استاد علم الهدی مطرح کرد؛

وحدت اجتماعی، الفت اجتماعی، نقش ولی فقیه

استاد سید هادی علم الهدی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «وحدت اجتماعی، الفت اجتماعی، نقش ولی فقیه» پرداخت.

/270/260/21/

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ما در خانه اسلام هستیم. به اعتقاد ما گروه مقابل از حقیقت اسلام منحرف شده است؛ اعتقاد ما درباره افرادی که آنها مقدس می شمارند، بر سر جای خودش محفوظ است. باید عقلای قوم و رهبران هر دو گروه، مسائل اعتقادی خودشان را در بعد اعتقادی نگاه دارند و نباید به تشنج اعتقادی بکشانند؛ همچنان که ما با نصاری هم اختلافات اعتقادی عمیق تر داریم؛ آنها خدای متعال را به جسم کشاندند و دچار تثلیث شدند. اما این اختلاف اعتقادی ما در حیطه اعتقاد، باقی است. اهل ذمه در کمال صلح و سازش در کمال صلح و سازش با دیگران زندگی می کنند. این، همان وحدت اجتماعی است؛ در حالی که ما وحدت اعتقادی با نصاری و یهود نداریم؛ اما وحدت اجتماعی داریم.

 

وی افزود: در بعد اعتقادی، وحدت صورت نمی گیرد، مگر با گفتگو و کسب علم، و کنار گذاشتن هوای نفس و تهذیب نفس و طهارت نفس. برای رسیدن به وحدت اعتقادی، موانع فراوان وجود دارد؛ شاید بتوان گفت در عالم تحقق نمی یابد، مگر به ظهور یک مردم آسمانی که بتواند فوق اراده های عالمیان، اراده های خدا را روی زمین اجرا کند که او حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه است. تنها در دوران اوست که وحدت حقیقی در کره زمین بین همه انسان ها حاصل می شود و حقیقت توحید و دین خدا روی زمین حاکم می گردد. اما ما در عصر غیبت هستیم و باید ببینیم که وظیفه ما چیست. باید به آن آرمان نگاه کنیم تا به حد نازلتر آن برسیم که «الفت اجتماعی و وحدت اجتماعی» است. که در هر جامعه ای یک گروه، اکثریت هستند و بیشتر رأی می آوردند و گروه دیگر، حاکم می شوند. اگر گروه حق می تواند حاکم بشود، به آرمان ما نزدیک تر است و طبق «الاقرب فالاقرب» در پی تحقق هدف می شویم. و اگر گروه حق در اقلیت بود، باید بر اساس قانون و مراعات قانون کار را پیش ببرد و خلاف قانون نباید کاری انجام بدهد. چه اینکه حضرت امیر علیه السلام در دوران سکوت خود، با رعایت اصول و موازین خود، وحدت و الفت اجتماعی را بر هم نزد و مصلحت مسلمانان را رعایت کرد؛ هر چند به ضرر خودش باشد. پیروان آن حضرت هم باید چنین باشند.

 

استاد علم الهدی در ادامه بیان کرد: وحدت اجتماعی باید داشت؛ در مورد «الفت اجتماعی» هم تنها با أعداء الله است که نمی توان الفت داشت. حتی با اعداء الله می توان وحدت اجتماعی داشت، اما الفت اجتماعی نمی توان داشت. الفت اجتماعی بالاتر از وحدت اجتماعی است؛ چه اینکه می توان با اعداء الله در جایی که جای صلح و تقیه است، نجنگید و وحدت اجتماعی داشت و زنده ماند و زندگی کرد؛ ولی با اعداء الله نمی توان الفت داشته باشیم.

 

وی تأکید کرد: اما در مورد غیر اعداء الله از گمراهان و منحرفین، که اعتقاداتشان به خاطر دشمنی با خدا نیست، باید به گونه ای دیگر بود. در سوره ممتحنه می خوانیم: خدا شما را از آنان که با شما در دین قتال و دشمنی نکرده و شما را از دیارتان بیرون ننمودند نهی نمی‌کند که با آنان نیکی کنید و به عدالت و انصاف رفتار نمایید، که خدا مردم با عدل و داد را بسیار دوست می‌دارد. «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطين‏» (ممتحنه: 8)

 

وی افزود: اگر مخالفی که از نظر ما گمراه است، اگر به مقاتله و جنگ با شما نیامده، خدا به شما نهی نمی کند که با او دوستی کنید و اگر بیمار شد، به عیادتش بروید. به سند صحیح، امام صادق علیه السلام می فرماید: «احسن مجالسة من جالسک ولو کان یهودیا» به زیبایی مجالست کن با هر کسی که با تو هم نشین شده است؛ حتی اگر هم نشین تو، یک یهودی باشد. اما با تو مجالست کرده و همسایه تو شده است؛ با تو به مخالفت نپرداخته است؛ به او نیکی کن و قسط و عدالت درباره او اجرا کن. انسان ها خود به خود، عاشق عدالت هستند و خود به خود ایجاد الفت می شود.

 

استاد علم الهدی خاطرنشان کرد: ایجاد الفت با مخالفین اهل بیت علیهم السلام هم کاملا ممکن است؛ چرا که بسیاری بلکه اکثریت آنها دشمن اهل بیت سلام الله علیهم نیستند؛ یعنی از روی علم و از روی عمد با اهل بیت مخالفت نکردند؛ بلکه از روی ضلالت و گمراهی بوده است؛ از این رو ما آنها را فرزندان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و امت اسلام می دانیم. از این رو با قسط و عدالت با آنها برخورد می کنیم و باید چنین باشد.

