استاد علی ربانی گلپایگانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «جایگاه حدیث غدیر در تفکر اسلامی» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد درس خارج کلام خاطرنشان کرد: حدیث غدیر در تفکر اسلامی جایگاه ممتازی دارد؛ تا آنجا که در اکثر شاخههای علوم اسلامی از قبیل لغت، تاریخ، شعر، حدیث، تفسیر و کلام به آن توجه شده است. لغتشناسان عرب، هنگام بیان معنای واژگانی چون «مولی»، «ولی»، «غدیر» و «خم» از آن یاد کرده اند. مورخان اسلامی آنجا که از حوادث سال دهم هجری گزارش داده اند، به واقعة غدیر خم پرداخته و از حدیث غدیر سخن گفته اند. شاعران بلندآوازه ای از نخستین لحظه ای که حدیث غدیر از رسول اکرم (ص) صادر شد تا زمان حاضر به زبان های گوناگون درباره واقعه و حدیث غدیر، اشعار بسیاری را سروده اند. علامه امینی نام بیش از یکصد نفر از آنان را با سروده هایشان در کتاب گرانسنگ الغدیر آورده است. محدثان اسلامی نیز از دیر زمان به نقل حدیث غدیر در کتاب های حدیثی خود پرداخته اند. مفسران اسلامی در تفسیر آیاتی از قرآن کریم، به ویژه دو آیه سوم و شصت و هفتم سوره مائده، دربارة حدیث غدیر سخن گفته اند. متکلمان اسلامی در مبحث امامت، آنجا که دربارة دلایل امامت امیرالمؤمنین (ع) بحث کرده اند، دربارة حدیث غدیر به بحث پرداختهاند.
حدیث غدیر در کتاب و سنت
استاد ربانی گلپایگانی در ادامه بیان کرد: نخستین عنایت ویژه به حدیث غدیر به خداوند سبحان و قرآن کریم باز می گردد. آیه های «اکمال دین» (مائده، 3) و «تبلیغ» (مائده، 67) به حدیث غدیر نظر دارند، چنان که روایاتی وجود دارد که شأن نزول این آیات را واقعه و حدیث غدیر بیان کرده اند، . این اهتمام الهی، پیامبر اکرم (ص) را مأمور کرد تا با تدبیر و طراحی حکیمانه و معناداری حدیث غدیر را برای مسلمانان ابلاغ و تبیین کند. آن تدبیر و طراحی حکیمانه سبب شد هزاران نفر از مسلمانان حاضر در غدیر خم، حدیث غدیر را در شهرها و سرزمین های مختلف دنیای اسلام در آن زمان تبلیغ کنند، تا راه هرگونه تلاشی برای فراموش شدن آن، مسدود شود، و چنین شد.
اهل بیت پیامبر و حدیث غدیر
این استاد حوزه علمیه قم اضافه نمود: پس از پیامبر اکرم (ص)0 اهل بیت معصوم او به تبلیغ و نشر حدیث غدیر پرداختند. امیرالمؤمنین (ع) این کار را آغاز کرد که صدیقه طاهره نیز در این باره به یاری او شتافت. امیرالمؤمنین (ع) هم در دوران قبل از خلافت ظاهری، و هم دوران خلافت ظاهری حدیث غدیر را تبلیغ کرد. امام (ع) در سخنانی که در شورای شش نفره ای- که از سوی عمر برای تعیین جانشین او تشکیل شده بود- ایراد کرد، فضایل و مناقب خود را بیان فرمود که حدیث غدیر از آن جمله است.( المناقب، خوارزمی، ص 313، حدیث 314) همچنین در جمع عده ای از مسلمانان در مسجد پیامبر (ص) در دوران خلافت عثمان حدیث غدیر را به آنان یادآور شد. (فرائد السمطین، جوینی، ج 1، ص 312، حدیث 250).
وی افزود: مهمترین اقدام امیرالمؤمنین (ع) در این باره در دوران خلافت ظاهری او در رحبة کوفه انجام گرفت، زیرا مردم را جمع کرد و از آنان خواست تا هر کس شاهد واقعه غدیر بوده و سخنرانی پیامبر (ص) را شنیده است بر آن گواهی دهد، که به نقل احمد بن حنبل سی نفر، و به گفته ابونعیم، افراد بسیاری برپای خاستند و بر حدیث غدیر گواهی دادند. (المسند، احمد بن حنبل، تحقیق حمزة احمد الزین، ج 14، ص 436، حدیث 19198).
