به مناسبت فرا رسیدن ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها، استاد احمد باقریان ساروی از اساتید و محققین حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «فرازهایی حول محور فاطمیه و حضرت زهرا سلام الله علیها» پرداخت.
/270/260/20/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: از تاریخ شهادت دختر عزیز پیامبر گرامی اسلام محمَّد مصطفی صلى الله عليه و آله یعنی صدِّیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها در سال یازدهم هجری تاکنون هزار چهارصد و سی و چهار سال سپری می شود؛ اکنون پس از گذشت چهارده قرن، آن واقعه جانسوز را با آنچه مردم ما آن را پاس داشته اند، در فرازهایی بازخوانی میکنیم.
فراز اول: سخن خدا و پیامبر (ص) در باره اهل بیت
استاد باقریان خاطرنشان کرد: خدا در قرآن کریم در باره دوست داشتن اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: «ِقُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُور». (الشوری: 23). در تفسیر این آیه شریفه گفته اند: خدای متعال به پیامبر (ص) فرمان داد تا به مردم بگوید: من در برابر دعوت شما به ایمان هیچ پاداشی نمیخواهم، جز اینکه خویشاوندانم را دوست داشته باشید (فخر رازی، مفاتیح الغیب 27: 594).
وی افزود: پیامبر گرامی اسلام صلى الله عليه و آله در باره اهل بیت توصیههای فراوان فرموده است. حاكم نيشابورى از زيد بن ارقم نقل كرده است كه گفت: [در هنگام بازگشت از حجة الوداع] پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان راه مكه و مدينه در كنار درختانى كه در پنج قسمت [بيشه] بزرگ قرار داشته است، فرود آمد؛ مردم از شدت گرما به سايه درختان پناه بردند. پيامبر صلىاللهعليهوآله تا عصر آن روز به استراحت پرداخت و نماز را خواند؛ سپس براى سخنرانى ايستاد و به حمد و ثناى خدا پرداخت و بسيار در اين باره سخن گفت؛ آنگاه فرمود: «أَيُّهَا النّاسُ اِنّى تارِكٌ فيكُمُ أَمْرَيْنِ لَنْ تَضِلُّوا اِنْ اتَّبَعتُمُوهُما، وَ هُما كِتابُ اللّهِ وَ أَهْلُ بَيْتى وَ عِتْرَتى».سپس فرمود: «آيا مىدانيد من نسبت به مؤمنان از خودشان براى تصرّف در جان و مال آنان سزاوارترم؟». اين سخن را سه بار فرمود، مردم گفتند: «آرى»، پس پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ». (المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 118، ح 4577/ 175) «هر كس را كه من مولاى او باشم على مولاى او است».
استاد باقریان خاطرنشان کرد: در روايت ديگر آورده است: پيامبر صلىاللهعليهوآله پس از حمد و ثناى خدا فرمود: «كَأَنّى قَدْ دُعيتُ فَاَجَبْتُ، إنّى قَدْ تَرَكْتُ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ أَحَدُهُما أكْبَرُ مِنَ اْلآخَرِ: كِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتى...»؛ سپس دست على را گرفت و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ وَلِيُّهُ، اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ». المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 118، ح 4576/ 174؛ ابوحمزه حسينى، البيان والتعريف، ج 2، ص 493، ش 1291، نقل از طبرانى در الكبير و حاكم از ابوالطفيل از زيد بن ارقم؛ صاعدى، المقتطفات من كتاب فضائل الصحابه، الفصل الثامن، القسم الثالث، ص 221، ح 267/1؛ ابن عبد ربّه، العقد الفريد، ج 4، ص 286.
وی اضافه نمود: از جابر نقل شده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «ستارگان سبب امنيت براى ساكنان آسمان هستند، آنگاه كه ستارگان بروند، آنچه در انتظار ساكنان آسمان است بر آنان فرود مىآيد و من سبب امنيت براى اصحابم هستم، آنگاه كه من بروم، آنچه در انتظار آنان است، بر آنان فرود مىآيد و اهل بيت من سبب امنيت براى امّتم هستند؛ آنگاه كه اهل بيت من بروند، آنچه در انتظار آنان [امّت من] است، بر آنان فرود مىآيد».( كنز العمّال، ج 12، ص 102، ح 34190؛ سبل الهدى والرشاد، ج 11، ص 6).
