استاد مرتضی کریم پور از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به این موضوع پرداخت: «در دعای خود چه بخواهیم؟»
/270/260/20/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: باید دانست که در دعای خود چه بخواهیم و خواستههای معصومان صالحان و پاکان در هنگامه های اجابت دعا چه بوده است؟
وی افزود: دعا و درخواست از خداوند، کیمیایی است که با آن نیروی محدود خود را وسعت می بخشیم؛ به گونه ای که خود را متصل به عظمتی بیکران می نماییم که تمام آفرینش را اداره می کند و همۀ هستی در دست اوست. با دعا از آن نیروی نامحدود درخواست می کنیم که نیازهایمان را برآورده سازد و بدینسان قدرتمان افزون تر و حیات و هستی مان طولانی تر میشود. (شرح مناجات شعبانیه، ص ۱۰ و ۱۱)
استاد کریم پور در ادامه بین کرد: این بینش نسبت به دعا موجب شده است که رسول سعادت آفرین اسلام صلی الله علیه و آله و سلم دعا را ستون دین و سلاح مؤمن و نور آسمان ها و زمین معرفی کنند. «الدُّعاءُ سِلاحُ المُؤمِنِ وَ عَمودُ الدّينِ وَ نورُ السَّماواتِ و الأرضِ» (الکافی، ج ۲، ص 46۸.)
وی خاطرنشان کرد: امیر مؤمنان على علیه السلام نیز دعا را کلید پیروزی و مفتاح فلاح و رستگاری دانسته و آن را مایۀ تقویت جسم و روح و عامل خدمتگزاری در راه خدا و خلق و سیر عرفانی به سوی عالم قرب الهی معرفی كنند.
حضرت امیر علیه السلام می فرماید: «اَلدُّعَاءُ مَفَاتِيحُ اَلنَّجَاحِ وَ مَقَالِيدُ اَلْفَلاَحِ وَ خَيْرُ اَلدُّعَاءِ مَا صَدَرَ عَنْ صَدْرٍ نَقِيٍّ وَ قَلْبٍ تَقِيٍّ.» (شرح مناجات شعبانیه، ص ۱۰؛ عدة الداعی و نجاح الساعی، ج ۱، ص ۱۷۹.) اایشان در دعای کمیل اینگونه می فرمایند:
«قَوِّ عَلَى خِدْمَتِکَ جَوَارِحِی وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزِیمَةِ جَوَانِحِی وَ هَبْ لِی الْجِدَّ فِی خَشْیتِکَ...» پروردگارا، اعضایم را در خدمتت توانا کن و ارادهام را محکم کن و به من کوشش در خوف از تو و همواره در خدمتت بودن را عنایت فرما تا همانند قرب مخلصان، بهسویت در میدان پیشتازانِ به تو شتاب کنم؛ ازاینرو افزون بر خواستن و چگونه خواستن، چه خواستن نیز مورد توجه صاحبان بصیرت و بینش بوده است تا سود و سرمایه معنوی و پایدار و ابدی خویش را از طریق دعا عظیم تر سازند؛ به این خاطر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «و مَا مِنْ شَیءٍ أَكْرَمَ عَلَى اَللَّهِ تَعَالَى مِنَ اَلدُّعَاء» و هیچ چیزی باکرامت تر از دعا نزد خدای سبحان نیست. (مکارم الأخلاق، ص ۲۱۸ ر.ک: الدعوات، ص ۱۷ (لَيْسَ شَيْءٌ أَكْرَمَ عَلَى اَللَّهِ تَعَالَى مِنَ اَلدُّعَاءِ).