استاد ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: پس از امیرالمؤمنین (ع)، دیگر امامان اهل بیت (علیهم السلام) در شرایط مناسب، حدیث غدیر را بازگو می کردند، تا این سند استوار ولایت، زنده و پایدار بماند؛ چنان که امام حسن مجتبی (ع) پس از امضای عهدنامه صلح با معاویه برای مردم سخنرانی کرد و دربارة فضایل و برجستگی های اهل بیت پیامبر (ص) سخن گفت که حدیث غدیر از آن جمله است. (کتاب الولایة، ابنعقده الکوفی، ص 182- 189، حدیث 17). امام (ع) با این کار خود میخواست مردم را از این حقیقت آگاه سازد که پیشوای واقعی و جانشین برحق پیامبر (ص) اوست؛ نه معاویه، و امضای عهدنامه صلح و واگذار کردن امر خلافت به معاویه صرفاً برای حفظ مصالح امت اسلامی بوده است.
وی افزود: امام حسین (ع) نیز در خطبه غرّایی در جمع بسیاری از صحابه و تابعین- که شمار آنان هفتصد نفر نقل شده است- در سرزمين مني درباره فضايل و مناقب اهل بيت پيامبر (ص) و اينكه رهبري امت اسلامي حق آنان است نه معاويه، سخن گفت و از آن جمله حديث غدير را براي آنان يادآوري كرد؛ و از آنان خواست تا آن مطالب را براي كساني كه مورد اعتماد آنان است بازگو كنند. (كتاب سليم بن قيس هلالي، ص 191 – 194).
استاد ربانی گلپایگانی خاطرنشان کرد: با تدبير امامان اهل بيت (علیهم السلام) روز غدير خم يعني هيجدهم ذي الحجه، بزرگترين عيد اسلامي معرفي شد، تا بدين وسيله حديث غدير در تاريخ و فرهنگ اسلامي تثبيت شود. در واقع، ريشة عيد غدير به پيامبر اكرم (ص) باز ميگردد، زيرا آن حضرت، پس از آنكه ولايت اميرالمؤمنين (ع) بر مسلمانان پس از خود را اعلام كرد، به حاضران در غدير خم دستور داد تا منصوب شدن اميرالمؤمنين (ع) به مقام شامخ ولايت بر مؤمنان را به او تبريك گويند. مسلمانان دستور پيامبر (ص) را انجام دادند و ابوبكر و عمر در اين باره پيشتاز بودند. روشن است كه تهنيت و شادباشگويي از لوازم و آداب عيد نزد اقوام مختلف و امت اسلامي بوده است.
وی اضافه نمود: ويژگي عيد اسلامي اين است كه علاوه بر آداب و رسوم عادي، با آداب و مناسك ديني و معنوي همراه است. محدثان نقل كرده اند كه طارق بن شهاب كه از اهل كتاب بود در مجلس عمر بن خطاب حضور داشت، وقتي سخن از آيه «الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ» به ميان آمد، گفت: «اگر چنين آيه اي در بين ما نازل شده بود، روز نزول آن را عيد ميگرفتيم» (صحيح مسلم، ح 5، ص 517، حديث 3، كتاب التفسير؛ سنن ترمذي، حديث 3943 و 3044؛ مشكل الآثار، ج 3، ص 196؛ تفسير طبري، ج 4، ص 46) هيچ يك از مسلمانانِ حاضر در آن مجلس، سخن او را رد نكرد.
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: امامان اهل بيت (علیهم السلام) كه روز غدير خم را بزرگترين عيد اسلامي دانستهاند، خود حكمي را تشريع نكردهاند، بلكه آن را از رسول اكرم (ص) روايت كردهاند، چنانكه فرات بن ابراهيم كوفي از امام صادق (ع) روايت كرده كه او از پدرش و پدرش از نياكانش و آنان از رسول اكرم (ص) روايت كردهاند كه فرمود: «روز غدير خم بزرگترين اعياد امت من است و آن روزي است كه خداوند به من دستور داد تا برادرم علي بن ابيطالب را به عنوان راهنماي امتم منصوب كنم، تا پس از من به واسطة او هدايت شوند، و آن روزي است كه خداوند، دين را در آن كامل، و نعمتش را بر امتم تمام كرد و از دين اسلام راضي شد»( الغدير، ج 1، ص 528).