استاد باقریان افزود: ابن جرير، ابن ابى حاتم، طبرانى و ابن مردويه از امّ سلمه رضى اللّه عنها همسر پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده اند: پيامبر صلى الله عليه و آله در خانه امّ سلمه در حال خواب بود و كساء بر روى او پوشيده شده بود، فاطمه رضى اللّه عنها ديگ سنگى آورد كه در آن خوراك گوشت بود. پيامبر صلى الله عليه و آله [به فاطمه عليهاالسلام] فرمود: «شوهرت و دو پسرت حسن و حسين را نزد من فرا بخوان»، او [فاطمه عليهاالسلام] آنان را نزد پيامبر صلىاللهعليهوآله فرا خواند، آنان در حال خوردن بودند كه اين آيه بر پيامبر صلىاللهعليهوآله نازل شد: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ...»، پيامبر صلىاللهعليهوآله دنباله پارچهاى را كه بر روى او بود گرفت و آن را بر روى آنان پوشاند، آنگاه دست خود را از كسا بيرون آورد و به سوى آسمان گرفت؛ سپس گفت: «اَللّهُمَّ هؤُلاءِ أَهْلُ بَيْتى وَ خاصَّتى، فَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهيرا»، اين جمله دعا را سه بار گفت؛ امّ سلمه رضى اللّه عنها گفت: من سر خود را به داخل كسا بردم و گفتم: «اى پيامبر! آيا من نيز با شما هستم؟»، پيامبر صلىاللهعليهوآله دو بار فرمود «اِنَّكِ عَلى خَيْرٍ» (الدرّ المنثور، ج 6، ص 6.3)؛ يعنى «تو خوبى».
وی در ادامه بیان کرد: حديث ياد شده را احمد حنبل در كتاب فضائل با سه سند (فضائل أهل البيت من كتاب فضائل الصحابه، ص 89 - 90، ح 119 - 120)، واحدى و صالحى شامى با سندهاى فراوان، همگى از ام سلمه روايت كردهاند، با اين تفاوت كه صالحى آورده است جمله دعا در حق آنان را سه بار گفت و او و واحدى نام آن خوردنى را ديزى كه در آن خُزَيره (خوراكى كه گوشت را با آب در ديگ داخل كرده، چون پخته شود در آن آب بريزند) بود ذكر كردهاند.
وی افزود: صالحى سپس روايتى ديگر در تفسير آيه نقل كرد كه مقصود از اهل بيت، پيامبر صلىاللهعليهوآله، على، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام است. واحدى در ادامه آورده است: ام سلمه گفت من سر خود را به داخل خانه كردم و گفتم: «اى پيامبر! من با شما هستم؟»، فرمود: «اِنَّكِ اِلى خَيْرٍ، اِنَّكِ اِلى خَيْرٍ». (واحدى، اسباب النزول، ص 203)..
استاد باقریان خاطرنشان کرد: در حديثى آمده است: پيامبر صلى الله عليه و آله در بيمارى وفات خود فرمود: «أَلاْ اِنّى مُخْلِفٌ فيكُمْ كَتابَ رَبّى عَزَّوَجَلَّ وَ عِتْرَتى أَهْلَ بَيْتى».«آگاه باشيد! من در ميان شما دو چيز را مىگذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بيتم را»؛ سپس دست على را گرفت و آن را بالا برد و فرمود: «هذا عَلِىٌّ مَعَ الْقُرْآنِ، وَالْقُرْآنُ مَعَ عَلِىٍّ، لايَفْتَرِقانِ حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ، فَاَسْاَلُهُما ما خَلَّفْتُ فيهِما». (ابن حجر، الصواعق المحرقه، ص 126) «اين على با قرآن و قرآن با على است، اين دو از هم جدا نمىشوند تا در حوض كوثر نزد من وارد گردند، پس [در آنجا] آنچه را در مورد اين دو سفارش كردهام پرسش خواهم كرد».
این استاد حوزه علمیه مق در ادامه بیان کرد: از زيد بن ارقم نقل شده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله در باره على، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام فرمود: «أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ». (طبرانى، المعجم الكبير، ج 5، ص 184، ح 5031؛ ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج 13، ص 218 و ج 14، ص 158؛ باعونى، جواهر المطالب، ج 1، ب 23، ص 173). «من با كسىكه با آنان سازش و مصالحه كند، مصالحه مىكنم و با كسىكه با آنان بجنگد در جنگم» و نيز با عبارت «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ و سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ».(سنن الترمذى، ص 1096، ص 3895؛ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 52، ح 145؛ المعجم الكبير، ج 3، ص 40، حديث 2619 - 2621 و ج 5، ص 184، ح 5030؛ خوارزمى، المناقب، ص 150، ح 177؛ گنجى، كفاية الطالب، باب 93، ص 330 و 331).
