استاد عندلیب همدانی مطرح کرد؛

گذری بر حدیث ثقلین، در سالروز ارتحال، محقق برجسته در این حدیث، میر حامد حسین

استاد محمد عندلیب همدانی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «گذری بر حدیث ثقلین، در سالروز ارتحال، محقق برجسته در این حدیث، میر حامد حسین» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ۱۸ صفر، سالروز رحلت صاحب عبقات الأنوار، مدافع کم نظیر ولایت، علامه میرحامد حسین (قدس سره) است؛ رحمة الله علیه رحمة واسعة و حشره الله مع مولاه امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام). علامه میر حامد حسین شخصیت برجسته ای است که در مورد حدیث ثقلین، تحقیقات ماندگاری داشته است؛ از این رو گذری بر این حدیث شریف داریم.

 

استاد عندلیب در ادامه بیان کرد: امام شهید سلام الله علیه در تشریح اوضاع زمان خود در نامه به بصریان  می فرماید: سنت میرانده شده و بدعت زنده گشته است، روشن است که این پدیده خطرناک که امام برای مبارزه با آن حرکت اصلاحی خویش را آغاز کرده است، به یک باره رخ نداده است؛ آنها که نه تنها اهل تعبّد و تسلیم در برابر پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم و سنت او نبودند؛ بلکه با سنّت ستیزی و سنّت سوزی، با اجتهاد در برابر نص، با تفکیک قرآن و سنت، با ایجاد بدعت ها، و بالاخره با کنار زدن عترت، زمینه انحرافات را بعدی فراهم کردند؛ همانها ریشه به قدرت رسیدن معاویه و آنگاه یزید بودند.

 

وی افزود: پیامبر بزرگوار ما با سفارش های بسیار زیاد به قرآن، سنّت و عترت به دنبال این بودند که جاهلیت برنگردد؛ او با کلمات نورانی خود  درباره عترت چه با بردن نام اهل بیت، و چه به صورت کلی مرجعیت دینی و سیاسی بعد از خود را روشن کرد. آن حضرت بارها و از جمله در روز غدیر، و از جمله در آخرین لحظات عمر شریفش، حدیث ثقلین را برای مردم گفت تا نشان دهد:

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: قرآن برترین کتاب های آسمانی است؛ و عترت که همراهان جدا ناپذیر از این برترین کتاب ها هستند؛ خود برترین هستند؛ زیرا اگر همراه برتری برای قرآن بود، آنها را ذکر می فرمود؛ پس از سقیفه تا کربلا نبرد با برترین کتاب ها و برترین انسان هاست.

 

استاد عندلیب همدانی در ادامه بیان کرد: اگر همه مسلمین پذیرفته اند که همه انسان ها،  برای همه زمان ها، و در همه مکان ها، نیازمند قرآن کریم هستند، واگر این حدیث متواتر قرآن و عترت را جدایی ناپذیر می داند، پس همگان برای همیشه و در همه زمان ها محتاج عترتند؛ چه در سقیفه و چه در کربلا؛ اگر این همراهی صورت می گرفت، این فاجعه ها ی دردناک رخ نمی داد، اگر امت با قرآن و عترت همراه بودند، بدعت ها جای سنت را نمی گرفت.

 

این استاد درس خارج حوزه افزود: از حدیث ثقلین استفاده می شود که هیچ ‌کس غیر از عترت حق ندارد خود را عالم به تمام حقایق قرآنی و همه رموز آن بشمرد؛ زیرا:

اولا اگر در غیر آنها این علوم موجود بود، چرا نفرمود ما به آنها تمسک کنیم ؟ و چرا نفرمود آنها هستند که از قرآن جدا نمی شوند؟

ثانیا روشن است که شخص جاهل و بی اطلاع، از آنچه نمی داند، جداست؛ یعنی انسان همرا ه معلومات خود و جدای از مجهولات خویش است، و اگر کتاب الله و عترة النبی آنی از هم جدا نمی شوند، پس باید عترت از همه دانش های قرآنی مطلع باشد. نبردی که بعد از نبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم با عترت صورت گرفت؛ چون نبرد با آگاهان به حقیقت های قرآنی است، در حقیقت نبرد با قرآن و نبرد با رسول الله است.

