استاد فتحی مطرح کرد؛

پاسخی به جوانان، برای چند شبهه در مورد انقلاب

استاد فرهاد فتحی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «پاسخی به جوانان، برای چند شبهه در مورد انقلاب» پرداخت.

/270/260/21/

مسئله اول: تشکیل حکومت توسط فقیه در زمان غیبت

این استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم و فعال در عرصه رسانه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: در مورد تشکیل حکومت توسط فقیه در زمان غیبت، دو نظر وجود دارد و نسبت به هر کدام از این نظرها نیز بزرگانی از علمای شیعه بر آن قائل هستند. از این رو باید گفت بحثی علمی است و مثل مسائل فقهی دیگر که اختلاف نظر وجود دارد، در اینجا نیز اختلاف نظر است. برخی از بزرگان می گویند حکومت، فقط مختصّ امام معصوم است و فقیه فقط می تواند قاضی و مرجع تقلید باشد؛ برخی دیگر از اعاظم می گویند فقیه می تواند حکومت هم تشکیل بدهد. وجود این اختلاف نظر، به خاطر مبانی علما و یا برداشت های مختلف نسبت به پذیرش برخی روایات است. امام خمینی رضوان الله تعالی علیه از علمایی است که قائل به این است که فقیه می تواند حکومت تشکیل بدهد؛ چه اینکه اعاظمی دیگر از علمای اعلام، همانند آیات عظام فاضل لنکرانی و سید محمد شیرازی بزرگ، به این نظر قائل هستند؛ بلکه آیت الله شیرازی تشکیل حکومت در زمان غیبت را از اوجب واجبات بیان می کند. پس طبق نظر برخی علما، که ما هم طبق تحقیق همین نظر را قبول داریم، تشکیل حکومت توسط فقیه جایز است و هر وقت امکان تشکیل حکومت باشد، فقیه باید این کار را انجام بدهدد.

 

وی افزود: اینکه کسی بگوید فقیهی بزرگوار، مخالف انقلاب امام رضوان الله تعالی علیه بوده است، لطمه ای به کلام نمی زند؛ چه اینکه امام راحل رضوان الله علیه نیز فقیه بودند؛ به فرض محال اگر همه علما با حرکت امام مخالف باشند، باز از لحاظ شرعی، امام باید به حجت خودش عمل کند؛ چون امام مقلّد دیگری نیست و خودش فقیه است. نتیجه سخن آنکه مقوله تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت توسط فقیه، اختلافی است؛ ولی این اختلاف موجب نمی شود امام به حجت خودش عمل نکند. اگر فقیهی قائل بر این است که نباید کمک کند و نسبت به تشکیل حکومت، اقدامی نماید، نباید برای فقیهی که قائل بر تشکیل حکومت است، مانع ایجاد نماید.

 

مسئله دوم: پذیرش تشکیل حکومت و اشکال بر زمان آن

استاد فرهاد فتحی خاطرنشان کرد: برخی اصل تشکیل حکومت را می پذیرند؛ اما می گویند 1357 زمانی مناسب برای انقلاب نبود و باید امام رضوان الله تعالی علیه صبر می کردند. به این سؤل، سه پاسخ باید داد:

۱. آیا اکنون که ۴۴ سال از انقلاب گذشته است، وضعیت، بهتر نشده است؟ صبر امام برای تشکیل انقلاب، وضعیت را بهتر نمی کرد و بلکه هر روز، بدتر می شد. و اصولا اگر کسی منتظر بماند تا زمانی مناسب پیدا بشود و سپس کاری را انجام بدهد، غالبا هیچ وقت نباید کاری انجام داد.

۲. به آنها که نظر می دهند که نباید انقلاب در آن زمان می شد، باید گفت اگر نظر شما این است، نظر امام، به عنوان یک فقیه، که مقلد کسی نبود، آن بود. همه آنهایی که به امام اشکال کردند، از لحاظ علمی، بالاتر از امام نبودند؛ و اتفاقا علمیّت امام راحل رضوان الله تعالی علیه نسبت به برخی از منتقدین، بالاتر هم بوده است.

۳. به نظر ما اگر انقلاب نمی شد، هم تشیع در ایران منزوی یا نابود می شد، و هم کشور ایران تجزیه می گردید؛ نه مانند امروز که ایران، مرکز تشیع جهان است و به برکت انقلاب، کارهای دینی می توان انجام داد. آرزوی همه فقهای ما بود که مراسم فاطمیه برپا کنند؛ ولی ۱۴۰۰ سال نتوانستند؛ و این مهم، در بستر انقلاب اتفاق افتاد. اگر انقلاب نمی شد، امروز جمعیت میلیونی عاشق رفتن به اربعین نبودند و صدها کار معنوی دیگر به برکت انقلاب انجام گردید.

 

مسئله سوم: طرح عصمت امام راحل

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: عده ای در پاسخ می گویند امام راحل معصوم نبود و از این رو هر کاری که انجام داده، نمی تواند درست بوده باشد. در پاسخ می گوییم عصمت خاصّه مخصوص اهل بیت علیهم السلام است و جایگاه ویژه آن انوار طاهرین مشخّص است؛ اما یک کشاورز نیز این امکان را دارد با مراقبت، به مرحله ای از مراحل عصمت دست یابد.