وی افزود: در روايت ديگر از ابوهريره آمده است: پيامبر صلىاللهعليهوآله [به على، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلام] فرمود: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ، وَ سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ» (ابن مغازلى، مناقب على بن ابىطالب عليهالسلام، ص 63 - 64، ح 90؛ كنز العمال، ج 12، ص 97، ح 34164؛ ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 257 - 258).
استاد باقریان خاطرنشان کرد: حديث ياد شده از زيد بن ارقم نيز نقل شده است كه پيامبر آن را در بيمارى وفات خود فرموده است (تاريخ مدينة دمشق، ج 14، ص 157، ح 3481)، ابن عقده آن را از طريق زيد بن ارقم نقل كرده و گفته است: او صلىاللهعليهوآله اين سخن را به آنان در حالى فرمود كه از خانه بيرون آمده و چهار تن ياد شده را ديده بود.( فضائل امير المؤمنين، ص 28، ح 20). ذهبى نيز آن را از زيد بن ارقم نقل كرده است (تاريخ الاسلام، ج 3، ص 45).
وی در ادامه بیان کرد: آنچه خوانده ایم اندکی از احادیث فراوان از پیامبر عظیم الشان اسلام صلىاللهعليهوآله در باره ارزش و اهمیت اهل بیت او است که علی، فاطمه، و حسن و حسین علیهم السلام مصداق قطعی و قدر متیقن آن هستند.
فراز دوم: هشدار پیامبر (ص) از فتنه های پس از رحلت خود
استاد باقریان خاطرنشان کرد: مقريزى، ابن ابى الحديد و موصلى از عبد اللّه بن عمر از ابو مويهبه، غلام پيامبر صلىاللهعليهوآله نقل كرده اند كه گفت: پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «به من فرمان داده شد براى اهل بقيع استغفار كنم»، من با او در دل شب به بقيع رفتيم، آنگاه كه بر سر گور آنان ايستاد [پس از سلام بر آنان] فرمود: «أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللّيْلِ الْمُظْلِمِ، يَتْبَعُ آخِرُها أَوَّلَها، أَلآخِرَةُ أَشَدُّ مِنَ اْلأُولى». (سنن الدارمى، ج 1، ص 36 - 37؛ امتاع الاسماع، ج 2، ص 128؛ شرح نهج البلاغه، ج 13، ص 27؛ مناقب آل محمّد صلىاللهعليهوآلهوسلم، ص 42). «فتنهها و آشوبها مانند پارههاى شب تاريك روى آورده است، آخر آنها نخستين آنها را پيروى مىكند، آخر آنها سختتر از نخستين آنها است».
وی افزود: پيامبر صلىاللهعليهوآله در دوشنبه [روز وفات] وارد مسجد شد و نماز خواند؛ پس از نماز صداى خود را بلند كرد و با مردم سخن گفت؛ تا آنجا كه صداى او از درب مسجد بيرون مى آمد، فرمود: «أَيُّهَا النّاسُ سُعِّرَةِ النّارُ وَ أَقْبَلَتِ الْفِتَنُ، كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ» (ابن هشام، السيرة النبوية، ج 4، ص 653 - 654؛ مقريزى، امتاع الاسماع، ج 14، ص 442 و 473). «اى مردم آتش افروخته شده و فتنهها همانند شبهاى تاريك رو كرده است».
فراز سوم: نگرانیهای پیامبر (ص) برای آینده اهل بیت
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: در باره نگرانی های پیامبر صلىاللهعليهوآله برای آینده اهل بیت روایات فراوان است؛ به عنوان نمونه: محب طبرى از طريق ابو حاتم بن حِبّان و ابن السّرى با تفاوتى در بعضى از الفاظ، از عبد اللّه نقل كرده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «اِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ اخْتارَ اللّهُ لَنا اْلآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيا، وَ اِنَّ أَهْلَ بَيْتى سَيُلْقَوْنَ بَعْدى اثْرَةً وَ شِدَّةً وَ تَطْريدا فِى الْبِلادِ حَتّى يَأْتِىَ قَوْمٌ مِنْ ههُنا - وَ أشارَ بِيَدِهِ نَحْوَ الْمَشْرِقِ - أصحابُ راياتِ سُودِ...». (مختصر ذخائر العقبى، ص 29).
