استاد محمد ابراهیم کفیل از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «حیاء» پرداخت.
/270/260/22/
این استاد درس خارج حوزه در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین عوامل خود نظم دهی که دین معرفی می کند، حیاء است. در بحث انسان شناسی، اخلاق از اهمیت ویژه برخوردار است که در بر گیرنده عوامل بسیاری است و در میان، این مجموعه برخی امتیاز و برتری ویژه ای دارند که مکارم اخلاق نامیده می شوند و در بین مکارم، «حیا» در رأس همه قرار دارد. در روایتی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْمَكَارِمُ عَشْرٌ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ فِيكَ فَلْتَكُنْ فَإِنَّهَا تَكُونُ فِي الرَّجُلِ وَ لَا تَكُونُ فِي وَلَدِهِ وَ تَكُونُ فِي الْوَلَدِ وَ لَا تَكُونُ فِي أَبِيهِ وَ تَكُونُ فِي الْعَبْدِ وَ لَا تَكُونُ فِي الْحُرِّ قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ صِدْقُ اللِّسَانِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ إِقْرَاءُ الضَّیْفِ وَ إِطْعَامُ السَّائِلِ وَ الْمُكَافَأَةُ عَلَى الصَّنَائِعِ وَ التَّذَمُّمُ لِلْجَارِ وَ التَّذَمُّمُ لِلصَّاحِبِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَيَاءُ» (الكافي(الطبعة القديمة)؛ ج 2؛ 56؛ باب المكارم ..... ص: 55)
استاد محمد ابراهیم کفیل در ادامه بیان کرد: در اهمیت حیاء روایات بسیاری آمده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: الْحَيَاءُ وَ الْعَفَافُ وَ الْعِيُ أَعْنِي عِيَّ اللِّسَانِ لَا عِيَّ الْقَلْبِ، (المراد بعى اللسان ترك الكلام فيما لا فائدة فيه.) مِنَ الْإِيمَانِ
2- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ رَقَّ وَجْهُهُ رَقَّ عِلْمُهُ.
3- عَنْ أَحَدِهِمَا علیهماالسلام قَالَ: الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ (حبل يجمع به البعيران) فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ.
4- عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ» (كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية) - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.ج 2 ص 106)
این استاد حوزه علمیه قم در ادامه بیان کرد: حیاء نیرویی است مهار کننده و نظم دهنده که رفتارهای فیزیکی و روانی انسان را بر اساس شرع و عرف تنظیم می کند. حیا نه مبتنی بر ترس است و نه مبتنی بر طمع؛ بلکه مبتنی بر احترام به خود و کرامت انسانی است که بر اساس آن، وقتی شخص خود را در حضور شخصی کریم بیابد، از ارتکاب زشتی ها خودداری و رفتار خود را تنظیم می کند. انسان به میزان کرامتی که از آن برخوردار است، شرم دارد که به زشتی ها آلوده شود و یا از زیبایی ها محروم گردد.