استاد فربهی مطرح کرد؛

قلت کلام، قلت طام و قلت منام

استاد احمد فربهی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «قلت کلام، قلت طام و قلت منام» پرداخت.

/270/260/23/

امام علی علیه السلام می فرماید: «اذا اراد الله سبحانه صلاح عبد الهمه قلة الکلام و قلة الطعام و قلة المنام». واژه «قلت» یک واژه نسبی است و طبیعتا باید به صورت نسبی معنا کنیم. از این  رو قرائن لبّیه و همچنین سایر روایات دیگر هم مخصّص آن می شوند. قلت، نه اینکه نتوانی عمل صالح انجام بدهی. چون در سوره مؤمنون می خوانیم: «يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَليم‏» (المؤمنون: 51)

 

وی افزود: آموزه اسلام آن است که به اندازه ای بخوریم که بتوانیم عمل صالح انجام بدهیم. اگر بیشتر از آن و به خاطر استمتاع بخوریم، خدای متعال معاذ الله در روز قیامت بفرماید: «وَ يَوْمَ يُعْرَضُ الَّذينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ في‏ حَياتِكُمُ الدُّنْيا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بِها فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَفْسُقُون‏» (الأحقاف: 20) باید تا حدی باشد که آن استمتاع نباشد. همین لقمه ها را به اندازه ای خورد که انسان را قادر به عمل صالح کنند؛ و الا اگر یک لقمه هم اضافه بود هم نباید خورد.

 

استاد فربهی در ادامه بیان کرد: خواب هم به همین کیفیت است. خواب همانند طلبکاری است و باید طلبش را بدهیم و الا طلبش را می گیرد. در کتاب غررالحکم می خوانیم: «3974- بِئْسَ‏ الْغَرِيمُ‏ النَّوْمُ‏ يُفْنِي قَصِيرَ الْعُمُرِ وَ يُفَوِّتُ كَثِيرَ الْأَجْرِ»

 

وی خاطرنشان کرد: به نظر می رسد روایاتی که این سیاق را دارند، زمینه های صلاح و شخصیت رفتارهای خیر را بیان می کنند. یعنی قلت کلام یکی از زمینه های رشد و کمال است. کم خوردن و کم خوابیدن زمینه ای است که انسان به شخصیت خیر برسد. یعنی آن را برای او امر راجحی می کند. «الهمه به شکل طبیعت ثانویه بشود که به طور کلی شخصیت کم حرف و کم خواب است.  «وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدين‏» (الأنبياء: 73) خود فعل خیرات را به او وحی کرد. نه اینکه به او پیام داد که این کار خوب است؛ رفتار خوب را در شخصیتش قرار داد. خدای متعال رفتار خوب را در شخصیت مردان الهی قرار داد. علاوه بر اینکه به او وحی کرد که این کار، خوب و این کار، بد است، حتی خود فعل خیرات را به او وحی کرده است.  مانند وحی که در زنبور عسل است. وحی در اینجا که کلامی نیست و تناسب بر آن ندارد. به صحرا رفتن زنبور عسل به صورت غریزه اولیه است. در اینجا و این آیه شریفه غریزه ثانویه می شود. مانند «العادة طبيعة ثانية غالبة» (« شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد؛ ج‏20 ؛ ص302) برخی هستند با عادت کردن به این طبیعت ثانیه می رسند و برخی هستند که خدای متعال این طبیعت را به آنها الهام می کند و در آنها قرار می دهد

 

س, 09/28/1402 - 11:40