استاد اسدپور مطرح کرد؛

شهید صدر، تفسیر موضوعی برون قرآنی

استاد امین اسدپور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «شهید صدر، تفسیر موضوعی برون قرآنی» پرداخت.

/270/260/20/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: بحث ما در چیستی، مبانی و روش تفسیر موضوعی قرآن کریم بوده است؛ در چیستی آن، به دو نوع تفسیر ترتیبی، یعنی تفسیر ترتیبی بر اساس مصحف، و تفسیر ترتیبی بر اساس نزول تدریجی (تنزیلی)، مطرح گردید. بیان شد که نوعی تفسیر موضوعی هم در امروزه مطرح است و باید بحث بشود که آیا امری مدرن و امروزی است؛ و یا کلاسیکی است و در فضای سنتی ما وجود داشته است؛ و اگر وجود داشته، نسبت آن را با امر مدرن که دغدغه ما است، بسنجیم.

 

وی افزود: در مورد روش تفسیر موضوعی باید گفت که روشی ساده وجود دارد که جستجومحور و کلید واژه محور است؛ که آیات مرتبط با آن کلید واژه یا مترادف یا مشابه آن جمع آوری بشود؛ و سپس از تراث تفسیر ترتیبی آن آیات، جمع سالمی بتوان جمع آوری کرد تا یک تفسیر موضوعی به دست بیاید. در سنت تاریخی ما این شیوه، فراوان بوده است و برخی از تفسیرهای موضوعی موجود هم از همین شیوه استفاده کرده است.

 

استاد اسدپور در ادامه بیان کرد: مدلی دیگر از تفسیر موضوعی هم بود که به آن موضوع و یا نظریه، از خارج روبرو می شویم؛ و معمولا هم موضوعاتی که ما با آنها مواجه می شویم، از غرب مدرن به جامعه ما سر ریز شده است و مسأله جامعه ما شده است؛ آن نظریه و آن موضوع را از آن ظرف می گیریم و سپس به قرآن عرضه می کنیم؛ و آیات و روایات مرتبط با آن موضوع را جمع می کنیم تا دیدگاه قرآن را در آن موضوع بیابیم. شیوه دوم را جریانات روشنفکری سکولار یا دینی ما انجام داده اند؛ و نواندیشان حوزوی ما هم تا حدی متأثر از این فضا واقع شده اند. اشکال و آسیبی که در شیوه دوم مترتب است، نوعا آن فضای التقاط است؛ چه اینکه با پیشفرض با آن موضوع یا نظریه ای که در رابطه با آن موضوع است، مواجه می شویم و آیات قرآن را در آن قالب می ریزیم. و یا جای خالی آن را با آیات قرآن پر می کنیم. در فضای امروز ما نگرش رایجی است؛ اما این آسیب را به همراه دارد.

 

این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: اولین بزرگواری که مسأله پیدا کرد و با این ضرورت مواجه شد و سعی کرد تا حدودی این بحث را با همین قالب به صورت ایجابی مطرح بکند، «مرحوم شهید صدر» بوده است. ایشان در سال های پایانی حیات شریفشان، یعنی بعد از نگارش فلسفتنا و اقتصادنا و ... کم کم از فضای فقه مصطلح و فقه رایج به سمت منابع مغفول حرکت می کند؛ و خود این کار، تأییدی برای کلام ماست که وقتی مواجهه و رویکرد فقیه با مسأله اصلاح بشود، ظرفیت منابع بیشتر خودش را نشان می دهد؛ از این رو شهید صدر در اواخر عمر شریفشان، و درس گفتارهایی که در پایان عمر شریفشان القاء فرمودند، تمرکز بیشتر را به قرآن و سیره بردند. ما ایشان را فتوحات مدرسه قم می دانیم؛ مکتب فقهی حضرت امام و مکتب حکمی و تفسیری مرحوم علامه در حیات خود امام و علامه، نجف را تحت تأثیر خودش قرار داده است و این بزرگواران به سمت دغدغه های قمی رفتند.

 

وی افزود: مرحوم شهید صدر در دو درس گفتار، دو تفسیر موضوعی خودشان را بیان می کنند. آسیب شناسی تفسیر ترتیبی ما آن است که تفسیر تجزیه ای قرآن است؛ یعنی آیات یک سوره و آیات کل قرآن را تجزیه می کنیم. و آیه به آیه تفسیر و قرائت می شود؛ و بعد از اتمام، به سراغ آیه بعد می رویم. و آن نگاه کلان و منظومه ای را معمولا نداریم. آسیب شناسی شهید صدر این است که چه در تفسیر ترتیبی و چه در تفسیر موضوعی، که در سنتی ما وجود دارد، تفسیر جزیره ای است و آیات، جدا جدا و پراکنده از هم معنا می شوند. البته ایشان معنای حکمی را آنچنان بسط نداده است؛ اما چون قرآن کلام واحد است، و کل قرآن یکباره نازل شده است، (اگر قبول داشته باشیم)،  قابل حدس است. از جهت اصولی می گوییم قرآن کلام واحد است؛ و چون این است، باید کل آن یکجا دیده بشود و بخشی از آن می تواند قرینه، مفسر و مبین برای بخش دیگر باشد. شهید صدر، کلام واحد را به کار برده اند و  ما نگاه منظومه ای و به تعبیر برخی فضلا نگاه سیستمی بیان می کنیم. در هر حال، کل قرآن را با هم ببینیم. و شهید صدر، این نگاه را هم می توانند در تفسیر ترتیبی و هم در تفسیر موضوعی ادعا کنند.

 

استاد اسدپور خاطرنشان کرد: مرحله بعد عبور از نگاه جزیره ای به نگاه سیستمی، آن است که به استخراج نظریه از قرآن برسیم. شهید صدر علاوه بر استفاده از جستجوی کلید واژه ها در قرآن، که تعبیر می کنند به «تفسیر موضوعی درون قرآنی»، مدلی که خودشان در پی آن هستند و پیشنهاد می دهند، فراتر از آن است؛ و می گویند ما می توانیم به تفسیر موضوعی برون قرآنی هم برسیم. یعنی موضوعی که مسأله امروز ما است، موضوع خارجی و عینی و کف جامعه است؛ ولو هیچ کلید واژه بدیلی هم در قرآن نداشته باشد، چون قرآن در نگاه کلی نگر و منظومه ای یک کلام واحد است و اغراض و مقاصد جامعه سازانه و ... دارد، می تواند ای ظرفیت را هم داشته باشد که نسبت به موضوع خارجی برون قرآنی ما هم برای ما آورده داشته باشد. به عنوان مثال، همان کاری که در «اقتصادنا» کرده است. بیان  می کند که ما با اقتصاد کاپیتالیستی و سرمایه ای مواجه هستیم؛ و با نظام مارکسیستی اشتراکی نیز مواجه هستیم. دو نظام تحقق یافته اجتماعی پیرامون اقتصاد در جامعه شکل گرفته است و من با آنها مواجه هستم. آیا می شود این موضوع برون قرآنی را به قرآن عرضه کرد؟ طبیعتا دنبال کلید واژه یا عدل و بدیل واژه و جستجوی آن در قرآن نمی توانیم باشیم. بلکه موضوع تحقق یافته عینی خارجی است که مبتنی بر نظریات فکری خوب یا بد است که سامان پیدا کرده است؛ و ما امروز با آن مواجه هستیم؛ باید ببینیم که قرآن چه آورده ای دارد. از این رو می توان گفت شهید صدر دو مدل تفسیر موضوعی مطرح می کنند؛ تفسیر موضوعی درون قرآنی؛ و تفسیر موضوعی برون قرآنی.

 

وی افزود: به نظر می رسد که «اقتصادنا» ایشان را به تفسیر نوع دوم سوق داده است و چون اواخر عمر شریفشان بوده، آنچنان نتوانسته است بسط مفهومی آن را درست کنند؛ و فقط دو جلسه درس گفتارشان که در «المدرسة القرآنیة» گرد آمده است، مربوط به شرح تفسیر نوع دوم بوده است؛ چه اینکه با عنوانی دیگر، در جلسات دیگر، با همین شیوه، به «سیره» نیز توجه داشته اند.  اما به خوبی مشخص است که در پی طراحی نظامات و اقامه دین در جامعه و نظام اجتماعی و فقه واقع گرا است؛ رویه ای که برخلاف فقه در نجف است؛ بلکه دستاوردهای قم برای نجف است.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: برخی از تلامذه ایشان هم همین سییتم و روال را پی گرفته اند؛ در تفسیر ساختاری قرآن کریم آیت الله اراکی با همین فضای کلی نگر و ساختاری تدوین شده است؛ که قرآن را به عنوان کلام واحد و ساختار واحد می بینند و البته شیوه های ابتکاری هم دارند؛ اما اصل دغدغه آن از شهید صدر است. شهید سید محمد باقر حکیم نیز در مباحث قرآنی خود، متأثر از شهید صدر بودند.

 

استاد امین اسدپور خاطرنشان کرد: به نظر می رسد که تفسیر موضوعی برون قرآنی شهید صدر، هنوز نقاط ابهام دارد؛ چگونه باید سامان بدهیم که به التقاط جریان روشنفکری دچار نشویم و برداشت ما از تفسیر موضوعی منفعل نشود؛ اگر به رصد واقعیت عینی رفتیم، و در چارچوب محکمی استوار نشود، ما را از واقعیت عینی منفعل می کند و از این رو ادبیات شهید صدر فتح باب خوبی برای نواندیشان ما شد و با استناد به شهید صدر، سعی کردند برای تفسیر موضوعی برون قرآنی مبنا درست کنند. شاگردان شهید صدر تکلیف دارند تا ابهامات موجود را بکاهند؛ و نسبت ها هم مشخص بشود که تفسیر موضوعی درون قرآنی با برون قرآنی چه نوع رابطه ای با هم دارند؛ آیا مباین هستند و یا متمم و مکمل هم هستند و می توانند با هم پوشانی هم به پیش بروند. و آیا نظامات خارجی و عینی مد نظر می تواند باشد و یا اینکه اگر نظریه ای هنوز تحقق پیدا نکرده است، آیا آن نظریه را و مبانی آن را نمی توان به قرآن عرضه کرد؟

آ« آآ«

 

ش, 06/11/1402 - 12:40