 

استاد عندلیب خاطرنشان کرد: در قرآن باطل و خطایی نیست و قرآن فرقان است و قول فصل، و این کتاب معیار تشخیص بدعت از سنت است، پس عترت همراه با قرآن هم خطا نمی کند؛ او هم فرقان است؛ سخن او هم قول فصل است؛ و  عترت هم معیار تشخیص بدعت از سنت است. زیرا اگر عترت حتی لحظه ای خطا کند، در آن لحظه ی خطا از قرآن جداست، در حالی این دو جدایی ندارند .

 

وی افزود: با توجه به عظمت قرآن، و با توجه به همراهی قرآن و عترت باید گفت: مراد از عترت هر شخصی نیست که وابستگی نسبی یا سببی با پیامبر داشته باشد؛ این عترت یعنی برترین، یعنی عالم ترین و یعنی معصوم ترین، و هر منصفی چه از شیعه و چه از اهل سنت اعتراف دارد که امیر المؤمنین علی علیه السلام، فاطمه زهرا، سلام الله علیها و حسنین علیهما السلام قطعا و جزما مصداق بارز و اتم عترت هستند.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: لزوم تمسک در این حدیث یعنی به محکم ترین دستگیره، محکم چنگ بزن، روشن است که تمسک به قرآن یعنی این که درتمام جوانب حیات ما قرآن حاکم باشد، نه اینکه فقط قرآن را قرائت کنیم، و آن را دوست داشته باشیم، پس تمسک واقعی به عترت هم نباید در صرف ابراز محبت معمولی بدون اطاعت ما و  بدون مرجعیت علمی و سیاسی عترت باشد. مقصود از مرجعیت سیاسی این است که حکومتی بر پایه ی قرآن محقق شود که حاکم اعلم الناس به قرآن باشد، اما  منظور از مرجعیت علمی این است که آنان فرقان و فصل الخطاب باشند، بنابراین:

اولا هر حاکمی غیر آنان طاغوت است.

ثانیا هر نظریه ی تفسیری، فقهی و کلامی که مستند به مرجع عصمت نباشد، ضلالت و بدعت است. ونیز هر روایتی که به عنوان حدیث نبوی مطرح شد، ولی عترت مهر تأیید بر آن نزدند، باطل است و مجعول.آنها که مرجعیت علمی و سیاسی اهل بیت را غصب کردند، و قرآن را از سنت و عترت جدا کردند، زمینه ساز حادثه ی عاشورا بودند .

 

استاد محمد عندلیب همدانی خاطرنشان کرد: شیعه معتقد به لزوم تعیین امام از طرف خداست، و در این زمینه رجوع به آراء خلق را نمی پذیرد، اما بر فرض تنزل از این مبنای اساسی، اگر  فرضا بنا باشد  مشاوره ای صورت گیرد، اگر فرضا بنا باشد آراء مهاجرین و انصار خواسته شود، آیا نباید از عترت هم نظر خواهی می شد ؟! آیا در این امر اهم عترت صاحب نظر نبودند؟! آیا در قضیه خلافت اول و دوم و سوم به علی علیه السلام به عنوان قطعی ترین فرد از عترت تمسک کردند ؟

 

وی افزود: اگر تمسک نبوده، که قطعا نبوده است، به نص حدیث ثقلین همه در گمراهی بوده اند، چون حدیث تنها راه بی خطا را تمسک به قرآن و عترت دانست. میراندن سنت از زمانی شروع شد که مرجعیت علمی و سیاسی اهل بیت را نپذیرفتند، و به عروة الوثقی و حبل المتین قرآن و عترت تمسک نکردند.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: معیار ایمان و عدالت انسانها به این است که تا پایان عمر با قرآن باشند، نه اینکه رفیق نیمه راه باشند، اگر کسی با هر سابقه ی نیکو از قرآن جدا شد، دیگر  مؤمن و عادل نیست، و اگر قرآن و عترت تفکیک نمی پذیرند و اگر هر دو مرجعند و لازم التمسک، پس همان‌ گونه که از قرآن بریدن نافی عدالت و ایمان است، از عترت هم بریدن عین بی ایمانی و بی عدالتی است.

 

ي, 06/12/1402 - 11:40