وی افزود: اگرچه عيد غدير در ميان شيعيان جايگاه بسيار والايي دارد، از گزارشهاي تاريخي به دست ميآيد كه در دورههاي پيشين، اين عيد به شيعيان اختصاص نداشته و در ميان مسلمانان، مرسوم و معروف بوده است؛ چنانكه ابوريحان بيروني، آن را از اعياد اسلامي شمرده است. (همان، ص 503، به نقل از: الآثار الباقية عن القرون الخالية، ص 334). ابنطلحه شافعي نيز گفته است: «روز غدير خم، روزي است كه اميرالمؤمنين (ع) در شعر خود از آن ياد كرده و آن روز عيد به شمار آمده است، زيرا در آن روز پيامبر (ص) اميرالمؤمنين (ع) را به اين منزلت رفيع نايل ساخت» (مطالب السؤول، ص 16).
وی اضافه نمود: از عبارت هاي مختلف ابنخلّكان نيز به دست ميآيد كه عيد غدير از اعياد اسلامي نزد عموم مسلمانان بوده است، چنان كه درباره المستعلي فرزند المستنصر گفته است: «در روز عيد غدير خم، يعني روز هيجدهم ذي الحجه در سال 487 ق با او بيعت شد»( الغدير، ج 1، ص 504 به نقل از: وفيات الاعيان، ج 1، ص 180، رقم 74).
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: همچنین درباره المستنصر بالله گفته است: «در شب پنج شنبه، دوازده شب مانده به آخر ذي الحجه در سال 487 ق وفات كرد، و آن شب عيد غدير خم، يعني شب هيجدهم ذي الحجه بود» (وفيات الاعيان، ج 5، ص 231، شماره 728).
نگارشها و پژوهشهاي ويژه
صاحب کتاب براهین و نصوص امامت خاطرنشان کرد: حديث غدير علاوه بر اينكه همواره مورد توجه عالمان اسلامي در شاخه هاي مختلف علوم اسلامي بوده است؛ عدهاي را برانگيخته است تا دربارة آن به نگارش و پژوهش ويژه مبادرت ورزند، بدين علت دهها رساله و كتاب درباره آن تأليف شده است.
وی افزود: بر اساس تحقيقي كه برخي از محققان در اين باره انجام دادهاند، آثاري كه دربارة غدير نوشته شده از قرن دوم هجري آغاز و تا قرن حاضر ادامه يافته است. از ميان كتابهاي غديري، 83 كتاب عربي، 61 كتاب فارسي و 21 كتاب اردو وجود دارد. از ميان نويسندگان اين كتابها 129 نفر شيعه اثني عشري، و دوازده نفر اهل سنت، پنج نفر شيعه اسماعيلي، دو نفر شيعه زيدي و يك نفر مسيحي است. (دانشنامه امام علي (ع)، ج 12، ص 421 – 422).
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در اينجا به معرفي تعدادي از كتابهايي ميپردازيم كه درباره حديث غدير نگارش يافته است. (ر.ك: الغدير، ج 1، ص 313 – 325؛ دانشنامه امام علي (ع)، ج12، ص380 – 396 و ص420 - 424):
1. الولاية في طرق حديث الغدير، تأليف ابوجعفر محمد بن جرير طبري (متوفاي 310 ق). وي در اين كتاب، حديث غدير را از بيش از هفتاد طريق روايت كرده است. انگيزه او از تأليف اين كتاب، آن بوده است كه ابن ابيداود را بدهد، زیرا وی گفته است که علي( ع) در حجة الوداع در يمن بود؛ پس حديث غدير اساسي ندارد. (تذكرة الحفاظ، ج 2، ص 713، رقم 728).