استاد کریم پور در ادامه بیان کرد: واژۀ «اکرم» معنای عمیق و دقیقتری نسبت به «کریم» دارد و انسان های ژرف اندیش را به نکات نابی هدایت می نماید؛ زیرا اگرچه تقوا سبب کرامت انسان پرهیزگار است، دعا خود دارای کرامت بوده و تجدید عهد الست است؛ چراکه در دعا دو ویژگی والا نهفته است: نخست به ربوبیت خدا اقرار می کنیم، سپس به عبودیت خود اعتراف می نماییم، آنگاه روی نیاز به درگاه او می بریم و محتاجانه درخواست میکنیم. و به این ترتیب، دعا علاوه بر کریم بودن، اکرم می شود و به سپس، قدرتمند شده و جزء سپاهیان خداوند قرار میگیرد. آسمان و زمین نیز جنود و سپاه حق هستند؛ اما برخی سربازان خدا، گمنام و ناشناخته اند. دعای بندگان به درگاه خدای مهربان نیز یكی از آن سربازان گمنام است که به اذن خداوند قضا و قدر را برمی گرداند؛ گرچه تقدیری غیرقابل تغییر باشد! هرگاه این اثر و تأثیر با شرایط و صفات خاص همراه گردد، «اسرع الاجابة و افضل الاجابة» نیز می شود و بی تردید کاری کارستان میکند و گوهری سترگ می گردد.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: بعد از بیان این مقدمه به این پرسش مهم میپردازیم که: «در دعاهای خود، چه بخواهیم؟» گاه، هنگام دعا، شرایطی پدید می آید که زمان استجابت دعاها فرا می رسد، در این هنگامۀ شور و شیدایی، برترین خواستۀ ما چه چیزی باشد؟ سیره و سخن معصومان، پاکان و صالحان در این زمان های زرین و زیبا چه بوده است؟
١- عقل و خرد، نوری روحانی
وی افزود: نخستین خواسته آنها، عقل و خرد بوده است؛ عقل نیروی فهم حقایق پیدا و ناپیدای زندگی است که انسان را از لغزشگاه های نسیان و عصیان و خطا و گناه بازمی دارد و مرز ایمان و کفر و نوری روحانی است که به وسیلۀ آن شناختی روشنگر و روزافزون برای امروز و فردای زندگی پدید میآید. (العین، ج ۸، ص ۳۱۸: لسان العرب، ج ۱، ص ۷۲۹؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص ۱6۵.) از این رو محبوب ترین آفریدۀ آفرینش نام گرفته که با آن عبادت خدای بزرگ ممکن شده و بهشت رضایت حق فراهم می شود. پیشوایان پاک سرشت به هنگام گفتگو با خدای خویش، خواستۀ خود را بر محور عقل و درایت معطوف کرده و بهعنوان نخستین درخواست چنین میخواستند: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي عَقْلاً كَامِلاً وَ لُبّاً رَاجِحاً وَ عِزّاً بَاقِياً وَ قَلْباً زَكِيّاً وَ عَمَلاً كَثِيرا» پروردگارا، عقل کامل و خرد خالص و قلب پاک و عزت باقى و عمل صالح فراوان، نصیب و روزیم فرما! (جنة الأمان (المصباح کفعمی)، ص 6۳، (دعای عالیة المضامین) مفاتیح الجنان، ص ۵۸۶)
وی افزود: تفسیر این دعا، سخن گران سنگ رسول خداست که روزی رو به اصحاب خویش نمود و فرمود: «این آیۀ قرآن، «لِیبْلُوَكُمْ أَیكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»، بدان معناست که کدام یک عقل نیکوتر، تقوای برتر و طاعت افزونتر نصیب خود ساختهاید. (ریاض السالکین، ج ۵، ص ۳۰.) [که] کاملترین شما، از نظر خرد، ترسان ترین شما نسبت به مقام خداوند و مطیع ترینتان به اوامر و نواهی حق است. (المحجة البیضاء، ج ۱، ص ۱۷۲)
استاد کریم پور در ادامه بیان کرد: ارزش و اهمیت این نعمت والا موجب شده که صاحب نظران، رهایی انسان از بند بندگی زر و زیور و جاه و جیفۀ زندگی و دل سپردن به عشق و شیدایی و آزادگی حیات آفرین و ابدی را درگرو عقل و درایت دانسته و دربارۀ آن با زبان نظم و نثر، نکتههای نابی بیان کنند، همانند محتشم کاشانی، شاعر شیدای اهلبیت علیهمالسلام که چنین سروده است:
عقل کو تا سرکشم یک چند از طوق جنون
یعنی آزاد از کمند آن پریپیکر شوم
من دم بیزاری از عشق تو میخواهم دگر
با وجود آنکه هر دم بر تو عاشقتر شوم
وی خاطرنشان کرد: آیت بصیرت، حضرت آیت الله بهاءالدینی، با نگاه و نگرش ملکوتی خویش دربارۀ عشق و آثار و برکات آن چنین میفرمود: «عقل، موجود روحانی و دارای نورانیت است که خدای متعال به انسان عنایت فرموده است؛ به شرطی که آدمی عقل را در مقابل هوا و هوس مهمل و بیاثر نگذارد. اگر حرکات انسان، شیطانی باشد، عقل مکسوف و تیره و تار میشود و تابع هوا میگردد. «معرفة الله» توسط نورانیت عقل است، «یُعرف به الاشیاء کما هی»؛ حقیقت اشیا به وسیلۀ عقل شناخته میشود... انسان عاقل دروغ نمیگوید، معصیت نمیکند و خیانت نمیورزد... امام صادق علیهالسلام فرمود: «اَلعَقلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمٰنُ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان» عقل چیزی است که با آن خداوند بندگی میشود و بهوسیلۀ آن بهشت به دست می آید. قوۀ عقل به انسان می گوید: خیانت نکن، دروغ مگو، تهمت نزن، چشم و گوش و زبانت را حفظ کن. عصمت، عفت، عدالت و نبوت و ولایت از برکات نورانیت قوۀ عاقله است... لذا در ظهور حضرت ولیالله الاعظم عقلها کامل می شوند.» (آیت بصیرت، صص ۱4۹ و ۱۵۰)
این استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: توضیح و تفسیر عقلگرایی و تأکید و تشویق بر این شیوۀ الهی، روش همیشۀ پیشوایان معصوم بوده است، به گونه ای که برخی در آیۀ «لَقَدْ آتَینا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ»، واژۀ حکمت را «فهم و عقل» تفسیر نموده اند؛ (امام هفتم علیه السلام؛ الأنوار الساطعه، ج ۲، ص ۲۸6.) حضرت علیه السلام فرموده اند خداوند اهل عقل و فهم را در کتاب خویش اینگونه بشارت داد: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» پس بشارت باد بر بندگان من که سخنان را بشنوند و بهترین آنها را برگزینند. (الکافی، ج ۱، ص ۱۳)
وی افزود: عقل و خرد «ستون بنیادین انسان و انسانیت» معرفی و به «فطانت و زیرکی، فهم و درک، حفظ و به یاد سپاری و دانش و آگاهی» تفسیر شده است. (امام ششم علیه السلام، همان، ص ۱۸6) همین بینش سبب شده است که وقتی یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام از عبادت و دین و فضیلت شخصی بسیار سخن می گفت، امام از چگونگی عقل او جویا شود. با اظهار بی اطلاعی صحابی، ایشان فرمودند: «إِنَّ الثَّوَابَ عَلى قَدْرِ الْعَقْل» همانا پاداش بندگان خدا به مقدار عقل و خرد آنان است.