 

مسئله چهارم: امکان انتقاد به امام راحل رضوان الله علیه

استاد فرهاد فتحی افزود: مقام معظم رهبری حفظه الله بارها فرمودند که حتی می توان از ایشان انتقاد کرد؛ چه اینکه بارها در حضور مقام عظمای ولایت، از ایشان انتقاد هم شده است و ایشان هم پاسخ فرمودند؛ اما نکته در این است که بحث برخی از منتقدین، انتقاد کردن نیست؛ اگر ما انتقاد نمی کنیم، به معنای عصمت نیست؛ چون اولا نظرات رهبری را کارشناسی می دانیم و ایشان در هر حوزه ای با کارشناسان مشورت می کند؛ ثانیا ایشان را به عنوان فقیه، حجت می دانیم؛ و الا قمر بنی هاشم علیه السلام نیز همانند معصومین سلام الله علیهم نبود؛ مالک اشتر، سلمان و ابوذر و استانداران حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز جایگاهشان نسبت به معصومین علیهم السلام واضح است؛ اما حجیت دارند؛ چرا که از جانب امام، انتصاب یافته اند. فقیه هم چون نصب عامّ از جانب معصوم علیهم السلام دارد و طبق ادله ای که مورد پذیرش ماست، باید امتثال اوامر فقیه بشود و بر ما حجیت دارد؛ و صحبت از عصمت نیست.

 

مسأله پنجم: تشکیک در برخی عملکردهای امام راحل

این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: برخی نسبت به عملکردها انتقاد دارند و به عنوان مثال، می گویند «کاش امام مثل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در فتح مکه عمل می کرد و همه را می بخشید و کسی اعدام نمی شد»؛ یا می گویند «کاش اول انقلاب تنش زدایی می کرد و برای خودش دشمن درست نمی کرد».

 

وی افزود: در پاسخ باید گفت این کلام، از ساده لوحی و عدم اشراف به مسائل است.

اولا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم در همان فتح مکه، همه را نبخشیدند.

ثانیا همان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ های مختلف، افراد مختلفی را کشتند.

ثالثا خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام هم تنش زدایی نکردند. پیامبر هنوز در اطرافیان خودش هم دشمن داشت؛ ولی به سران کشورها نامه می نوشت و به اسلام دعوت می نمود و مانند برخی از منتقدین نفرمودند بگذارید اول، پایه های حکومت، محکم بشود؛ بعد از آن، نامه بنویسم و دنیا را عصبی نکنم!ً  یا امیرالمومنین سلام الله علیه می توانستند سهمی را هم به مخالفین بدهند و چند سال، درگیر جنگ نباشند. احتمال دارد برخی در اینجا بگویند آن بزرگواران، معصوم بودند؛ پس فعلشان حجت است؛ در پاسخ می گوییم فقیه هم از نظر ما از جانب امام معصوم علیه السلام، انتصاب عام دارند و کارهایی که استدلال دینی داشته باشد، حجت است. به نظر ما همه اینها استدلال دینی دارد؛ نه اینکه او را امام معصوم بدانیم یا نگاه قدسی به او داشته باشیم.

 رابعا انقلاب اسلامی هرکاری می کرد، باز عده ای دشمن او بودند و تنش زدایی معنا نداشت؛ یک نفر بساط ۲۵۰۰ سال پادشاهی را بهم زده است و دست عده ای از منافع میلیون دلاری قطع شده است؛ طبیعی است که قائله درست کنند و کودتای نوژه تا اغتشاشات سال های اخیر را به راه بیندازند.

 

وی افزود: برخی در مورد تسخیر سفارت امریکا در 13 آبان 1358 سخن می گویند که باز از ساده لوحی است؛ آنهاا اطلاع ندارد که در کشورهای دیگر هم همین اتفاق می افتاده است و اگر سفارت آمریکا را نمی گرفتند، انقلاب در همان مرحله اول براندازی می شد؛ و برای همین است که امام راحل رضوان الله تعالی علیه نسبت به آن فرمودند: «انقلاب دوم» بوده است. اگر باز هم کسی بگوید براندازی هم می شد، بهتر بود، باز هم می گوییم امام مقلد نبودند و به تشخیص خود عمل کردند.

 

استاد فرهاد فتحی در بخش پایانی گفتگو خاطرنشان کرد: امیدوارم کسانی که به هر دلیلی مورد بی مهری قرار گرفتند، تبدیل به ضد انقلاب نشوند و جانب انصاف را رعایت نمایند. این موضوعات، نیاز به بحث های دقیق و علمی دارد و سعی شد تا ساده بیان بشود تا طلبه های مبلغ بتوانند بهتر، برای جوانان، انتقال پیام کنند؛ اگر چه باید سعی کنیم و تلاش کنیم و به بهتر شدن وضعیت کشور کمک نماییم.

 

 

ش, 09/11/1402 - 12:06