استاد خادم الذاکرین مطرح کرد؛

تفسیر آیاتی از سوره مبارکه معارج

استاد اکبر خادم الذاکرین از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو  با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نکاتی از آیاتی از سوره معارج» پرداخت.

/270/260/23/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در آیاتی از سوره مبارکه معارج می خوانیم: «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا (6) وَنَرَاهُ قَرِيبًا (7) يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ (8) وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ (9) وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا (10)»

 

وی افزود:«یوم تکون» بدل از «قریبا» در آیه قبل است؛ یعنی اینها روز قیامت را دور می بینند؛ و ما آن را قریب می بینیم. وقتی بدل از قریب باشد، به این معنا می شود که ما می بینیم آن روز، آسمان «کالمهل» است. از این رو «یوم» یا بدل از «قریبا» است یا «متعلق به فعل محذوف» یعنی «اذکر یوم تکون السماء کالمهل»

 

استاد خادم الذاکرین در ادامه بیان کرد: در معنای «مهل» آمده است: المذاب من المعدنیات کالنحاس و الذهب و غیرهما» مهل آن مذاب از مواد معدنی همانند مس و طلا و غیره است. به عبارتی مهل، همان فلز گداخته است. در معنای «العهن» هم آمده است: «العهن مطلق الصوف» یعنی پشم. و شاید مراد، «عهن منفوش» باشد؛ چنانکه در آیه 5 از سوره مبارکه قارعه آمده است: «و تکون الجبال کالعهن المنفوش» که تفسیر به پشم زده شده رنگین شده است. زیرا کوه ها رنگ های مختلف دارند؛ می توان علت تفاوت در رنگ های مختلف کوه ها را از باب مواد معدنی مختلف در آن هم دانست.

 

وی خاطرنشان کرد: در آن روز، دوست از دوستی سؤال نمی کند؛ «وَلَا يَسْأَلُ حَمِيمٌ حَمِيمًا» «حمیم» در اصل، به معنای «آب داغ و سوزان» است. سپس به دوستان گرم و صمیمی اطلاق می شود. از شدت آن روز، آن قدر انسان، مشغول به خودش است که از دوست صمیمی خود هم سؤالی نمی کند که کجا است. به عنوان تشبیه، زمانی که شهر، بمباران می شود، انسان، آنقدر پریشان است که جویای شخص دیگر نمی شود و می خواهد تنها خود را نجات بدهد و فرار کند.

 

ج, 05/27/1402 - 13:55