استاد امین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نسبت تفسیر موضوعی، با تفسیر ترتیبی قرآن» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحث در «چیستی، روش و مبانی تفسیر موضوعی» بوده است؛ در جلسات گذشته به ضرورت تفسیر موضوعی و چیستی آن پرداختیم؛ بیان گردید که در نگاه کلان، دو نوع تفسیر داریم؛ یک نوع، تفسیر ترتیبی؛ و نوع دوم، تفسیر موضوعی. و بیان گردید در تفسیر ترتیبی، دو نوع بر اساس ترتیب مصحف، و دیگری بر اساس «تفسیر تنزیلی» است؛ یعنی بر اساس نزول آیات؛ البته آن مقدار که از قرائن و شواهد قطع یا گمان به دست آمده است. به این معنا که بر اساس 18 قول قراء، آن مقدار از آیات که در بین همه مشترک است، پایه قرار می گیرد؛ و در مواردی که اختلاف وجود دارد، بررسی ها صورت می گیرد و آنچه که گمان بیشتر بر صحت ترتیب آن می شود، در ترتیب نزول قرار می گیرد.
وی افزود: در این باره کتاب آقای بهجت پور معرفی شد که بر اساس مبنای ایشان، تا یک سوره پایان نمی پذیرفت، آیات سوره دیگر نازل نمی شد؛ مگر یکی دو مورد استثنایی که آن را در مرحله تدوین، جابجا کردند. به این ترتیب که پایان هر سوره، با بسم الله الرحمن الرحیم سوره بعد، مشخص می شد. اگر کسی این مبنا را نپذیرد و معتقد باشد این آیات به صورت پراکنده نازل می شد، این مبنا از دست می رود؛ از آن سو، گزارش های دسته اولی نداریم که نزول دسته دسته آیات را برای ما احراز کند.
استاد اسدپور در ادامه بیان کرد: با وجود این تفسیرهای ترتیبی با انواع مختلفش، آیا ضرورتی به تفسیر موضوعی وجود دارد یا خیر؟ اگر حق دادیم به طرح سؤال درباره موضوعات مختلف از قرآن، این بحث مطرح می شود که نسبت تفسیرهای ترتیبی با تفسیر موضوعی چه می شود؟ آیا همان تفسیر ترتیبی کافی است که موضوعی محور واقع بشود و نظرات مفسرین را تجمیع کنیم و همان را به عنوان تفسیر موضوعی مطرح نماییم؟ اکثر کارهایی که در تفسیر موضوعی صورت گرفته، با همین دید ساده تجمیعی بوده است. و این، یک مدل از تفسیر موضوعی است؛ امری که با وسایل ارتباط جمعی، امر تسهیل یافته ای است؛ که با چند کلیدهای واژه محدود، جستجو می کند و به عقیده خود، تمام آیات درباره آن موضوع را پیدا می کند. معمولا هم در گردآوری، نظریه جامعی در نمی آید؛ بلکه به صورت جزیره جزیره، صرفا مطالبی گردآوری می کنیم؛ و حتی صورت بندی تئریک هم به کلّ آن نمی دهند.
وی افزود: از آن طرف، فضای مدرنی ایجاد شده است؛ که اساسا موضوعات جدید و مدرن را با همان زمینه سیاسی و اجتماعی و .. که با آن است، به قرآن عرضه می کنند و نظر قرآن را می خواهند؛ به عنوان مثال، با همان نگاه و رویکرد فمنیستی که به زن دارند، آن را مبنا قرار می دهند و به قرآن عرضه می کنند و نظر قرآن را نسبت به این دیدگاه جویا می شوند؛ یا به نتیجه می رسند که قرآن زن ستیز است؛ یا آنکه کاری می کنند قرآن هم رویکرد فمنیستی پیدا بکند. و کاملا در همان منظومه معرفتی فمنیستی، قرآن را به تأویل می برند.
هر دو گروه، یعنی کسانی که قرآن را در تقابل با مدرنیته قرار دادند، و چه جریان های غرب ستیز جهان اسلام، که می خواهند نشان بدهند قرآن، همراه با مدرنیته است، معمولا دست به این نوع تفسیر، یعنی تفسیر موضوعی می زنند. مفهوم مدرن، با همان هنجارهای خودش را محور قرار می دهند و بعد بیان می کنند که قرآن چه نسبتی به آن دارد؛ آیا در تضاد است یا همراه؛ و نوعا آن صورت بندی تئوریک از غرب مدرن گرفته شده است. چه غرب ستیزها و چه غربگراها آن را پایه و ظرف قرار داده اند و قرآن را به آن ظرف عرضه کردند. عملا تأویل صورت می گیرد؛ بگوییم در تعبیر هرمنوتیکی، یک قرائت مدرن از قرآن ارائه می دهند. این امر را بیشتر در ادبیات مستشرق ها داشتیم و کم و بیش در ادبیات روشنفکران سکولار غربگرا و روشنفکران دینی دیده ایم. جریان سنتی ما هم نوعا با تفسیر ترتیبی پیش می رود؛ اگر بخواهد بر اساس تفسیر موضوعی کار کند، نوعا با همان رویکرد ساده تسهیلگری پیش می رود که ابتدا بیان کردیم.
استاد اسدپور خاطرنشان کرد: می شود فضای سومی ترسیم کرد که نه روش ساده و سهل اول باشد؛ و نه روش دوم و هرمنوتیکی مدرن باشد. ما معتقدیم اگر بتوان قرآن را به عنوان یک منظومه معرفتی دید و تلاش کرد این منظومه معرفتی را در دل خود منظومه معرفتی، موضوعات برجسته آن را شناسایی کرد و تلاش کرد آن موضوعات و نظام موضوعات را در دل خود منظومه معرفتی قرآن به آن جایگاه و موقعیت داد، می شود نسبت به آن موضوع برجسته محوری، پرداخت تفصیلی کرد؛ امری که برگرفته از خود قرآن باشد. اگر این اتفاق رقم بخورد، دو نکته پیش می آید. تفسیر ترتیبی بسیار اهمیت پیدا می کند برای رسیدن به آن منظومه معرفتی؛ و تا زمانی که یک تفسیر ترتیبی کامل و منسجمی نداشته باشیم، اصلا نمی شود وارد تفسیر موضوعی شد. بعضا کسانی که یا توان و یا حوصله تفسیر ترتیبی را ندارند، به سراغ تفسیر موضوعی می روند. و فکر می کنند تفسیر موضوعی راحت تر از تفسیر ترتیبی است. در حالی که این ذهنیت، با این نگاه، غلط است. تفسیر ترتیبی پیش نیاز تفسیر موضوعی است و اگر آن نباشد، اصلا حق ورود به تفسیر موضوعی را نداریم. مگر با رویکرد هرمنوتیکی، یا با نگاه ساده جستجوی واژگانی عمل کنیم. پس نکته نخست که نسبت تفسیر ترتیبی و تفسیر موضوعی بیان گردید.