فراز چهارم: رازگویی پیامبر (ص) با علی و فاطمه در هنگام وفات
استاد باقریان خاطرنشان کرد: هیچ یک از محدثان و مورخان نقل نکرده است که پیامبر گرامی اسلام صلىاللهعليهوآله در هنگام وفات خود با جز علی و فاطمه علیهما السلام به رازگویی پرداخته باشد؛ ولی رازگویی آن حضرت آن دو را هیچ کس انکار نکرده است. در باره رازگویی پیامبر صلىاللهعليهوآله در هنگام وفاتش با دختر پاکش فاطمه زهرا سلام الله علیها در منابع شیعه و سنی مشهور است: از ابن عباس نقل شده است که گفت: فاطمه [سلام الله علیها] در بیماری وفات پیامبر صلىاللهعليهوآله نزد او رفت، [پیامبر] به او گفت: من برای مرگ آماده شده ام، فاطمه گریه کرد، پیامبر به او فرمود: «گریه نکن، زیرا تو پس از من زندگی نمیکنی جز هفتاد و دو روز و نصفی تا اینکه به من ملحق میشوی...». . (بحار الانوار ج 43، ح 3).
وی افزود: پیامبر گرامی اسلام صلىاللهعليهوآله در موارد فراوان از جمله در هنگام وفات خود با علی علیه السلام رازگویی داشته است: از ام سلمه [يكى از همسران پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله كه همواره گوش به فرمان خدا و پيامبر صلىاللهعليهوآله بود] نقل شده است كه گفت: «به خداوندى كه به او سوگند ياد مىكنم على نزديكترين مردم به پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله بود»، ام سلمه گفت: ما هر روز به عيادت پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله مىرفتيم، بارها مىگفت: «آيا على آمد؟»، ام سلمه گفت: من گمان بردم كه پيامبر صلىاللهعليهوآله على را براى كارى فرستاده بود، على آمد و ما گمان كرديم كه پيامبر صلىاللهعليهوآله با او كارى دارد، از خانه بيرون رفتيم و در كنار درب نشستيم، من از ميان آنان [زنان پيامبر صلىاللهعليهوآله] به درب نزديكتر بودم، على گونه خود را بر گونه پيامبر صلىاللهعليهوآله گذاشت و در سمت چپ او قرار گرفت و با او آهسته سخن مىگفت و پيامبر صلىاللهعليهوآله در آن روز قبض روح شد. (المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 149، ح 4671/269؛ المصنّف، ج 7، كتاب الفضائل، ب 18، ص 494، ح 3؛ مسند ابى يعلى، ج 5، ص 256 - 257، ح 6928 و ص 267 - 268، ح 6962؛ طبرانى، المعجم الكبير، ج 23، ص 375، ح 887؛ باعونى، جواهر المطالب، ج 1، ب 24، ص 175 - 176؛ احمد حنبل، فضائل اهل البيت من كتاب فضائل الصحابه، ص 198، ح 296). ابن عساكر اين حديث را با سندها و از راويان متعدد از امّ سلمه، هندى آن را از طريق فاطمه زهراء عليهاالسلام، از ام سلمه روايت كردهاند. (تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 394 - 395؛ كنز العمّال، ج 13، ص 146، ح 36459).
فراز پنجم: رضايت فاطمه (ع)، نشانه حق
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: رضايت فاطمه عليهاالسلام از فرد يا افرادى در نگاه پيامبر اسلام صلىاللهعليهوآله نشانه حق بودن و خشم و نارضايتى او نشانه باطل بودن آن فرد يا افراد است. اين چيزى است كه از احاديث پيامبر صلىاللهعليهوآله استفاده مى شود. چنانكه روشن مىشود كه فاطمه عليهاالسلام در حالى از دنيا رحلت كرد كه دو تن را از خود رانده و بر آن دو خشمگين بود:
1. در صحيح مسلم با دو طريق از عايشه نقل شده است: پيامبر صلىاللهعليهوآله در هنگام وفات خود با فاطمه سخنى آهسته گفت، فاطمه غمگين شد و گريه كرد، پيامبر صلىاللهعليهوآله براى بار دوم فاطمه را خواست و با او سخن گفت، فاطمه خنده كرد، از فاطمه راز آن خنده و گريه را پرسيدم، پاسخ نداد، تا پيامبر صلىاللهعليهوآله وفات كرد، از او پرسيدم، در پاسخ گفت: ... پيامبر صلىاللهعليهوآله در بار دوم به من فرمود: «يا فاطِمَةُ"! أَلا تَرْضَيْنَ أَنْ تَكُونى سَيِّدَةَ نِساء الْمُؤْمِنينَ أَوْ سَيِّدَةِ نِساءِ هذِهِ الاُمَّةِ؟». (صحيح المسلم بشرح النووى، ج 16، ص 7 - 8، ح 98/2450 و 99/2450؛ ذهبى، تاريخ الاسلام، ج 1، ص 546). «آيا راضى نمىشوى كه سرور زنان مؤمن، يا سرور زنان اين امّت گردى؟».
