکی از آن جمع که شک کرده بود، با خود گفت بروم ببینم واقعا مار مرده است یا نه. وقتی رفت و برگشت، استاد که نیت او را دریافته بود ، خطاب به او گفت: من راست گفتم بمیر؛ دروغ نگفتم. رفتی من را امتحان کنی؟ من اهل دروغ نیستم! (زندگینامه و خاطرات استاد حسین انصاریان ص514-515)