استاد محمدی قائینی:

احکام باید تابع مصلحت یا مفسده­یشان توسط فقیه کشف شود

استاد محمد محمدی قائینی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید به این موضوع پرداخت: «احکام باید تابع مصلحت یا مفسده­یشان توسط فقیه کشف شود»

/270/260/22/

این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: می دانیم  که هر شریعت در اسلام، مقصدی دارد؛ و همه احکام باید بر اساس آن مقاصد تنظیم بشود. در آیات قرآن، این مطلب، فراوان دیده می شود؛ اگر چه به عنوان یک عنوان در ابواب فقه ندارد.

 

استاد محمدی قائینی در ادامه بیان کرد: قرآن کریم در موارد فراوان، احکام را می فرماید و در آخر «لام تعلیل» می آورد. در قرآن کریم می خوانیم «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط»؛ علت ارسال پیغمبران و کتاب های آسمانی آن است که مردم قائم به قسط بشود. از این رو باید بدانیم که «قسط» و «قیام به قسط» چیست و احکام را بر اساس آن تنظیم بکنیم. از این رو اگر حکمی صادر کردیم که به قسط منجر نشد، آن حکم، اثر ندارد و باطل است. به تعبیر شهید مطهری رحمت الله علیه ما دین را برای عدالت می خواهیم و نه عدالت را برای دین. چون عدالت، فطری است و عقل آن را می فهمد. دین است که باید خودش را با عدالت هماهنگ کند و دینی که در آن، عدالت نباشد، قابل قبول نیست و حکمی که نتیجه اش عدالت فردی یا اجتماعی نباشد، جلوی آن حکم باید گرفته باشد؛ ولو نصّ قرآنی هم باشد.

 

این استاد حوزه علمیه قم افزود: در بسیاری از آیات قرآن، «لعلّ» داریم؛ از جمله در بخش پایانی آیه روزه آمده است: «لعلّکم تتّقون» ما روزه را بر شما واجب کردیم؛ که با تقوا بشوید. اگر نتیجه روزه تقوا نباشد، آن روزه واجب نیست. البته لعلّ با لام تعلیل تفاوت هایی دارد که باید در جای خود بحث بشود.

 

استاد محمد محمدی قائینی خاطرنشان کرد: در بسیاری از آیات، بیان علت با «ذلک» آمده است؛ به عنوان نمونه در آیه 61 سوره مبارکه بقره می خوانیم: «وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلى‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذي هُوَ أَدْنى‏ بِالَّذي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُون‏» ما بر یهود ذلت را روا داشتیم و آنها را نابود کردیم؛ به این علت که آنها کافر شدند. هر جا کفر و عصیان باشد، ما بلا و عذاب می فرستیم؛ علت عذاب، عصیان بندگان است و اگر بندگان عصیان نکنند، ما عذاب نمی کنیم.هر جا هم توحید باشد، آسایش و رفاه و عروج برای شما می فرستیم.

 

این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: در برخی موارد، کلمه مستقل داریم و مفهوم تعلیل در آن است؛ به عنوان مثال، در آیه قصاص می خوانیم: «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏» (البقرة:  179) قصاص را خدای متعال برای آن قرار داده که جامعه زنده بشود؛ قصاص جاری می شود؛ تا حیات اجتماعی تأمین بشود از این رو اگر به واسطه قصاص، حیات اجتماعی صدمه ببیند، نباید قصاص صورت بگیرد.

 

استاد محمدی قائینی خاطرنشان کرد: در آیه زکات می خوانیم: «خذ من اموالهم صدقة تطهرهم وتزکیهم بها» هدف گرفتن خمس و زکات، تطهیر مردم وتطهیر اموال و تطهیر نفوس است. از این رو در احکام زکات در فقه می خوانیم مبادا بی اجازه وارد خانه مردم بشوید و اموالشان را بررسی کنید. هر چه خودش گفت، مورد عمل قرار می گیرد. اگر مالش را تقسیم بندی کردید و خواستید از یک قسمتی بردارید، خودش گفت از قسمتی دیگر بردارید، شما از قسمتی دیگر بردارید. چرا که آیه می فرماید: زکات برای آن است که موجب تطهیر بشود. از این رو تطهیر الناس و تزکیة الناس علت برای گرفتن زکات می شود؛ و در جایی که گرفتن زکات، نه نفس مردم را تطهیر بکند و نه خود اموال او را تطهیر بکند، در آنجا نباید زکات گرفت.

 

چ, 06/08/1402 - 15:13