ذهبى این حديث را متفق عليه [مورد اتفاق محدثین] خوانده است. (تاريخ الاسلام، ج 2، ص 546).
2. پيامبر صلىاللهعليهوآله به اسماء فرمود: «اِنَّ فاطِمَةَ حُورِيَّةٌ فى صُورَةٍ اِنْسِيَّةٍ». (ابو نعيم، مناقب آل محمّد صلىاللهعليهوآله، ص 73).«فاطمه حوريهاى در شكل انسان است».
3. مسلم با سندى از مِسْوَر بن مخرمه روايت كرده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: «فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنّى، يُؤْذينى ما اذاها» (صحيح المسلم بشرح النووى، ج 16، ص 5، ح 94/2449).
در صحيح بخارى جمله آخر پيامبر صلىاللهعليهوآله را اينگونه آورده است: «... فَمَنْ اَغْضَبَها اَغَضَبَنى». (صحيح البخارى، ج 4، كتاب فضائل اصحاب النبى، ص 252، ح 3714 و ب 29، صفحه 264، ح 3767).
طبرانى نيز آن را با سندى از ابو مليكه، از مِسور بن مخرمه روايت كرده است. (المعجم الكبير، ج 22، ح .....1012).
4. طبرانى، حاكم و سمهودى با سندى از جعفر بن محمد، از پدرش، از على بن حسين بن على، از حسين بن على، از على[عليهالسلام] نقل كردهاند كه پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم به فاطمه عليهاالسلام فرمود: «اِنَّ اللّهَ يَغْضِبُ لِغَضَبِكِ، وَ يَرْضى لِرِضاكِ». (المعجم الكبير، ج 1، ص 108، ح 182؛ المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 167، ح 4730/328؛ جواهر العقدين، القسم الثانى، ج 1، ص 265).
ابن حجر در باره اين حديث نوشته است: ابو سعيد در شرف النبوّه و ابن مثنّى آن را اخراج كردهاند. (الصواعق المحرقة صيدا، ص 217).
5. با سندى صحيح از ميسور نقل شده است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله[به على عليهالسلام] فرمود: «به تو سه چيز داده شد كه به هيچكس و به من داده نشد: به تو پدر خانمى مانند من داده شد و به من مانند تو داده نشد، به تو همسرى راستگوى راستكردار مانند دختر من داده شد و به من مانند آن داده نشد، حسن و حسين از صلب تو به تو داده شد و مانند آن دو از صلب من به من داده نشد، ليكن شما از من هستيد و من از شما هستم».(مناقب الامام امير المؤمنين على بن ابى طالب عليهالسلام من الرياض النضره، ص 202 – 203).
فاطمه چنين شخصيتى بود كه پيامبر صلىاللهعليهوآله به على عليهالسلام فرمود: همسرى به مانند همسر تو به من داده نشد»؛ يعنى فاطمه بر همه زنان پيامبر صلىاللهعليهوآله از جمله بر حضرت خديجه عليهاالسلامبرترى داشت، بر خديجهاى كه مورد محبّت فوق العاده پيامبر صلىاللهعليهوآله بوده و تا او زنده بود با هيچ زنى ازدواج نكرده بود، با اين حال پيامبر صلىاللهعليهوآله در اين احاديث، به ويژه در حديث اخير مقام فاطمه را از خديجه نيز بالاتر دانسته است.
استاد باقریان خاطرنشان کرد: در كنار اين احاديث سخن خدا در قرآن کریم را قرار بدهيد كه فرمود: «وَالَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ». (التوبه، 61).«آنانكه پيامبر را بيازارند براى آنان عذابى دردناك خواهد بود» و «اِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ * وَالَّذينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَااكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانا وَ اِثْما مُبينا». (الاحزاب، 57 و 58). بنا براين آنان كه فاطمه عليهاالسلام را آزار رساندهاند خدا و پيامبر صلىاللهعليهوآله را آزار رساندهاند، در دنيا و آخرت استحقاق لعن و و عذاب خدا را دارند.