استاد نمازی مطرح کرد؛

علتی از علل سقوط جامعه نبوی

استاد روح الله نمازی از اساتید حوزه علمیه قم در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی نشست دوره ای اساتید، به موضوع «عوامل سقوط جامعه بعد از پیامبر (ص)» پرداخت.

/270/260/22/

این خطیب توانمند در ابتدای گفتگو خاطرنشان کرد: حضرت زهرا سلام الله علیها به چندین نحو به پشتیبانی از حضرت امیر علیه السلام می پردازد؛ از جمله با بیان ویژگی های وجود نازنین مولا علیه السلام؛ و همچنین با بیان ویژگی های حکومت داری حضرت علیه السلام. در مرحله ای دیگر حضرت زهرا سلام الله علیها به بیان عوامل سقوط جامعه بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می پردازد؛ جامعه ای که از ولایت و امامت به خلافت سقوط پیدا می کند و از آنجا به سلطنت و موروثی شدن سلطنت می انجامد.

 

وی افزود: مقام امامت و ولایت، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به گونه ای که در سوره بقره می خوانیم زمانی به حضرت ابراهیم علیه السلام مقام امامت داده می شود که دارای مقام نبوت هم بوده است؛ یعنی اگرچه مقام نبوت را به ابراهیم خلیل الله دادند؛ اما مقام امامت، اینگونه نیست که به همین راحتی به کسی بدهند. بلکه باید مورد امتحانات قرار بگیرد. «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين‏» (البقرة: 124)

 

استاد نمازی در ادامه بیان کرد: خداوند متعال تأکید می کند که «عهد من به ظالمین نمی رسد». مقام امامت اینگونه است؛ اگر عقبه بدی داشته باشد و لاحقه اش خوب باشد؛ یا بر عکس؛ یا در هر دو بد باشد، مناسب امامت نیست؛ یعنی حتی اگر کسی انسان خوبی هم شده باشد و توبه هم کرده باشد، به درد امامت نمی خورد. اما شاهد آن هستیم که بعد از پیامبر، امامت و ولایت به خلافت، به سلطنت و به موروثی بودن آن تنزل یافته است.

 

وی خاطرنشان کرد: یکی از عامل ایجاد این تنزل، «نفاق» در بین مردم مدینه است. «فلما اختار الله لنبیه دار انبیائه و مأوی اصفیائه ظهر فیکم حسکة النفاق» مانند لاک پشتی که سر در لاک خود داشته است و بعد از مدتی سر از لاک خودش بیرون می آورد. در زمان پیامبر جرأت نکردند چهره واقعی خود را نشان بدهند؛ اما بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانند لاک پشت سر از لاک بیرون آوردند.

 

وی افزود: در نامه حضرت امیر علیه السلام به فرمانداران خود شاهد توصیه مؤکد حضرت و هشدارشان نسبت به نفاق را می بینیم. در نامه حضرت امیر علیه السلام به محمد بن ابی بکر که به عنوان استاندار مصر برگزیده شده بود، می فرمایند: «إنِ استَطعْتُم يا أهلَ مِصر، ولا قُوَّةَ إلَّاباللَّهِ أنْ يُصَدّقَ قَولُكُم فِعلَكُم وسِرُّكم عَلانِيَتَكُم، ولا تُخالِفُ ألسِنَتِكُم قُلوبَكُم فافعَلُوا، عَصَمَنا اللَّهُ وإيِّاكُم بالهُدَى، وسَلَكَ بِنا وبِكُم المَحَجّةَ الوُسطى، وإيِّاكُم ودَعوَةَ الكَذّابِ ابنِ هندٍ، وتأمَّلُوا واعلَمُوا أ نَّه لا سواءٌ إمامُ الهُدى، وإمامُ الرَّدَى، ووصيُّ النَّبيّ، وعدوُّ النَّبيّ، جَعَلنا اللَّهُ وإيِّاكُم مِمَّنْ يُحِبُّ ويَرضَى، وقَد قالَ النَّبيُّ صلى الله عليه و آله: إنّي لا أخافُ علَى أُمَّتي مُؤمِناً ولا مُشرِكاً، أمَّا المُؤمِنُ، فيمنَعُهُ اللَّهُ بإيمانِهِ وأمَّا المُشرِكُ، فَيُخزيهِ اللَّهُ بِشِركهِ، ولكنّي‏ أخافُ‏ عليكُم‏ كُلَ‏ مُنافِقٍ‏ عالِمِ اللِّسانِ، يَقولُ ما تَعرِفُونَ، ويَعمَلُ ما تُنكِرونَ» (احمدى ميانجى، على، مكاتيب الأئمة عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1426ق؛ ج‏ 1؛ ص256)

 

استاد نمازی خاطرنشان کرد: ولی عصر علیه السلام در نامه ای به سعد بن عبدالله اشعری قمی فرمود کسانی که منافق هستند، از روی طمع هستند که ایمان می آورند. در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم همین بود؛ قرآن کریم به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به منافقین هشدار می دهد. در سوره توبه می خوانیم: «وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلى‏ عَذابٍ عَظيم‏» (التوبة: 101)

 

ش, 09/18/1402 - 12:49