ذهبي در تذكرة الحفاظ، ياقوت حموي در معجم الادباء (ج 18، ص 80)، ابن كثير در البدايه و النهايه (ج 11، ص 167، حوادث سال 310 ق)، ابن حجر در تهذيب التهذيب (ج 7، ص 297)، شيخ طوسي در الفهرست (ص 50، رقم 640)، سيد بن طاووس در الاقبال (ص 453) از كتاب طبري دربارة طرق حديث غدير نام برده اند.
2. الولاية، تأليف حافظ ابوالعباس احمد بن محمد بن سعيد همداني معروف به «ابنعقده» (متوفاي332 ق). وي حديث غدير را از يكصد و پنج طريق روايت كرده است. ابنحجر در تهذيب التهذيب (ج 7، ص 297) پس از ذكر حديث غدير گفته است: «ابوالعباس بن عقده، اين حديث را صحيح دانسته و به گردآوري طرق نقل آن اقدام كرده و آن را از هفتاد صحابي يا بيشتر روايت كرده است.» وي در فتح الباري (ج 7، ص 74) نيز گفته است: «حديث من كنت مولاه فعلي مولاه» را ترمذي و نسايي روايت كردهاند، و آن طرق بسياري دارد كه ابنعقده در كتاب خاصي گرد آورده و بسياري از سندهاي آنها صحيح يا حسن است.»
شمسالدين مناوي شافعي در فيض الغدير (ج 6، ص 218) حديث غدير را نقل كرده و سخنان ابنحجر را در فتح الباري دربارة آن بازگو كرده است.
حافظ گنجي شافعي نيز در كفاية الطالب (ص 61، باب 1) و نجاشي در كتاب رجال خود (ص 94، رقم 232) كتاب ابنعقده را نام بردهاند.
سيد بن طاووس در الاقبال (ص 453) گفته است: «كتاب ابوالعباس درباره طرق حديث غدير نزد من موجود است، و او حديث غدير را از يكصد و پنج طريق روايت كرده است».
3. من روي حديث غدير خم تأليف ابوبكر محمد بن عمر تميمي، معروف به جعابي (متوفاي 355 ق). نجاشي در رجال خود (ص 394، رقم 1055) از آن نام برده است. سروي در مناقب آل ابيطالب (ج 3، ص 34) گفته است: «ابوبكر جعابي حديث غدير را از يكصد و بيست طريق روايت كرده است.»
4. طرق حديث الغدير، نوشته ابوطالب انباري واسطي (متوفاي 356 ق). نجاشي در رجال خود (ص 232، رقم 617) از آن ياد كرده است.
5. من روي حديث غدير خم، نوشته ابوالمفضل محمد بن عبدالله شيباني (متوفاي 372 ق). نجاشي در رجال (ص 396، رقم 1059) نام برده است.
6. نوشتهاي از حافظ علي بن عمر دارقطني (متوفاي 358.ق) كه طرق روايت حديث غدير را در آن جمع كرده است. گنجي شافعي در كفاية الطالب (ص 60، باب 1) اين مطلب را آورده است.
7. بيان حديث الغدير، نگارش شيخ محسن نيشابوري شيخ منتجبالدين در الفهرست (ص 156، رقم 360) آن را معرفي كرده است.
8. الدراية في حديث الولاية، تأليف ابوسعيد مسعود بن ناصر سجستاني (متوفاي 477 ق). مؤلف در 17 جزء، طرق حديث غدير را در آن گزارش كرده و آن را از يكصد و بيست صحابي روايت كرده است. ابن شهر آشوب در المناقب (ج 1، ص 529) و سيد بن طاووس در الاقبال (ص 457) آن را نام بردهاند. ابنحاتم شامي در الدر النظيم (ج 1، ص 105، باب 2) از آن روايت كرده و عمادالدين طبري در بشارة المصطفي (ص 211) از آن نقل كرده است.
9. عدّة البصير في حجج يوم الغدير، تأليف ابوالفتح كراجكي (متوفاي 449 ق). علامه نوري در مستدرك الوسائل (ج 3، ص 498) گفته است: «اين كتاب ارزشمند در اثبات امامت اميرالمؤمنين(ع) در روز غدير و در 200 ورقه نگارش يافته است.»