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در راه جانانه نهادیم
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش
این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم
سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد
تا روی در این منزل ویرانه نهادیم
استاد کریم پور در ادامه بیان کرد: بسیار شایسته است از امیر سخن، امیر مؤمنان علی علیهالسلام، دربارۀ عقل جویا شویم تا بیشازپیش به ارزش خرد و خردورزی و علت اهتمام پاکان و صالحان به درخواست عقل و فهم هنگام دعا، پی ببریم. آن حضرت فواید عقل و صفات آن را چنین ترسیم فرمودند: «عقل باعث آفرینش و نوآوری، علم سبب فایده رسانی و مدد بخشی و نشست و برخاست با اندیشمندان و عالمان موجب فزونی دانش و بینش است؛ بنیان عقل و خرد، آرامش و طمأنینه است و ریشۀ حماقت و نابخردی، یکسونگری، شتاب و لغزش. خشم عاقل در رفتار اوست و غضب جاهل در گفتار او؛ همت خرد و انسان خردمند ترک گناهان و اصلاح عیوب است.»
«39- وَ رُوِيَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَالَ: الْعَقْلُ وِلَادَةٌ وَ الْعِلْمُ إِفَادَةٌ وَ مُجَالَسَةُ الْعُلَمَاءِ زِيَادَةٌ.
40- وَ قَالَ ع مَنْ صَحِبَ جَاهِلًا نَقَصَ مِنْ عَقْلِهِ.
41- وَ قَالَ ع التَّثَبُّتُ رَأْسُ الْعَقْلِ وَ الْحِدَّةُ رَأْسُ الْحُمْقِ.
42- وَ قَالَ ع غَضَبُ الْجَاهِلِ فِي قَوْلِهِ وَ غَضَبُ الْعَاقِلِ فِي فِعْلِهِ.
43- وَ قَالَ ع الْعُقُولُ مَوَاهِبُ وَ الْآدَابُ مَكَاسِبُ.
44- وَ قَالَ ع فَسَادُ الْأَخْلَاقِ مُعَاشَرَةُ السُّفَهَاءِ وَ صَلَاحُ الْأَخْلَاقِ مُعَاشَرَةُ الْعُقَلَاءِ.
45- وَ قَالَ ع الْعَاقِلُ مَنْ وَعَظَتْهُ التَّجَارِبُ.
46- وَ قَالَ ع رَسُولُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ.
47- وَ قَالَ ع مَنْ تَرَكَ الِاسْتِمَاعَ عَنْ ذَوِي الْعُقُولِ مَاتَ عَقْلُهُ.
48- وَ قَالَ ع مَنْ جَانَبَ هَوَاهُ صَحَّ عَقْلُهُ.
49- وَ قَالَ ع مَنْ أُعْجِبَ بِرَأْيِهِ ضَلَّ وَ مَنِ اسْتَغْنَى بِعَقْلِهِ زَلَّ وَ مَنْ تَكَبَّرَ عَلَى النَّاسِ ذَلَّ.
50- وَ قَالَ ع إِعْجَابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَلِيلٌ عَلَى ضَعْفِ عَقْلِهِ.
51- وَ قَالَ ع عَجَباً لِلْعَاقِلِ كَيْفَ يَنْظُرُ إِلَى شَهْوَةٍ يُعْقِبُهُ النَّظَرُ إِلَيْهَا حَسْرَةً.
52- وَ قَالَ: هِمَّةُ الْعَقْلِ تَرْكُ الذُّنُوبِ وَ إِصْلَاحُ الْعُيُوبِ.» (بحارالانوار، ج ۱، صص ۱6۰ و ۱6۱.)