استاد ساجدی فر مطرح کرد؛

نقش مردم در مشروعیت ومقبولیت حاکم و نظام اسلامی، از نگاه علامه مصباح (ره)

استاد عیسی ساجدی فر از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نقش مردم در مشروعیت ومقبولیت حاکم و نظام اسلامی، از نگاه علامه مصباح (ره)» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: قرن‌ ها است كه شیعه در مسأله «رهبرى» و «امامت»، بر این عقیده پاى مى ‌فشرد كه این مقام، «انتصابى» است و خداى متعال هر كس را كه خود صلاح بداند، براى این امر بر مى گزیند. با این همه، متأسفانه در سال‌ هاى اخیر برخى افرادى كه به ظاهر ادعاى اسلام و تشیع دارند، این نظر را مطرح كرده‌ اند كه امامت، مقامى است كه مردم به پیامبر صلى الله علیه وآله و حضرت على و ائمه علیهم السلام مى ‌دهند! اینان معتقدند تعیین حاكم و حكومت، در اختیار مردم است و حاكمان و حكومت‌ ها آنگاه مشروع هستند و حق اعمال حاكمیت دارند كه مردم این حق را به آنان داده باشند. گفته مى ‌شود، بر این اساس كه خداوند انسان‌ ها را آزاد آفریده و آنان را حاكم بر سرنوشت خودشان قرار داده، بنابراین كسى حق ندارد بر آنها حكومت كند! حتى پیامبر صلى الله علیه وآله نیز، گرچه خدا گفته باشد، چنین حقى ندارد! مردم حاكم بر سرنوشت خودشان هستند و پیغمبر صلى الله علیه وآله و حضرت على علیه السلام و هر كس دیگرى، زمانى حق حكومت بر مردم را پیدا مى ‌كنند كه مردم این حق را به آنها واگذار كنند. اگر مردم رأى بدهند و بیعت كنند، آنگاه آنها حق حكومت پیدا مى ‌كنند. این هم كه پیغمبر صلى الله علیه وآله در روز غدیر و مواقع دیگر خلافت على علیه السلام را مطرح كرده اند، چیزى بیش از كاندیداتورى نبوده است. این كار پیامبر صلى الله علیه وآله فقط بدین معنى بود كه به نظر من این شخص براى حكومت مناسب است، به او رأى بدهید! اما چون در طول 25 سال مردم به آن حضرت رأى ندادند، امام و رهبر نشد و حق امامت و رهبرى نیز نداشت! كسى حق امامت داشت كه مردم به او رأى داده بودند. بر این اساس، سه خلیفه قبلى حق حكومت داشتند و حكومت اسلامى در آن 25 سال حق آنها بود.

 

وی افزود: متأسفانه امروزه این شبهه را از زبان كسانى مى‌شنویم كه خود را شیعه و پیرو على علیه السلام مى‌دانند و احیاناً عمامه نیز بر سردارند! این در حالى است كه علامه محمد تقی مصباح رضوان الله علیه بیان می کنند: «شیعه همیشه معتقد بوده و هست كه منصب امامت و خلافت، از جانب خداى متعال به حضرت على علیه السلام داده شده است. بر این اساس حتى اگر تمام مردم جمع شوند و در مخالفت با على علیه السلام شعار بدهند، از مشروعیت و حق حكومت او چیزى كاسته نمى ‌شود. مگر آن زمان كه اكثریت مردم با پیامبرصلى الله علیه وآله مخالفت مى‌ ورزیدند و در طائف به سر و روى مبارك آن حضرت سنگ مى ‌زدند، آن حضرت از رسالت و نبوت و حق حاكمیت خلع مى‌ شد؟! همان ‌طور كه در اعطاى مقام رسالت به آن حضرت از جانب خداى متعال، خواست و پذیرش مردم هیچ نقشى نداشت، خداوند مقام امامت و حق حاكمیت و رهبرى جامعه را هم به پیامبر صلى الله علیه وآله داده بود، چه مردم بپذیرند، چه نپذیرند.

 

استاد ساجدی فر خاطرنشان کرد: علامه مصباح رضوان الله علیه اذعان می داشتند: «مقام امامت براى پیغمبر صلى الله علیه وآله ثابت شد؛ چون خدا به او داده بود، نه چون مردم با ایشان بیعت كردند. پس از پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله نیز این مقام به امیرالمؤمنین علیه السلام اعطا شد؛ چرا كه پیامبر صلى الله علیه وآله فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ.» این مقام به پذیرش یا عدم پذیرش مردم ارتباطى ندارد و مقامى خدادادى است.

 

وی در ادامه بیان کرد: علامه مصباح برای بیان دلیل اینکه چرا حضرت على علیه السلام براى احقاق حق خود و گرفتن حكومت اقدام نكرد، پاسخ می دهند که كسى آن حضرت را یارى نكرد. وقتى آن حضرت در مقابل هزاران نفر مخالف فقط چند نفر طرفدار داشت، چگونه مى ‌توانست اقدام كند؟ این كار جز این كه عده ‌اى بى جهت كشته شوند و جامعه نوپاى اسلامى دچار تشتّت و اختلاف گردد، نتیجه دیگرى نداشت. حتى با این كه جنگى صورت نگرفت، طولى نكشید كه از اطراف افرادى مرتد شده و از اسلام برگشتند و در برابر جامعه اسلامى ایستادند. از زمان خلیفه اول جنگ‌ هایى با مرتدان آغاز شد كه در تاریخ به «جنگ ‌هاى ردّه» معروف است. در چنین شرایطى، اگر جنگ داخلى در مدینة النبى صلى الله علیه وآله هم به راه افتاده بود، دشمنانى كه در اطراف مدینه بودند، فرصت را غنیمت شمرده و فاتحه كشور نوپاى اسلامى را مى ‌خواندند. از این رو براى حفظ اساس اسلام، حضرت على علیه السلام از اقدام به جنگ براى گرفتن حق خود خوددارى نمود. البته آن حضرت حجت را بر مردم تمام كرد؛ به درِ خانه ‌هاى آنها رفت و با یادآورى داستان غدیر و موارد دیگر، از آنها خواست براى شهادت بر اینكه خلافت حق آن حضرت است در مسجد حاضر شوند؛ اما مردم همراهى نكردند. هم چنین حضرت زهرا علیها السلام در مسجد بر مردم احتجاج كردند و حجت بر مردم تمام شد. در عین حال و على رغم سكوت ظاهرى، امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان خلفا در هیچ جنگى شركت نكرد و هیچ منصبى را طرف آنان نپذیرفت؛ براى آن كه معلوم باشد این حكومت را به رسمیت نمى‌شناسد؛ گرچه براى آن كه اختلاف در جامعه اسلامى پیش نیاید در ظاهر با آنها بیعت كرد.

 

ش, 05/21/1402 - 16:55