کراجکی، آن را براي عالم جليل القدر ابيالكتائب عمار نوشته است. كراجكي رسالهاي نيز با عنوان «دليل النص بخبر الغدير» دارد كه متن آن را در كنز الفوائد (ج 2، ص 84 – 98)آورده است.
10. حديث الغدير، نوشته شيخ منصور آبي رازي (از دانشمندان قرن پنجم)، نويسندة كتاب ادبي و مهم نثر الدرر. وي راويان حديث غدير را بر اساس حروف الفبا نقل كرده است. ابن شهر آشوب در كتاب المناقب (ج 3، ص 25) و معالم العلماء (ص 67، شماره 457) كتاب وي را نام برده است.
11. دعاء الهداة الي اداء حق الموالاة، تأليف ابوالقاسم عبيدالله بن حسكاني حنفي نويسندة كتاب مهم شواهد التنزيل. وي در شواهد التنزيل (ج 1، ص 90، حديث 246) گفته است: «من طرق حديث غدير را در كتاب دعاء الهداة- كه در بيست جزء است- جمع آوري كردهام.»
12. طرق حديث الولاية، تأليف شمسالدين محمد بن احمد ذهبي (متوفاي 748 ق). وي در تذكره الحفاظ (ج 3، ص 1042، رقم 962) نوشته است: «حديث من كنت مولاه، طرق پسنديدهاي دارد و من در اين باره تأليف مستقلي دارم.»
13. اسني المطالب في مناقب علي بن ابيطالب، تأليف شمسالدين محمد جزري دمشقي شافعي (متوفاي 833.ق). وي در اين كتاب كه براي اثبات تواتر حديث غدير نوشته است، حديث غدير را از هشتاد طريق روايت كرده و منكر آن را به جهالت و عصبيت نسبت داده است. اين كتاب در سال 1324 در مكه مكرمه و در سال 1402 با تحقيق شيخ محمد هادي اميني در تهران چاپ شده است.
14. دو جلد از كتاب عبقات الانوار در 1080 صفحه، تأليف سيد ميرحامد حسين هندي (متوفاي 1306 هـ.ق) به بحث دربارة سند و دلالت حديث غدير اختصاص يافته است. سيد علي ميلاني، عبقات الانوار را به عربي ترجمه کرده، و نام نفحات الازهار في خلاصة عبقات الانوار را برای آن برگزیده، و در 20 جلد چاپ کرده است كه چهار جلد آن (6 – 9) به حديث غدير اختصاص دارد.
15. فيض القدير في حديث الغدير، تأليف شيخ عباس قمي (متوفاي 1359 ق). كتاب وي در واقع، تلخيص دو جلد كتاب عبقات الانوار در حديث غدير است.
16. الغدير في الاسلام، تأليف شيخ محمدرضا نجفي (متوفاي 1386 ق). كتاب وي در سال 1362 در نجف اشرف به طبع رسيده است.
17. اهداء الحقير في معني حديث الغدير، تأليف سيد مرتضي خسروشاهي تبريزي (متوفاي 1372 ق). كتاب وي بار نخست در عراق و بار دوم در سال 1398 در قم چاپ شده است.
18. الغدير في الكتاب و السنة و الادب، تأليف علامه عبدالحسين اميني (1390 ق) كه بار نخست در 11 جلد، و بار دوم از سوی مركز الغدير للدراسات الاسلاميه در 14 جلد چاپ شده است كه دو جلد اخير به فهرستهاي گوناگون اختصاص يافته و يك جلد نيز قبل از يازده جلد به بحث دربارة شخصيت علامه اميني و اهميت كتاب الغدير و اظهار نظرهاي متفكران از مذاهب مختلف در اين باره اختصاص يافته است.
19. الغدير في التراث الاسلامي، تأليف سيد عبدالعزيز طباطبايي (متوفاي 1416 ق) كه كتابهايي را كه از قرن دوم تا قرن پانزدهم هجري به زبانهاي فارسي، عربي و اردو درباره حديث غدير نگارش يافته، معرفي كرده است.
20. غدير در آيينه كتاب، تأليف محمد انصاري (معاصر) كه در آن 414 اثر نگارش يافته دربارة غدير به زبانهاي مختلف معرفي شده است.