استاد سید احمد فاطمی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به موضوع «نگاهی به آیاتی اخلاقی از سوره لقمان» پرداخت.
/270/260/21/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: ابن نمای حلی در کتاب «مثیر الاحزان» به کلماتی از علی اکبر علیه السلام اشاره دارد؛ کلماتی که لهوف نیز همان را با اندک اختلافی بیان کرده است؛ کلماتی که حکایت از معرفت کلان، ایمان و یقین کافی است.
وی افزود: هنگامى که امام حسین علیه السلام به منزل «ثعلبیّه» رسید، موقع ظهر بود؛ امام علیه السلام در آنجا فرود آمد؛ خواب سبکى حضرت را فرا گرفت. سپس گریان از خواب برخاست. فرزندش على بن حسین علیه السلام عرض کرد: پدرجان! سبب گریه تو چیست؟ خداوند دیدگانت را گریان نکند.
امام علیه السلام پاسخ داد: فرزندم! این زمان، ساعتى است که خواب آن دروغ نیست. در خواب دیدم اسب سوارى در برابرم ایستاد و گفت: «اى حسین! شما شتابان مى روید و مرگ با شتاب شما را به بهشت مى برد!»، پس دانستم که از مرگ ما خبر مى دهد. على اکبر عرض کرد: پدر جان! آیا ما بر حق نیستیم؟! امام علیه السلام فرمود: آرى، فرزندم! سوگند به خدایى که بازگشت همه بندگان به سوى اوست، بر حقّیم.على اکبرعلیه السلام عرض کرد: پس، از مردن باکى نداریم.
«كلامه علیه السلام في الثعلبية؛ ثُمَّ سَارَ ع حَتَّى وَصَلَ الثَّعْلَبِيَّةَ نِصْفَ النَّهَارِ فَرَقَدَ وَ اسْتَيْقَظَ فَقَالَ قَدْ رَأَيْتُ هَاتِفاً يَقُولُ أَنْتُمْ تُسْرِعُونَ وَ الْمَنَايَا تُسْرِعُ بِكُمْ إِلَى الْجَنَّةِ فَقَالَ لَهُ ابْنُهُ عَلِيٌّ يَا أَبَتِ أَ فَلَسْنَا عَلَى الْحَقِّ قَالَ بَلَى يَا بُنَيَّ وَ الَّذِي إِلَيْهِ مَرْجِعُ الْعِبَادِ فَقَالَ إِذَنْ لَا نُبَالِيَ بِالْمَوْتِ» (ابن نما حلى، جعفر بن محمد، مثير الأحزان - ايران ؛ قم، چاپ: سوم، 1406 ق؛ ص 44)
استاد سید احمد فاطمی در ادامه بیان کرد: لازم است خلق خوی انبیای الهی و اهل بیت عصمت و طهارت و چنین جوانانی که در دامان ائمه معصومین رشد کردند، تاریخچه ، خلق و خو و مکارم اخلاق آنها را مرور کنیم و تصمیم بگیریم بر تزکیه نفس، و آنها را الگوی خود قرار بدهیم؛ خصوصا جوان اباعبدالله الحسین علیه السلام که اشبه الناس خلقا و خُلقا و منطقا به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در سوره لقمان می خوانیم: «يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (17( وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ (18( وَ اقْصِدْ في مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ (19)» اى فرزندم نماز را برپا دار و امر به معروف و نهى از منكر كن و در برابر مصائبى كه بتو ميرسد با استقامت و شكيبا باش كه اين از كارهاى مهّم و اساسى است. (فرزندم) با بىاعتنائى روى از مردم مگردان و مغرورانه روى زمين راه مرو كه خداوند هيچ متكبر مغرورى را دوست ندارد. (فرزندم) در راه رفتن اعتدال را رعايت كن از صداى خود بكاه (و هرگز فرياد مزن) كه زشت ترين صداها صداى خران است.)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: تکبر کردن، خود بزرگ بین بودن، از خودراضی بودن، خود شیفتگی داشتن، خود را بی عیب دانستن و خود را از دیگران برتر و بالاتر دانستن، از رذائل اخلاقی است؛ از این رو باید هم معانی اینها را باید خوب درک کنیم و هم بفهمیم که این رذائل، چه بلایی بر سر انسان ها می آورند. انسان باید این بیماری ها را در خود شناسایی و درمان نماید. درمان آین بیماری ها همت و اراده و مطالعه دقیق می خواهد؛ انسان باید بفهمد که اینها رذائل اخلاقی است. باید در زدودنشان در خود، تلاش بکند؛ اگر چه ممکن است یک باره نشود، اما باید به تدریج در جهت حذفش بر بیاید.