در روایات ما آمده است: ابو اسامه گوید: شنیدم امام صادق علیه السّلام می فرمود: «عَلَیک بِتَقْوَی اللَّهِ وَ الْوَرَعِ وَ الِاجْتِهَادِ وَ صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ حُسْنِ الْجِوَارِ وَ کونُوا دُعَاةً إِلَی أَنْفُسِکمْ بِغَیرِ أَلْسِنَتِکمْ وَ کونُوا زَیناً وَ لَا تَکونُوا شَیناً وَ عَلَیکمْ بِطُولِ الرُّکوعِ وَ السُّجُودِ فَإِنَّ أَحَدَکمْ إِذَا أَطَالَ الرُّکوعَ وَ السُّجُودَ هَتَفَ إِبْلِیسُ مِنْ خَلْفِهِ وَ قَالَ یا وَیلَهُ أَطَاعَ وَ عَصَیتُ وَ سَجَدَ وَ أَبَیتُ» بر تو باد به تقوای خدا و ورع و کوشش و راستی گفتار و اداء امانت و حسن خلق و نیکی با همسایه. و مردم را با غیر زبان به (مذهب) خود دعوت کنید (یعنی رفتار شما شیعیان باید طوری باشد که مخالفین تان به گرویدن مذهب شما مایل شوند) و زینت ما باشید و ننگ ما نباشید. و بر شما باد به طول دادن رکوع و سجود، زیرا چون یکی از شما رکوع و سجود را طول دهد، شیطان از پشت سرش بانگ زند و بگوید: ای وای، که این اطاعت کرد و من نافرمانی و این سجده کرد و من سرپیچی (هنگامی که به سجده در برابر آدم مأمور گشتم).» (المحاسن، ج 1، ص 18 - الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 2، ص77)

و نیز فرمود: «کونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِکمْ وَ لَا تَکونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِکمْ - مردمان را با اعمال خود (به خوبی ها) دعوت کنید نه با زبان های خود.» (بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج 5، ص 198)

همچنین فرمود: «رَحِمَ اللَّهُ قَوْماً کانُوا سِرَاجاً وَ مَنَاراً کانُوا دُعَاةً إِلَینَا بِأَعْمَالِهِمْ وَ مَجْهُودِ طَاقَتِهِمْ - خدا آن قوم را رحمت کند که چراغ (راه خلق) و روشنگر (افکار مردم) بودند، با عمل و به کار بردن منتهای قدرت، مردم را به سوی ما (و مبادی تشیع) دعوت می کردند.» (تحف ‌العقول، النص، ص 301)

و امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: «وَ لَا یعْدِلُهُ نَفْعٌ مَا سَکتَ عَنْهُ لِسَانُ الْقَوْلِ وَ نَطَقَ بِهِ لِسَانُ الْفِعْلِ - موعظه ای که گوش آن را پس نمی زند و هیچ سودی با آن برابری نمی کند، آن است که زبان گفتار در آن خاموش بماند و زبان کردار به سخن گفتن بپردازد.» (غررالحکم و دررالکلم، ص231، ش 162)

 

استاد سید هادی علم الهدی خاطرنشان کرد: این روایات، نحوه رسیدن به الفت اجتماعی را به ما نشان داده است؛ پس ما می توانیم با حفظ اصول اعتقادی خودمان، الفت اجتماعی هم برقرار کنیم؛ حتی با مخالفان اهل بیت، آنها که با علم و آگاهی، عداوت با اهل بیت ندارند. ما باید تفصیل قائل بشویم بین کسانی که عدوّ خدا هستند و کسانی که از روی نادانی و جهل، و به واسطه دین پدر و مادرشان، گمراه از خدا شدند و راه خدا را گم کرده اند. بین گمراه و عدو باید فرق گذاشت. اینجا است که باید گفت اگر از جانب حضرت آیت الله العظمی سیستانی حفظه الله تعالی نقل می شود که «ما نسبت به اهل سنت، نمی گوییم که برادر ما هستند؛ بلکه جان ما هستند» باید گفت که این کلام، صرفا یک کلام سیاسی نیست؛ بلکه یک موضع اعتقادی و اخلاقی و دستور دینی است؛ کسانی که از روی گمراهی راه پیامبر را گم کردند، فرزندان گم شده پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام هستند و ما می گوییم شما نه تنها برادر، بلکه جان ما هستید.

 

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: مرز وحدت اجتماعی و الفت اجتماعی را هم بر اساس مصلحت مسلمانان می دانیم که «ولی فقیه» تشخیص بدهد؛ ولی فقیه که چشم بینای امت است و بر اریکه دیده بانی نشسته است و افق هایی را می بیند که ما نمی بینیم. اوست که باید تشخیص بدهد که مصلحت مسلمین چه اقتضا دارد؛ از این رو معیار، مصلحت مسلمین است و بر اساس مصلحت مسلمین، وحدت اجتماعی مسلمین را باید حفظ کند و ما باید تبعیت کنیم. رهبری است که تشخیص می دهد وظیفه، مدارا کردن است؛ یا مدارا همراه با اعتراض، یا اعتراض شدیدتر.

د, 06/13/1402 - 11:15