وی افزود: اگر وجود انسان، شبیه اداره ای باشد، عقل انسان، باید رئیس و مدیر این اداره باشد؛ زمانی که انسان، عصبی می شود، عقل انسان، از حاکمیت عزل می شود و هوا و هوس و غضب، شعله ور می شود و انسان، فریاد می زند. در اینجا انسان باید بفهمد که فریاد زدن صفت زشتی است؛ اگر نمی تواند خود را کنترل کند، باید جلسه را ترک نماید. فکر کند که شاید اشتباه با خود اوست؛ و یا اگر اشتباه با انسان نیست، و با طرف مقابل است، فریاد زدن، اشتباهی بالاتر از اشتباه طرف مقابل است. اگر عصبانیت، کنترل نشود، عواقب می تواند داشته باشد؛ از این رو فریاد زدن یکی از پست ترین صفات حیوانی در انسان است. از این رو لقمان، به پسرش به همین سفارش می کند که صدایش را کنترل کند. انسان به خودش قول بدهد که تا زنده است، صدای بلند نداشته باشد و داد نزد. در عصبانیت، چیزی نگوید. کتاب مقدس مسلمان ها برای هدایت انسان آمده است و می فرماید: انسان، حمار نیست که همانند آن، فریاد بزند. قرآن کریم تأکید می نماید: « إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَميرِ»
استاد سید احمد فاطمی خاطرنشان کرد: قرآن در بیان تربیتی و تهذیبی خود، رودرواسی نمی کند، و به روشنی بیان می کند کسی که در عصبانیت، کنترل صدای خود را ندارد و داد می زند، همانند حمار است. کسی که می خواهد در هر شرایطی انرژی خود را خالی کند، همانند این حیوان است که اینچنین عمل می کند. و زمانی انسان داد نمی زند که بداند این کار، از رذائل اخلاقی است؛ و زمانی حاصل می شود که حلم کسب کند و غضبش را کنترل کند. «و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس». غیظ حالتی است که ظرفی بر لبه لبریز شدن است. انسان مؤمن هم غیظ در او ایجاد می شود؛ زشتی و تجاوز به حقوق دیگران را می بیند و غضبناک می شود؛ اما کنترل می کند و بی موقع، داد و فریاد نمی کند و با برخورد غلط، غلط برخورد نمی کند؛ بلکه حکیمانه و پخته برخورد می کند و کظم غیط می نماید؛ بلکه «و العافین عن الناس» می بخشد؛ چون می داند که خداوند، بخشیدن را دوست دارد. «ان الله عفوٌّ یحب العفو» خدا بخشنده است و بخشیدن را دوست دارد.
وی در ادامه بیان کرد: مرحوم حاجی نوری در مستدرک الوسائل جلد 2، صفحه 424، این حدیث را بیان می کند:
«2358-جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ الْقُمِّيُّ فِي كِتَابِ الْغَايَاتِ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَقُولُ مَا مِنْ جُرْعَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ جُرْعَتَيْنِ جُرْعَةِ غَيْظٍ رَدَّهَا مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ أَوْ جُرْعَةِ مُصِيبَةٍ رَدَّهَا مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ»